نباید در شهری مانند تهران، خودسرانه عمل کرد. از این منظر وجود طرحی مانند طرح تفصیلی برای شهر مفید است ولی مشکل از آنجایی شروع می شود که معلوم نیست برخی تصمیم گیری هایی که در شهر صورت می گیرد، برچه اساسی انجام می شود.

محمدحسن ملک‌مدنی سی و‌پنجمین شهردار تهران گرچه تنها ١٠ ماه بر مسند شهرداری تهران نشست (از سال ١٣٨٠ الی ١٣٨١) اما به دلیل عملکرد هفت ساله‌اش به عنوان شهردار اصفهان و حاشیه‌هایی که به عنوان شهردار تهران داشت، همواره چهره‌ای جذاب برای رسانه‌ها بوده است. وی مدتی است که سکوت ١٢، ١٣ ساله خود را شکسته و هر از چندی به عنوان یکی از منتقدان شهری به نقد شهر و عملکرد شهرداری می‌پردازد.

به گزارش جماران، اعتماد همزمان با دهمین سال ریاست قالیباف در شهرداری تهران، سخنان او را به عنوان یکی از شهرداران پیشین پایتخت در مورد عملکرد قالیباف، جویا شد.

‌ آقای ملک مدنی، اگر بخواهیم به طور خلاصه نگاهی داشته باشیم به عملکرد شهرداری ١٠‌ساله شهردار تهران، به عنوان فردی که شهرداری تهران و اصفهان را در کارنامه خود دارد، این دهه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

برای ارزیابی هر عملکردی باید یکسری شاخصه‌ها را تحلیل و بررسی کرد. در این مورد نیز باید ببینیم عملکرد شهردار فعلی چه چشم‌اندازی را برای شهر ترسیم کرده است؟ شهر قرار است با این رویکرد به کجا برود؟ آیا با سیاست‌های فعلی شهرداری شهر «سبک»‌تر خواهد شد یا «سنگین» می‌شود؟ نوسازی تهران چه روندی را طی می‌کند؟ و... بررسی مجموعه این سوال‌ها و این فاکتورهای سنجشی، ما را به این نتیجه می‌رساند که نمی‌توان چشم‌انداز روشنی را برای پایتخت متصور بود.

اگر بخواهیم بخش‌های مختلف شهرداری را «حوزه»‌ای بررسی کنیم، به نظرتان در کدام بخش‌ها کمبودهایی وجود دارد؟

به نظرم از مهم‌ترین بخش‌های شهرداری بخش‌های زیست محیطی و فرهنگی آن است. یکی از شاخص‌های زیست محیطی هم درختان و فضای سبز آن شهر است. باید مطالعه کرد و دید که آیا این شاخصه در ١٠ سال گذشته افزایش داشته است. اگر افزایش داشته مطابق سرانه‌های فضاهای سبز جهان بوده است؟ در زمینه آلودگی هوا چقدر کار شده است و این تلاش‌ها تا چه حد مشکلات آلودگی هوای پایتخت را حل کرده است؟ چقدر از عمر شهروندان در پشت ترافیک‌های سنگین تلف می‌شود؟ در مورد بخش‌های فرهنگی هم باید پرسید: سرانه کتابخانه‌ها و فرهنگسراهای ما چقدر رشد داشته است؟ اینها شاخصه‌های توسعه‌یافتگی یک شهر است. من از این آمار اطلاع موثقی ندارم ولی آنچه در شهر می‌بینم، حکایت از این دارد که این شاخصه‌ها چندان متناسب با جمعیت شهر تهران نیست.

‌ یعنی شما احساس می‌کنید شهرداری نتوانسته شهری آرام و محیطی مناسب برای زندگی شهروندان مهیا کند؟

من تصور می‌کنم زندگی در تهران روزبه‌روز سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود. شهر هر روز شلوغ‌تر می‌شود و آلودگی هوای آن افزایش پیدا می‌کند. همچنین با تخریب‌هایی که در بخش باغ‌ها و فضاهای سبز می‌بینیم به نظر می‌رسد سهم مردم از فضای سبز نیز با وجود آمارهایی که داده می‌شود کاهش پیدا می‌کند و کرده است.

به نظر شما شهری مانند تهران بهتر است رشدی «عمودی» با ساختمان‌هایی بلندمرتبه داشته باشد یا توسعه‌ای افقی و طولی؟ عملکرد آقای قالیباف را در این زمینه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این‌طوری نمی‌شود در مورد این مساله قضاوت کرد. باید کار کارشناسی بشود. ولی آنچه مسلم است این است که نمی‌دانیم در تهران چقدر قرار است مسکن ساخته شود. ضمن اینکه نمی‌دانیم واقعا این مسکن‌هایی که عمدتا هم گران‌قیمت تمام می‌شوند چه دردی را از مردم قشر متوسط و کم‌درآمد شهر که بیشترین بخش شهر را تشکیل می‌دهند، دوا می‌کنند. من معتقدم تهران نباید این‌گونه بی‌قاعده رشد پیدا کند بلکه باید رشدش هدایت‌شده باشد و به سمت شاخص‌های زیست محیطی سوق پیدا کند تا بتواند زندگی بهتری را برای مردم مهیا کند.

‌ من جواب سوالم را نگرفتم. فکر می‌کنید رشد عمودی شهر، چاره ساز مشکلات تهران است؟

من تصور نمی‌کنم چنین باشد. کافی است تصور کنید که در ٥٠ سال آینده وضعیت پایتخت با این رشد عمودی چه خواهد شد. این شهر که الان اینچنین شلوغ است، آن زمان چه وضعیتی خواهد داشت؟ ما باید قبل از تصمیم‌گیری در مورد چگونگی توسعه شهر، از کارشناسان برای بررسی عواقب آن نظرخواهی کنیم.

‌ طرح تفصیلی تهران از جمله مواردی است که شهرداری مدعی است می‌تواند برای شهر تهران و توسعه آن سندی کلیدی و حیاتی باشد. به نظر شما، طرح تفصیلی تهران تا چه حد می‌تواند از مشکلاتی که از آن نام بردید کم کند؟ و چقدر از سوی آقای قالیباف اجرایی شده است؟

من به شخصه به این اصل معتقدم که «قانون» هر چند ناقص و کمرنگ، بهتر از بی‌قانونی است. نباید در شهری مانند تهران، خودسرانه عمل کرد. از این منظر وجود طرحی مانند طرح تفصیلی برای شهر مفید است ولی مشکل از آنجایی شروع می‌شود که معلوم نیست برخی تصمیم‌گیری‌هایی که در شهر صورت می‌گیرد، برچه اساسی انجام می‌شود. آیا طرح تفصیلی مجوز آنها را صادر کرده یا برخلاف چارچوب‌های این طرح، این تصمیم‌گیری‌ها ومجوزهای عجیب و غریب ساخت وسازی صورت می‌گیرد.

‌ مثلا چه مواردی؟

مثلا اینکه چطور پارکینگ ساختمان بانک مرکزی خیابان پاسداران تبدیل به ساختمانی ٩‌طبقه شده است؟ چگونه درست در مقابل ساختمان شهرداری منطقه ٣ در خیابان شریعتی، سازه عظیم ٤٠‌طبقه‌ای در حال قد کشیدن است، یا فضایی که از ٤٠ سال پیش برای اتوبانک طراحی شده بود چطور در حال تبدیل شدن به برجی کج و معوج است؟ اتوبانکی که قرار بود شهروندان با خودروها به این محوطه وارد شوند و امور بانکی خود را انجام دهند و بیرون بیایند.

طبق چه معیاری بوستان ٢٧٠٠‌متری پارک عظیمی که از سوی فردی به مردم تهران هدیه شده بود، کتابخانه‌اش تخریب می‌شود و در آن سازه‌ای بزرگ قد می‌کشد. از این دست مجوزها در دوره ١٠ ساله گذشته بسیار داشته‌ایم. واقعیت این است که شهر تهران به کارگاهی بزرگ تبدیل شده است و نفس کشیدن در آن روزبه‌روز سخت‌تر و دشوارتر می‌شود.

‌ یعنی در دوره شهرداری شما چنین تصمیم‌گیری‌هایی انجام نمی‌شد؟

به هیچ‌وجه. پارک و فضاهای عمومی ناموس شهر هستند. نمی‌توان آنها را به سادگی تخریب کرد ضمن اینکه مجوزهای ساختمانی هم باید براساس اصول و ضوابط خاصی باشد. تمام تلاش ما این بود که شهرمان را نفروشیم. اداره شهر یک برنامه استراتژیک می‌خواهد. البته اداره‌اش هم چندان سخت نیست. باید هر موضوعی که شهر را دچار عارضه می‌کند، یا جلوی آن را گرفت یا تلاش کرد، عوارض آن را به حداقل رساند.

‌ به شهرفروشی اشاره کردید. بودجه امسال شهرداری ١٧ هزار میلیارد تومان است که با احتساب بودجه شرکت‌های وابسته آن به بیش از٤٠ هزار میلیارد تومان هم می‌رسد. واقعا این بودجه کلان از کجا قرار است تامین شود؟

برای تامین بودجه راه‌های گوناگونی وجود دارد ولی آنچه مسلم است تامین این حجم عظیم مالی، بدون اقداماتی مانند فروش تراکم و از این دست اقدامات ممکن نیست یعنی از طریق فروش شهر. حالا به هر اسمی که انجام شود ولی باز اسمش همان شهرفروشی است.

‌ پس این بودجه را چگونه باید تامین کرد؟

از طریق دریافت هزینه از خدماتی که به شهروندان داده می‌شود. شهروندان به تناسبی که خدمات می‌گیرند باید هزینه آنها را هم پرداخت کنند. البته عادلانه. ضمن اینکه دولت هم یکی از مهم‌ترین «ساکنان» این کلانشهر است؛ شهروندی که اتفاقا وزن اعتباری سنگینی هم دارد این شهروند هم باید حق و حقوق شهروندی خود را بپردازد وگرنه بار مضاعفی بر دوش شهرداری گذاشته می‌شود و توسعه شهرسال‌به سال به مراتب سخت و سخت‌تر می‌شود.

‌ اگـر قرار بود دوباره شهردار شوید، برای حل مشکلات تهران چه می‌کردید؟

قبل از هر چیز، کارگروه‌هایی از کارشناسان و دانشگاهیان می‌دادم تا به بررسی زوایای مختلف شهر بپردازند. بعد از‌آن تازه تصمیم می‌گرفتیم که طبق چه نقشه‌ای باید حرکت کنیم. این بنیادی‌ترین اقدامی است که باید انجام شود.

‌ در مجـموع عملکرد دکـتر قالیباف به عنوان شهردار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

از من نخواهید که در مورد عملکرد ایشان قضاوت کنم. فکر کنم مردم با بررسی شاخصه‌هایی که گفتم و آن چیزی که در شهر می‌بینند، خودشان بهتر از هر کسی می‌توانند در این مورد اظهارنظر کنند.



جمله‌های کلیدی

در تهران چقدر قرار است مسکن ساخته شود؟ ضمن اینکه نمی‌دانیم واقعا این مسکن‌هایی که عمدتا هم گران قیمت تمام می‌شوند چه دردی را از مردم قشر متوسط و کم‌درآمد شهر که بیشترین بخش شهر را تشکیل می‌دهند، دوا می‌کنند؟

واقعیت این است که شهر تهران به کارگاهی بزرگ تبدیل شده است و نفس کشیدن در آن روزبه‌روز سخت‌تر و دشوارتر می‌شود .

پارک و فضاهای عمومی ناموس شهر هستند. نمی‌توان آنها را به سادگی تخریب کرد ضمن اینکه مجوزهای ساختمانی هم باید براساس اصول و ضوابط خاصی باشد. تمام تلاش ما این بود که شهرمان را نفروشیم.

از من نخواهید که در مورد عملکرد قالیباف قضاوت کنم. فکر کنم مردم با بررسی شاخصه‌های زندگی شهری که گفتم و آن چیزی که در شهر می‌بینند، خودشان بهتر از هر کسی می‌توانند در این مورد اظهارنظر کنند.

منبع: اعتماد

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.