ارکستر سمفونیک تهران بعد از کلنجار و ممارست هنرمندان و اهالی رسانه بالاخره در روزهای آخر سال ٩٣ با تخصیص بودجه توسط دولت مشغول به کار شد و با انتخاب علی رهبری به عنوان رهبر ارکستر توانست مخاطبان را دوباره راهی تالار وحدت کند.

ارکستر سمفونیک تهران بعد از کلنجار و ممارست هنرمندان و اهالی رسانه بالاخره در روزهای آخر سال ٩٣ با تخصیص بودجه توسط دولت مشغول به کار شد و با انتخاب علی رهبری به‌عنوان رهبر ارکستر توانست مخاطبان را دوباره راهی تالار وحدت کند.

به گزارش جماران، علی رهبری، فارغ‌التحصیل هنرستان عالی موسیقی ملی و آکادمی موسیقی و هنرهای زیبای وین است. او بعد از موفقیت در مسابقات رهبری ارکستر در فرانسه و مسابقات جهانی رهبری ارکستر در سوئیس در اروپا ماندگار شد و تابه‌حال بیش از ١٢٠ ارکستر سمفونیک را از جمله وین، زالسبورگ، برلین، لندن، آمستردام، بروکسل، تورنتو و... رهبری کرده و رهبر میهمان فیلارمونیک چک، بلگراد، بروکسل و رهبر دائم و مدیر هنری ارکستر بلژیک، چک، کرواسی و اسپانیا بوده و بیش از ۲۵۰ آلبوم موسیقی دارد. با این رزومه پربار به نظر می‌آید بهترین گزینه برای انتخاب رهبری ارکستر سمفونیک باشد اما شاید بیراه نباشد بگوییم که بهبود وضعیت ارکستر سمفونیک تنها به‌خاطر سوابق موسیقایی علی رهبری نیست بلکه دیسیپلین، صراحت لهجه و البته سابقه طولانی مدیریتی‌اش باعث شد در مدتی کم، ارکستر سمفونیک تهران را به سطح قابل‌قبولی برساند. رهبری از روزی که وارد ایران شده قول‌های زیادی درباره وضعیت ارکسترها داده که تابه‌حال به بخشی که به شش ماه اول مدیریت او مربوط می‌شد عمل کرده اما برنامه اصلی او پروژه «مهر تا مهر» است که از چند وقت دیگر شروع خواهد شد. ارکستر سمفونیک این روزها در حال استراحت است. برای همین بهترین فرصت بود تا با علی رهبری درباره مشکلاتی که در این چند وقت با آنها دست‌و‌پنجه نرم‌کرده و ارکستر سازهای ملی و برنامه‌ای که برای بهبود اوضاع هنرستان‌های موسیقی دارد، گفت‌وگو کنیم.

حدودا شش ماه از شروع کار شما و رهبری ارکستر سمفونیک می‌گذرد. در همین مدت کم، صدا‌دهی ارکستر سمفونیک به سطح قابل قبولی رسیده است. آیا همه مشکلات با بودجه‌ای که دولت به ارکستر‌ها تخصیص داد، رفع شده است؟
در اجتماع سه گروه هنرمند داریم؛ یکی کسی که با سطح مردم پیش می‌رود و در اصطلاح عمومی به آن «مطرب» می‌گویند؛ این کلمه در فرهنگ ما بار منفی پیدا کرده است، اما در حقیقت این طور نیست، معمولا موزیسین‌های درجه‌یک و بااستعدادی هستند که مطرب می‌شوند، نه کسانی که پس از ۱۰ سال درس موسیقی خواندن تازه می‌فهمند موسیقی چیست؛ البته این جنس کار به رشد اجتماعی کمک نمی‌کند، فقط باعث می‌شود مردم در لحظه لذت ببرند؛ اما گروهی خالق‌اند و همیشه یک درجه بالا‌تر از مردم حرکت می‌کنند. مانند یک سیاست‌مدار خوب؛ یک سیاست‌مدار پوپولیست ممکن است در لحظه موفق باشد، اما بعد از چند سال معلوم می‌شود چه آسیب‌هایی به اجتماع وارد کرده است؛ ولی گروه سوم از همه خطرناک‌ترند. این گروه مخلوطی از دو دسته قبلی‌اند؛ یعنی هم خالق‌اند و هم کارشان رنگ‌و‌بوی مطربی دارد. آنها با سطح سلیقه مسئولان کار می‌کنند. این گروه در ۲۰، ۳۰ سال گذشته بر فضای موسیقی احاطه داشته‌اند. مطرب در یک مجلس می‌نوازد و با گرفتاری و بیچارگی در خیابان یا عروسی‌ها می‌نوازد. هنرمند خالق هم بدون پول در خانه‌اش زحمت می‌کشد؛ اما گروه سوم بهره‌مند از حمایت مسئولان‌اند، سطح کارشان کمی بالا‌تر از مطرب‌هاست، چون برخی مسئولان هم بیشتر از آن متوجه نمی‌شوند. این خطرناک است، چون پول و بودجه می‌گیرند و حمایت می‌شوند بی‌اینکه قدمی برای اجتماع بردارند. ایران گرفتار گروه سوم شده است. شاید خیلی‌ها از این حرف من ناراحت شوند. این قضیه به انقلاب و دولت‌ها ربطی ندارد. این حرف‌ها را می‌زنم چون ۳۰ سال از ایران خبر نداشتم و بی‌تعارف برنامه‌ای هم برای برگشتن ندارم. در واقع سه سال قبل از انقلاب احساس کردم، اینجا جای من نیست و از ایران رفتم. سرنوشتم من را در مسابقات جهانی انداخت و آینده‌ام خارج از ایران رقم خورد.

خب این گروه سوم هم پسامد سیاست‌گذاری‌های فرهنگی هستند...
من هم همیشه فکر می‌کردم عقب‌ماندگی‌های هنری در ایران گردن دولت است، اما وقتی یک سال قبل به ایران آمدم دیدم این‌طور نیست. دولت، اگر می‌خواست ببندد، می‌بست. اگر می‌خواست هنرستان‌های موسیقی و ارکستر سمفونیک را تعطیل کند، این کار را می‌کرد. ارکستر‌ها و هنرستان‌ها تعطیل نبودند، اما سطح‌شان پایین بوده است. این تقصیر هنرمندان و موزیسین‌هاست، حتی متوجه شدم در کنسل‌شدن ارکستر‌ها بیشتر موزیسین‌ها مقصر بوده‌اند تا دولت. به موارد تأسف‌برانگیزی برخوردم؛ یعنی نوازنده‌هایی که سر کار نمی‌آمدند یا رهبر ارکستر‌هایی که کارشان را بلد نبودند. امروز بچه‌ها با جان و دل کار می‌کنند؛ جوانانی که میانگین سنی آنها بین ۲۰ تا ۳۰ سال است.

البته به طور خاص درباره ارکستر سمفونیک بیشتر مسئله مادی مطرح بوده است تا چیزهای دیگر... .
هنرمند اول باید به کارش اهمیت بدهد بعد به مادیات. وقتی مادیات اولویت داشته باشد، هیچ‌چیز درست پیش نخواهد رفت.

درباره حداقل‌ها صحبت می‌کنیم. آن هم با دستمزدهایی که هیچ وقت معقول نبودند... .
می‌گویند آقای رهبری در ۳۰ سالگی در اروپا یکی از گران‌ترین رهبرهای ارکستر بوده است. درصورتی‌که من بدون پارتی‌بازی از تهران رفتم. باید کارم را نشان می‌دادم تا قیمتش مشخص شود. شما نمی‌توانید برای کار هنری ابتدا قیمت تعیین کنید. ١٠ سال قبل که به ایران آمدم اوضاع ارکستر سمفونیک خیلی بد بود، بعد از مدتی متوجه شدم خودِ موزیسین‌ها با کم‌کاری و لجبازی‌ کار را به اینجا رسانده‌اند. بستن ارکستر‌ها در واقع ربطی به وزیر خوب و بد نداشته است؛ البته باعث افتخار است که رئیس‌جمهور کنونی و وزیر فرهنگ و معاون وزیر از موسیقی حمایت می‌کنند؛ اما در نهایت همه ایرانی و متعلق به یک وزارتخانه هستند؛ یکی بسته و یکی باز کرده است. مسلم است اگر همین الان ارکستر سمفونیک هر هفته خودش را ثابت نکند و نشان ندهد چقدر برای نشان‌دادن چهره فرهنگی ایران در مجامع بین‌المللی مؤثر است، مثل ارکستر‌های ایتالیا، بلژیک و انگلستان که نتوانستند توجه مسئولان را به خودشان جلب کنند، به‌راحتی کنسل خواهد شد. نمی‌خواهم بگویم مسئولان مقصر نیستند؛ اما این اتفاقات با کمک موزیسین‌ها انجام شده است. از بی‌تجربگی یک عده موزیسین که تصمیم‌گیرنده بودند و کارهای عجیب‌و‌غریب کردند. چند بار آزمون گذاشته‌اند یا ارکستر را تعطیل کرده و گفته‌اند می‌خواهیم ارکستر جدیدی باز کنیم که همه اینها به ‌خاطر آماتوربودن‌شان است. هنرمندان به هیچ دلیلی نباید از سطح خودشان پایین‌تر بروند. ما مطرب نیستیم. نباید کیفیت کارمان بستگی به دستمزدمان داشته باشد. هنرمند وقتی کاری را قبول می‌کند باید در بالا‌ترین سطح انجامش دهد.

آیا امکانات لازم برای رسیدن به سطحی که مدنظرتان است در ایران وجود دارد، حالا از نوازنده تا سالن و... .
همان روز اول گفتم ما یک برنامه شش‌ماهه می‌ریزیم و ثابت می‌کنیم بچه‌های ایرانی لیاقت احترام‌گذاشتن را دارند. چند نفر از استادان مهم گفتند: «علی‌جان اینجا این اتفاق نمی‌افتد». من هم که اخلاق خیلی خوبی ندارم، گفتم با شما نمی‌شود؛ اما با این بچه‌ها می‌شود. امروز که چند ماه از بازگشایی ارکستر گذشته است، می‌توانم بگویم سطح ارکستر هر هفته بهتر شده است. این دیگر تبلیغات نیست، من هم نیازی به تبلیغات ندارم. این شغلی است که بیش از ۴۰ سال در تمام دنیا انجام داده‌ام. نوازندگان میهمانی که دعوت کردیم، واقعا تحت‌تأثیر قرار گرفته بودند. نوازندگان منظم هستند و خیلی‌خوب کار می‌کنند، حتی این بچه‌ها چند ماه اول هم پولی دریافت نکردند. ممکن است از ۱۵۰ نفر، پنج نفر به خاطر دریافت‌نکردن پول قهر کرده باشند، یا رفته و برگشته باشند که البته عادی است، اما ۹۵ درصد با جان و دل کار کرده‌اند و من شخصا از آنها خیلی ممنونم. ۱۲ لیدر عوض کردم؛ لیدرهایی که نوازندگان آن‌قدر به آنها عادت کرده بودند که فکر می‌کردند بدون این افراد کار به هم می‌ریزد. بعد متوجه شدند چقدر این افراد ساده بودند، چون کارشان این نبوده است. در ایران خیلی از تصمیم‌ها از سوی کسانی گرفته شده است که تخصصش را نداشتند. در ٨٠ سال گذشته در ایران همه فقط مدام تمرین می‌کردند، این وقت تلف‌کردن است. من به بچه‌ها گفتم تمرین زیاد بی‌احترامی به شماست؛ یعنی سطح شما از ایتالیا، اتریش، مکزیک و... کمتر است؟ آنها سه، چهار بار تمرین می‌کنند، ما هم از این به بعد باید سه بار تمرین کنیم.

شرایط ما کمی فرق داشت، چون چند سالی ارکستر تعطیل بود و نوازندگان هیچ تمرینی نداشتند... .
اول اینکه رهبر ارکستر باید کارش را بلد باشد، نباید برای خودش تمرین کند. در مالاگا و زاگرب یا بروکسل که مدیر ارکستر بودم و اگر رهبری دعوت می‌کردم که به بچه‌ها می‌گفت دوباره تکرار کنید، می‌گفتم این ارکستر این‌طور نیست، شما بگویید چه چیزی می‌خواهید و ما متوجه می‌شویم. کار رهبر ارکستر این است که بگوید اشکال کار کجاست. قیمت رهبرهای دنیا که از هزار تا ۳۰هزار یورو است بر همین مبناست؛ یعنی یک رهبر خوب باید در عرض سه ساعت، یک کار نیم‌ساعته را جمع کند. یک نفر دیگر ممکن است یک هفته وقت نیاز داشته باشد، در این یک هفته ببینید سازمان چقدر هزینه می‌کند؟ پس به جای هزار یورو به من، ۱۶ هزار یورو می‌دهد، ولی ۳۰ هزار یورو جای دیگر ذخیره می‌کند.
بچه‌ها الان یادگرفته‌‌اند اینجا کاری که رهبر ارکستر می‌گوید را انجام دهند، نه اینکه رهبر ارکستر کاری را با آنها انجام دهد که باید در خانه انجام دهند. همان اول به نوازندگان گفتم من پرستار شما نیستم. ارکستر هم ارکستر هنرستان نیست. من اینجا فقط وظیفه خودم را انجام می‌دهم. الان بچه‌ها با سه تمرین آماده می‌شوند. یعنی بیشتر تمرینات‌شان را در منزل انجام می‌دهند.

صحبت از هنرستان شد. نظر شما درباره وضعیت آموزش موسیقی در هنرستان‌ها یا دانشگاه چیست؟ آیا درباره وضعیت هنرستان‌های موسیقی پیشنهادی دارید؟
قبل از انقلاب در سنین جوانی سه سال رئیس هنرستان موسیقی ملی بودم، همان زمان هم اصرار داشتم به هنرستان‌ها توجه شود. اختلاف من آن زمان با وزارتخانه این بود که به بچه‌ها (هنرستان) که می‌‌رسیدند پول نداشتند! اینجا وقتی خدمت آقای مرادخانی آمدم با بنیاد رودکی قرار گذاشتیم که بعد از اینکه کمی ارکستر‌ها را سروسامان دادم، سراغ هنرستان‌ها بر‌وم. درست است که هنرستان‌ها زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشادند و درست است که مسئولان در ۲۰ سال گذشته کارشان را خوب انجام ندادند، ولی در همین کشور افرادی بودند، که در موسیقی کلاسیک و به‌ ویژه در موسیقی ایرانی که با زحمت شخصی نوازندگان خوبی تربیت کردند که ما امروز می‌توانیم این ارکستر سمفونیک یا سازهای ایرانی و ملی را داشته باشیم.

یعنی برآمد عمده ما از آموزش خصوصی بوده... .
بله، چون چاره دیگری نبوده است. بگذریم از استاد علیزاده و طلایی و... ، که شاهکار‌های موسیقی ما در سطح جهانی هستند و هم‌دوره من‌اند. وقتی کار ارکستر سازهای ملی را شروع کردم، متوجه شدم چقدر سطح نوازندگی بچه‌ها بالاست و در سازهایی مثل تار، سنتور، سه‌تار و... خیلی پیشرفت کرده‌اند. این حرف‌ها را کسی می‌زند که بزرگ‌شده موسیقی ملی است. درست است که در زمینه موسیقی غربی به کارم ادامه دادم، ولی من‌‌ همان کسی هستم که در کنار حسین تهرانی تنبک و با رحمت‌الله بدیع، ویلن ایرانی و با آقای ناهید، نی می‌زدم؛ یعنی من غریبه‌ای نیستم که از غرب آمده است؛ بلکه در فضای موسیقی ایرانی بزرگ شده‌ام و الان می‌بینم استادان موسیقی ایرانی چقدر در آموزش این نسل زحمت کشیده‌اند و به موسیقی ایرانی خدمت کرده‌اند. اگر این استادان نبودند، وضعیت ما اسف‌بار بود.

ارکستر سازهای ملی در ادامه چه احتیاجاتی دارد؟
در موسیقی سازهای ملی، ما فقط حمایت مالی نیاز داریم. نباید یک استاد موسیقی به دلیل نداشتن پول و بیمه درمان فوت شود؛ چنین اتفاقاتی باعث شرمساری است. مسئولان باید از این اتفاقات خجالت بکشند، ولی متأسفانه اینجا فقط به هم تیتر و جایزه و نشان می‌دهند؛ اما وقتی کسی گرفتار و محتاج است به دادش نمی‌رسیم.

برای ارکستر سمفونیک و در زمینه موسیقی کلاسیک غربی برای سولیست‌ها همچنان نوازنده میهمان دعوت می‌کنید؟
بله، ما الان برای فاگوت و ترومبون و سازهای بادی به نوازنده نیاز داریم، حتی برای سازهای زهی از یک سطحی به بالا به نوازنده خارجی نیاز داریم. ضمن اینکه باید چند معلم خوب بیاوریم. همه کشور‌ها این کار را انجام می‌دهند، حتی در کشور اتریش که مهد موسیقی جهان است از معلم‌های خارجی استفاده می‌کنند. خجالت هم ندارد. حدود ۱۵ سال پیش از کرواسی برای ایران مربی فوتبال آوردند، همان زمانی که کرواسی مرا برای رهبری ارکستر فیلارمونیکش دعوت کرد. روزنامه‌های کرواسی نوشتند کشور ایران برای فوتبال از ما مربی گرفته است و ما که سابقه موسیقی کلاسیک داریم از ایران رهبر ارکستر آورده‌ایم!

تلاقی هم‌زمانش جالب است... .
بله، اسفند‌ماه وقتی قرار‌داد بستیم، گفتم من تمام کار‌هایم را کنسل کرده‌ام تا وضعیت موسیقی را درست کنیم. الان می‌خواهم وضعیت هنرستان‌ها را بهبود دهیم.

چگونه این برنامه اجرا خواهد شد؟
باید دید ضعف آموزش در کجاست و خیلی سریع باید این کار را کرد. کاری هم ندارد من رئیس هنرستان بودم و می‌دانم سیستم باید چگونه باشد. شما وقتی وارد هنرستان شوید، سریع می‌فهمید مشکل کمبود ساز است یا نحوه تمرین و آموزش. وقتی به ایران برگشتم به وزیر وقت گفتم من در یک خانواده بی‌بضاعت رشد کردم، شما اول باید ببینید این هنرجو اصلا می‌تواند در خانه موسیقی تمرین کند؟ غذا دارد بخورد یا نه! وقتی که مسئول هنرستان بودم برای بچه‌ها خوابگاه درست کردیم. به همه نهار مجانی می‌دادیم و از بین‌‌ همان بچه‌ها کسانی رشد کردند که امروز در موسیقی ما نام‌آورند. اینها مسائل اساسی است. اختلاف نهایی من با وزیر آن زمان هم بر سر همین مسائل بود. می‌گفتم شما برای یک فستیوال نمایشی هزاران دلار خرج می‌کنید؛ اما یک «آرشه» برای بچه‌های بی‌بضاعت نمی‌خرید. این مسائل مرا ناراحت کرد و دیدم جای من اینجا نیست و باید بروم.

آیا برای بهبود وضعیت آموزش درحال‌حاضر به نتایجی در صحبت‌های‌تان رسیده‌اید؛ یعنی شرایط شما را قبول کرده‌اند؟
بله، در این چند ماه وزارت ارشاد به من کمک کرده و موردی نبوده است که برایم مشکل ایجاد کرده باشند. اگر عادل باشم باید بگویم بالاخره عده‌ای هم در حال کار هستند و نمی‌توان فقط انتقاد کرد.

اما ورود شما هم هم‌زمان با وقتی بود که بعد از چندین سال ممارست و کلنجار، بالاخره موافقت کردند ارکستر‌ها باز شوند، یعنی ورود شما مصادف بود با حل این مشکلات و قبل از آن شما اینجا نبودید... .
ولی در تمام ۴۵ سالی که در حال رهبری هستم، فقط رئیس‌جمهور چک بعد از کنسرت با من شام خورد و درباره قطعه‌ای که رهبری کرده بودم با هم حرف ‌زدیم. دومین رئیس‌جمهوری هم که درباره باز‌شدن مجرای موسیقی کلاسیک و به طور کلی ارکستر‌ها حرف زدند، آقای روحانی بودند. در اتریش که بودم وقتی چنین چیزی را شنیدم با خودم گفتم اگر موفق هم نشویم، باز چنین چیزی باعث افتخار است؛ البته ارزش صحبت آقای روحانی برای من چند برابر بود، چون من هم در یک خانواده مذهبی بزرگ شده‌ام. اینکه با وجود تمام مشکلاتی که در تاریخ ما بین مذهب و موسیقی وجود داشته است حالا رئیس‌جمهور بگوید موسیقی بخشی از فرهنگ ماست و اهمیت دارد و باید راه بیفتد، خیلی خوشحال‌کننده و ارزشمند است. در پراگ موسیقی از واجبات و ملزومات فرهنگ‌شان است و توجه رئیس‌جمهور به موسیقی خیلی تعجب‌برانگیز نیست؛ اما در ایران بایدی در این‌باره نیست، برای همین ارزشمند است.

فکر می‌کنم درباره ارکستر سازهای ملی مشکل اصلی ما آهنگ‌سازی است... .

بله، چون نوشتن برای سازهای غربی آسان‌تر است. هزاران آهنگساز نت‌ها را نوشته‌اند و کافی است یک ملودی ایرانی را به کسی بدهید تا تنظیمش کند، آخر سر هم می‌گویند این اثر ایرانی است. حالا می‌توانید یک تار هم کنارش بگذارید؛ ولی نوشتن برای سازهای ایرانی مشکل است، باید موسیقی غربی و ایرانی را به خوبی بشناسید. موسیقی غربی مثل ریاضی فرمول دارد؛ اما موسیقی شرقی مثل شعر فارسی است و هرکسی نمی‌تواند به راحتی درکش کند. ترجمه این شعر هم غیرممکن است و اگر کسی چنین ادعایی کند در حد حرف است. ضمنا به آسانی هم نمی‌توان پارتیتور دیگری را کپی کرد، چون چنین منبعی هم نداریم. اینجاست که برخی ترجیح می‌دهند بگویند این موسیقی خوب نیست، به‌جای آنکه بگویند ما جرئت نوشتن نداریم و بهانه می‌آورند که «تار» خارج است و «سنتور» را نمی‌توان کوک کرد و... ؛ در‌صورتی‌که برای ارکستر سازهای ایرانی درحال‌حاضر آقای اسماعیل تهرانی قطعاتی تنظیم کرده‌اند که بسیار قوی و زیباست. باید همین‌جا خواهش کنم اسپانسرهایی پیدا شوند و از آهنگ‌سازان ایرانی حمایت کنند تا برای ارکستر سازهای ملی، قطعه بنویسند. ما به چنین چیزی نیاز داریم، باید اجباری باشد. نباید به دست وزیر و دولت باشد. ارکستر سازهای ملی ایران باید اولویت داشته باشد و بعد می‌تواند در تمام دنیا به عنوان سازهای ایران برنامه اجرا کند... .

چنین ارکستری ۳۰ آهنگ‌ساز می‌خواهد، آیا ما چنین پتانسیلی داریم؟
مهم این بود که توجه مسئولان جلب شود. مابقی چیز‌ها حل‌شدنی است و به مرور زمان اتفاق می‌افتد.

با بحث‌هایی که بین ارکستر سمفونیک و اولویت ارکستر ملی بود، تشکیل این ارکستر هوشمندانه‌ترین راهکار بود... .
هر نوع موسیقی‌ای خوب است؛ اما یک چیزهایی حقیقت ندارد. اگر ارکستر سمفونیک نبود الان ۹۵ درصد نوازندگان ارکستر ملی وجود نداشتند. اگر ارکستر سمفونیک نبود، ارکستر گلهای آقای معروفی هم وجود نداشت، چون نیمی از نوازنده‌ها از آنِ ارکستر سمفونیک بودند. اگر ارکستر سمفونیک نبود آقای خالقی نمی‌توانست سرود ملی را بنویسد. می‌خواستم مسئله‌ای را بگویم که شاید به نظر برسد با موسیقی مرتبط نباشد. آدم باید مواظب باشد سنت بلای جانش نشود. نگه‌داشتن هرچیزی صرفا به این علت که عده زیادی آن را انجام می‌دهند نباید باعث شود ما در چاله‌ای بیفتیم و دیگر نتوانیم از آن بیرون بیاییم: نزدن کراوات در ایران یک مسئله مهم است. پسر من ۱۲ سالش است، می‌گوید چرا ایرانیان «کراوات» نمی‌زنند؟ گفتم چون نمی‌خواهند مثل غربی‌ها لباس بپوشند. گفت می‌دانند کراوات چیست، گفتم نه. گفت چرا نپرسیدند. گفتم چون وقتی یک چیزی رسم می‌شود، همه تصور می‌کنند غیر از این چیزی وجود ندارد.
حقیقت این است که وقتی ناپلئون به کرواسی می‌آید، می‌بیند دستمالی که گردن هُروات‌هاست خیلی زیباست و به فرانسه می‌رود و می‌گوید ما هم مثل کروات‌ها باید از اینها بزنیم؛ کُروات یعنی «هُروات»، هُرواتی‌ها ایرانی بودند. کروات‌ها خودشان می‌گویند که از ایران آمده‌اند. این تاریخ مستند است. همسر من اهل کرواسی است و پسرم از این تاریخ خبر دارد برای همین گفت لباس نمایندگان مجلس تماما خارجی است؛ یعنی کت‌‎و‌شلوار و پیراهن و تنها قسمت ایرانی، یعنی کراوات را ندارد! یعنی اگر ما به هویت خودمان علاقه داشتیم، می‌گفتیم چیزهای دیگر را نپوشید؛ ولی از کراوات استفاده کنید. حالا در موسیقی هم همین است، به چیزی که عادت کرده‌اند فکر می‌کنند درست است، ولو همه با هم اشتباه کرده باشند! صد سال تمام در ایران ریتمی به نام ۶هشتم نوشتند در‌صورتی‌که من ۵ سال پیش آمدم و گفتم این ریتم ۷هشتم است؛ اما استادان همچنان تکرار می‌کنند ۶هشتم است. آخر کدام مترونوم این‌طور تکان می‌خورد. اینها نباید اتفاق بیفتد. در ترکیه‌‌ همان ریتم ایرانی را دارند و می‌گویند ۷ است و راست می‌گویند.

رسیدن ارکستر سمفونیک به سطح ارکسترهای فیلارمونیک اروپا چقدر در بهبود وضعیت کلی موسیقی ما تأثیر دارد؟
موسیقی غربی پایه نت‌نویسی بوده و هست. صبا به همین وسیله برای ویلن از روی کمانچه نوشت. نمی‌شود انکار کرد. اینکه بیایید اینها را از هم جدا کنید، اشتباه است. اصلا گفتن اینکه کدام موسیقی ملی ماست، اشتباه است. الان در ایران، حتی با سازهای ایرانی قطعات غربی می‌زنند و می‌گویند ایرانی است؛ اما اگر بخواهیم بی‌طرف باشیم برخورد دیگری لازم است. من که کارم موسیقی غرب است، الان دغدغه‌ام تشکیل ارکستر سازهای ملی است. ارکستر ملی و سازهای ایرانی جای خود را دارند و ارکستر سمفونیک هم می‌تواند رپرتوار تمام جهان را بنوازد و اگر ۹ بتهوون را خوب بزند، باعث افتخار ماست. اینکه ما قطعاتِ گلها را در جهان بزنیم، هنر نیست، چون می‌گویند قطعه خودشان است و قابل مقایسه نیست، ولو سخت‌تر باشد. چرا بین ارکستر‌های مختلف رقابت است؟ چون فهمیده‌اند ارکستر سمفونیک نماد فرهنگی هر کشور است. من برنامه‌ریزی مفصلی دارم و بهتر است هر برنامه‌ای قطعی شد، اعلام کنیم که مجبور به تکذیبش نشویم. ضمنا فراموش نکنید تمام برنامه‌ها تا امروز مو‌به‌مو انجام شده‌اند.

منبع: شرق

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.