وزارت کشور اخیراً اعلام کرده است که در کشور افراد "ممنوع السخنرانی"* نداریم.
این خبر خوبی است برای کشوری که مردمش برای آزادی انقلاب کردند و سخن گفتن، یکی از مظاهر نخستین آزادی است.

به گزارش جماران، جعفر محمدی درعصر ایران نوشت: اما مزید اطلاع وزارت کشور، باید بگوییم که هر چند افراد "ممنوع السخنرانی" در کشور نداریم اما افراد و گروه های "مانع السخنرانی" داریم که فراتر از قانون، هر وقت دلشان خواست، سخنرانی های قانونی افراد مختلف را به هم می زنند یا اساساً مانع از برگزاری سخنرانی هایشان می شوند.

البته در هر جامعه ای، هستند افراد کم خردی و قلچماقی که بخواهند یکه تازی کنند ولی آنچه جوامع را از هم متمایز می کند، نحوه برخورد این افراد قانون شکن است.
در یک جامعه قانونمند - با لحاظ این که قانون برای همه یکسان باشد - از یک سو، حمایت قانون متوجه کسانی است که می توانند آزادانه سخن بگویند و از دیگر سو، به شدت با کسانی که مانع از آزادی های مردم و از جمله سخن گفتن شان می شوند، برخورد می کنند.

اینجا اما، بعد از هر بار که گروه های اوباش با تجمع و هوچی گری، مانع از سخنرانی ها و برنامه های قانونی دیگری مانند کنسرت های مجوز دار می شوند، تنها اتفاقی که می افتد، لغو برنامه و تبدیل آن به تیتر برخی رسانه ها می شود و دیگر هیچ؛ انگار نه انگار که در این کشور، گروهی قانون را شکسته اند و مانع از آزادی های مشروع شده اند!

گزاره "ممنوع السخنرانی" نداریم وقتی کامل و دقیق می شود که "مانع السخنرانی" هم نداشته باشیم.
وقتی نیروی انتظامی بتواند بدون تحمل برخی فشارها، مانعان آزادی های مشروع را دستگیر کند و اینان هم بی هیچ تبعیضی به مجازات قانونی خود برسند، آنگاه می توان گفت که ممنوع السخنرانی نداریم و الّا با چنین وضعیتی، ممنوع السخنرانی ها را نه وزرات کشور و قانون که شعبان بی مخ ها تعیین می کنند و این، برازنده ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.


* «ممنوع السخنرانی» به لحاظ ادبی درست نیست چون کلمه فارسی سخنرانی خلاف قاعده، "ال" گرفته است و درست آن،"ممنوع النطق" است ولی چون وزارت کشور این کلمه را به کار برده، تسامحا همین را استفاده می کنیم. به هر روی، معنی مهم تر از لفظ است.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.