پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

همسایه بانی و نقش آن در تعامل شهروندان و حفظ امنیت محلات شهری؛

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، هر موقع از روز می‌شد دسته‌هایی از همسایگان را در محله دید که با همدیگر وقت می‌گذرانند. پسربچه‌ها فوتبال بازی می‌کردند و دختربچه‌ها سوار دوچرخه‌ و سه چرخه‌هایشان بودند. زنان در حیاط یکی از خانه‌ها سبزی پاک می‌کردند تا در نهایت، هرکدام سهم خودش را بردارد. مردان در قهوه‌خانه سر گذر جمع می‌شدند و درباره مسایل محله و مملکت حرف می‌زدند. دغدغه‌هایشان این بود که علی آقا برای تهیه جهیزیه دخترش پول کم نیاورد و ملوک خانم، پیرزن خوشروی ته کوچه سوم که تنها زندگی می‌کرد، بدون نان تازه نماند. یکی از آنان به بقیه می‌سپرد که حواسشان به خانه روبه رو باشد، چون صاحبش برای دو هفته به مسافرت رفته بود. درد یک نفر، درد همه بود و شادی‌ها، لبخند به لب همه می‌آورد. محبوبه خانم، تازه عروس محله، همیشه می‌گفت با آن که از شهرستان به تهران آمده و از خانواده اش

دور شده است، با وجود این همه همسایگان مهربان، احساس تنهایی و نگرانی نمی‌کند.‏

از وقتی آن خانه‌های قدیمی جایشان را به مجتمع‌های آپارتمانی دادند و همسایگان چندین ساله به فکر رفتن به محله‌هایی بهتر افتادند، این تصویر زیبا روز به روز کمرنگ‌تر شد. آدم‌ها به بهانه احترام به حریم خصوصی یکدیگر، از هم دور شدند و ارتباطشان محدود شد به سلام و علیک هنگام برخوردهای اتفاقی در پارکینگ و حیاط آپارتمان‌ها.خیلی‌هایشان حتی نمی‌دانند دو خانه آن طرف‌تر از آنها، چه کسی زندگی می‌کند. شاید خیلی هم لازم نباشد که بدانند، به هرحال آنها پُر ِپُرش، دو سه سال در آن کوچه می‌مانند و همسایه هم مستأجر است و میهمان امروز و فردا.‏ دیگر کسی بچه‌اش را با اطمینان به کوچه نمی‌فرستد تا با هم‌سن و سال‌هایش بازی کند و موقع سفر، گلدان‌ها و قناری‌هایش را به همسایه نمی‌سپارد. کسی نمی‌داند علی آقا و محبوبه خانم کجا زندگی می‌کنند و ملوک خانم هنوز زنده است یا نه؟

همسایه‌بانی و کاهش جرایم

سرهنگ دکتر غلامحسین بیابانی ـ استادیار گروه کشف جرایم دانشگاه علوم انتظامی، در تعریف «همسایه‌بانی» می‌گوید: در سال‌های پیش، افراد یک محله حتی اگر بضاعت مالی خوبی داشتند و می توانستند در محله‌ای بهتر یا به تعبیر امروزی‌ها در بالای شهر زندگی کنند، هرگز محله دیگری را برای زندگی بهتر ترجیح نمی دادند. محله گرایی و وابستگی به خاک، آن قدر اهمیت داشت که حتی اگر فردی اهل محله‌های پایین شهر بود، با غرور به آنجا نگاه می کرد. این «محله‌گرایی» چند کارکرد داشت، یکی این که همه همدیگر را می شناختند. دوم این که میزان شناخت، مانع از گمنامی می شد و در نهایت از بروز جرایم در جامعه پیشگیری می کرد. اما در حال حاضر این موضوع کمرنگ شده است و افراد کمتر تفکر محله گرایی دارند. محله گرایی را امروز پول تعیین می کند، هر چقدر پول داشته باشی، به تناسب آن، محله‌ات انتخاب می شود، بنابراین محله گرایی امروز رنگ باخته است. بچه‌های دیروز به خاطر دوستان و هم سن و سالان خود حاضر به ترک محله نبودند، اما امروز این موضوع، معنا و مفهوم گذشته را ندارد. ‏

وی می‌افزاید: در گذشته وقتی وارد کوچه می‌شدی همه برایت آشنا بودند، با همه سلام و علیک داشتی و اگر یک نفر را نمی‌دیدی، طرف صدایت می‌کرد و می‌گفت از جلوی ما رد شدی و انگار ما را ندیدی! اما امروز شخص در آپارتمان اش غریبه است، چه برسد پیش اهل محل و بچه‌های کوچه پس‌کوچه! امروز دیگر او کسی را نمی‌شناسد. انگار همه مردم شهر باهم غریبه‌اند و در این بازار غریبگی، هر اتفاقی ممکن است پیش بیاید. در گذشته افراد همدیگر را می‌شناختند، تازه وارد هم با آنها آشنا می‌شد و همه به همدیگر اعتماد داشتند، چون بچه محل بودند. اگر فردی از محله‌ای به مسافرت می رفت، کلید خانه‌اش را به همسایه می سپرد و همسایه چهار چشمی از خانه او مواظبت می کرد.

معمولا اهالی محل، مستقیم یا غیر مستقیم، رفت و آمد غریبه‌ها و ناآشنایان را در محله زیر نظر می گرفتند. ‌در چنین محله‌هایی جرایم نه فقط کاهش می‌یافت، بلکه رنگ می‌باخت. همسایه بانی در دنیای امروز بایستی با توسعه شهری هم آهنگ باشد. نباید یک سرمایه گرانقدر اجتماعی را به راحتی کنار بگذاریم، می توان با کمی نواندیشی و نوگرایی دوباره روی آن به عنوان یک ارزش اجتماعی و معنوی، سرمایه‌گذاری کرد و به آن روح تازه‌ای دمید. برای مثال می‌توان تفکر و نظارت محلی یا همسایه‌بانی را توسعه داد.‏

نظارت محلی یا همسایه‌بانی

استادیار گروه کشف جرایم دانشگاه علوم انتظامی با بیان این که تقویت نظارت در پیشگیری از جرم سرقت بسیار موثر است، می‌گوید: نظارت به چند شکل قابل تحقق است، اول نظارت طبیعی که با طراحی مناسب و رویت‌پذیری تمامی بخشهای ساختمان مانند حیاط، پارکینگ و راهروها تحقق می‌یابد. دوم، نظارت رسمی توسط نگهبان یا نیروهای امنیتی رسمی که تا حدی به فعالیت‌های پلیس مرتبط است. سوم، نظارت فنی از طریق نصب دوربینها و چهارم، نظارت‌های محلی یا همسایه‌بانی است که راهبرد مبتنی بر جلب مشارکت ساکنان محلات با هدف اصلی بالا بردن حساسیت و دقت اهالی در رصد و هوشیاری نسبت به امور مشکوک در محل زندگی است.‏

سرهنگ دکتر غلامحسین بیابانی می‌افزاید: اگرچه چنین ظرفیتی در جوامع سنتی وجود داشته و کماکان در برخی جوامع فعال است، اما جوامع مدرن مبتنی بر همبستگی کمتر، از این مزیت محرومند. در آمریکا از دهه هفتاد میلادی و در انگلستان از دهه هشتاد، نهادهای رسمی به این سازوکار توجه جدی نشان دادند و سپس در کشورهای دیگر نیز معمول شد. تصور بر این است که نظارت‌های قوی محلی، احتمال کشف و دستگیری و گزارش‌دهی توسط ساکنان و همسایگان و بنابراین، خطر و هزینه ارتکاب جرایم را افزایش می دهد. نظارت‌های محلی بر ۲ شیوه مبتنی است، تشویق و ترغیب تمامی اهالی محله به گزارش‌دهی موارد مشکوک و مراقبت از منازل همسایگان و مجاوران و نظارت‌های همگانی.‏

وی تأکید می‌کند: البته اجرای چنین برنامه‌هایی مستلزم تمایل، تعهد، هوشیاری و همدلی ساکنان محلات است و این لوازم صرفا در محلات منتظم و جوامعی که همسبتگی محکمی میان افراد محله وجود دارد، یافت میشود. متأسفانه عمده سرقت‌ها از اماکن، در محلاتی با ساکنان پردرآمد و مدرن یا محلات فقیرنشینِ در حال گذار اتفاق می‌افتد و در هر ۲ شکل از این محلات، شیوه‌های سنتی همبستگی و دغدغه‌های مشترک و علقه‌های اجتماعی، ضعیف و روابط همسایگان در آنها صرفا بر اساس ضرورتهای اقتصادی یا مالی و کوتاه‌مدت است. بنابراین، تمایل و تعهد به نظارت و کنترل همگانی وجود ندارد یا کمرنگ است. مطالعات مشابهی در آمریکا نیز نشان داد برنامه‌های تقویت نظارت‌های همگانی در چنین اماکنی، کارآمدی چندانی نداشته است و بخصوص استفاده از این شیوه ها برای مقابله با سرقت از اماکن تجاری، چشم انداز توفیق بسیار کمتری دارد.‏

گستره وسیع همسایه بانی

هوشنگ پوررضاقلی ـ کارآگاه یکم نیروی انتظامی، می‌گوید: مطابق تحقیقاتی که به شکل مصاحبه و پرسشنامه انجام داده‌ایم، به این نتیجه رسیده‌ایم که همسایه بانی تا حدود ۳۰ سال پیش به شکلی نانوشته، اما سازمان یافته در میان همسایگان رواج داشته و اعتماد و اطمینان آنان به یکدیگر در حدی بوده است که به راحتی کلید خانه‌ها را به یکدیگر می‌داده‌اند و به سفر می‌رفته‌اند. حتی امکان داشت از پسر همسایه خواهش کنند در غیاب آنها، شب‌ها در منزل شان بخوابد، چرا که بیم هیچ گونه سوء استفاده‌ای وجود نداشت.‏

همسایه بانی یا مراقبت همسایه از همسایه، فقط در مسایل مربوط به حوزه پلیس اتفاق نمی‌افتاد و گستره وسیع تری داشت. همسایگان در هر شرایطی مدافع منافع هم بودند و در مدتی که به مسافرت می‌رفتند، مراقبت از پرندگان یا آب دادن به گلدان‌هایشان را به همسایه می‌سپردند. این یک حسن متقابل بود و اگر همسایه شما ۱۰ روز به عنوان مثال به شمال می‌رفت و شما از منزلش مراقبت می‌کردید، شما هم زمانی که به مشهد می‌رفتید، با خیال راحت خانه‌تان را به او می‌سپردید. این میزان اعتماد و صمیمیت باعث می‌شد همسایگان نسبت به یکدیگر تعصب داشته باشند و در مواردی که کسی برای تحقیق به منظور ازدواج یا استخدام به محله مراجعه می‌کرد، از محاسن همسایه خود بگویند؛ در حالی که امروز می‌بینیم اگر درباره همسایه کسی از او سوال کنید، می‌گوید شناختی ندارد یا حتی بدی او را می‌گوید!‏

سرنخ یک قتل در دست همسایگان

آقای پوررضاقلی در سال ۱۳۹۲ مقاله‌ای با عنوان «نقش مشارکت عمومی در تأمین امنیت فردی و اجتماعی» نوشت که مورد توجه دفتر تحقیقات کاربردی نیروی انتظامی استان کرمان قرار گرفت و با افزودن فصل‌های دیگری به آن، چاپ شد. فصل مجزایی از آن کتاب، درباره «همسایه‌بانی» است. ‏او با بیان این که توجه همسایگان به یکدیگر، باید از جنس نظارت‌های مسئولانه باشد، نه از جنس کنجکاوی‌های آزاردهنده، می‌افزاید: چند سال پیش قتل فجیعی اتفاق افتاد که در آن، زنی به همراه برادر و پسرش به قتل رسید. از آنجا که یکی از همسایگان می‌دانست مرد آن خانه فوت کرده است، حساسیت بیشتری نسبت به رفت و آمد در آن منزل داشت و توانست به یاد بیاورد که در ساعت ۱۱ صبح چه کسی از آنجا خارج شده است. با همین اطلاعات، ما موفق شدیم قاتل را پیدا و دستگیر کنیم. ‏این کارآگاه تأکید می‌کند: متأسفانه از بیگانگی و بی توجهی فعلی همسایگان نسبت به یکدیگر، به عنوان یک پُز روشنفکری و مدرن یاد می‌شود، در حالی که رابطه‌ای عاطفی و ماندگار می‌تواند میان آنها به وجود بیاید.‏

غریب گز بودن محله‌های قدیمی ‏

نوا توکلی مهر ـ کارشناس ارشد

معماری منظر و عضو انجمن متخصصان منظر و فضای سبز ایران، می‌گوید: اساساً یکی از ویژگی‌های مهم یک محله، آن است که اهالی‌اش به نوعی در نگهداری فضاها و استفاده از آنها، مشارکت و مدیریت نامحسوس داشته باشند. در یک محله، روابط اجتماعی اقشار و سنین مختلف می‌تواند اتفاق بیفتد که ساز و کاری پنهان را به نمایش می‌گذارد و نوعی امنیت اجتماعی را به دنبال دارد. ‏

وی می‌افزاید: محلات قدیمی به اصطلاح «غریب گز» بودند، یعنی یک غریبه به سرعت شناسایی می‌شد و آن قدر آرامش و راحتی احساس نمی‌کرد که بتواند آسیب‌های اجتماعی وارد کند. همه افراد، یکدیگر را می‌شناختند و در تأمین امنیت محله شریک بودند.‏

به لحاظ شهرسازی نیز ساختار شهری محلات به گونه‌ای بود که فعالیت‌های مختلف افراد را در طول روز، دسته بندی می‌کرد و پوشش می‌داد، به طوری که در هیچ ساعتی از روز، فضاهای شهری از عملکرد شهروندان تهی نمی‌شدند. یعنی ابتدا مدارس در محلات شروع به فعالیت می‌کردند و بعد کم‌کم فعالیت‌های تجاری، درمانی، فرهنگی و امثال آن‌ها آغاز می‌شد. این روند با خرید، قرار گذاشتن افراد، ایجاد پاتوق در محله و حتی پرسه‌زنی دنبال می‌شد و حیات محله تا پاسی از شب، ادامه می‌یافت. این شرایط باعث می‌شد عملکردهای گوناگون شهروندان در کالبد میدانچه‌ها، تقاطع‌ها و کوی و برزن محلات تقسیم شود. در حال حاضر، ایجاد شهرک‌های تازه تأسیس و تغییر کاربری بافت‌های مرکزی شهر به اداری ـ تجاری باعث شده است که مناطق شهری از حالت محله بودن دور شوند.‏

فضاهای خالی از عملکرد

عضو انجمن متخصصان منظر و فضای سبز ایران می‌گوید: در گذشته شما از خیابان‌های مرکزی به خیابان‌های فرعی و سپس کوی و کوچه‌ها می‌رسیدید، سلسله مراتب دسترسی به هر یک از اینها متفاوت با دیگری بود و در نهایت به بن بستی می‌رسید که در آن، چند همسایه سالیان سال در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند. بچه‌های آنها به راحتی در کوچه با همدیگر بازی می‌کردند و خیال والدینشان از این نظر راحت بود. یک دزد به راحتی نمی‌توانست از آن خانه‌ها سرقت کند. تمامی اینها یعنی مردم خودشان در ایجاد امنیت فضای شهر، مشارکت مستقیمی با مدیریت شهری داشتند.‏

نوا توکلی مهر می‌افزاید: وقتی محلات از میان می‌روند و جای خود را به مجتمع‌های آپارتمانی و شهرک‌های جدید می‌دهند، خانه‌ها حالت خوابگاهی پیدا می‌کنند؛ یعنی افراد هر روز صبح منازل شان را ترک می‌کنند و شب به آنجا باز می‌گردند. در سبک زندگی امروزی، اغلب افراد حتی برای تفریح نیز سوار خودروهایشان می‌شوند و به مراکز خرید و پارک‌هایی می‌روند که در محله خودشان نیست، بنابراین تفریح و تفرج و ایجاد پاتوق در محلات اتفاق نمی‌افتد و در ساعات میانی یا پایانی روز، فضاهای محلات را خالی از عملکرد می‌بینید. این شرایط می‌تواند ایمنی یک منطقه مسکونی را تهدید کند. همچنین در این شرایط، مردم مشارکت خاصی در نگهداری از فضاها ندارند و به محله‌هایشان احساس تعلق نمی‌کنند. عمر سکونت افراد در خانه‌ها معمولا کم است و همسایه‌ها یا تازه آمده‌اند یا می‌خواهند از محله بروند. وقتی اقامت همسایگان قدمت طولانی پیدا نکند، شناختی میان آنها به وجود نمی‌آید. آنها سوژه‌ای برای مشارکت و همکاری در بیرون از منازل شان ندارند. هر کس یک واحد مسکونی دارد که در آن زندگی می‌کند و فضای شهری برای او، محل عبور است، نه محل زندگی. در اغلب موارد، مکانی برای مردم در نزدیکی محل زندگی آنها مهیا نشده است که در آن فرصتی برای دیدار با همسایگان پیدا کنند. به این شکل، تنوع عملکردی در منطقه از میان می‌رود و مردم دیگر کنترلی روی فضاهای شهری خود ندارند.‏

نوا توکلی مهر با بیان این که از دهه‌های ۶۰ و ۷۰ به بعد، به واسطه شرایط جنگ و پس از آن، حضور مردم در فضاهای عمومی به حداقل خود رسید، می‌گوید: حتی نسل جوان بیرون از خانه قرار نمی‌گذاشتند و مهمانی‌ها را در منازل شان برگزار می‌کردند و به همین دلیل خاطره‌ها در شهر ساخته نشد و این یک شاخص برای نشان دادن حضور و تعامل کمرنگ مردم در شهر است که به تضعیف مراقبت‌های اجتماعی، می‌انجامد.‏

این کارشناس ارشد معماری منظر می‌افزاید: کمتر از یک دهه است که اوضاع کمی رضایت بخش‌تر شده است و فضاهای عمومی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد اما همچنان به دلیل نبود سیاست‌های درست توسعه شهر، مدیریت مناسبی در توسعه محله محوری نمی‌بینیم.

یکی از دلایل اش آن است که ملاحظات ترافیکی و توجه به سواره محوری، همچنان در اولویت است که باعث از هم گسیختگی محلات می‌شود. دلایل دیگری مانند نبود توسعه چشم انداز شهری در محله محوری، تراکم و انبوه سازی و تبدیل واحدهای ریزدانه به مجتمع‌های مسکونی نیز وجود دارد که فضاهای عمومی را به جاده‌هایی تبدیل می‌کند که فقط برای رسیدن به مقصد از آنها استفاده می‌شود؛ در حالی که پیش از این در مسیر حرکت از مبداء به مقصد، با چند نفر آشنا برخورد می‌کردید، چند خبر می‌شنیدید، از شادی و غم همسایگان خود باخبر می‌شدید و نتیجه آن، کنترل و نگهداری و هدایت محله توسط ساکنان آن بود که روز به روز در حال کمرنگ‌تر شدن است.

‏وی همچنین می‌گوید: هرچقدر ملاحظات شهرسازی به سمت نوسازی‌های غیراصولی در بافت‌های فرسوده و انبوه‌سازی برود، مشارکت مردم در شهر کمتر می‌شود و این مسأله با آسیب‌های اجتماعی نسبت عکس دارد. مشارکت‌ مردم فقط به معنای مشارکت در پرداخت هزینه‌ها به شهرداری نیست، بلکه باید مردم را در تصمیم‌گیری‌ها دخالت داد.

می‌توان پیش از انجام طرح‌های نوسازی، بهسازی و ساماندهی شهری، ساکنان هر محله را جمع کرد و با هیأت مدیره مجتمع‌های مسکونی قرار گذاشت و نظر آنها را پرسید. باید با برنامه‌ریزی برای انجام فعالیت‌های گوناگون، مدت حضور مردم در فضاهای عمومی و مراودات آنها در محلات را افزایش داد تا احساس تعلق آنها نسبت به محله و مشارکت‌شان در نگهداری از آن، بیشتر شود.‏

منبع: اطلاعات

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.