ماه مبارک از نیمه گذشته، گرمای هوا به اوج خودش رسیده، ساعات کاری هم که برای رعایت حرمت قانون دست نخورده مونده سر جاش، با این اوصاف رمقی برای مسئولین خدمتگزار برای اظهارات کارشناسی نمونده؛ دریغ از یه حرف ساده در مورد باز و بسته کردن لوله آشپزخونه و یه عکس نصفه و نیمه ساپورت ... گویا گرد خواب روی خانه ملت پاشیدند، جام جهانی هم که تموم شد و به حساب بهترین بازیکن جام و نایب قهرمانش هم که رسیدیم؛ دیگه نمیشه سانسورهای صدا وسیما رو دید و فرداش همون صحنه‌ها رو درآورد و با شرح و بسط بهترعکس اونهایی که روی صورتشون پرچم سه رنگ نقاشی شده رو تو سایت ها دید زد و مشت سانسورچی ها رو باز کرد، هنرمندان اعزامی شلوارک پوش صادر کننده اعلامیه های با نمک هم برگشتند سر زار و زندگیشون و ایشالله امروز و فردا هم خبر ممنوع الکار شدنشون رو می شنویم و نتیجه زحماتشون و البته زحماتمون رو هم می بینیم!

هفت سنگ هم شد هفتاد رنگ از بس که سنگشو زدیم به هر جایی به جز سینه؛ یه طوفان از اون یواشکی ها هم نمیاد تا باهاش پنبه کارکنان هاج و واج شده هواشناسی رو بزنیم؛ مسابقات والیبال هم که قراره تو ایتالیا برگزار بشه و سوژه رفتن و نرفتن خانم‌ها به سالنها دیگه منتفیه، وااااااای چقدر روزهای سختیه .. نمی دونم شاید یه جور امتحانه ... احساس کسی رو دارم که تک‌فرزند داره و وازکتومی شده!

ما طنز نویس ها زنده به آنیم که بقیه آرام نگیرند. خدایا ؛ اگه امتحانه من دیگه طاقتشو ندارم .. اعتراف می کنم کم آوردم؛ لطفا حرکتی ، تکونی ... فقط یه تکون؛ نشد یه کلوم فقط یه کلوم ...

من از لب تو منتظر یه حرف تازه ام، تا قشنگ ترین طنز عالم رو بسازم!

منبع: ایسنا

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.