دکتر ناصر مهدوی در بخش هشتم از سلسله یادداشت های خود به مناسبت ماه مبارک رمضان انسان ظاهربین را فردی قلمداد می کند که با اراده خویش، قدم در مسیر حسرت می گذارد.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، متن کامل این یادداشت را در زیر بخوانید:

«به نام خداوند کریم»

پیش تر اشاره شد که دل سپاری به صورت حوادث، رویدادها و اشیاء و بی خبری از باطن و پیامد آن ها در بسیاری از اوقات آدمی را در دام های گزنده ای گرفتار می کنند و بستر تلخی زندگی را مهیا می سازد. مولوی می گوید:

«خلق مست آرزویند و هوا ز آن پذیرانند دستان تو را»

وقتی آدمی ظاهربین باشد و مست هوس و آرزوهای دل شکن گردد عقلش به تدریج از کار می افتد و با اراده خود پا در مسیری می گذارد که فقط حسرت می خورد و به راهی می رود که به جایی ختم نمی شود.

برای همین در قرآن کریم برخی آرزو می کنند که ای کاش به زمین فرو می رفتیم و خاک بودیم ولی اینچنین بی مایه و در هم شکسته نزد خداوند حاضر نمی شدیم. « یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ یَداهُ وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنی‏ کُنْتُ تُراباً» ( سوره نبا، آیه 40) به این معنا انسان هایی که با سرمستی و هوس رانی دایره زندگی را طی کرده اند به ناگهان دستان تهی خود را می یابند و شوره زاری را که کشت کرده اند در برابرشان هویدا و اشکار می بینند و برای همین بیچارگی فریاد می زنند که ای کاش خاک بودیم.

برای همین حافظ هشدار می دهد که مجذوب غوغای ظاهری نباشیم و مراقب نیش تلخ لذت هایی باشیم که در باطن هزار گرفتاری سهمگین بر دوش آدمی می گذارند.

«جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق

دریغ در درد که تا این زمان ندانستم که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق»

مراد حافظ تحقیر زندگی این جهانی نیست بلکه تذکر به این نکته مهم است که آنچه ما در ظاهر سعادت و خوشبختی می خوانیم همانند به دست آوردن جاه و صدرات، نام و موقعیت، ثروت و دارایی افزون و هزاران تجملات ظاهری، اگر فقط مفتون صورت شده باشیم خودمان خود را فریب داده ایم و درون همه آن ها تهی و خالی است.

صد البته می توان از صدارت و مدیریت استفاده نیکویی کرد. مراد بنده کم ارزش نشان دادن سیاست، مدیریت، تجارت و ثروت نیست بلکه یادآوری نگاهی است که از چنین جاذبه هایی بدون توجه به محتوای آن ها و استفاده مناسب از آن ها برای خود «خدا» می سازند.

در برابر این نوع نگاه که شتابی است برای دویدن در جاده حسرت و درماندگی امام حسین(ع) در دعای عرفه که ترجمه آن را خدمت شما تقدیم می کنم در فرازی می گوید: «خدایا نقش من را غنی کن و چنان درکی درست از زندگی برایم عطا کن که به آنچه نباید عجله کنم شتاب نورزم و شکیبایی پیشه گیرم. از قضا یکی از مهم ترین مواضعی که نباید عجله کرد و با تامل و درنگ کافی باید در آن نگریست، پای شیرینی های دنیوی است که ممکن است فقط تلخی های فراوانی به همراه داشته باشد و عمر گرانمایه را از چنگ آدمی بسیار راحت و ارزان بیرون آورد.

ماجرای آدمیان صورت زده بی محتوا همانند کودکانی است که سرگرم بازی هستند و کفش و کلاهشان را دزد می برد و هنگام بازگشت به خانه خجالت و شرمساری وجود آن ها را دربرگرفته زیرا غوطه ور شدن در بازی چنان آن ها را حیران خود کرده بود که زادگاه خود را بر باد داده اند و اکنون فقط با خود یک وجود بازنده را به خانه آورده اند، درست مانند کسانی که چنان سرگرم بازی های صوری و سطحی زندگی می شوند که از باختن دل و کوتاه شدن عرصه جان بی خبر می مانند و در پایان بازی زندگی فقط اشک می ریزند و بانگ حسرت برمی آورند.

«کودکان گرچه که در بازی خوشند شب کشانشان سوی خانه می‌کشند

آن چنان گرم او به بازی درفتاد کان کلاه و پیرهن رفتش ز یاد

شد شب و بازی او شد بی مدد رو ندارد کو سوی خانه رود»

در حقیقت همه آنچه را که لذت، کامیابی و پیروزی تصور می کردیم درحقیقت دزد جامه بوده اند و موجب گرسنگی روح گشنه اند بلکه از یک طرف با غرور و تکبر تمام بر تاج و تخت ریاست تکیه زدیم ولی درنیافتیم که این دزد قبای شخصیت ما را ربوده است و اگر نقاب ما رنگین ولی جانمان ضعیف و بی رمق گشته است.

اینکه چگونه باید رفتار کنیم به بحث بعدی ما مربوط می شود.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.