نزدیک به سه سال از تشکیل چهارمین دوره شورای شهر می‌گذرد؛ شورایی که باید رأی مردم به ١٤ نفر از فهرست اصلاح‌طلبان در آن را رأی به تغییر مدیریت جاری شهر تعبیر کرد؛ چراکه سایر اعضای منتخب از پنج فهرست متفاوت کنار هم قرار گرفتند و رأی به نیمی از یک فهرست بیانگر خواست اکثریت مردم بود. این همان خواستی بود که مردم با انتخاب آقای دکتر روحانی با شعار تدبیر و امید بر دل‌زدگی از رفتارهای هیجانی و تصمیمات عجولانه در سیاست‌های کلان کشور نیز بیان کردند.

رأی مردم به تغییر در تقابل با تداوم رویکرد مدیریتی در شهرداری تهران پس از دوران احمدی‌نژاد بود که با ماهیتی دیگر بروز یافت و به‌واقع گستردگی ناگهانی شهر با تصمیماتی عجولانه و غیرکارشناسی و تحمیل هزینه‌های گزاف به شهروندان یادآور اتفاقاتی بود که در آن دوران روی داد. با چنین تصویری فرض کنید منتخبان مردم باید به شورایی قدم بگذارند که سال‌ها در سایه آن مدیریت شهری با حداقل نظارت و کمترین پاسخ‌گویی به توسعه فعالیت‌های بی‌وقفه عمرانی پرداخته، بدون آنکه به ابعاد فرهنگی و اجتماعی شهر به‌درستی توجه شود. هنوز حرف‌ها و نقدهایمان در اولین دوره شورای شهر که شهردار وقت تهران را با وجود همسویی سیاسی با اکثریت شورا به بوته نقد و استیضاح کشانید، در همان زمان متوقف شده است. شورای شهر اول حتی برای اهدای یک سکه، شهردار تهران را به پاسخ فراخواند؛ ولی به تخلف ٣٣٠‌میلیاردی دوران احمدی‌نژاد هیچ‌گاه رسیدگی نشد و شاید با اتکا به همان تجربه، نبود گزارش‌دهی‌ها در این دوره نیز ادامه دارد. خواست مردم از ما در انتخابات شورای شهر چهارم و پس از آن، تغییر روند مدیریت شهری از سوی منتخبان‌شان بود؛ ولی به‌هر‌حال این موضوع از سوی برخی از اعضا نادیده انگاشته شد و همان مدیریت در دور و تسلسل اقداماتش، به کار خود تداوم می‌بخشد. نزدیک به ١٢ سال است مدیریت شهر تهران در اختیار یک فرد است و این طبیعی است که هر مدیریتی نقطه کفایتی دارد و در مقطعی به روزمرگی افتاده یا در همان نقطه‌ای که هست درجا می‌زند و مدت‌هاست به این نقطه رسیده‌ایم؛ ولی باز هم عده‌ای به دنبال توجیه دفاعیه خود هستند و دغدغه‌های دلسوزانه ما نیز راه به جایی نمی‌برد.

همین هفته قبل بود که حادثه تأسف‌بار انفجار خیابان شهران روی داد و مدیران شهری با تأسی از ماجرای واقعه آتش‌سوزی خیابان جمهوری در دو سال قبل به نوشتن سناریویی پرداختند تا در دور و تسلسل تلاش‌هایشان برای مقصریابی باقی بمانند؛ یا در ماجرای قربانی‌شدن کودکی بی‌دفاع در پارک به دنبال مقصری باشند که درنهایت پیمانکاری معرفی شود که هیچ‌گونه تخصص کارشناسی‌ای در ارائه خدمات ندارد و ده‌ها مورد مشابه دیگر. نگرانی درباره اینکه تأمین منافع عده‌ای خاص با اجرای پروژه‌های لجام‌گسیخته عمرانی و ساخت‌وساز بر تأمین احساس رضایت و اعتماد عمومی شهروندان، احساس امنیت و ایجاد سرمایه اجتماعی، حفظ طبیعت و هویت تاریخی و فرهنگی شهر اولویت داشته باشد، دغدغه‌ای است که این روزها درباره آن زیاد می‌شنویم؛ چراکه مردم با تکیه بر ابزارهای جدید اطلاع‌رسانی و سهولت دسترسی به اطلاعات، از آنچه در اصل ماجرا می‌گذرد، با‌خبر می‌شوند و همگان در اتاق شیشه‌ای و در عرصه محک قرار دارند. چنین است که بودجه بالای ١٧‌‌هزار‌‌میلیاردی شهرداری تهران بلافاصله از سوی مردم به نقد کشیده می‌شود و مردم به خوبی واقف‌اند که بخشی از این بودجه صرف اقداماتی می‌شود که اولویت رفاه آنان و شهرشان نیست. اینکه به ما نمایندگان مردم پایتخت همواره در برابر پرسش مردم درباره هدررفت سرمایه‌های شهرشان خطاب شود، جای تعجب ندارد. همین موضوع بافت فرسوده شهر تهران، به‌ویژه در بافت مرکزی شهر که گلوگاه و تنفس حیات اقتصادی کشور در پایتخت ‌ام‌القرای اسلامی است، بارها و بارها از سوی ساکنان آن مطالبه شده است؛ چراکه مدنیت و زندگی اجتماعی در آن رو به زوال گذاشته و از بین می‌رود. اگر هرزرفت سرمایه شهر در پروژه‌های بی‌نتیجه محاسبه و اعمال شود، شاید بتوان با حجم یک سال آن شهر جدیدی ساخته و جمعیتی را در آن سکنی داد؛ چه رسد به عمران و نوسازی سه‌هزارو ٢٠٠‌هکتاری بافت فرسوده تهران بزرگ و جهان‌شهر آینده! این مسئله از جنس همان مسائلی است که در تریبون رسمی به جای پاسخ، آن را توجیه می‌کنند و کمتر پاسخ شفاف و درستی که حتی خودشان را راضی کند، به آن داده شده است. اگر یکی از اعضای شورا در برابر گزارش‌های دارای ابهام و اشکال شهرداری اعتراضی بکند، به سکوت اجباری فراخوانده شده و اگر تمکین نکند، به رفتاری سیاسی متهم می‌شود. در‌ همین مورد اخیر، هیچ‌گاه پاسخی در برابر هزینه هنگفت شهر آفتاب به شورا داده نشده است؛ پروژه‌ای که کل بودجه پیش‌بینی‌شده تا اتمام کلیه فازهای آن که هزارو ٤٠٠ ‌میلیارد تومان بوده، فقط در فاز اول آن بیش از هزارو ٢٠٠ ‌میلیارد تومان هزینه شده و پس از برگزاری نمایشگاه کتاب بی‌استفاده رها شده و به هرز‌روی سرمایه شهر دامن زده می‌شود. گفته می‌شود میزان هرز‌رفت روز‌شمار سرمایه فقط در این پروژه در صورت بهره‌برداری‌نکردن از آن نزدیک به ٢٠٠ ‌میلیارد تومان است. کافی است محاسبه کنیم در صورت تداوم وضع موجود تا پایان سال چه میزان هرز‌روی در یک پروژه رخ خواهد داد. به نظر می‌رسد در سال پایانی شورای شهر چهارم خالی از لطف نباشد که همکاران با واقع‌بینی به مسائل بنگرند و روند حرکت خود را از بی‌اعتنایی به رأی مردم تغییر داده و صدای مردم برای تغییر در روند‌های نادرست را به‌درستی بشنوند.

احمد حکیمی‌پور. عضو اصلاح‌طلب شورای شهر تهران

منبع: روزنامه شرق

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.