به نظر بنده چند دلیل قاطع وجود دارد که باعث شده حضرت امام توجه بالایی به مبحث علم داشته باشند؛ دلیل اول، بُعد شناختی امام است که در قامت متفکر دوره معاصر موفق شد جهان اسلام را تغییر دهد. ایشان به عنوان کسی که به فلسفه و مباحث فلسفی نیز آگاه بودند به دنیای اندیشه عشق می ورزیدند. از این منظر بحث شناخت شناسی اهمیت نیز پیدا می کند. حضرت امام بارها و بارها در انتصاب ها (بویژه در انتصابهای هیئت دولت اول) تاکید داشتند که ملاک دانشمند بودن و وجهه علمی داشتن را مد نظر داشته باشید. کما اینکه ایشان در همان دوران با دانشمندانی همچون رضا داوری نیز ملاقاتی داشتند؛ دلیل دوم، بُعد عالم دینی بودن حضرت امام است که باعث می شد به توسعه مراکز تحقیقاتی اهمیت وافری دهد. ایشان به عنوان روشنفکر دینی در این زمینه تاکیدات مهمی جهت آگاه کردن مردم و مسئولین نسبت به جایگاه علم و دین داشتند؛ دلیل بعدی از منظر اجتماعی است. همواره حضرت امام با جسارت اعلام می کردند که انقلاب بدون پشتوانه علمی دچار آسیب می شود. بنابراین وقتی امام در چهار سطح علمی، فلسفی، عرفانی و اجتماعی دارای کمالات هستند و منطق هر کدام را به خوبی مد نظر دارند، نگاه چند بعدی و چند لایه به مسائل دارند که توسعه مراکز علمی یکی از این موضوعات است.

25سال پیش، کمی پس از پایان جنگ، حضرت امام خمینی، در پیامی مفصل و مهم خطاب به ملت، سیاست های کلی نظام اسلامی در دوران بازسازی کشور اعلام کرد. این پیام افزون بر مقدمه ای مفصل، در 9 بند ترتیب یافته است. جمله به جمله این پیام حکمیانه و البته بسیار دقیق، جای موشکافی و بازاندیشی بسیار دارد آزادی تجارت، مقابله با فرهنگ مصرفی، خودکفایی در امر کشاورزی، توسعه مراکز علمی، حمایت از مخترعین، بر حفظ و نگهداری ترکیب یک یا چند شهر خراب شده در جنگ ، برنامه ریزی برای رفاه اجتماعی، توسعه صنعتی، حفاظت از صنایع دفاعی و ... از جمله محورهای این فرمان حکیمانه است. سوال اساسی این است که این پیام بسیار مهم در دوران بازسازی و در امر توسعه کشور چقدر مورد توجه و تدقیق سیاستگذاران توسعه قرار گرفته است. شایسته است، 25 سال بعد از صدور این پیام به بازخوانی این متن ارزشمند که به قلم و امضای رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیان‌گذار نظام تدوین شده است، بپردازیم و از رهگذر آن، مسائل و مصائب توسعه را بسنجیم. از همین رو، جماران با درک این وظیفه مهم، رئوس این فرمان را روی میز گفتگو با مسوولان بازسازی و صاحب‌نظران توسعه گذاشته است. آنچه می‌آید گفتگوی جماران با دکتر حسینعلی قبادی دانشیار دانشگاه تربیت مدرس و رئیس سابق پژوهشگاه علوم انسانی و جهاد دانشگاهی است.

حضرت علی (ع) می­فرمایند العلم السلطان یعنی این­که علم باید حرف اول و آخر را بزند؛ در کشور ما سلطنت علم وجود ندارد و این خود، یکی از موانع رشد و توسعه مراکز علمی است. این در حالی است که حضرت امام (ره) همواره بر دانشمند بودن افرادی که مناصبی را در اختیار می­گیرند تاکید داشتند. ارزیابی جنابعالی از پیام حضرت امام در رابطه با اهمیت توجه به مراکز توسعه و تحقیقات علمی چیست؟

به نظر بنده چند دلیل قاطع وجود دارد که باعث شده حضرت امام توجه بالایی به مبحث علم داشته باشند؛ دلیل اول، بُعد شناختی امام است که در قامت متفکر دوره معاصر موفق شد جهان اسلام را تغییر دهد. ایشان به عنوان کسی که به فلسفه و مباحث فلسفی نیز آگاه بودند به دنیای اندیشه عشق می ورزیدند. از این منظر بحث شناخت شناسی اهمیت نیز پیدا می کند. حضرت امام بارها و بارها در انتصاب ها (بویژه در انتصابهای هیئت دولت اول) تاکید داشتند که ملاک دانشمند بودن و وجهه علمی داشتن را مد نظر داشته باشید. کما اینکه ایشان در همان دوران با دانشمندانی همچون رضا داوری نیز ملاقاتی داشتند؛ دلیل دوم، بُعد عالم دینی بودن حضرت امام است که باعث می شد به توسعه مراکز تحقیقاتی اهمیت وافری دهد. ایشان به عنوان روشنفکر دینی در این زمینه تاکیدات مهمی جهت آگاه کردن مردم و مسئولین نسبت به جایگاه علم و دین داشتند؛ دلیل بعدی از منظر اجتماعی است. همواره حضرت امام با جسارت اعلام می کردند که انقلاب بدون پشتوانه علمی دچار آسیب می شود. بنابراین وقتی امام در چهار سطح علمی، فلسفی، عرفانی و اجتماعی دارای کمالات هستند و منطق هر کدام را به خوبی مد نظر دارند، نگاه چند بعدی و چند لایه به مسائل دارند که توسعه مراکز علمی یکی از این موضوعات است.

آقای دکتر با این توضیحات منظور ما مشخصا از بوروکراسی علمی در کشور چیست؟

این مسئله دارای دو وجه است؛ وجه مثبت و وجه منفی. در معنای لغوی بروکراسی یعنی دیوانسالاری یعنی برداشتن ضوابط پیچیده علمی و اداری. وجه دیگر بحث گسترش دیوانسالاری است که به قدری رشد می­کند که نظام خلاقیت انسانی را دچار انزوا و انحطاط می­کند. چیزی که در جامعه ما متاسفانه قابل مشاهده است. واقعیت این است که مراکز توسعه علمی نبایستی در راستای کمیت گام بردارند، بلکه باید استانداردها و روش­هایی وجود داشته باشد که افراد به صورت کاذب احساس دانشمند بودن نکنند؛ جایی­که نهادهای علمی با توجه به استانداردهای علمی برای توانمندسازی افراد گام بردارند.

به نظر جنابعالی آیا چنین گامی محقق شده است؟ اساسا بحث توسعه متوازن علم، فناوری (فقدان ارتباط بین تقاضای جامعه و خروجی­های دانشگاه­ها) چه جایگاهی به خود اختصاص داده است؟

این موضوع از چندین زاویه قابل بررسی است. اساسا بحث انباشت، توسعه، کاربست و در نهایت تشویق به عملیاتی کردن علم گامی عقلانی است؛ این نباید در کلیت بماند بدین مفهوم که، از یک طرف رشد و توسعه علمی گسترش پیدا کند-این امر باعث افزایش سطح سوادآموزی آحاد اجتماعی است-و از طرفی، در جامعه در حال توسعه بایستی به کاربست آن نیز توجه کرد. جامعه تمدن ساز نیازمند افرادی علم دوست و فن باور است، نباید جامعه فن زده را توسعه داد بلکه باید تولیدات علمی سرشار را مورد عنایت قرار داد. این مسئله نیازمند نهادینه­سازی علم است که اساسا وجه همت علوم انسانی است. علوم انسانی مسئله شناسی می­کند و علم را مشتری مدار. بدین مفهوم که علم را ازسطح نظری وارد عرصه های عملی می­کند. مشتری مداری سازی علم یعنی، حرکت دادن علم و فناوری در راستای حرکت جامعه و ایجاد تعادل بین آنها. البته بایستی توجه داشت که انباشت علم از طریق نهادینه سازی و از درون مردم و مسئولین می­تواند در جامعه تبدیل به سنت و فرهنگ گردد. مشخصا اینکه، مردم عملا فوائد علم را چشیده و ارتباط دائمی بین حوزه عملی و نظری علم را درک کرده باشند.

دیدگاه جنابعالی در رابطه با چالش­های موجود بر سر راه تحقق چنین هدفی(نهادینه کردن بُعد نظری و عملی علم) چیست؟

چالش های زیادی بر سر راه اهداف توسعه علمی و مراکز تحقیقاتی در کشور وجود داد. از موانع تاریخی، فرهنگی گرفته تا افرادی که خواهان توسعه علم نیستند. بحث موانع تاریخی در چارچوب استبدادسالاری علم قابل بحث است، استبدادساللاری در علم یعنی علم را از بالا دیکته کردن؛ برخی موانع امروزین هم وجود دارد که افرادی هستند که رویکردی ضد علمی دارند و می­توان گفت موانع انسانی رشد علم و تحقیقات علمی هستند. ببینید حضرت علی (ع) می­فرمایند «العلم السلطان» یعنی اینکه علم باید حرف اول و آخر را بزند؛ در کشور ما سلطنت علم وجود ندارد و این خود یکی از موانع رشد و توسعه مراکز علمی است. این در حالی است که حضرت امام (ره) همواره بر دانشمند بودن افرادی که مناصبی را در اختیار می گیرند تاکیید داشتند. توجه به موازین و دستاوردهای علمی بایستی خط و مش راتعیین کنند. بگذارید یک مثال تاریخی برای شما عرض کنم: دوره سلطنت سلطان محمود نکته مقابل حضرت علی (ع) در رابطه با توجه به علم است؛ سلطان محمود به ابوریحان می­گفت: تو از من سخن بگو نه از علم خودت؛ می­گفت در راستای موافقت من حرف بزن نه مراد علمی خود. در واقع پایه انحطاط علمی کشور از منظر تاریخی در این زمان شروع شد. این در حالی است که ما در دوره سامانیان و در قرن­های سوم و چهارم با سلطنت علم و در نتیجه رشد جامعه همراه هستیم.

به به عنوان نکته پایانی بفرمایید چگونه می­توان، بسترهای تسریع­کننده ظرفیت توسعه علمی در کشور را فراهم کرد؟

مهمترین نکته این است که نخست یک مسئله­شناسی خوب و دقیق در این مورد صورت گیرد؛ درست بعد از شناخت دقیق است که می­توان گام­های تدریجی را در راستای بهبود موانع برداشت. مشخصا می­توانم از سه کارویژه اساسی در این زمینه سخن به میان آورم: اول، انباشت علم؛ تولید علم باید زیاد شود مانند دریایی که باعث تولید بخار و باران و در نتیجه شکل­گیری زندگانی می­شود؛ دوم، تربیت مدیران علمی متخصص در زمینه­های مختلف؛ سوم، بحث فرهنگ­سازی و نهادینه­سازی فناوری علمی که مردم مشتری علم شوند و تقاضای حرکت علمی بالا رود و به طور مشخص سلطنت علم و دستاوردهای علمی احترام یابد.


آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.