تدریس درس منابع در ترم گذشته سبب شد تا کتابی را که سال 76 تحت عنوان منابع تاریخ اسلام نوشته بودم مورد بازبینی قرار دهم. این کار ادامه یافت و خوشبختانه در 799 صفحه چاپ و به نمایشگاه کتاب رسید. مقدمه و فهرست مطالب آن را تقدیم عزیزان می کنم.

در باره مورخان و آثار تاریخى آنها، کارهاى فراوانى شده است. نخستین فهرست موجود از اسامى مؤلفان مسلمان در انواع رشته هاى این دانش، در الفهرست ابن ندیم (م 380) آمده است. مقاله سوم این فهرست، به شرح حال و آثار اخباریان و مورخان و نسب شناسان اختصاص یافته است، گرچه در مقالات دیگر آن نیز مى توان از برخى مورخان و آثارشان سراغ گرفت. ابن ندیم، به دلیل داشتن شغل ورّاقى، با بسیارى از کتابها آشنایى داشته و با دقت و درایت کافى، به تدوین این اثر سترگ دست یازیده است. اکنون بسیارى از آگاهیهاى ما در باره کتابهاى تألیف شده تا قرن چهارم، تنها و تنها مدیون این کتاب است.

در فهرست نجاشى (372 ـ 450) که رجال النجاشى نام گرفته، اسامى مؤلفان شیعى به ترتیب الفبایى و نه موضوعى معرفی و نام بسیارى از آثار آنها در زمینه هاى مختلف و از جمله تاریخ آمده است. همین طورالفهرست شیخ طوسى (385 ـ 460) و معالم العلماء از ابن شهرآشوب (م 588).

در آثار کهن، چند کتاب هم در باره دانش تاریخ و آثار مهم تاریخى تألیف شده است. یکى کتاب الاعلان بالتوبیخ لمن ذم اهل التاریخ (مکه، دار الباز) از شمس الدین سخاوى (م 902) که دفاعى از دانش تاریخ و تلاشى در شناساندن آثار تاریخى در هر زمینه است. این اثر در مجلد دوم کتاب تاریخ تاریخنگارى در اسلام (از روزنتال) با حواشى فراوان ترجمه شده است. دو کتاب دیگر در همین زمینه المختصر فى علم التاریخ از محیىالدین کافیجى (تألیف در 867) و الشماریخ فى علم التاریخ از جلال الدین سیوطى (م 911) است.

از آن روزگار که بگذریم، فهرستى از مؤلفات تاریخى به صورت منظم برجاى نمانده تا آن که در قرن یازدهم حاجى خلیفه (م 1067) کشف الظنون را نگاشت و فهرست بلندى از مؤلفات اسلامى در هر زمینه، از جمله تاریخ را تدوین کرد

روشن بود که براى تدوین تاریخ علوم در فرهنگ اسلامى باید کار بزرگترى انجام مى شد. بروکلمان درتاریخ الادب العربى، دست به این اقدام زد و بر اساس تقسیم بندى موضوعى ـ تاریخى، فهرستى از مؤلفات اسلامى را در رشته هاى مختلف با نشان دادن محل نسخه ها و شرح حال کوتاهى از مؤلفان آنها در دوره هاى مختلف تاریخى به دست داد. بخش قابل توجهى از این اثر که تمام آن به عربى ترجمه شده، به دانش تاریخ اختصاص دارد. پس از آن، فؤاد سزگین تاریخ االتراث العربى خود را که در باره کتابهاى تألیف شده تا نخستین دو دهه قرن پنجم بود تألیف کرد. این اثر، به مانند اثر بروکلمان، به عربى ترجمه شده است. مجلدى از آن تحت عنوان التدوین التاریخى به صورت فهرست وار اختصاص به شرح حال اخباریان و مورخان و آثار آنها و نیز نشان دادن محل نسخه هاى برجاى مانده از مکتوبات آنان دارد. وى در ارائه کار خود، افزون بر تقسیم بندى ویژه در باره متخصصان تاریخ محلى، سیره نبوى، دوره اموى و تاریخهاى عمومى، کتاب های موجود هر مورخ را یاد و اگر کتابی از وی نمانده به برخی از فقرات برجای مانده از آن ها در آثار بعدی اشاره دارد ؛ ضمن اینکه نام بسیارى از مقالات و کتابهاى تحقیقى که در باره این مورخان به زبانهاى اروپایى نوشته شده را آورده است. روشن است که همراه با یافت شدن نسخه هاى خطى تازه در گوشه و کنار جهان اسلام، ضرورت ادامه تدوین این قبیل فهارس احساس مى شود.

باید توجه داشت که نخستین چاپِ آثار مهم و معروف تاریخى مسلمانان، در اروپا، به ویژه هلند ، آلمان و پاریس انجام شده است. محققانى که به کار چاپ این کتابها پرداختند، براى معرفى این آثار و شناساندن مؤلفان آنها از قرن نوزدهم به بعد، کارهاى زیادى انجام دادند. نخستین چاپ از کتابهاى تاریخ طبرى، (بخشى از) انساب الاشراف، مروج الذهب، تاریخ یعقوبى، البدء و التاریخ و بسیارى از کتابهاى دیگر در آن سرزمین بوده و طبعاً پژوهش‌هایى نیز در باره تطور دانش تاریخ در فرهنگ اسلامى در همانجا انجام شده است. طبیعى است که باید فهرست این تلاشها در دست باشد تا کارهاى بعدى بهتر انجام گیرد. چنین کارى در مقدورات نویسنده این سطور نیست. شمارى از این مقالات مستشرقان که در زمینه تطور دانش تاریخ نویسى است، در کتاب تاریخنگارى در اسلام ترجمه یعقوب آژند (تهران، نشر گستره، 1361 ش) آمده است

کار سترگ در این زمینه، از فرانتس روزنتال است که در عربى با عنوان علم التاریخ عند المسلمین و در فارسى با عنوان تاریخ تاریخنگارى در اسلام (ترجمه اسدالله آزاد، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوى، 1366) در دو مجلد نشر شده است. این اثر، به شیوه اى عالمانه تطور دانش تاریخ را در دنیاى اسلام مورد بحث قرار داده است. کتاب دیگر که بیشتر در معرفى آثار تاریخى در باره هر دوره ، محل و موضوعى است، کتاب مدخل تاریخ شرق اسلامى از ژان سواژه است که نوش آفرین انصارى آن را به فارسى برگردانده است. (تهران، مرکز نشر دانشگاهى، 1366).

در معرفى منابع تاریخ اسلام و ایران در زبان فارسى، شاید بهترین اثر، کتاب ادبیات فارسى بر مبناى استورى از برگل است که برخى از محققان ایرانى آن را ترجمه و تکمیل کرده اند. مجلد ششم فهرست نسخه هاى فارسى از احمد منزوى و مجلد سوم کتاب فهرستواره نسخه هاى فارسى از همو، مشتمل بر معرفى صدها بلکه هزاران کتاب تاریخى در زبان فارسى است.

در چند دهه اخیر، محققان عرب، کارهایى را در این زمینه آغاز کرده اند که برخى از آنها بسیار دقیق و قابل توجه است. پیشگام این تحقیقات، دکتر جواد على است که با نگارش مقاله مفصل موارد تاریخ الطبرى در چند شماره نخست مجله المجمع العلمى العراقى کار علمى در این زمینه را آغاز کرد. همو در سال بیستم مجلهسومر مقاله اى تحت عنوان موارد تاریخ المسعودى نگاشت. افزون بر وى، دکتر عبدالعزیز الدورى با نگارشنشأة علم التاریخ عند العرب (بیروت، دار المشرق، 1983) گام تازه اى در این راه برداشت. کتاب چهار جلدى مصطفى شاکر با عنوان التاریخ العربى و المؤرخون (بیروت، دارالعلم للملایین، 1983) اثری است که بیشتر به صورت مرور، از مورخان و آثار ایشان سخن گفته است. نمونه هاى دیگر عبارتند از کتاب تطور علم التاریخ الاسلامى حتى نهایة العصور الوسطى از احمد رمضان احمد (قاهره، الهیئة العامة للکتاب، 1989)، التاریخ و المؤرخون از عبدالرحمن حسین العزاوى (بغداد، دارالشؤون الثقافیة العامة، 1993) و دراسات نقدیة فى المصادر التاریخیة از محمد کمال الدین عزالدین على (بیروت، عالم الکتب، 1414). کار جدیدى هم با عنوانالتاریخ والمؤرخون بمکة توسط محمد الحبیب الهیله نوشته شده که در شناساندن مورخانى که در مکه زیست مى کرده اند بسیار با ارزش است. (مکه، مؤسسة الفرقان، 1994). گزارشی از آن در ضمائم این کتاب آمده است. کتابى نیز با عنوان الروایة التاریخیة فى بلاد الشام فى العصر الاموى از حسین عطوان چاپ شده است .(بیروت، دار الجیل، 1986). منهج کتابة‌ التاریخ الاسلامی از محمد بن صامل سلمی از دیگر کارهای مروری بر تاریخ نگاری است که در سالهای اخیر انتشار یافته است (عربستان، دمام، 1429). منهج البحث التاریخی و التدوین التاریخی عند العرب از محمد عبدالکریم الوافی (بنغازی، 1990) نیز اثری در همین موضوع است. علم التاریخ و منهج المورخین از صائب عبدالحمید (قم، 2008) اثر دیگری در زمینه تاریخ نگاری اسلامی است که همزمان در باره نقد تاریخی، فلسفه تاریخ، تاریخ نگاری اسلامی و شرح حالی از چند مورخ بزرگ دنیای اسلام سخن گفته است. کتاب مورخون العرب و الاسلام حتی العصر الحدیث که توسط برنارد لویس و ب. م. هولت فراهم آمده و توسط سهیل زکار ترجمه و به سال 2008 منتشر شده، حاوی گفتارهای مهمی از نویسندگان بنام در باره تاریخ نگاری اسلامی از دیرباز تا عصر اخیر است. از آن جمله مقاله مونتمگری وات در باره ابن اسحاق و مقاله عبدالعزیز الدوری در باره مکتب تاریخنگاری عراق تا قرن نهم میلادی است. مقاله‌ای از سامی الدهان در باره تواریخ محلی در شام و نیز مقاله ای از لمبتون در باره تاریخنگاری فارسی دیرین است. مقاله دیگر این مجموعه از شارل بلا در باره تاریخ نگاری در اندلس است.

التدوین التاریخی عند المسلمین (مقدمة فی دراسة نشأة علم التاریخ و تطوره حتی بدایة القرن العاشر الهجری) از فاروق عمر فوزی است که به سال 2004 توسط مرکز زاید در امارات به چاپ رسیده است. این اثر با نگاهی عمومی و فراگیر تطور تاریخ نگاری اسلامی را در شش فصل آورده است. کتاب المدارس التاریخیة الاسلامیة، مدرسة البصرة أنموذجا، اثر عبدالجبار ناجی پژوهشی است در باره مکتب تاریخنگاری بصره که شامل شرح حال و آثار مورخانی چون محمد بن سعد، عمر بن شبه و خلیفة بن خیاط می‌شود. (نجف، مرکز الاکادیمیی للابحاث، 2013). کتاب دیگری با عنوان المنهجیة التاریخیة فی العراق از عبدالرحمن حسین العزاوی ( عراق، 1988) در باره تاریخ نویسی متقدم در عراق نگاشته شده است.

در این زمینه، مهم تک نگاریهایى است که در باره تک تک مورخان و آثار ایشان تألیف مى شود و ضمن آن از شیوه و منابع هر مورخ به تفصیل سخن به میان مى آید. نمونه آن کتاب شیخ الإخباریین ابوالحسن المدائنى از بدرى محمد فهد (نجف، مطبعة القضاء، 1975) است. کتاب ابن سعد، منهجه و موارده فی کتابه الطبقات الکبری از محمد سامرایی هم تک نگاری مفصلی است که در باره این مورخ نوشته شده است. (عَمان، 1430). کتاب الطبری و منهجه فی التاریخ از علی بکر حسن (قاهره، دارغریب، 2033) یکی از آثاری است که به طور مستقل در آن به تاریخنگاری طبری پرداخته شده و البته در این زمینه آثار دیگری هم وجود دارد. کتابی هم با عنوانالمنهج التاریخی عند القلقشندی (ظمیاء محمد عباس السامرائی، عربستان، 2001) به بحث از روش این نویسنده در نگارش تاریخ اختصاص یافته است. این قبیل آثار در باره برخی از مورخان دیگر هم هست.

برخى از محققان آثار کهن نیز در مقدمه آثار تحقیق شده، با تفصیل تمام در باره مؤلف و اثر او سخن مى گویند که مى توان به مقدمه اکرم ضیاء العمرى بر المعرفة والتاریخ و تاریخ خلیفة بن خیاط اشاره کرد. کتاب ابن الاثیر و دوره فی الکتابة التاریخیة از طارق محمود ابوهدهود به طور مبسوط و مفصل (450 صفحه) در باره تاریخنگاری ابن اثیر است (عَمان، فضاءات للنشر، 2009). در باره تاریخنگاری فتوحات هم، اثر مستقلی در فارسی با عنوان «نقد و بررسی منابع تاریخی فتوح در سه قرن اول هجری با رویکرد فتوح ایران»‌توسط حسین عزیزی نوشته شده است (قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1391). در باره تاریخنگاری خوارج هم کتاب المورخون الاباضیون فی افریقیا الشمالیة از تادیوس لوینتسکی ترجمه ماهر جرار و ریما جرار منتشر شده که اخباری از مورخان قدیم خارجی در شمال افریقا به دست داده است (بیروت، دارالغرب، 2000).

در زمینه شرح حال نویسی و چگونگی آثار مربوط به این حوزه، آثاری نگاشته شده که از آن جمله کتاب فن السیره فی العربیة عصر المأمون نموذجا از مایکل کوبرسون با ترجمه محمود محمد مکی (قاهره، 2005) دارای اهمیت ویژه ای است.

مجموعه ای از مقالات و گفتگوها در باره طرح بازنویسی تاریخ اسلامی با عنوان مشروع إعادة کتابة التاریخ الاسلامی به نقد تواریخ قدیم و سبک و سیاق نگارش تاریخ و موضعگیری های آنها پرداخته است. (بیروت، 2004). اثر دو جلدی معجم مورخی الشیعه از صائب عبدالحمید (قم، 2004) به زندگینامه مورخان شیعه پرداخته است.

باز در حوزه زبان فارسی، کارهایى به ویژه در باره آثار تاریخى فارسى نشر شده است. نمونه آن کتابتاریخنگاران ایران از پرویز اذکائى است که بخش یکم آن به چاپ رسیده است.(تهران، بنیاد موقوفات افشار، 1373). نمونه دیگر کتاب تاریخ نگاران از جعفر حمیدى است. (تهران، دانشگاه شهید بهشتى، 1372). دکتر زرین کوب هم مقدمه مفصلى در شناساندن منابع در مقدمه تاریخ ایران خود نوشته اند. دکتر آئینه‌وند کتابى با عنوانعلم تاریخ در اسلام (تهران، 1364) در شناساندن منابع تاریخ اسلام تدوین کرده‌ است. همچنین کتاب مختصر و مفیدى با عنوان تاریخنگارى در اسلام توسط سیدصادق سجادى و هادى عالم‌زاده منتشر شده است. (تهران، سمت، 1375). کتاب مسلمانان و نگارش تاریخ از عبدالعلیم عبدالرحمان خضر ترجمه صادق عبادی، دانش تاریخ و تاریخ نگاری مجموعه مقالاتی در این حوزه (قم، 1382) نامه مورخین (ایران و اسلام) از بهروز نصیری (خوی، 1384) از دیگر آثاری است که در حوزه شناخت منابع و روش‌های تاریخنگاری به فارسی درآمده است (تهران: سمت، 1389). بخشی از این کتاب در باره تاریخ نگاری به معنای منبع شناسی، و مباحث دیگر آن در باره تاریخ به عنوان یک علم و نیز روشهای پژوهش در تاریخ دوره اسلامی در گذشته و حال است.

و اما نکته اخیر این که اثر حاضر که پایه آن در آبان سال 1376 منتشر شد، نیازمند اصلاحات اساسی بود که هر بار از انجام آن طفره رفتم؛ اما به طور ضمنی و در طول سالها مطالبی بر آن افزودم تا به شکل حاضر درآمد. مقالات جدایی که تألیف یا ترجمه شد و مربوط به منابع بود، فراوان بود که تعداد قابل توجهی را در اینجا به عنوان ضمائم آورده ام که پانزده مقاله است. بابت تفاوتی که در ارجاعات به صورت پاورقی یا در متن در جاهای مختلف کتاب است و دلیل آن تفاوت زمان در نگارش آنهاست، عذرخواهم.

به هیچ روی مدعی نیستم که مطالب مهمی در این اثر آمده، اما فکر می کنم در کنار کارهای خوب دیگری که منتشر شده، شاید در این کتاب نیز نکاتی یافت شود.

فهرست فصول اصلی کتاب و ضمائم

مسلمانان و انگیزه های تاریخ نگاری

گونه های مختلف تاریخ نگاری مسلمانان

سیره نویسی و سیره نگاران

تاریخ نگاری و تاریخ نگاران مسلمان از آغاز تا قرن پنجم

منابع تاریخ صدر اسلام پس از قرن پنجم

تاریخ خلفا نگاری از قرن سوم تا دهم هجری

شیعیان و تاریخ نگاری

ضمائم:

مقایسه سیره ابن اسحاق با سیره ابن هشام در باره نقش امام علی (ع) در حیات رسول الله (ص)

ابوالحسن بکری و قصه ای کردن سیره نبوی

تاریخ نگاری مولد النبی (ص)

ابن عبدالبر اندلسی و سیره نبوی

منابع الاصابه فی تمییز الصحابه

منابع ابن کثیر در نگارش سیره نبوی

منابع بیهقی در کتاب دلایل النبوه

منابع کتاب وقعه صفین

ابوالحسن مدائنی و آثار وی در باره زنان

تواریخ محلی مکه

شکل گیری علم تاریخ در اندلس اسلامی

کتاب مجمل التواریخ و القصص و اعتبار آن

نگاهی به کتابهای رجال و شرح حال

تاریخ بخارای غنجار و نقلهای برجای مانده از آن

منبع: وبلاگ نویسنده

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.