مایکل گرسون می نویسد: تصمیم مارکو روبیو و پل رایان در حمایت از ترامپ را می توان بزرگ ترین اشتباه آنها در طول حیات سیاسی خود خواند.
به گزارش جماران، زمان حاضر یکی از بدترین برهه ها برای مردان و زنان سیاست آمریکا است. بهترین نیروهای حزب جمهوری خواه یعنی مارکو روبیو و پل رایان، دو چهره روشنفکر و اصلاح طلبی که خواستار توجه به موضوع فقر و لزوم توسعه حزب جمهوری خواه شده اند، در مقابل بدترین نامزد حزب در طول تاریخ سر خم کرده اند. پل رایان به تدریج و آهسته به سمت ترامپ متمایل شد و مارکو روبیو نیز در چرخشی ناگهانی حاضر به حمایت از ترامپ شد. اما مهم ترین تصمیم سیاسی این دو سیاستمدار در سال جاری را می توان بزرگ ترین اشتباه آنها در طول حیات سیاسی شان خواند.

تنها چند روز پیش از آن که مارکو روبیو بپذیرد که به نیابت از ترامپ در کنوانسیون حزب سخنرانی کند، ترامپ اعلام کرد که خودکشی «وینس فوستر» در 1993 کار بسیار ناشایستی بود، بویژه آنکه وی اطلاع دقیقی از امور کلینتون ها داشت. وینس فوستر مشاور معاون کاخ سفید در چند ماه اول ریاست جمهوری بیل کلینتون و از دوستان نزدیک هیلاری کلینتون بود. فوستر در بیستم جولای 1993 اقدام به خودکشی کرد. ترامپ همچنین با هدف قرار دادن «سوزان مارتینز»، فرماندار نیومکزیکو به انتقاد شدید از وی و تصمیم مارتینز برای اسکان پناهنگان سوری در این ایالت پرداخت. ترامپ گفت: «اگر من جای خانم مارتینز بودم، این اتفاق نمی افتاد.»

رفتار ترامپ در بهترین شرایط و حتی وقتی تلاش می کند که در شان یک رئیس جمهور رفتار کند، چیزی ورای این نیست. علاقه ترامپ به تئوری توطئه و تصور وجود دسیسه چینی در پشت هر حادثه ای، به خوبی در اشاره ضمنی وی به نقش احتمالی کلینتون در مرگ فوستر نیز مشهود است. تهیه لیستی از حماقت های ترامپ مستلزم به روز رسانی مداوم است. اتهامی که وی در مورد مرگ فوستر مطرح می کند به مثابه بهره برداری از یک تراژدی شخصی و بر پایه به سخره گرفتن فقدان یک خانواده است. این رفتار بی رحمی و بی مبالاتی وی را بیش از پیش نشان می دهد.

حمله وی به مارتینز نیز بار دیگر نشان می دهد که ترامپ تا چه اندازه از استانداردهای یک رهبر تهی است. اتهامات وی علیه مارتینز هیچ ارتباطی با سیاست پذیرش مهاجران ندارد. در دوران فرمانداری وی تنها 10 مهاجر سوری در نیومکزیکو مستقر شده اند. ترامپ به انتقاد از مارتینز پرداخته، چرا که وی حاضر به حمایت و تحسین ترامپ نشده بود. ترامپ در مورد قضاوت قرار دادن دیگران، پیرو معیارهای ایدئولوژیک یا حتی سیاسی نیست. وی به راحتی کسانی را که از وی حمایت می کنند می پذیرد و دیگران را به هر شکل مورد انتقاد قرار می دهد. با همین معیار سوزان مارتینز و «الیزابت وارن» دموکرات در یک شاخه قرار می گیرند. برای ترامپ هیچ فرقی نمی کند که مارتینز یکی از فرمانداران اثرگذار جمهوری خواه است. ترامپ خوهان حمایت یکپارچه از خود است و نشانی از بزرگواری و تساهل در وی دیده نمی شود.

این روحیه به دور از انسانیت در نگاه وی به بسیاری از مردم جهان نیز مشاهده می شود. ترامپ ایجاد حس انزجار و نفرت را انتخاب کرده و خواهان انتظار طولانی برای انجام بررسی های گسترده در مورد کسانی است که به امید رها شدن از مصیبت های گذشته خواهان ورود به آمریکا هستند.

به گفته «پیتر ونر»، کارشناس مرکز اخلاق و سیاست عمومی، آنچه ترامپ انجام می دهد دقیقا همان چیزی است که «راش لیمباق» و دیگران از نامزدهای حزب جمهوری خواه می خواستند. آیا مردم خواهان شرارات، توهین و طعنه و ارائه توهم توطئه هستند؟ به نظر می رسد که پاسخ بخش عظیمی از رای دهندگان حزب جمهوری خواه مثبت است. باید صبر کرد و دید پاسخ الکترال ها چگونه خواهد بود. ترامپ در گام اول بیل کلینتون را به تجاوز و هیلاری کلینتون را به قتل متهم کرده است. تصور این که بتوان از این فراتر رفت بعید است، اما این کار از ترامپ بر می آید.

برخی از جمهوری خواهان هنوز امیدوارند که ترامپ بالاخره ماسک تعصب را از صورت خود بردارد و بیشتر مطابق شان رئیس جمهوری آمریکا رفتار کند. اما واقعیت این است که هیچ ماسکی در کار نیست. این رفتار بر آمده از شخصیت واقعی ترامپ است. تصمیم سیاستمداران برجسته حزب به حمایت از ترامپ یا منتهی به تحقیر از سوی جامعه یا خائن خوانده شدن به خاطر انتقاد از بزرگان حزب می شود.

به طور کلی می توان گفت که مشکل این است که جمهوری خواهان گزینه ای به جز این دو مورد ندارند. حزب کسی را انتخاب کرده که هیچ سنخیتی با مقام رئیس جمهوری ندارد. این اقدام اشتباهی فاجعه بار است.

منبع: دیپلماسی ایرانی

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.