در چند سال اخیر به استناد احادیثی که در کتابهای حدیثی اهل سنت در باره فضائل شام آمده، شمار زیادی مسلمان ساده دل را از اقصا نقاط دنیا به سوریه کشانده اند تا در یک جنگ مقدس شرکت دهند.
در یادداشتی که چند روز قبل نوشتم اشاره به استفاده داعش از گفتمان مهدوی کردم. این استفاده، غالبا از روایات مربوط به رایات سود یا همان پرچم های سیاه است که لباس سیاه این گروه از آن جمله است. روایات مزبور که تقریبا همه آنها ساخته بنی عباس است، و درون آنها غالبا به آل عباس هم اشاره دارد، به صورت ناشیانه، برای یک حرکت که اسلام و مشی شان بیشتر به امویان شباهت دارد، به کار می رود. در واقع حرکت داعش، بیشتر به یک حرکت سفیانی شباهت دارد تا عباسی. با این حال، روزگار ما آن قدر آشفتگی دارد، و چنان و چندان بارکش زیاد است که هیچ باری زمین نمانده و هیچ حرکتی بی یاور نخواهد بود. کافی است سوژه ای باشد و تبلیغاتی و قدرتی و پولی، چیزی که کم است جدیت علمی و پژوهش و درستی و راستی.به هر روی، باید توجه داشته باشیم که این گروه که به اسم دین آمده اند، مانند غالب حرکت های مشابه، همواره تلاش دارند تا از مضامین دینی، نقلهای حدیثی و تاریخی مقدس، داستان ها و اخبار و به طور کلی ذهنیت هایی که در لایه های مختلف جامعه دینی وجود دارد، استفاده کند. این استفاده در چارچوب مفاهیم و اصطلاحات و شعارها و رمزها، همه جا دیده می شود و لازم است تا به مرور به آن پرداخته شود. در اینجا افزون بر گفتمان مهدوی به یک نمونه دیگر هم اشاره می پردازم:یکی دیگر از فضاهایی که در این سه سال گذشته به لحاظ حدیثی ـ مذهبی مطرح شده و حرکتهای مخالف اسد در سوریه از آن استفاده کرده و جنبش حدیثی اموی یاور آن بوده، روایات مربوط به فضائل شام است. شام مبارک، اصطلاحی است که بارها و بارها در ادبیات گروه های جهادی ـ تکفیری سوریه آمده و بر اساس همین روایات است که شماری از مسلمانان سایر کشورها، به هوای هجرت و اطلاق کلمه مهاجران بر آنها به سرزمین مقدس شام، از بلاد خود جدا شده و راهی این دیار شده و می شوند.محمود ابوریه متخصص تاریخ و منتقد جدی احادیث ساختگی، با اشاره به روایات جعلی کعب الاحبار در باره شام و معاویه، می گوید: از ثمرات آمدن کعب الاحبار به شام در حاکمیت معاویه، روایاتی بود که در باره فضائل شام جعل شد. [الاضواء‌علی السنة‌ المحمدیه، ص 119]. این اشاره کوتاه، اما بسیار دقیق و عالمانه است.
احادیث فضیلت شام در مجامیع حدیثی اهل حدیث، مانند مسند احمد بن حنبل و آثار دیگر فراوان آمده است. تصویری که از این احادیث در باره «شام»‌ بدست می آید، یک سرزمین مبارک و مقدسی است که گویی بااندازه ملائکة الله و انبیاء الهی بوده و تمامی ابدال و نیکان جامعه انسانی در آنجا زیست می کنند.
نمونه آن این حدیث است که ملائکه بالهای خود را در شام گشوده اند. راوی حدیث زید بن ثابت است که از قول رسول (ص)‌ گفته است که حضرت فرمود: طوبی للشام، آنگاه وقتی علت را پرسیدند، فرمود: لان ملائکة الرحمن باسطو اجنحتها علیه.
روایت دیگر این است که «اهل الشام سوط الله تعالی فی الارض ینتقم بهم ممن یشاء من عباده» شامیان، تازیانه خداوند در روی زمین هستند و خداوند از هر کدام از بندگانش که بخواهد به کمک آنان انتقام می گیرد. [کنز العمال: 12/ 273].
در همان منبع، دهها حدیث دیگر از مصادر مختلف قدیمی، در فضیلت شام آمده است؛ دو نمونه دیگر این است: عقر دارالاسلام بالشام. و روایت دیگر:‌علیکم بالشام فانه صفوة بلاد الله یسکنها خیرته من خلقه»، «شام اصل و اساس دارالاسلام است». «آنجا برگزیده بلاد خداست که بهترین بندگانش در آنجا اقامت دارند».
و روایت دیگر: «لاتسبوا اهل الشام فان فیها الابدال» مردمان شام را دشنام ندهید، چرا که ابدال و پاکان در آنجا هستند.
البته همه این احادیث جعلی کار امویان نیست، بلکه در ادوار بعد، آنان که اموی مسلک بودند از یک سو، و بسیاری از کسانی که می خواستند شام را برابر عراق مهم تر جلوه دهند، و نیز در زمانی که شام یکی از مراکز ثقل صوفیان شده بود، همواره احادیثی ساخته و پراکنده می کردند.
به طور کل در باره بیشتر شهرهای اصلی و اولیه دنیای اسلام، فضائلی نقل شده است، شهرهایی که اساسا پای رسول الله به آنها نرسیده است. نمونه آن احادیثی است که بعدها در فضیلت قزوین ساخته شده و هدف آن کشاندن مهاجرانی به آن شهر برای دفاع از شهر برابر کفار شمال ایران در قرن اول و دوم بوده است. این قبیل احادیث که فراوان هم هست، نشان می دهد که تا چه پایه دانش حدیث سست بوده و همواره نیاز به اصلاح و تهذیب داشته است.
شمار احادیث مربوط به فضائل الشام به حدی بوده است که در قرن پنجم، شخصی با نام ابوالحسن علی بن محمد ربعی مالکی کتابی با همین عنوان «فضائل الشام» نوشته است.
به طور معمول فضائل شام و بیت المقدس به هم متصل شده و به عنوان سرزمین انبیاء مورد تقدیس قرار گرفته است. بنابرین نویسنده دو طرف نیز در این باره فعالیت های مشترک درند. محمد بن عبدالواحد مقدسی (م 643) نیز که در شام تحصیل کرده و در سمت جبل قاسیون اقامت داشته، در ضمن کتابهای حدیثی خود کتابی با عنوان «فضائل الشام» نوشته است. این خاندان مقدسی که شمارشان فراوان است و برخی هم آثاری علیه شیعه دارند، بیشتر از هواداران حفظ اسلام اموی در شامات هستند.
استفاده سیاسی این گروه ها از این احادیث، از یک حدیث معروف دیگر در باره فضائل شام به چشم می خورد. در این روایت چنین آمده است: «سیصیر الامر إلى أن تکونوا جنودا مجندة ، جند بالشام وجند بالیمن وجند بالعراق، علیک بالشام فإنها خیرة الله من أرضه یجتبی إلیها خیرته من عباده ، فان أبیتم فعلیکم بیمنکم واسقوا من غدرکم، فان الله تعالى قد توکل لی بالشام وأهله». امور چنان خواهد شد که ر آینده، سپاهیانی شکل خواهد گرفت. سپاهی در شام، سپاهی در یمن، و سپاهی در عراق. بر شما باد شام، آنجا زمین برگزیده خداوند است که بهترین بندگانش از آنجایند، اگر شام نرفتید به یمن تان بروید و از خیانتتان سیراب شوید! بدرستی که خداوند متعال در باره شام و اهل آن به من سفارش کرده است. [کنز العمال: 12 / 275].
این دقیقا روایتی است که در جریان اختلاف میان گروه های تفکیری ـ جهادی سوریه و عراق مورد استفاده قرار گرفت و طرفداران جبهه النصره، از آن علیه گروه داعش که به عراق رفت و به قول سوری‌ها، نیروهای مجاهد را از سوریه به عراق کشاند، بکار رفت.
به هر حال چندان حدیث در فضیلت اهل شام وارد شده که آدمی فکر می کند برای چه باید نبوت در مکه ظاهر می شد، و این که واقعا آیا این همه حدیث در باره شام می تواند درست باشد؟‌ تکلیف ما بااین روایات چیست؟
دو نمونه دیگر را هم ملاحظه نمایید:
نخست این حدیث:
إنکم ستظفرون بالشام وتغلبون علیها وتصیبون على سیف بحرها حصنا یقل له أنفة ، یبعث الله منه یوم القیامة اثنی عشر ألف شهید. شما بر شام غلبه خواهید کرد و در ساحل آن بر قلعه ای به نام انفه مسلط خواهید شد که خداوند در روز قیامت، دوازده هزار شهید از آنجا مبعوث خواهد کرد.
و دیگر:
أهل الشام وأزواجهم وذراریهم وعبیدهم وإماؤهم إلى منتهى الجزیرة مرابطون فی سبیل الله، مردمان شام و زنان و خاندان و بردگان و کنیزکان آنها تا انتهای جزیره، محافظان و مرزداران در راه خدا هستند.
طبیعی است که در این یادداشت کوتاه بیش از این نمی شود مطلب را تفصیل داد. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
شگفت که شام برای شیعیان، همواره یک نقطه نامطلوب و به اصطلاح «خرابستان» بوده و به دلیل ستم امویان و به خصوص رفتن کاروان اسرای کربلا به آنان، تصویری بسیار زشت از آن در اذهانشان داشته اند. یک شاعر زن از عصر صفوی، وقتی همراه کاروان حج به شام می رسد چنین می سراید:
دمشق سرنگون گردید پیدا /نمودى وحشت از او جمله دلها
همه لعنت کنان بر آل سفیان / از آن وادى گذر کردند گریان

شبى در آن خرابسْتان غنودند / صباحش بار از آنجا نمودند
این دیار روزگاری طولانی زیر سلطه شیعیان در آمد و شمار آنان در این بلاد چندان فراوان شد که شمس الدین ذهبی از آن یاد و اظهار تاسف کرده است.
البته سرزمین های خداوند هیچ گناهی ندارند، ابن بندگان خدا هستند، که به خاطر تعلق خاطرشان به یک سرزمین، یا تنفرشان از آن، برای دلخوش کردن یا تسکین خویش باید داستانها بسازند.

منبع: خبرآنلاین

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.