انتظار می رود مدیران کشور و کارگردانان جناح های سیاسی پس از فرجام برجام، یخ های سیاست های داخلی را باز و فضا را برای انتخابات پرشور آماده کنند

انتظار‌می‌رود مدیران کشور و کارگردانان جناح‌های سیاسی پس از فرجام برجام، یخ‌های سیاست‌های داخلی را باز و فضا را برای انتخابات پرشور آماده کنند

به گزارش جماران، تنها چهار ماه دیگر به انتخابات مجلس دهم باقی مانده و حالا می‌شود ولوله و هروله اهالی سیاست، چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا را بهتر از ماه‌های قبل دید و شنید.

قوم سیاستمدار در این هروله پاشنه کفش‌ها را بالا کشیده‌اند تا نکند از رقیب خود جا بمانند. هرچند تفاوت حال و روزشان در این غلیان سیاسی به مثابه فاصله بیشینه و کمینه یک موج سینوسی است اما این تفاوت و تفاصل دلیلی نمی‌شود تا کارگردانان جناح مقتدر اجتماعی با خوش‌باوری نقش‌های‌شان را به باد حراج بسپارند وبازیگران جناح دیگر اراده و نیت‌شان برای پیروزی را به بخت و اقبال هبه کنند. «انگیزش» اصلاح‌طلب و اصولگرا، میانه‌رو و افراطی هم چیزی نیست جز آنکه یکایک این جناح‌ها می‌خواهند تاج سیادت در پارلمان دهم را بر سر بگذارند. همین انگیزش است که آنها را وادار کرده تا نقش‌هایشان را بپذیرند و نقشه‌ها بکشند. این جهد سیاسی اما منحصر همین یکی، دوماه اخیر نیست که از آغاز امسال و در آن لحظه‌ای که حسن روحانی در پیام نوروزی خود اعلام کرد که؛ «دست به دست هم دهیم و مجلسی بسازیم شایسته این ملت» حدت وشدت گرفته است. اصولگرایان که در سه دوره قبلی و در غیاب اصلاح‌طلبان، رقابت با هم را حلال کرده بودند و تا دقیقه ٩٠ انتخابات ریاست‌جمهوری هم پای این دوئل درون جناحی ایستادند حالا با رویت ققنوس اصلاحات دلشوره‌ها در دل‌شان شور می‌زند که نفس‌هایشان برای ادامه حیات سیاسی به شماره افتاده. همین حال و احوال برای آنان کافی بود تا آژیر خطر انهدام را به صدا در آورند و بر صور ائتلاف و اتحاد بدمند. از دریچه نگاه السابقون این جناح، اصولگرایان باید خان سیاست باقی بمانند هر چند می‌دانند طبقه اجتماعی شان خلوت‌تر از همیشه وگفتمان سیاسی شان مهجورترین دقایق خود را می‌آزماید.



بازار سیاست ایران شاید این سال‌ها و در ساحاتی که مهر تحریم و زنجیر تحدید به پیشانی و پای رفرمیست‌ها خورده بود میزبان تمام عیار کالای اصولگرایی شد اما این به آن معنا نبود که اکثریت توده‌های اجتماعی «کمپین نه به متاع اصولگرایی» را به سرانجام مقصود نرسانند. چنین است که بازارسیاست با آمدن روحانی در حال حاضر سه ضلعی است؛ اصولگرایان، اصلاح‌طلبان و اعتدالیون (حامیان دولت). هر کدام از این سه ضلع هم دارای موقعیت و وضعیتی متفاوتند، راهبردهایی جداگانه و نگرانی‌هایی متفاوت دارند؛ اصولگرایان گرفتار بالکانیزه شدن، اصلاح‌طلبان دل‌نگران مجوز بازی در انتخابات و دولت دلمشغول برگزاری انتخاباتی سالم و پرشور. تنور انتخابات در میانه ولوله همین کنش‌ها و نگرانی‌ها بازار فعالیت‌های حزبی را هم گرم کرده. از نشانه‌های این شور و هیجان، تولد احزاب و گروه‌های سیاسی جدید در اردوگاه هر دو جناح سیاسی است، تولد احزابی همچون حزب یکتا (نزدیکان محمود احمدی‌نژاد)، جبهه رهروان ولایت (حامیان علی لاریجانی) و حزب آزادگی (وابسته به محمد باقر قالیباف) تب و تاب انتخاباتی را راهی اردوگاه اصولگرایان کردند و در این سوی بازار سیاست هم به صدا درآمدن فعالیت ندای ایرانیان، اتحاد ملت ایران ومجمع ایثارگران انقلاب اسلامی در اردوگاه اصلاح‌طلبان همگی از نشانه‌های جدی شدن فضای انتخاباتی است. اصولگرایان و اصلاح‌طلبان هر چند در انتخاب راهبردهای انتخاباتی و تامین پیش نیازهای اصلی بازی انتخاباتی تلاش‌های مشابهی همچون «ائتلاف و اتحاد» را داشته‌اند اما تا به امروز تفاوت شرایط‌شان نشان‌دهنده ضریب موفقیت هر یک از این دو جناح در کسب این پیش‌شرط‌های ضروری است. اصلاح‌طلبان در حال حاضر با تاسیس شورای عالی سیاستگذاری و واگذاری تصمیم‌گیری‌ها به اصلاح‌طلبان استانی توانسته‌اند اولین گام را برای انتخابات مجلس دهم بردارند، این در حالی است که اصولگرایان شرایط سخت و صعبی را تجربه می‌کنند. آنها که نتوانسته بودند در انتخابات ریاست‌جمهوری با کاندیدای واحد پا به انتخابات بگذارند این روزها و به ویژه پس از ماجرای برجام، دچار انشعاب و انشقاق‌های جدیدی شده‌اند. نشانه این واگرایی نوین میان اصولگرایان تدافع و تهاجم به توافق هسته‌ای و ماجرای برجام بود؛ جایی که چهره‌هایی مانند علی لاریجانی، علی‌اکبر ابوترابی و علاءالدین بروجردی تمام قد به دفاع از عملکرد تیم هسته‌ای برخاستند و از سیاست‌های هسته‌ای دوران مدیریت سعید جلیلی در شورای عالی امنیت ملی انتقاد کردند. قصه بگو‌مگو‌های اخیر مجلس بر سر ماجرای برجام بی‌تردید دوئل اصولگرایان با یکدیگر و تولد مرزبندی‌های هویتی میان آنان بود. این واگرایی اردوگاه و گفتمان سیاسی اصولگرایان را به سمت بالکانیزاسیون (تقسیم شدن اردوگاه اصولگرایان به یک اردوگاه‌های کوچک‌تر با اهداف و گفتمان‌های متناقض) هدایت می‌کند. اما به واقع با تولد احزاب جدید و جدی شدن قوم سیاستمدار و وضعیت موجود در مقر فرماندهی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان، انتخابات مجلس دهم انتخاباتی استاندارد و حداکثری خواهد بود یا آنکه نیاز به الزامات و ملزوماتی دیگر هم دارد؟نقش دولت روحانی برای تحقق انتخابات استاندار چیست؟آیا حسن روحانی می‌تواند با بهره‌گیری از مدل توافق هسته‌ای با قدرت‌های جهانی به برجام انتخاباتی دست یابد؟شروط اساسی برای تحقق چنین هدفی چه مختصات و مشخصاتی دارد؟و اینکه احزاب و گروه‌های سیاسی با هر موقعیت و شرایطی چگونه می‌توانند بر ضریب تعداد رای‌دهندگان در انتخابات مجلس دهم بیفزایند؟



برجام انتخاباتی؛ محاسن و موانع

حسن روحانی اگر در پیام نوروزی خود تاکید به برگزاری انتخاباتی پرشور کرده اما بی‌تردید او و دیگر مدیران ارشد تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز به این امر آگاهی داشته‌اند که عملیاتی شدن این هدف جز در سایه برخی تغییرات در اوضاع جاری کشور میسور نیست. از همین رو راهبرد حسن روحانی برای مدیریت کشور و اصلاح نابسامانی‌های باقیمانده و نهادینه شده از دولت قبلی سه رکن اصلی داشته است؛ پرونده هسته‌ای، وضعیت اقتصادی و رفع رکود سیاسی. تمرکز اولیه روحانی پرونده هسته‌ای و برداشتن سایه تحریم‌ها و تهدید‌ها از سر ایران و ایرانی بود. او با حل و فصل پرونده هسته‌ای می‌دانست که می‌تواند رکود تورمی اقتصادی را با فرمول سرمایه‌گذار خارجی به مرور زمان اصلاح کند. «برجام» نتیجه تمام تمرکز روحانی بوده که به نتیجه رسیده. کاهش شیب رکود تورمی دومین کارویژه دولت روحانی است. بسته اقتصادی اخیر روحانی حاکی از آن است که نوبت به اصلاح وضعیت اقتصادی یا همان مطالبه اکثریت توده‌های ایرانیان رسیده است. روحانی می‌داند با توافق هسته‌ای، کاهش تورم و رفع رکود با بهره‌گیری از سرمایه‌گذار خارجی، ضریب امید و رضایت نسبت به عملکرد دولت در میان افکار عمومی بالا خواهد رفت. اما باز کردن قفل‌های اقتصادی و تامین «نان و یارانه» تنها هدف روحانی در دولت نیست. او برای گشودن درهای بسته مدنی، آزادی و دموکراسی، تحزب و مطبوعات دغدغه دارد اما برای رسیدگی به این دغدغه نیازمند بهبود فضای سیاست خارجی و جلوگیری از وخیم شدن وضعیت اقتصادی بود. حالا با تصویب برجام، کارویژه روحانی در سیاست داخلی آغاز شده است؛ کارویژه‌ای که همزمان با انتخابات مجلس دهم، بازگشت اصلاح‌طلبان و گرفتاری‌ها اصولگرایان شده. روحانی به عنوان یکی از سه ضلع اصلی میدان سیاست جدای از برگزاری انتخابات و صیانت از آرای مردم باید رکود سیاسی فعلی را هم حل و فصل کند و خون تازه‌ای بر کالبد یخ‌زده سیاست داخلی تزریق کند. از همین‌رو او جدای از احیای خانه احزاب در مراسم افطاری از نیروهای سیاسی وابسته به جناحین سیاسی کشور همزمان میزبانی کرد تا نشان دهد که برای آشتی میان جناح‌ها نیت پیشقراولی کرده. رییس دولت با ادراک از اینکه احزاب و گروه‌های سیاسی در حال حاضر با تحرک انتخاباتی و ارایه لیست انتخاباتی شاید بتوانند تنور انتخابات را گرم کنند اما از این مساله هم غافل نبوده که حضور حداکثری در انتخابات پس از همه کلبی‌مسلکی‌هایی که در عرصه سیاسی ایران به وجود آمده به برنامه جامع اقدام مشترک یا تفاهم انتخاباتی با احزاب و جریان‌های سیاسی و با محوریت منافع ملی نیاز دارد. گفتار‌و‌کردار روحانی در حوزه سیاست داخلی نشان‌دهنده آن است که او می‌خواهد همه جناح‌ها در نهادهای قدرت انتخابی سهیم باشند. شاید افراطی‌ها و پوپولیست‌ها تنها خط قرمز روحانی در سیاست داخلی باشند؛ باندهای قدرتی که در دو سال گذشته بیش از همه در برابر عملیاتی شدن مطالبه ملی در امر سیاست خارجی مانع‌تراشی کردند. از دیگرسو ایرانیان با نظاره کردن کنش‌های موجود در عرصه سیاسی و مدیریتی کشور انتظار انتخابات هفتم اسفند و روز رسیدن خانه‌نشین کردن افراطی‌ها را می‌کشند.

این مهم اما نیاز به آن دارد تا تحرکات انتخاباتی جناح‌ها تنها در اردوگاه سیاسی آنان باقی نماند. اگرچه مدیران و بازیگران سیاسی جناحین سیاسی کشور این روزها تمام وقت و انرژی‌شان را مصروف رسیدن به لیست واحد انتخاباتی کرده‌اند اما برخلاف بالا بودن هیجان و تحرک انتخابات احزاب و گروه‌های سیاسی، این حال و هوا به بدنه افکار عمومی و مردم کوچه و بازار منتقل نشده است. رکود سیاسی فوق بی‌تردید اگر با موج‌سازی انتخاباتی احزاب همراه نشود به رغم وجود فهم و هدف مشترک مدیران سه ضلع سیاست‌ورزی ایران در برجام انتخابات نباید انتظار حضور حداکثری ایرانیان پای صندوق رای را داشت. از همین منظر اصلاح‌طلبان و اصولگرایان جدای از کنش‌های انتخاباتی و سیاسی خود باید برای تشویق افکار عمومی برای حضور در انتخابات اقدامی مجزا را آغاز کنند. همه سیاست‌ورزی محدود و محصور به چارچوب مذاکرات درون جناحی نیست و یکی از اساسی‌ترین ملزومات آن همراه کردن افکار عمومی و تزریق هیجان سیاسی جناحی به منظومه فکری و مطالباتی آنان است.

از همین رو برنامه جامع اقدام مشترک یا تفاهم انتخاباتی با وجه اشتراک میان احزاب شناسنامه‌دار وابسته به هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا، اکثریت توده‌های اجتماعی و دولت حسن روحانی و حامیان گفتمان اعتدال می‌تواند بر محوریت محدود‌سازی باندهای افراطی و پوپولیست بنا شود.

انتخابات و صندوق رای در ایران همیشه «دکمه تغییر» آمران و عاملان در پست‌های انتخابی بوده است. کارکردش همین است: عده‌ای را در سیاست و قدرت، صاحب خانه می‌کند و جماعتی را خلع ید. خانه ملت از این دسته و قصه خارج نیست. پارلمان ایران حداقل در این سه دهه هم مستاجر اصلاح‌طلب داشته و هم اصولگرا. عصری خانه چپ‌ها بوده و عصری دیگر پذیرای راست‌ها. یک روز اصلاح‌طلبان در این خانه سرمشق سیاست می‌نوشتند و روزی دیگر اصولگرایان تمرین سیاست کرده‌اند. «پارلمان و دولت» که نه، «قدرت و سیاست» در ایران امروز و از سه دهه گذشته، هر هشت سال یک بار از راست به چپ یا از چپ به راست می‌چرخد و دست به دست می‌شود. هر هشت سال یک بار بخت یک جناح باز می‌شود و همزمان عصر عسرت و فصل خزان جناحی دیگر شروع می‌شود. این چرخش در قدرت و سیاست و دست به دست و این صاحبخانه شدن و بی‌خانمان شدن قوم سیاستمدار شاهد مثالی دارد به قطر کتاب تاریخ سیاست‌ورزی در پارلمان ایران معاصر اما با برجام انتخاباتی و تفاهم مشترک نیروهای سیاسی بر سر منافع ملی می‌تواند پارلمان دهم را به الگویی برای فردای سیاست‌ورزی ایران مبدل سازد. جایی که در آن نه فقط شاهد ائتلاف اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان که محل رقابت سیاسی توام با رفاقت همه جریان‌های سیاسی بر سر منافع ملی خواهد بود. «برجام انتخاباتی» شدنی است به شرط آنکه مدیران کشور و کارگردانان جناحین سیاسی پای یک میز بنشینند و به جای تضادهای‌شان از تشابه‌های‌شان سخن بگویند و به فهم مشترک از موقعیت بین‌المللی ایران و وضعیت داخلی کشور برسند. شاید پیشنهاد گفت‌وگوی ملی و آمادگی احزابی همچون کارگزاران، موتلفه، ندای ایرانیان و اتحاد ملت سرآغاز خوبی برای برجام انتخابات باشد، برجامی که یخ‌های سیاست داخلی را باز و افراطی‌ها را برای زمان زیادی از میدان سیاست‌ورزی ایزوله کند.
منبع: اعتماد

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.