پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران: دکتر ناصر مهدوی در بخش دهم از سلسه های یادداشت های اختصاصی خود به مناسبت ماه مبارک رمضان معتقد است عقل نابالغ قوه خیال را مجذوب ژست ظاهری عمل می کند.

متن کامل این یادداشت را در زیر بخوانید:

«به نام خداوند کریم»

در نوشته پیشین یادآوری شد که در تربیت اخلاقی دل، بهره گیری از خرد عملی می تواند نقش سازنده بر عهده گیرد و از به هدر رفتن عمر و پرتاب شدن به چاله ها و چاه های بداخلاقی، نقش بازدارندگی برای آدمی فراهم آورد. این قدرت و هنر نیروی خرد است که انسان را از آنچه که در آن هست می تواند با به کار گیری قوه خیالش به فراسوی وضعیت فعلی به پرواز درآورد و اگرچه به صورت مبهم ولی تا حدودی تاثیرگذار نشان دهد که فلان عمل و یا گفتار ممکن است چه نتایجی به همراه داشته باشد و چه تاثیراتی را در منش شخص به جای بگذارد.

پوشیدن لباس گرانبهای خردمندی که خداوند از آن به حکمت یاد می کند در چنین موقعیتی شکل می گیرد. اینکه کسی فقط چشم در ظاهر و صورت عملی ندوزد، بلافاصله به تحریکات نفسانی پاسخ ندهد، مغلوب جاذبه ای شده و به بهانه کامجویی از آن تسلیم آن نگردد بلکه اندکی خویشتن داری کرده، به پیامد و نتایج چنین اعمالی چشم بدوزد و به این ترتیب اسیر عواطف خود شده و به درستی و به موقع آن ها را به کار گیرد، این همان زندگی عاقلانه و رفتار حکیمانه خواهد بود و در عین زدودن ابرهای تیره شرمساری از رخسار آدمی، امکان فرزانگی و روشن شدگی بیشتر را نیز بر سر راه انسان مهیاتر خواهد کرد.

مولوی می گوید:

«اول هر خنده، آخر گریه ای است مرد آخربین مبارک بنده ای است»

تفاوت شخصیت ها از همینجا آشکار می شود. وزن و قیمت پنهان شده در جان اینگونه بروز پیدا می کند. کسی که بدون درنگ و بخشش عقلانی به هر تحریک و جاذبه ای پاسخ می دهد و با تعبیر احوال بیرونی، رفتار نپخته خام از خود صادر می کند، متاسفانه کمتر از تربیت روحی و رشد عقلانی برخوردار است زیرا در بیشتر این مواقع، چنین انسانی خرابی به بار می آورد و در نهایت موجب پشیمانی می گردد.

وقتی خیال آدمی سربازخانه ای از اندیشه های منفی و تصورات غلط می شود و خرد نیز در همان حالت جنینی و ناپختگی به سر می برد، کار انسان به جای لذت بردن از زندگی خون آشامی خواهد بود.

«سخت گیری و تعصب خامی است تا جنینی کار خون آشامی است»

وقتی عقل در حد طفولیت و نابالغی می ماند و فقط آدمی پا در عرصه بلوغ طبیعی می گذارد، قوه خیال به جای تصویر درست آینده و نشان دادن پیامدها و نتایج یک عمل، مجذوب ژست ظاهری همان عمل می گردد و به این ترتیب آدمی را تحریک به انجام آن می کند. در این صورت زندگی رنگ خون دل خوردن به خود می گیرد و عمر هدر رفته و روزگار مرگباری بر انسان تحمیل می کند.

به قول مولوی واقعا مبارک و بختیارند همه آن کسانی که اندکی در خود فرو می روند و پیش از ارتکاب عملی به نتایج آن می نگرند و البته به این ترتیب خود را از مصیبت های هولناکی که ممکن است به جهت تحریک و شتاب در انجام عملی سر راه آدمی باشد، نجات می دهند. برای همین مولوی می گوید:

«در نگر پس را به عقل و پیش را همچو پروانه مسوزان خویش را»

یعنی پس و پیش عمل اگر به درستی مورد ارزیابی قرار گیرد و پیامد رفتاری مورد شناسایی و ارزیابی قرار گیرد شاید شخص به نتایج روشن تری دست یابد و با تغییر تصمیم خود و به کار بردن تصمیمی عقلانی تر، زندگی خود و دیگران را از ورطه تاریک نجات دهد.

ببینید چقدر در زندگی ما واژه پشیمانم و شرمسارم زیاد و قابل توجه شده؟ بسیاری از این پشیمانی ها روح و روان آدمی را افسرده و پریشان می سازد و زندگی را تباه می کند. بخشی از این پشیمانی ها نه تنها لطمه به زندگی فردی که در بیشتر مواقع به زندگی دیگران نیز آسیب های جدی تحمیل می کند ولی آنچه مهم است اینکه اکثر این پشیمانی ها ناشی از خاموشی چراغ خرد است که عاقبت را روشن نکرد و پیامدهای تلخ را هشدار نداد.

نه اینکه خرد را به پای میز محاکمه بکشیم نه، این آدمی است که چون کمتر به تربیت دلی همت گماشته و از توان اندیشه بهره مند نگردیده، تا پای تحریک احساسی و یا لقمه ای شیرین از راه می رسد و بلافاصله مجذوب می شود و بی آنکه قدرت استفاده از سرمایه گرانبهای اندیشه را داشته باشد به ارتکاب عمل روی می آورد و البته بعد که به جای کامجویی مصیبت از راه می رسد، پشیمان می شود و لابه و زاری می کند.

شعر حکیمانه سعدی در این مورد بسیار آموختنی است:

«ای روبهک چرا ننشستی بجای خویش با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش

گوهر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق بهتر ز دیده ای که نبیند خطای خویش

چندین چراغ دارد و بیراهه می رود بگذار تا بیفتد و ببیند سزای خویش»

این بحث ادامه دارد.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.