محمدرضا پهلوی در ارائه آمارهای توسعه به سازمان های جهانی صداقت نداشت/هر زمان که درآمدهای نفتی ما افزایش پیدا می کند، یادمان می افتد دریای خزر را به خلیج فارس وصل کنیم/در دنیا به مردم آموزش داده می شود که بدون هیچ گونه تامل هر چیزی که از رسانه ها مطرح می شود دربَست نپذیرید. متاسفانه این نگاه در جامعه ما کمرنگ است و روی دانش رسانه ای بیش از اینها باید کار شود/بسیاری از مستندهای صدا و سیما از روح انتقادی که در مستندهای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان دیده می شود، خالی است.

نشست «بررسی الگوهای توسعه در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی از منظر ارتباطات و نقش رسانه‌های جمعی» به همراه نقد مستند «انقلاب 57» تولید شبکه «من و تو» صبح امروز یکشنبه 26 بهمن در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با حضور دکتر علی گرانمایه‌پور، دکتر عبدالحسین کلانتری و داوود نعمتی انارکی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران دکتر علی گرانمایه‌پور به عنوان اولین سخنران این نشست در سخنرانی خود درباره ارتباطات و توسعه قبل و بعد از انقلاب اسلامی، گفت: در نظام‌های در حال توسعه، هرچقدر تبلیغ رفاه در دولت‌ها بیشتر باشد، مردم بیشتر احساس فقر می‌کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی به رویدادهای ناشی از اصلاحات ارضی پرداخت و اظهار کرد: اتفاق تلخی که در اصلاحات ارضی افتاد این بود که دولت مالک زمین‌ها شد و مردم پس از مدتی زمین‌ها را به خود فئودال‌ها فروختند.

وی در توضیحات خود درباره ضعف‌های محمدرضا شاه در پیگیری روند نوسازی در ایران به پرسش «چرا ایران نتوانست مانند بسیاری از کشورها که همزمان روند نوسازی را آغاز کردند، توسعه پیدا کند» گفت: دولت ایران در ارائه آمارهای توسعه به سازمان‌های جهانی صداقت نداشت. سوال دیگری که باید برای پاسخ دادن به آن تلاش کنیم این است که چرا طبقه متوسطی که خود شاه ایجاد کرد، علیه او قیام نمود.

گرانمایه پور همچنین با اشاره به این مسئله که هر زمان که درآمدهای نفتی ما افزایش پیدا می‌کند، یادمان می‌افتد دریای خزر را به خلیج فارس وصل کنیم، گفت: یکی از آفت‌هایی که شاه دچار آن شد، افزایش درآمدهای نفتی بود. امیرعباس هویدا نیز در بخشی از یادداشت‌های خود به این مسئله اشاره می‌کند که ما برای بسیاری از درآمدهای نفتی زیرساخت نداشتیم. یکی از مسائل مطرح در توسعه زودهنگام، نبود زیرساخت‌های لازم برای درآمدها است.

وی درباره افزایش تضاد طبقاتی از سال 52 الی 56 گفت: در این دوره سازمان برنامه و بودجه شکل گرفت و سعی شد با استفاده از تجربیات شکست و پیروزی برنامه‌های پیشین توسعه، نوعی بازنگری نسبت به روند توسعه ایجاد شود. در این دوره درآمدهای عمومی افزایش پیدا کرد، اما فاصله طبقاتی نیز به مرور بیشتر شد.

گرانمایه‌پور گفت: در آن زمان جنوب شهر با شمال شهر بسیار متفاوت بود و نباید این نکته را از یاد ببریم که در نظام‌های در حال توسعه، هرچقدر تبلیغ رفاه در دولت‌ها بیشتر باشد، مردم بیشتر احساس فقر می‌کنند. هر قدر رسانه‌ها رفاه را بیشتر تبلیغ کنند، حس عمومی فقر افزایش پیدا می‌کند.

این استاد علوم ارتباطات در جمع بندی سخنان خود گفت: عدم وجود اطلاعات و آمارهای جامعه و بهنگام در آن زمان، ساختاری سیاسی و اجتماعی متمرکز، فقدان فهم مشترک از توسعه، کاستی‌های و ناهنجاری‌های قانونی در برنامه‌ریزی، عدم وجود توازن در اجزای برنامه و بلندپروازانه بودن برنامه موانع توسعه پیش از انقلاب بودند.

وی یکی از مثال‌های بلندپروازی در عصر کنونی را ساخت برج میلاد دانست و افزود: قرار بود برج میلاد به عنوان نماد تهران باشد اما آیا بهتر نبود به جای آن اتوبان‌های بیشتری در تهران بسازیم؟

استاد علوم ارتباطات با اشاره به تفاوت مفهوم رشد و توسعه اظهار کرد: رشد به معنای تغییرات کمی و عددی در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... است و یکی از آفت‌ها برنامه‌های توسعه در جهان سوم که دولت‌ها را گمراه می‌کند، ترکیب آمارهای رشد و توسعه است.

مدل‌های غیربومی در تحلیل انقلاب، پاسخگو نیست

دکتر عبدالحسین کلانتری گفت: مستند «انقلاب 57» یک برساخت رسانه‌ای است و ارزش آکادمیک ندارد.

دکتر عبدالحسین کلانتری نیز در این نشست در نقد مستند انقلاب 57 اظهار کرد: هیچ مدلی غیربومی‌ای برای تحلیل انقلاب اسلامی نمی‌تواند به درستی از پس این کار برآید. این مستند نیز یک برساخت رسانه‌ای است و ارزش آکادمیک ندارد.

وی با بیان این مسئله که توسعه یک مفهوم ارزشی است، افزود: تحلیل توسعه در ایران بدون توجه به تبار و دیرینه، مفهوم «توسعه» ابتر است. توسعه ایده‌ای بود که پس از جنگ جهانی دوم از سوی کشورهای پیروز مطرح شد و سعی کردند برای رفع مخاطرات انقلاب‌های کمونیستی در جهان تلاش کنند. مارکس هم پیش بینی کرده بود که سرمایه‌داری باید برای رسیدن به بازارهای گسترده، جهانی شود.

کلانتری ادامه داد: بنابراین توسعه در ایران، مهمان ناخوانده بود و دولت حاکم قبل از انقلاب به پیشواز این توسعه رفت. درست است که تا انتهای دوره پهلوی، برنامه‌های توسعه روز به روز کامل تر شدند اما افق چشم‌انداز همه آنها غیربومی و نامتناسب با اقتضائات جامعه ایران بود.

وی با تأکید بر این نکته که بسیاری از برنامه‌های توسعه پیش از انقلاب توسط افراد و مؤسسات انگلیسی و آمریکایی به ویژه آمریکایی‌ها تدوین شد. همان طور که می‌دانیم توسعه بسط تجدد است و تمدن جدیدی که در دوره خاصی شکل گرفته سعی در معرفی خود به عنوان بهترین در تاریخ داشته و شاخص‌های توسعه را نیز تعریف کرده‌است.

مشکل توسعه در ایران، زیرساخت‌ها نبود

کلانتری خطاب به دکتر علی گرانمایه، محدود دانستن موانع توسعه به عدم گسترش زیرساخت‌ها را نادرست دانست و گفت: مشکل اساسی در توسعه پیش از انقلاب، حرکت در گفتمان کلی تمدن غربی بود.

وی درباره انقلاب اسلامی تأکید کرد: پس از انقلاب اسلامی، اراده جمعی برای ترسیم افق جدید توسعه شکل گرفت. البته طلب افق جدید به معنای تحقق آن در روز اول نیست، بلکه به مرور زمان این اراده جمعی شکل گرفت. برای مثال می‌توان طرح «الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت» از سوی مقام معظم رهبری را یکی از نقاط عطف در این زمینه دانست.

کلانتری اضافه کرد: نمی‌خواهم بگویم شرایط کنونی، شرایط خوبی است اما مشکل ما از اینجا شروع می‌شود که می‌خواهیم مسیر تاریخی مجزایی از کشورهای ابرقدرت برای خودمان تعریف کنیم. این در حالی است که پیش از انقلاب چنین امکانی در ایران وجود نداشت و در زمان ملی‌شدن صنعت نفت نیز، کلیه پالایشگاه‌های ایران تحریم شد و دولت مصدق تحت فشار قرار گرفت.

انتظار نداشته باشیم در 30 سال تمدنی ایجاد شود

دکتر عبدالحسین کلانتری درباره توسعه رسانه‌ها نیز اشاره کرد: شواهد نشان می‌دهد که کوشش‌هایی برای داشتن مسیر رسانه‌ای مشخص انجام شده و مدل‌های موفقی همچون جشنواره فیلم عمار اشاره کرد. ادبیات دین و رسانه در حال حاضر ادبیات نحیفی است.

این استاد جامعه شناسی با اشاره به اینکه تجربه‌هایی همچون جشنواره عمار موفق به افق گشایی کرده‌اند، گفت: ما نمی‌توانیم در 30 سال یک تمدن بسازیم، غرب هم این کار را نکرده‌است. اما می‌توانیم امید داشته‌باشیم مدل رسانه‌ای خودمان را بسازیم.

وی ادامه داد: ما جزیره‌ای الهی هستیم در دریایی لائیک و در چنین فضای متلاطمی، کنشگری کار بسیار مشکلی است و نمی‌توانیم انتظار داشته‌باشیم که در این دوره کوتاه موفق شویم مدل رسانه‌ای خاص خودمان را ارائه کنیم، اما می‌توانیم امید داشته‌باشیم، به خصوص که نقاط روشنی وجود دارند که این امید را از واهی بودن جدا می‌کنند.

کلانتری درباره اهمیت تعریف شاخص‌هایی جدید برای ارزیابی عملکرد کشورمان گفت: ما در حال تعریف معارف و شاخص‌های ویژه خودمان هستیم، البته در حوزه‌هایی مثل زنان هنوز موفق به چنین کاری نشده‌ایم.

تلویزیون‌های ماهواره‌ای فارسی زبان اهل مطالعه نیستند

در بخشی از نشست قسمت‌های از مستند انقلاب 57 تولید شبکه «من و تو» پخش شد و پس از آن داوود نعمتی انارکی که به تازگی به سمت مدیریت کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما منصوب شده است، به نقد این مستند پرداخت.

نعمتی انارکی گفت: یکی از نکات مشترک میان کلیه تلویزیون‌های ماهواره‌ای فارسی زبان تغییر ذهنیت مردم نسبت به انقلاب اسلامی و تغییر سبک زندگی مردم بوده است.

وی ادامه داد: این شبکه‌ها که تجربه شناخت انقلاب را ندارند و چندان هم اهل مطالعه نیستند. این شبکه‌ها با ترتیب دادن گفتگوهای سیاسی با خانواده پهلوی و چهره‌های شناخته شده قبل از انقلاب و مخالف جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند چهره مناسبی از این دوران به مخاطبان خود ارائه کنند و آنها را نسبت به ایام گذشته دچار حسرت نمایند.

مدیر کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما یکی از تکنیک‌های شبکه «من و تو» برای بی طرف نشان دادن خود را پخش مستندهای کاملا علمی در طول روز دانست و افزود: تماشای برنامه‌های کاملا علمی این ذهنیت را در مخاطبان ایجاد می‌کند که با شبکه‌ای واقع‌گرا مواجه هستند، در نتیجه خط روایت برنامه‌های سیاسی همچون «از تهران تا قاهره» و «انقلاب 57» را به آسانی می‌پذیرند.

نعمتی درباره تشریح اهداف مستند «انقلاب 57» و همچنین مستند «از تهران تا قاهره» اظهار کرد: نظام گفتمانی و نشانه‌ای این دو مستند به گونه‌ای است که تصویر شاه تنها در حالاتی چون لبخند، تفکر، جدیت، سکوت همراه با متانت و گاه مظلومیت، آرامش، ناراحتی و غم نمایش داده شود و همچنین انقلابیون خشمگین، عبوس، بی منطق و چماق به دست شناخته شوند.

وی همچنین به جابه جایی تاریخ برخی وقایع در مستند «انقلاب 57» اشاره کرد و افزود: جابه جایی زمان‌ها در این مستندها نشان می‌دهد که شاه فردی قدر قدرت است و به تنهایی جلوی غربی‌ها می‌ایستد.

دانش رسانه‌ای مردم کم است

نعمتی انارکی در بخش دیگری از این نشست با طرح این پرسش که چرا مستند «انقلاب 57» قابلیت کتاب شدن ندارد‌ و چرا سازندگان این مستند این کار را نمی‌کنند‌، مطرح کرد: ممکن است در ذهن خیلی‌ها این سوال پیش بیاید که چرا این مستند قابلیت کتاب شدن ندارد؛ به جهت اینکه آنها می‌دانند مردم سراغ منابع مکتوب نمی‌روند و علت آن نیز این است که راحت‌طلب هستیم و متاسفانه با دیدن یک برنامه چند ساعته می‌خواهیم به تمام اطلاعات و جریانات انقلاب پی ببریم و این همان قاعده سرانگشتی است. به نظر برخی صاحب‌نظران مردم به دنبال راحت‌طلبی و آسودگی در شناخت رویدادها هستند.

او سپس در بخش دیگری از این نشست درباره اینکه آیا مستند «انقلاب 57» که از شبکه من و تو پخش شد، مستندی دارای ارزش هنری و اثری در ژانر مستند است؟ اظهار کرد: باید تعریفمان را از مستند مشخص کنیم؛ به هر حال مستندهای حرفه‌ای جذابیت‌های خاص خود را دارد. این برنامه نیز به هر حال می‌تواند به عنوان یک مستند مورد توجه قرار بگیرد. اگر به عنوان مستندی سیاسی، خط روایت‌های خودش را بپذیریم ،نتایجی که از دل پژوهش‌ها به وجود می آید می تواند در راهکارهای رسانه‌ای استفاده شود.

دکتر نعمتی سپس گفت: متاسفانه در جامعه ما نسبت به محتوایی که رسانه‌ها دریافت می‌کنند، نگاه انتقادی و پارادایمی وجود ندارد. در حال حاضر در دنیا به مردم آموزش داده می‌شود که بدون هیچ گونه تامل هر چیزی که از رسانه‌ها مطرح می‌شود دربَست نپذیرید. متاسفانه این نگاه در جامعه ما کمرنگ است و روی دانش رسانه‌ای بیش از اینها باید کار شود.

داود نعمتی سپس همچنین با طرح این پرسش که چرا در این مستند پرسش‌ها از سوی رسانه‌های داخلی مطرح نمی‌شود و همه رسانه‌ها غربی هستند، گفت: این در حالی است که نمونه‌های آرشیوی که رسانه‌های داخلی از محمدرضا شاه سوال می‌کنند وجود دارد‌. قاعدتا برای دولت آن موقع شرایط این نوع مصاحبه‌ها وجود داشته است‌، به عنوان مثال مصاحبه‌هایی که محمدرضا شاه پس از بالا رفتن قیمت نفت ‌در تلویزیون و رادیو انجام داد‌ اما سوال اینجاست که چرا تمام مصاحبه‌ها در این مستند، مصاحبه‌ با رسانه‌های خارجی است و فقط مصاحبه‌ها به زبان انگلیسی است؛ در حالی که مصاحبه‌هایی با زبان فرانسوی هم داشته است. همه این‌ها به دنبال آن است که چهره بین‌المللی محمدرضا شاه را در این مستند برجسته کند و جایگاه او را در سطح بین‌المللی نشان دهد.

مستندهای صدا و سیما از نقد خالی است

دکتر گرانمایه‌پور نیز درباره مستند «انقلاب 57» به عملکرد صدا و سیما اشاره کرد و گفت: بسیاری از مستندهای صدا و سیما از روح انتقادی که در این گونه مستندها دیده می‌شود، خالی است. به طور کلی نظام رسانه‌ای زمانی که حکومتی است، اصول اصلی پروپاگاندا و تبلیغات سیاسی آن نیز باید مورد توجه قرار گیرد. زمانی که یک نظام دارای چندین شبکه خصوصی یا نظام رسانه‌ای متفاوت باشد، رسانه‌های مختلف می‌توانند از منظر خودشان مسائل را نقد کنند، اما در صدا و سیما روح انتقادی در برنامه‌ها وجود ندارد.

وی همچنین در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا توسعه در ایران همزمان با کشورهای دیگر منطقه موفق نبود، گفت: برای پاسخ به این پرسش نیاز داریم به زمینه‌های توسعه‌یافتگی این کشورها توجه کنیم. توجه به این زمینه‌ها نشان می‌دهد که ما هر زمان برای اقتباس الگوهای دیگر کشورها در ایران تلاش کردیم، در روند توسعه به مشکل برخوردیم.

گرانمایه پور ادامه داد: یکی از زمینه‌های توسعه یافتگی در ژاپن، احترام به کار بود و به دلیل فقدان این فرهنگ در ایران الگوی توسعه ژاپنی در ایران نمی‌تواند موفق باشد. سیاست دولت نهم و دهم در ایران برای گسترش کارگاه‌های زود بازده، نوعی الگو برداری از الگوی چینی بود که در ایران به مشکل برخورد.

وی مشکل اصلی در روند توسعه ایران را اقتباس از الگوهای خارجی دانست و گفت: چالش‌هایی چون جنگ و تحریم در ایران باعث شد تأمین منابع اولیه و زیرساخت‌ها با مشکل مواجه شود.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.