کسانی که در دوران انقلاب با مشی انقلابی گری مخالف بودند و از مبارزه طفره می رفتند امروز مدعی انقلابی گری و حراست از انقلاب شده اند

نامش با روزهای سخت تاریخ انقلاب گره خورده است. حجت‌الاسلام والمسلمین علی یونسی در دولت یازدهم دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقلیت‌های قومی و مذهبی است. وی در گفت‌وگو با آرمان به مسائل مهمی در فضای سیاسی ایران اشاره کرده که احتمالا بازتاب زیادی خواهد داشت.


به گزارش جماران، وزیر سابق اطلاعات در این گفت‌وگو درباره نقش محمد‌رضا عارف و علی لاریجانی در مجلس آینده خاطرنشان می‌کند: « محمد رضا عارف که در سال92 به سود حسن روحانی از انتخابات کنار کشید در مجلس آینده نیز با شخصیت‌هایی مانند علی لاریجانی در مدیریت مجلس همکاری خواهد کرد. به نظر من عارف باید دوباره نقش تاریخی خود را ایفا کند. اما از سویی در شرایط کنونی بهترین فردی که می‌تواند مطالبات اصلاح‌طلبان را در مجلس آینده رهبری کند و به نتیجه برساند علی مطهری است. اصلاح‌طلبان با حمایت از حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری به این نتیجه رسیدند که در مقطع کنونی یک چهره اصولگرا ومعتدل که مشی اصلاح‌طلبی دارد بهتر می‌تواند مطالبات این جریان را در قوه مجریه و کشور مدیریت کند. این در حالی است که بسیار از افراد شاخص و موثر اصلاح‌طلب؛ به دنبال تکرار همین مدل در مجلس دهم هستند.» این روحانی برجسته اصلاح‌طلب همچنین با اشاره به اینکه تندروهای امروزی مانند کسانی هستند که کتاب‌هایی مانند «جمهوری» را در زمان دولت اصلاحات نوشتند عنوان می‌کند: « کسانی که در دوران انقلاب با مشی انقلابی‌گری مخالف بودند و از مبارزه طفره می‌رفتند امروز مدعی انقلابی‌گری و حراست از انقلاب شده اند».

نظر شما درباره رد صلاحیت چهره‌های اصلاح‌طلب درانتخابات مجلس دهم چیست؟

انتخابات در ایران زیربنای امنیت، توسعه و رفاه مردم است و نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت مردمسالار همواره آرای مردم را عامل اصلی ادامه حیات خود قلمداد کرده است. بااین وجود انتخابات مجلس دهم به چند دلیل از اهمیت بیشتری نسبت به انتخابات گذشته برخوردار است. نکته اول اینکه در اسفندماه جاری دو انتخابات خبرگان و مجلس شورای اسلامی به صورت همزمان برگزار می‌شود و همین مساله اهمیت انتخابات را بیشتر از گذشته کرده است. نکته دوم اینکه انتخابات اسفندماه پس از برجام به عنوان یک اتفاق بسیار بزرگ جهانی، منطقه‌ای و ملی برگزار می‌شود. در شرایط کنونی مساله برجام به سرنوشت اقتصادی و امنیتی همه کشورهای منطقه گره خورده است. در نتیجه برای مدیریت منطقی برجام باید یک دولت و مجلس قوی در داخل کشور حضور داشته باشند و برجام را در راه صحیح خود هدایت کنند. در صورتی که چنین اتفاقی رخ ندهد مخالفان داخلی و خارجی برجام اجازه نخواهند داد منافع برجام نصیب ملت ایران و کشورهای منطقه شود. مثلث قدیمی دشمنان خارجی ایران متشکل از آمریکا، اسراییل و وهابیت تلاش زیادی کردند که برجام به نتیجه نرسد. این در حالی است که در داخل ایران نیز افراد و گروه‌هایی وجود داشتند که علاقه نداشتند برجام این طوربه نتیجه برسد. با این وجود دولت تدبیرو امید به رغم مخالفت‌های صورت گرفته در خارج و داخل ایران و با تلاش شبانه روزی؛ برجام را به سود ملت ایران به نتیجه منطقی رساند. در شرایط کنونی مساله مهم چگونگی مدیریت و هدایت برجام درآینده است. برخی تلاش می‌کنند برجام را در داخل ایران کم ارزش جلوه دهند و در صورت امکان آن را خنثی کنند و از بین ببرند. برای جلوگیری از خنثی شدن برجام باید یک دولت و مجلس قوی مدیریت کشور را برعهده داشته باشد. این دولت قوی در سال92 شکل گرفته و در شرایط کنونی مدیریت اجرایی کشور را به دست گرفته است. در نتیجه ادامه راه اعتدال و میانه روی با تشکیل یک مجلس معتدل و کارآمد میسر خواهد شد. این در حالی است که در شرایط کنونی مهم‌ترین مشکل مردم مسائل اقتصادی است و دولت اغلب برنامه‌های خود را معطوف به مسائل اقتصادی کرده تا هر چه زودتر مشکلات مردم را حل کند. آقای جهانگیری معاون اول محترم رئیس‌جمهور به تازگی عنوان کردند «در طول تاریخ هیچ دولتی به اندازه دولت تدبیر و امید با دست خالی تلاش نکرده مشکلات مردم را حل کند و به خصوص در سال جاری دولت دستش کامل خالی است». نکته دیگر اینکه مجلس قوی و کارآمد زمانی شکل می‌گیرد که اکثر مردم و طیف‌های فکری در آن نماینده داشته باشند. هنگامی که اکثر مردم در مجلس نماینده داشته باشند دو اتفاق مهم رخ خواهد داد. نخست اینکه براساس فرمایش رهبر معظم انقلاب نوعی حمایت ملی از نظام جمهوری اسلامی در انتخابات صورت می‌گیرد و دوم اینکه همه طیف‌های فکری و سیاسی در مجلس نماینده خواهند داشت و نوعی امید اجتماعی در جامعه شکل می‌گیرد و در نتیجه مجلس شکل قدرتمند و کارآمدتری به خود می‌گیرد. به همین دلیل مسئولان برگزاری انتخابات باید زمینه حضور حداکثری جریان‌های سیاسی را در انتخابات مهیا کنند و فضای انتخابات را رقابتی کنند تا مردم در یک فضای بانشاط سیاسی بهترین افراد را انتخاب کنند. باید به مردم فرصت و قدرت انتخاب داد. همه مردم باید بتوانند نماینده‌ای انتخاب کنند که دغدغه‌های آنان را نمایندگی کنند و در راستای مطالبات آنها حرکت کند. به همین دلیل بنده رد صلاحیت‌های گسترده را در راستای حضور حداکثری مردم ارزیابی نمی‌کنم و آن را به ضرر فضای انتخابات می‌دانم. البته هر چند تصور این است که ردصلاحیت‌ها تا حدودی حضور مردم و جریان‌های سیاسی در انتخابات را تحت الشعاع داده قرار داده است اما شور و نشاط ایجاد شده در هفته‌های اخیر نشان می‌دهد که عزمی از سوی مردم، برای این حضور به رغم برخی رد صلاحیت ایجاد شده است و قطعا تاکیدات موکد ریاست‌جمهوری برای حضور حداکثری مردم؛ نقش موثری برای حضور و مشارکت مردم داشته است. به نظر من تنوع و کثرت ثبت نام‌کنندگان در انتخابات مجلس و خبرگان بسیار ارزشمند بود و امید و هیجان بسیار زیادی را در فضای جامعه به وجود آورد. نقطه آغاز این امید نیز درانتخابات ریاست‌جمهوری سال92 کلید خورده بود. این در حالی است که در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز ردصلاحیت‌های مهمی چون ردصلاحیت آیت‌ا... هاشمی صورت پذیرفت شاید همین ردصلاحیت نیز تکلیف انتخابات ریاست‌جمهوری را مشخص کرد و حامیان بسیار زیاد آیت‌ا... هاشمی با حمایت از آقای روحانی ایشان را به ریاست‌جمهوری برگزیدند تا راه اعتدال و عقلانیت که آیت‌ا... هاشمی پیشرو و پیشگام آن بود ادامه داشته باشد. به نظر من موفقیت دولت آقای روحانی در عملی کردن وعده برداشته شدن تحریم‌ها باعث شد چهره‌های مختلف سیاسی برای انتخابات مجلس ثبت‌نام کنند و زمینه را برای خدمت رسانی به مردم مهیا ببینند. با این وجود برخی این اقبال عمومی و حضور گسترده در ثبت نام‌ها را بدبینانه تلقی کرده‌اند. آنها گمان می‌کنند برخی جریان‌های سیاسی که مخالف جمهوری اسلامی‌اند با حضور گسترده در انتخابات به دنبال قبضه کردن مجلس آینده هستند. به نظر من این نوع نگاه و تصور مبتنی بر نوعی بدبینی است.


ارزیابی شما از عدم تایید صلاحیت سید حسن آقا خمینی چیست؟

شورای نگهبان عنوان می‌کند سید حسن خمینی ردصلاحیت نشده و تنها به دلیل عدم حضور در امتحان اجتهاد مشمول عدم احراز صلاحیت شده است. کمتر کاندیدهایی برای مجلس خبرگان به اندازه یادگار امام راحل تایید علمی داشته و ایشان مورد اعتماد اغلب مراجع و علمای بزرگ اسلام قرار داشته است. برخی از حضور سید حسن تفسیرهای جناحی و مغرضانه داشتند. البته شنیدیم که دو نفر از فقها نسبت به این مساله گلایه داشته‌اند.


یکی از اصول گفتمان اصلاحات بازتولید این گفتمان در مقاطع مختلف زمانی با توجه به مقتضیات زمانی است. چرا گفتمان اصلاحات در دو سال اخیر مجبور شده در جغرافیای مشترک گفتمانی با اعتدالگرایان و اصولگرایان معتدل زیست کند؟چرادر شرایط کنونی گفتمان اصلاحات به جای اینکه به درون نگاه کند به بیرون نگاه می‌کند و آینده خود را در بیرون از گفتمان اصلاح‌طلبی جست‌وجو می‌کند؟آیا گفتمان اصلاحات نیازمند بازنگری و تئوریزه شدن به شکلی جدید است؟

جریان‌های سیاسی همواره دارای نقاط ضعف و قوتی بوده‌اند و در طول تاریخ تاوان اشتباهات خود را پرداخته‌اند. هیچ جریان سیاسی وجود ندارد که در گذشته خود اشتباه نکرده باشد. هرچه جریان‌های سیاسی بزرگتر و فراگیرتر باشد به همان نسبت اشتباهات بزرگتری نیز رخ خواهد داد. با این وجود جریان‌های سیاسی باید عیوب ومشکلات خود را در طول زمان اصلاح کنند. بزرگترین اشتباه جریان اصولگرایی حمایت بی‌دریغ از محمود احمدی‌نژاد بود وبه همین دلیل هزینه بسیاری زیادی برای این مساله پرداخت کردند. بدون شک هزینه‌ای که اصولگرایان برای احمدی‌نژاد پرداخت کردند از هزینه اشتباهات اصلاح‌طلبان بسیار بیشتر بوده است. حمایت اصولگرایان از احمدی‌نژاد برای همیشه در تاریخ ایران به عنوان یک نقطه تاریک و منفی باقی خواهد ماند. این در حالی است که اصلاح‌طلبان نیز هزینه زیادی برای تندروی‌های برخی از بخش‌های خود پرداخت کرده‌اند. برای مثال مجلس ششم با اینکه مجلسی قوی بود اما نباید برای حاکمیت نگرانی و تشویش ایجاد می‌کرد. وارد شدن این مجلس به برخی مسائل کلی نظام به هیچ عنوان به مصلحت نبود. در سال88 نیز اصلاح‌طلبان با نوعی بردباری سیاسی می‌توانستند از بسیاری از آسیب‌هایی که نظام و جریان اصلاحات با آن مواجه شد جلوگیری کنند. با این وجود اصلاح‌طلبان در سال92 با خارج کردن گزینه اصلی خود از صحنه انتخابات به نوعی «گزینش شجاعانه سیاسی» کردند و نشان دادند که منافع ملی برای آنها از منافع گروهی و جریانی مهم‌تر است. اصلاح‌طلبان با حمایت از آقای روحانی اعتقاد و التزام خود را به اصول قانون اساسی و نظام نشان دادند. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال92 افرادی مانند آیت‌ا... هاشمی و آقای روحانی به عنوان اصولگرایان واقعی رفتار اصلاح‌طلبانه از خود نشان دادند و اصلاح‌طلبان نیز با حمایت از این دو شخصیت «اصولگرایی» خود را نشان دادند. این یک اتفاق مبارک بود که در فضای سیاسی ایران رخ داد. ما باید این الگو از وحدت و ایثار را سرلوحه خود قرار بدهیم و هرزمان که کشور با مشکل سیاسی روبه رو شد از آن برای باز کردن مسیر پیش رو استفاده کنیم.


حسن روحانی در کجای بازی اصلاح‌طلبان قرار گرفته است؟وی در تاریخ اصلاح‌طلبی چه نقشی خواهد داشت؟آیا وی یک ابزار برای عبور جریان اصلاحات از موانع کنونی است یا اینکه یک هدف به شمار می‌رود؟

شخصیت‌هایی مانند آقای روحانی در شرایطی که جریان‌های سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب مسیر طبیعی خود را طی کنند مورد توجه جریان‌های سیاسی قرار نمی‌گیرند چون ایشان شخصیتی مستقل از احزاب متعارف کشور است. مگر اینکه شرایط ویژه آنان را به سمت شخصیت‌هایی ملی و فراجناحی همچون دکتر روحانی هدایت کند. شخصیت‌هایی مانند آقای روحانی که منادی گفتمان وحدت ملی و مشی اعتدالی هستند تنها در «موقعیت‌های ویژه» مورد اقبال عمومی قرار می‌گیرند. جریان‌های سیاسی در شرایط عادی به سراغ چنین افرادی نمی‌روند و تنها زمانی که با مشکلات مهم و اساسی روبه رو می‌شوند و به بن بست می‌رسند؛ تلاش می‌کنند چنین بازیگرانی را به صحنه سیاست بکشانند. افرادی مانند آقای روحانی «ذخیره ملی» برای «نجات‌ملی» هستند. در شرایطی که کشور از افراط و تفریط‌های چپ و راست و اصولگرایان و اصلاح‌طلبان آسیب دیده، افرادی مانند آقای روحانی می‌توانند کلید حل مشکلات مردم باشند. در شرایط کنونی آقای روحانی آینده کشور را به سمت توسعه پایدار هدایت کرده و این مساله یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران خواهد بود.


آیا تاکنون در اتاق فکر اصلاح‌طلبی برای پس از دوران آقای روحانی تدابیری اندیشیده شده است؟ به نظر شما آیا پس از دولت حسن روحانی یک دولت اصلاح‌طلب بهتر می‌تواند منافع اصلاح‌طلبان را تامین کند یا یک دولت اعتدالگرا؟

بنده هیچ تفاوتی اساسی بین اصلاح‌طلبی و اعتدال نمی‌بینم. به نظر من اگر تندروی را از جریان اصلاحات حذف کنیم به فردی مانند آقای روحانی دست پیدا می‌کنیم. ما برسر اسامی با کسی دعوا نداریم. آقای روحانی در عمل نشان داده از بسیاری از اصلاح‌طلبان، اصلاح‌طلبانه‌تر رفتار می‌کند. اصرار آقای روحانی برای مبارزه با فساد در داخل کشور بزرگترین شاخص اصلاح‌طلبی است. اصلاح‌طلب کسی نیست که به دنبال ساختارشکنی باشد. اصلاح‌طلبی به معنای امنیت اقتصادی و ایجاد انگیزه برای حضور گسترده مردم در انتخابات است. اصلاح‌طلبی به معنای شعار تند نیست بلکه به معنای عمل صحیح و درست است. بنده آقای ناطق نوری را یک اصولگرای واقعی می‌دانم. آقای لاریجانی نیز در مسیر صحیح اصولگرایی قرار گرفته و حساب خود را از تندروهای این جریان جدا کرده و به همین دلیل مورد اقبال اصلاح‌طلبان قرار گرفته است. آقای لاریجانی به چشم خود مشاهده کرد که برخی از تندروهای اصولگرا که از دینداری سخن می‌گفتند چگونه حرمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) را نگه نداشتند و به سمت رئیس مجلس شورای اسلامی کفش ومهر پرتاب کردند. رفتار کسانی که به رئیس‌جمهور توهین می‌کنند، علیه برجام سخن می‌گویند و فضای سیاسی کشور را متشنج می‌کنند به مراتب از کسانی بدتر است که در دولت اصلاحات کتاب «جمهوری» را نوشتند و هم‌اکنون در خارج از کشور هستند. تندروهای اصلاح‌طلب و اصولگرا همگی دو روی یک سکه هستند. بعضا از سخنانی که درباره برجام در داخل عنوان کردند متاسفانه ناخواسته به مواضع مخالفان خارجی به نتیجه رسیدن برجام شباهت داشت. البته حساب آن دلسوزانی که نقد به‌دور از بغض به مفاد برجام داشتند و آن را تنها در فضای نقد و اصلاح مطرح می‌کردند باید از سایر مخالفان جدا کرد. همه ما باید بپذیریم که توافق هسته‌ای و برجام به سود همه اعم از ملت ایران، کشورهای منطقه و همچنین مردم جهان است. با این وجود بنده امیدوارم پس از آقای روحانی کشور در مسیر اعتدال حرکت کند و نقش گروه‌های تندرو به مرور زمان کمرنگ شود و به گونه‌ای دیگر فرصت نکنند در مسیر مدیریت کلان و توسعه مانع ایجاد کنند. آقای روحانی باید تلاش کند پس از پایان دوران هشت ساله ریاست جمهوی اش شرایطی را برای جریان‌های سیاسی مهیا کند که جریان‌های سیاسی به صورت طبیعی با هم رقابت کنند و هیچ نیازی به دولت وحدت ملی با ویژگی‌های دولت تدبیر و امید وجود نداشته باشد. اگر رقابت سیاسی وجود نداشته باشد فضای سیاسی با انسداد روبه رو می‌شود. انسداد سیاسی نیز به معنای مرگ سیاسی است. آقای روحانی وظیفه تاریخی خود را به خوبی انجام داده و قطارمدیریت کشور را دوباره به ریل اصلی بازگردانده است.


برخی عنوان کرده‌اند که حسن روحانی نخستین رئیس‌جمهور چهارساله ایران باشد. آیا در دولت درباره این مساله تدبیری صورت گرفته و برنامه‌ای در نظر گرفته شده است؟

این فقط یک آرزو برای این عده خواهد ماند. بنده به این افراد توصیه می‌کنم همه برنامه‌های خود را برای پس از دوران هشت ساله ریاست جمهموری آقای روحانی تدوین کنند و به هیچ عنوان به فکر چهارساله شدن دوران ریاست‌جمهوری ایشان نباشند !! آقای روحانی هر روز موفق‌تر از روز گذشته خواهد بود. در سال‌های آینده و به خصوص انتخابات ریاست‌جمهوری سال96 هیچ کس توانایی رقابت با آقای روحانی را نخواهد داشت. مجلس آینده شاید مجلس ایده آل اصلاح‌طلبان نباشد اما به مراتب از مجلس نهم بهتر و قوی‌تر خواهد بود و با محوریت اعتدال گرایان تشکیل خواهد شد. در مجلس دهم تنها یک علی مطهری حضور نخواهد داشت و تعداد زیادی علی مطهری حضور خواهد داشت. در مجلس آینده تندروهای کمتری نسبت به مجلس نهم حضور خواهند داشت و اداره این مجلس برای رئیس آن سهل‌تر و راحت‌تر از مجلس فعلی خواهد شد.


اگر آقای عارف نیز کاندیدای ریاست مجلس شدند چه شرایطی پیش خواهد آمد؟

بنده معتقدم قطعا همکاری میان آقای عارف و لاریجانی در مجلس آتی خواهد بود. به نظر من به همان دلیل که مصلحت بود آقای عارف به سود آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری کناره‌گیری کند در مجلس دهم نیز مصالح اصلاح‌طلبی و مجلس را در ارتباط با مدیریت آن در اولویت قرار خواهند داد.


سخن شما به معنای این است که آقای لاریجانی نیز مانند آقای روحانی باید یک نقش تاریخی را برای جریان اصلاحات بازی کند؟

آقای لاریجانی در شرایط کنونی نیز در حال ایفای یک نقش تاریخی برای جریان اصلاحات و کشور است. مهم‌ترین خدمت علی لاریجانی به کشور و جریان‌های سیاسی در مجلس نهم حمایت از تصویب برجام بود. این کار را هیچ اصلاح‌طلبی نمی‌توانست به خوبی و تاثیرگذاری علی لاریجانی انجام دهد. اصلاح‌طلبان با حمایت از حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری به این نتیجه رسیدند که در مقطع کنونی یک چهره اصولگرا ومعتدل که مشی اصلاح‌طلبی دارد بهتر می‌تواند مطالبات این جریان را در قوه مجریه و کشور مدیریت کند. این در حالی است که اصلاح‌طلبان به دنبال تکرار همین مدل در قوه مقننه و مجلس دهم هستند. دکتر لاریجانی هم‌اکنون تحت فشار گروه خود یا همان اصولگرایان است و باید از طرف اصلاح‌طلبان حمایت شود. این حمایت باید هم در زمان برگزاری انتخابات و رای دادن و هم در زمان حضور در مجلس صورت پذیرد.


برخی از منتقدان براین باورند حمایت‌های آیت‌ا... هاشمی از سید حسن خمینی بی‌دلیل نیست. ارزیابی شما چیست؟

آیت‌ا... هاشمی در طول تاریخ انقلاب از یک شخصیت ثابت برخوردار بوده است. ایشان فرمانده جنگ و همچنین سردار سازندگی و از نزدیکترین یاران امام راحل و نمونه‌ای از علاقه‌مندی به رهبر معظم انقلاب و تبعیت از ایشان بودند و هیچ تردیدی نیز در این مورد وجود ندارد. و همچنین؛ به تعبیری فرمانده جنگ و صلح مردم ایران بوده‌اند. ایشان با مشی معتدل خود همواره منادی این گفتمان بوده که اسلام فرهنگ جنگ و دعوا و تنش نیست بلکه فرهنگ زندگی و صلح و مودت است. آیت‌ا... هاشمی تنها رئیس‌جمهور ایران بود که در دولتش از مخالفان خود استفاده می‌کرد. هشت سال دوران ریاست‌جمهوری آیت‌ا... هاشمی که پس از جنگ تحمیلی بود مهم‌ترین مقطع تاریخ انقلاب بود. تدبیر آیت‌ا... هاشمی در مدیریت وضعیت پس از جنگ و سیاست‌های توسعه‌ای و سازندگی و بازسازی ویرانه‌هایی ناشی از جنگ، که در آن مقطع زمانی اجرا کرد کشور را در مسیر توسعه قرار داد. بدون شک اگر این اقدامات صورت نمی‌گرفت کشور هیچ‌گاه روی آرامش، ثبات و توسعه یافتگی به خود نمی‌گرفت. کسانی که آیت‌ا... هاشمی را تخریب می‌کنند کسانی هستند که خود سهم اندکی در تاریخ انقلاب داشته‌اند. نکته جالب اینجاست کسانی که در دوران انقلاب با مشی انقلابی‌گری مخالف بودند و از مبارزه طفره می‌رفتند امروز مدعی انقلابی‌گری شده‌اند. این افراد در آن مقطع زمانی عنوان می‌کردند هیچ کس نباید به جرم فعالیت سیاسی وارد زندان شود؛ اما جالب اینجاست که این افراد امروز مدافع حریم انقلاب شده‌اند و خود را انقلابی معرفی می‌کنند.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.