پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران- دکتر یحبب یثربی نوشت:

ما هنوز تعریف درستی از هنر و جایگاه آن در نظام اسلامی نداریم.

به همین دلیل، می بینیم که صدا و سیما موسیقی پخش می کند، اما در جای دیگر اجازه نمی دهند موسیقی اجرا شود! در صدا و سیما موسیقی پخش می شود، اما نوازنده نشان داده نمی شود! در موردی، رییس جمهور که خود یک روحانی است، موافق است، اما یک روحانی دیگر سخت مخالف!

این تضادها و اختلافات از آنجا ناشی می شود که ما وقت کافی برای تعریف مسئله نگذاشته ایم و پس از تقریباً سه دهه هنوز نمی دانیم هنر چیست و چه جایگاهی دارد و کدام قسم آن باید ترویج گردد و کدام نوع آن به کدام دلیل به صلاح جامعه نمی باشد! و ده ها مشکل دیگر در این زمینه.

ریشه این موضوع را باید در ادبیات و هنر جامعه دانست که از نظر نظریه و ایده های نظری فقیر است. یکی از وظایف مهم ادبیات، انتقال ایده ها و افکار فلسفی به توده مردم است. اما، در جامعه ما به دلیل فقدان نظریه پردازی، ادبیات چنین رسالتی را بر عهده نگرفته است.

دلیل دیگر آن نیز این است که علوم انسانی ما تحول نیافته و در اسارت جمود و تعصب است! برای نمونه، سینمای ما بیشتر بازتاب دهنده کج رفتاری های جامعه است، اما هیچگونه ایده برای زمینه سازی درست در جهت رفع این کج رفتاری ها ارائه نمی شود.

ما در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم که قرن حساسیت به ایده ها و آرمان انسانی است، اما دریغا که از سینمای ما، فیلمی جایزه ها را می برد که انگشت بر مشکلات انسانی ما بگذارد، از بدرفتاری با زنان گرفته تا بچه های کار و طلاق و بیکاری و غیره.

مشکلات ما بیش از آن است که در یک نوشته بگنجد! دریغا که ما با خودستایی دلخوشیم و همیشه می خواهیم تجلیل کنیم و بزرگ بداریم و سخنی از کاستی ها نگوییم.

امروزه، در جامعه ما همه دم از ضرورت تحول در علوم انسانی می زنند. اما، هنوز هیچکس نمی داند چه چیزی را میخواهیم عوض کنیم.

منبع: خبرآنلاین

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.