"یومیه ". عنوان ستونی است که هر روز صبح به انعکاس گزیده ای از عنوان ها و سرمقاله ها ی روزنامه های کثیر الانتشار کشور می پردازد

مهمترین عنوان روزنامه های صبح کشور

روزنامه های سراسری روز شنبه هفدهم بهمن ماه ، تیتر نخست خود را به عناوین خبری زیر اختصاص دادند:

آرمان: حادثه مرگبار با سقوط بهمن در محور دیزین- شمشک
آفتاب یزد: از سوی مصباحی مقدم تشریح شد ؛ دلیل غیبت ناطق نوری در جلسات جامعه روحانیت
آفرینش: تاریخ برگزاری آزمون کارشناسی ارشد سال 89 دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شد
ابتکار: بر اثر سیاست ها و مواضع اقتصادی جدید؛ جنگ لفظی چین و آمریکا بالا گرفت
ابرار: بانک مرکزی: نرخ تورم به 2/12 درصد رسید
اسرار : آیت الله امامی کاشانی با انتقاد از برخی شعارها در 9 دیماه: باید به همه راهپیمایان 22 بهمن احترام گذاشت
اطلاعات: انفجارهای خونین در کربلای معلی
اعتماد: واکنش ایران به موشک های پاتریوت آمریکا در خلیج فارس
ایران: رئیس سازمان هواپیمایی کشوری در گفت و گو با "ایران"خبر داد: خروج تدریجی توپولف از ناوگان هوایی
جام جم: حذف تدریجی توپولف
جمهوری اسلامی: دعوت ائمه جمعه از مردم برای شرکت گسترده در راهپیمایی 22 بهمن
جوان: سرلشکر فیروز آبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح خبر داد : اشراف ایران بر سامانه موشکی آمریکا
خراسان:در گفت و گوی اختصاصی با خراسان مطرح شد :اظهارات سخنگوی وزارت خارجه درباره سخنان رئیس جمهور برای مبادله سوخت هسته ای
رسالت: سید مرتضی نبوی در نشست فتنه و بصیرت خواص: 9 دی ماه شبکه منبر بر رسانه های غربی غلبه کرد
فرهیختگان: تاخت و تاز زمین خواران در خلاء قانونی
قدس:معاون وزیر نفت خبر داد :30 میلیارد دلار قرارداد جدید نفتی در راه ایران
کیهان: تازه ترین جنایت عوامل آمریکا و رژیم سعودی؛ تروریست ها در کربلا و کراچی عزاداران حسینی (ع) را به خاک و خون کشیدند
مردم سالاری: آیت الله امامی کاشانی: برخی شعارهای 9 دی را ندهید تا در مملکت وحدت ایجاد شود
وطن امروز: 45 رکوهنورد و اسکی باز از 3 بهمن زنجیره ای به طور معجزه آسایی نجات یافتند
همبستگی:علی لاریجانی رئیس مجلس: اتحاد درونی کشور بسیار مهم است
همشهری: قالیباف :حرکت های مورد تایید دشمنان، خدشه به استقلال سیاسی کشور است

تهران امروز: تعدیل نفتی بودجه 89

بهار: شکاف در جامعه روحانیت

در تحلیل ها ، گزارش ها و مقالات روزنامه ها نیز موضوعات متنوعی برجسته شدند که گزیده ای از آن منتشر می شود :

روزنامه مردم سالاری در یادداشت روز خود با عنوان «تداوم راه انقلاب با رسانه های آزاد و مستقل» نوشت : سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری بزرگ مردی که: «رفتنش هرگز در باغچه باورتاریخ ایران نخواهد رست » می گذرد او در سایه ایمان، صراحت، صداقت، شجاعت و سراسر خیرخواهی برای مردم، جلوه ای از «وحدت درعین کثرت» و کثرت در عین وحدت» را در عرصه جامعه بزرگ ایران تحقق بخشید و آفتاب امید را بر نقطه، نقطه این سرزمین تاباند و همه و همه و همه در لوای اندیشه و پیام الهی و بر گرفته از فطرت آدمی گرد آمدند و کاری شد کارستان که تاریخ هرگز آنرا فراموش نخواهد کرد. اتفاق ها و رویدادهای متعدد بهمن ماه بویژه 12 تا 22 بهمن 57که بعد دهه فجر نامیده می شود به پیروزی مردم، و نه یک گروه و نه یک قشر و نه یک طبقه اجتماعی منتهی شد و کاخ استبداد به یک باره فرو ریخت و نوبت بر خشکاندن ریشه های بازسازی استبداد رسید. شعار غالب و فراگیر این دهه: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی سراسر کشور را فراگرفت و همه در فجر آفرینی حضوری داشتند و نقشی و...

نویسنده در ادامه یادداشت خود اضافه کرد :‌:آزادی مطبوعات هیچ معنایی جز رهایی از مداخله دولت ندارد و صد البته باید پاسخگوی گفتار و رفتار خود در چار چوب قانون و در محضر هیات منصفه قانونی و نماینده اقشار مختلف صنفی و فکری جامعه باشد، چرا که مطبوعات و رسانه های مستقل و آزاد، نظارت عامه را تضمین می کند و به همین اعتبار و کارکرد آن را رکن چهارم دموکراسی نامیده اند. فردریک هایک برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1974در سال 1960 می گوید: «بزرگترین خطری که امروز آزادی را تهدید می کند، وجود مجریان کار آزموده و کار آمدی است که صرفا به آنچه خود خیر همگان می پندارند توجه دارند.»

این سخن در مورد مجریان کار آزموده و کار آمد است، وای برآن که مجریان بی تجربه و ناکار آمد، پندار خود را خیر همگان بپندارند! یک صاحب نظر اجتماعی و سیاسی در اهمیت مطبوعات آزاد برای حفظ آزادی و استقلال و مسدود کردن راه باز گشت استبداد و دیکتاتوری و تامین وحدت جامعه می گوید: «اگر مخیر شوم که بین حکومتی بدون مطبوعات و مطبوعاتی بدون حکومت یکی را انتخاب کنم، لحظه ای در گزینش دومی شک نمی کنم.» در شرایط امروز جامعه ما نیز مطبوعات آزاد و رسانه های مستقل می توانند وحدت ملی را باز گردانند و راهگشای مسائل پیش آمده باشند.

در سرمقاله روزنامه کیهان با عنوان «چگونه مطمئن شدید؟!» درباره موضوع تبادل سوخت هسته ای آورده است: آیا عاقلانه است که اورانیوم غنی شده کشورمان، یعنی حاصل 7 سال چالش و استقامت هسته ای ایران اسلامی را به آنها تحویل بدهیم و بعد اگر پس ندادند، به قول حضرتعالی دلمان به این خوش باشد که «معلوم می شود حرف آژانس و امضاءکنندگان قرارداد بی اعتبار است»!! مگر در بی اعتبار بودن قول و قرارها و حتی تعهدات رسماً امضاء شده و قوانین رسماً پذیرفته شده از سوی حریف شک دارید که برای اثبات آن چنین پیشنهاد خطرناکی را توصیه می فرمائید؟ آنهم به قیمت از دست رفتن حاصل دسترنج و مقاومت چندین ساله در چالش هسته ای؟!

نویسنده در بخش دیگری از این یادداشت نوشته است : معلوم نیست جناب احمدی نژاد عزیز در برخورد آژانس و 1+5 با برنامه هسته ای ایران، چه نشانه و قرینه ای ملاحظه فرموده اند که با اطمینان از تصمیم آنان برای تبدیل تقابل به تعامل سخن می گویند؟ شواهد و اسناد موجود نه تنها از چنین اطمینانی حکایت ندارد بلکه نقطه مقابل آن را اثبات می کند.آقای رئیس جمهور می فرمایند «بعضی از کشورها واقعاً همکاری با ایران را پذیرفته اند که این موجب ناراحتی بعضی ها همچون انگلیس و رژیم صهیونیستی شد» در این بخش لازم بود جناب آقای احمدی نژاد درباره «بعضی از کشورها» که تعامل با ایران را پذیرفته اند، توضیح بیشتری می دادند، چرا که در نگاه اول تصور می شود مقصود ایشان از «بعضی کشورها» نمی تواند کشورهای بیرون از حلقه 1+5 باشد و از آن میان تعامل روسیه و چین قابل پذیرش است. از انگلیس هم به عنوان کشوری که مخالف تعامل است یاد کرده اند، بنابراین می ماند آمریکا و فرانسه و اما، فرانسه در این میان جایگاه چندانی ندارد ولی «آمریکا» چه؟! کاش آقای احمدی نژاد از آمریکا نیز به عنوان کشوری که با ایران خصومت و کینه توزی دیرینه دارد، یاد می کردند، مخصوصاً آن که کینه توزی آمریکا بر هیچکس پوشیده نیست و به قول حضرت امام(ره) همه فریادها باید بر سر آمریکا کشیده شود.

روزنامه جمهوری اسلامی هم در یادداشتی با عنوان «توهم عقب نشینی هسته‌ای!» دربار ه اظهارات تلویزیونی هفته گذشته رئیس جمهورمبنی بر تبادل اورانیوم میان ایران و کشورهای عضو گروه 1 +5 درعین حال که چندان روشن و صریح نبود که نوعی عقب نشینی توسط ایران در این موضوع تلقی شود نوشت :‌آنچه اکنون مورد نیاز ایران است و موضوع تبادل اورانیوم را مطرح ساخته رو به اتمام بودن سوخت رآکتور تهران است که برای مصارف پزشکی مشغول فعالیت می باشد . در سال 1371 دولت جمهوری اسلامی سوخت مورد نیاز رآکتور تهران را به قیمت 5 میلیون دلار خریداری کرد که تاکنون از آن استفاده می کند. این نیاز را می توان با خرید مجدد سوخت برطرف نمود بدون آنکه نیازی به تبادل اورانیوم باشد.

نکته اساسی و مهمی که در این ماجرا وجود دارد و غربی ها به ویژه کشورهای عضو گروه 1 +5 باید به آن توجه نمایند اینست که در جمهوری اسلامی ایران تعیین سیاست های کلی نظام برعهده رهبری است و موضوع هسته ای از سیاست های کلی و مهم خارجی است که تصمیم گیری درباره آن منحصرا در اختیار رهبر معظم انقلاب است و نظر ایشان درباره تبادل اورانیوم همانست که قبلا اعلام کرده اند و هیچ تغییری در آن پدید نیامده است . اظهارات دیگران حتی اگر صریح نیز باشد در این مساله تعیین کننده نیست و نمی تواند موضع نظام جمهوری اسلامی تلقی شود.

«جنگ، صلح نیست»عنوان سرمقاله‌ روزنامه‌ی تهران امروز است که در آن درباره موضوع تبادل سوخت هسته ای می‌خوانید؛ گروه 5+1 گروهی ناهمگون از قدرت‌های جهانی است که منافع مشترک‌شان آنها را دور هم جمع کرده است چنانچه در سال‌های اخیر مهم‌ترین موضوع در دستور کارشان «برنامه اتمی ایران» بوده است، موضوعی که هر چند چین و روسیه در گام‌های اول به ظاهر بیشتر متمایل به موضع‌گیری‌های جمهوری اسلامی بوده‌اند و در طرف دیگر چهار کشوری که در ادبیات رسمی سیاست خارجی ما به «غربیان» معروف شده‌اند علیه جمهوری اسلامی موضع‌گیری کرده‌اند اما ‌به‌رغم این تقسیم‌بندی خود‌ساخته هر شش دولت در یک نقطه به هم رسیده‌اند و آن «صدور قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران» بوده است. همان جایی که منافع ملی ما ضرباتی متحمل شده است.

اکنون سوال اینجاست که «آیا رویکرد 5+1 به طور بنیادین دچار تغییر شده یا اینکه این دولت‌ها به دنبال این‌ هستند که یک بار دیگر چماق را در پشت هویج پنهان نگاه دارند تا زمان لازم فرا رسد؟»

روزنامه دنیای اقتصاد دریادداشتی با عنوان «چینی‌ها را رصد کنید» با اشاره به اینکه چین، بار دیگر با طرح آمریکا برای تشدید تحریم‌های ایران مخالفت کردنوشت :موضع ماه‌های اخیر چین تا حدود زیادی، واکنش به تشنج‌زدایی و مودت تدریجی و اعلام نشده روسیه با غرب و آمریکا است. چینی‌ها احساس می‌کنند با ورود روسیه به باشگاه کشورهای صنعتی و در پی آن حل و فصل‌ پاره‌ای منازعات خود با آمریکا در ترتیبات منطقه‌ای اروپای شرقی، جریان هماهنگ آمریکا، اروپا، ژاپن و روسیه، آنان را به حاشیه رانده است و برای رهایی از این وضع به «نمایش استقلال» نیاز دارند. طبیعی است که این نمایش استقلال، نمی‌تواند رفتاری همیشگی باشد و آنگاه که چین به عنوان همتراز بازیگران جهانی و یا دست کم هم‌قامت روسیه به رسمیت شناخته شود، رفتار رهبران پکن عوض خواهد شد. به همین علت انگیزه چینی‌ها از همراهی با ایران در بحث تحریم‌ها، ماهیتی دوگانه دارد.

از سویی این همراهی، موقعیت ایران را برای مواجهه با فشارهای آمریکا بهبود می‌بخشد و از سوی دیگر برای آن تکیه‌گاهی فراهم می‌کند که به پایداری آن اطمینانی نیست. بازی با این برگ دو سویه و ناپایدار، مستلزم پذیرش میزانی از ریسک است که از آن گریزی نیست؛ اما برای کاهش دامنه ریسک باید رفتار چینی‌ها و رابطه آنان با اردوگاه غرب، لحظه‌به لحظه رصد شود تا زمان تغییر تاکتیک آنان از زیر چشم ایرانیان در نرود.

روزنامه اعتماد هم در یادداشت ضمیمه امروز خود با عنوان «بایدها و نبایدهای هدفمند کردن یارانه ها»آورده است: هدفمند کردن یارانه ها مساله ای است که ما ناچاریم آن را به انجام برسانیم. منتها در شرایط زمانی کنونی به لحاظ سیاسی و وضعیت اجتماعی- اقتصادی مردم و به ویژه به شیوه یی که دولت قصد اجرای آن را دارد با آن مخالفم و معتقدم به این شکل و شیوه نه تنها به صلاح نیست بلکه مشکلاتی را نیز به بار خواهد آورد چراکه یک کشور نمی تواند بخش عظیمی از سرمایه خود را (حدود 90 هزار میلیارد تومان) سوبسید به مردم بدهد. اگر این سرمایه صرف سازندگی و امور زیربنایی کشور شود، موجب اشتغال، تولید، درآمد و رونق اقتصادی می شود و با مصالح درازمدت مردم و آینده کشور همخوانی بیشتری دارد. یک واحد سیاسی مانند یک خانواده است. اگر سیاستگذار اقتصاد خانواده را پدر و مادر بدانیم پدر و مادری که بخشی از سرمایه خود را برای آینده فرزندان پس انداز و سرمایه گذاری می کنند، با دوراندیشی آینده فرزندان خود را تضمین می کنند. اما اگر این خانواده تمامی درآمد خود را صرف هزینه های جاری بکنند اگرچه در کوتاه مدت فرزندان خوشحال خواهند شد، اما در درازمدت این فرزندان آینده و چشم انداز روشنی را نخواهند داشت. اگر هزینه ساخت سدهای بزرگ، نیمه بزرگ و کوچک را عدد 200 میلیارد تومان در نظر بگیریم، با 90 هزار میلیارد تومان در یک سال قادر به تامین اعتبار ساخت 450 سد خواهیم بود. به عبارتی ما با این پول در هر یک سال می توانیم یک حوزه مهم عمرانی کشور را از نظر ساخت سدها، نیروگاه ها، بزرگراه ها و خطوط راه آهن و... تامین اعتبار کنیم. بدیهی است که هر آدم عاقلی با کوچک سازی دولت، کم کردن هزینه های جاری و استقلال مالی مردم از دولت موافق خواهد بود. برخی آنچنان از اقتصاد آزاد دفاع می کنند که گویی در مکاتب دیوید فریدمن،این رایند، موری راتبارد و... پرورش یافته اند و به طور کلی عدالت اجتماعی و اقتصادی را نادیده می گیرند و برخی برعکس. در ایالات متحده به بهانه لیبرالیسم و آزادی عدالت را قربانی کرده اند و شکاف عظیم درآمدی به وجود آمده است، مضاف بر اینکه دنیای سرمایه داری در بحران های ادواری خویش با مشکلات جدی روبه رو است که کنفرانس اخیر داووس هم نتوانست به راه حلی در این مورد دست یابد. از طرف دیگر سوسیالیسم شرق نیز با تمرکز بر عدالت از طریق دولت گرایی توزیع فقر را جایگزین توزیع ثروت کرد؛ افراط و تفریط. من برخی از این کشورهای سوسیالیستی از جمله فقر فزاینده کوبا را با چشم خود دیده ام؛ جزیره یی زیبا با 12 میلیون جمعیت که فقر مفرط به طور مساوی تقسیم شده است. به اعتقاد بنده راه حل میانه عدالت و آزادی است که اتفاقاً با مکتب اقتصادی اسلام هم سازگاری دارد. مکتبی که به بهانه عدالت، آزادی را قربانی نمی کند و به بهانه آزادی عدالت را مغفول نمی دارد. من معتقدم دولت با آزادسازی اقتصادی باید زمینه تولید ثروت را فراهم کند و عدالت را از توزیع ثروت به عدالت در تولید ثروت نقل مکان کند،در عین حال اقشار پایین دست اجتماعی را به طور ویژه مد نظر قرار دهد، آن هم در تولید ثروت و کسب درآمد. همان ضرب المثل معروف که می گوید؛ به من ماهی نده، تور ماهیگیری و آموزش ماهیگیری به من یاد بده، ماهی را خودم صید خواهم کرد. مشکل دیگری که در این راستا قابل طرح است این است که نگاه خدمات گرایانه یی که در طول 30 سال انقلاب اسلامی در کشور حاکم بوده است به نگاه سرمایه گذارانه بدل شود. به عبارتی دولت در اقصی نقاط کشور به ویژه در روستاها منابع کشور را صرف جاده سازی، آب، برق، تلفن، بهسازی روستاها، ساخت سالن های ورزشی و... کرده است. اگرچه اینها لازم است، اما اولویت درجه اول ندارد. روستایی که همه امکانات، خدمات عمومی داشته باشد، اما شغل، درآمد، تولید و ثروت نداشته باشد، فایده یی ندارد. روستا را ترک می کنند و روانه شهرهای بزرگ می شوند. الان خیلی از روستاهای کشور که دولت همه نوع خدمات را به آنها عرضه داشته اما به دلیل بیکاری و فقر دچار ناپایداری شده اند و خالی از سکنه اند. این در حالی است که دولت به جای این خدمات باید ابتدا زمینه های ایجاد اشتغال را فراهم می کرد و در اولویت بعدی نسبت به امور خدماتی اقدام می کرد. یارانه ها زمانی پرداخت می شود که مردم از عهده معیشت خود برنمی آیند. دولت باید با سرمایه گذاری زیربنایی، ایجاد اشتغال و کسب درآمد، این قشر اجتماعی را توانمند سازی می کرد که آنها خود تقویت و به طور طبیعی بی نیاز از یارانه دولتی شوند. این در حالی است که آمار هایی که از جمعیت زیر خط فقر منتشر می شود و مهم تر از آن رشد این خط فقر، بسیار نگران کننده است و در واقع این جامعه با این شکل توان حذف سوبسید ها را ندارد. مضافاً اینکه پرداخت یارانه نقدی به دلیل ظرفیت پایین اقتصاد کشور تورم را دامن می زند و از سوی دیگر کل جامعه را با مشکل مواجه می کند. پس به اعتقاد من تنها راه حل تقویت اقتصاد کشور و بزرگ کردن آن از طریق جذب سرمایه های خارجی به ویژه در بخش صنایع نفت و گاز که جاذبه لازم را دارد و ارزش افزوده آن بالا است جذب سرمایه های ایرانیان خارج از کشور و همین طور رونق صنعت گردشگری است و پرداختن به امور زیربنایی در یک فرآیند 10ساله است.

در این 10 سال به صورت پلکانی باید قیمت ها را سالی 10 درصد افزایش داد تا کوچک سازی دولت به منظور کاهش هزینه ها تعقیب و دنبال شود،هزینه های مربوط به بخش خدمات رسانی به بخش سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال انتقال پیدا کند. باید در حوزه هایی که حذف سوبسیدها مشکل آفرین می شود، توجه بیشتری مبذول شود تا به طور طبیعی زندگی مردم از آن حمایت ها منفک شود، مثلاً در مورد یارانه بنزین با توسعه حمل و نقل عمومی، ساخت زیرساخت های حمل و نقل، توسعه و اجرای مترو در کلانشهرها و گازسوز کردن اتومبیل ها در یک شیب مناسب زندگی مردم را از بنزین تا حدودی منفک کنند تا زمانی که یارانه سوخت به طور کامل حذف شود به مرور زمینه های آن فراهم شده باشد. بنابراین تلاش مجلس برای فرآیند زمانی آن از سه به پنج سال را ارج می نهیم، اما این را هم کافی نمی دانیم. فرآیند زمانی 8 تا 10 سال به شرط انجام پیش شرط های لازم ضروری است، در غیر این صورت باید منتظر مشکلات جدی باشیم. دولتی که قرار است کار بزرگی را انجام دهد باید از نظر داخلی از اقتدار و مشروعیت بالایی برخوردار باشد و اعتماد و اطمینان کافی بین ملت و دولت وجود داشته باشد. ثانیاً این پیش شرط ها نیازمند سیاست خارجی تعامل گرایانه با دنیاست. دولتی که با نظام بین الملل به هر دلیلی در چالش است نمی تواند اقتصاد کشور را پویا و بالنده کند. کارشکنی های بین المللی این اجازه را نمی دهد، مهم تر آنکه دولت به جای اینکه به مسائل اجتماعی- اقتصادی پاسخ اجتماعی-اقتصادی دهد، آن را به حوزه سیاسی منتقل می کند و چون از نظر سیاسی نیز ظرفیت پاسخگویی لازم را ایجاد نمی کند، موضوع امنیتی خواهد شد و از این جهت نیز دغدغه ها و نگرانی ها را مضاعف می کند.

روزنامه اطلاعات در مطلبی با عنوان «انقلاب اسلامی،زمینه ها،بیم ها و امیدها» نوشته است: در سال 54 آخرین بقایای گروهای مخالف و سازمانهای مسلحانه هم تار و مار شدند و تقریبا دیگر هیچ نیروی مخالفی باقی نمانده بود.از طرف دیگر برنامه های تبلیغاتی و فرهنگی به اصطلاح مدرن غربی،ابتذال،رواج بی بند و باری،افزایش کاباره ها و مشروب فروشی ها و مبارزات فکری دین ستیز در خدمت ترویج غرب زدگی و به حاشیه راندن اعتقادات مذهبی بود و رژیم بر این باور بود که دیگر گرایش به دین و اعتقادات دینی جذابیت گذشته را از دست داده است. لذا سالهای 55 و 56 سالهایی بود که در ظاهر همه چیز تحت کنترل بود.

به خاطر همین اگر از یک زندانی سیاسی گرفتار شده در اوین می پرسیدی به نظرت رژیم شاه تا چند سال دگیر دوام می آورد؟

احتمالا سری تکان می داد و می گفت:حالا حالاها هست...)

لذا شاه و دستگاه حاکمه و درقباراه در ابرها سیر می کردند.ژاندارم منطقه،بهترین دوست اربابهای عالم بود.

در سال 55 حتی با رژیم بعث به توافق رسیده بود و برای فعالیت امام محدودیت ایجاد کرد و حال زمانی بود که گمان داشت بهترین فرصت برای یک تسویه حساب قدیمی به دست آمده است. آیت الله خمینی،به عنوان یک روحانی و مرجع تقلید،او و نظامی را به سخره گرفته بود و او گمان می کرد که حالا می تواند ضرب شصتی به او نشان بدهد. دستور چاپ یک مقاله را داد که آندربد بود که سر دبیر وقت اطلاعات حاضر به چاپ آن نشد اما با دستور اکید دربار تحثت عنوان _ارتجاع سرخ و سیاه) به چاپ رسید.مناسبت چاپ این مقاله هم فرارسیدن 17 دی ماه بود. یعنی روزی که قانون کشف حجاب در سال 1314 توسط رضاشاه ابلاغ شد و چادر را به زور از سر زنان گرفت.در آن مقالبه عنوان شده بود که دو ارتجاع یکی سرخ و دیگر سیاه با نظام پیشرفته و متمدن شاهنشاهی در افتادند،یکی کمونیسم که ارتجاع سرخ نامیده بود و دیگری ارتجاع سیاه که مثلا روحانیون مخالف او در راس آنان امام خمینی(ره)بود که با انقلاب سفید،اصلاحات ارضی و بی حجابی زنان مخالفت کرده بود. البته شاه هم می دانست که کمونیسم هیچ خطری برایش به همراه نداشت و دلیلش پالوده ای بود که گاه با شوروی و گاه با چین می خورد و از جمله امتیازاتی هم که به خرس همسایه داده بود تا صدای او هم در نیاید که درنیاید اما برای رد گم کردن و با توجه به نفرتی که از کمونیسم وجود داشت از آن هم اسم برده بود و ضمنا با اتهام زنی خنده دار به روحانیت مخالف به گرایشهای کمونیستی،به ظمن خود می توانست مشورعیت بیشتری برای استلال خود بخرد....

به هر حال شاه کمان کردن که حالا دیگر آنقدر قدرتمند شده تا بتواند هر کاری که دوست دارد انجام دهد و با دشمنانش به تسویه حساب بپردازد.شاید هم می خواست جامعه را یکبار دیگر«تست»کند...اما..

همین جرقه کافی بود تا انبار باروت مطالبات انباشته شده و بی پاسخ مانده و عقده های فروخورده از ظلم ها و تبعیض ها و ناروایی ها و نفرت مردم از فساد و بی بندوباری و دیکتاتوری و فاصله های وحشتناک طبقاتی و فقر و بی عدالتی و خفقان ساواک ساختهو...را منفجر کند.

او حساب همه چیز راکرده بود جز غیرت دینی مردم.

او حساب همه چیز را کرده بود جز نیاز مردم به استقلال

او حساب همه چیز را کرده بود جز نیازم مردم به آزادی

او حساب همه چیز را کرده بود جز نیاز مردم به عدالت و کرامت انسانی.

و او حساب همه چیز را کرده بود جز نیاز مردم به خدا و دین و نفرت آنان از خفقان و فساد و ظلم و شکنجه و دروغ و تظاهر .

و او حساب همه چیز را کرده بود جز نیاز حکومت به مردم خود و نه اربابان عالم...

روزنامه همشهری در نوشتاری با عنوان « خط اصولی دفاع از مستضعفین» نوشته است: دهه فجر، فرصت مناسبی برای یادآوری حقایقی است که مردم ما برای آن مجاهده و قیام کردند.

همانطور که قرآن کریم هدف بعثت انبیای الهی را نزدیک‌کردن انسان‌ها به خدا و عبادت الهی و ایجاد قسط و عدل بیان کرده است؛ سیره شاخص انبیا، رعایت حقوق و احوال محرومان و مستضعفان بود؛

همان کسانی‌که در پیش حکام جور و ائمه کفر به چشم نمی‌آمدند، بنابراین نجات مستضعفان از دست طبقه پرخور و مترف یکی از وظایف رسولان الهی بوده است. این ویژگی در زندگی ائمه اطهار نیز بوده است؛

به‌طوری‌که استاد شهید مطهری، 2 ویژگی مشترک امامان شیعه را رسیدگی به محرومان و مستضعفان و عبادت الهی می‌داند. انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت و ذات خود که ریشه در خیزش عظیم انبیای الهی و صالحان دارد،رسیدگی به مستضعفان و محرومان را به عنوان یک خط اصولی برای حرکت خود تعیین کرد و امام به عنوان رهبر این انقلاب الهی به‌صورت ویژه‌ای این حقیقت را ترسیم فرمودند؛

به‌طوری‌که با تفکیک دنیاخواهی و آخرت‌جویی و عنوان اینکه این دومقوله با هم جمع‌شدنی نیستند، نظریه جدیدی در راهبرد حکومت دینی مطرح کردند؛ تا جایی‌که عنوان نمودند: «ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزش‌های اسلامی هستند،

به‌خوبی دریافته‌اند که مبارزه با رفاه‌طلبی سازگار نیست و آنها که تصور می‌کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه‌داری و رفاه‌طلبی منافات ندارد، با الفبای مبارزه بیگانه‌اند و آنهایی هم که تصور می‌کنند سرمایه‌داران و مرفهان بی‌درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می‌شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می‌کنند، آب در هاون می‌کوبند.

بحث مبارزه و رفاه، بحث قیام و راحت‌طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت‌جویی 2مقوله‌ای است که هرگز با هم جمع‌ نمی‌شوند و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی‌بضاعت، گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلاب‌ هستند.

ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم.»در حقیقت، امام بیان می‌فرمایند شروع انقلاب‌ها و ادامه آنها با نیروهایی از جامعه است که فاقد مظاهر خاصی از تظاهرات مادی و آرایه‌هایی است که آنها را ممتاز و ویژه می‌کند و همین گروه و طبقه است که می‌تواند انقلاب را حفظ کند و حتی تاکید می‌فرمایند باید خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم.

بنابراین همه سیاستگذاری‌ها در ابعاد داخل و خارج باید به نوعی در جهت حمایت از محرومان و مستضعفان باشد و اساسا انحرافات از وقتی شروع می‌شود که با توجیهاتی خودساخته خود را از محرومان جدا کنیم و به صورت طبقه ای ویژه و ممتاز جدا نماییم.

به‌نظر می‌رسد برخی سیاستگذاری‌های فرهنگی و فضای تبلیغی به‌صورت محسوس و نامحسوس به سمت و سوی مصرف و تجمل‌گرایی و مدگرایی رفته و تمنیات و آرزوها به‌گونه‌ای خلق می‌شود که به نوعی به سمت ایجاد یک طبقه خاص اجتماعی به لحاظ معیشت، سیاست و اقتصاد می‌رود و حتی برخی قوانین نیز بر تقویت آن تاکید دارد.

حفظ انقلاب اسلامی و تداوم آن، عمل به فرامین امام است؛ بنابراین در ادعای در خط امام بودن، با فراموش‌کردن مستضعفان و ولی‌نعمتان انقلاب تناقض جدی وجود دارد و این تناقض جدی خود را در رفتارها و شیوه‌هایی نشان می‌دهد که یکی از آنها رفتار کمک به مظلومان غزه و شیعیان لبنان را مردود می‌شمارد و شعارهای انحرافی در یک روز وحدت‌بخش می‌دهند و جالب اینکه برخی از مدعیان خط امام آن‌را محکوم نیز نمی‌نمایند.

بنابراین ادعای خط امامی‌بودن با عمل سازگار است و آن نه‌تنها در نوع اندیشه و فکر باید جاری و ساری باشد بلکه در عمل و زیست اجتماعی نیز باید هویدا باشد.

پس بد نیست همه ما یک بار دیگر که شده نگاهی از سر درد و هوشمندی به خویشتن خویش و زندگی سیاسی اجتماعی خود بیندازیم و به این فرمایش امام توجه کنیم و سرانجام نیز خود قضاوت کنیم: «اگر امروز اسلام خدای نخواسته لطمه ببیند، آسیب ببیند، این گناهش به گردن همه ماست، یک قشر خاصی مسئول نیستند، «کلکم راع و کلکم مسئول؛ همه مسئول هستید، همه ملت مسئول هستند.»

«رو به فردا » عنوان سرمقاله روزنامه رسالت است: انقلاب در سی و یکمین سالروز پیروزی خود چون فولادی آبدیده شمشیر خود را علیه استکبار جهانی تیز و برافراشته نگه داشته است و مقاومت را به عنوان هم استراتژی و هم تاکتیک در دستور کار خود دارد. هیجان نبرد ملت ما علیه دشمنان اسلام و ایران پس از31 سال لحظه ای فروکش نکرده و نسل سوم انقلاب پرشورتر، عمیق تر و شجاعانه تر در صحنه حاضر است. انقلاب تا انقلاب است دشمن دارد و در اسلام دشمن ترین عناصر منافقین هستند. امروز منافقین جدید با بهره گیری از تجربیات منافقین قدیم رودرروی ملت ایستاده اند و به جمهوریت و اسلامیت نظام، توامان اعلام جنگ داده اند.

انقلاب در سی و یکمین سالروز پیروزی خود چون فولادی آبدیده شمشیر خود را علیه استکبار جهانی تیز و برافراشته نگه داشته است و مقاومت را به عنوان هم استراتژی و هم تاکتیک در دستور کار خود دارد. هیجان نبرد ملت ما علیه دشمنان اسلام و ایران پس از31 سال لحظه ای فروکش نکرده و نسل سوم انقلاب پرشورتر، عمیق تر و شجاعانه تر در صحنه حاضر است.

انقلاب تا انقلاب است دشمن دارد و در اسلام دشمن ترین عناصر منافقین هستند.

امروز منافقین جدید با بهره گیری از تجربیات منافقین قدیم رودرروی ملت ایستاده اند و به جمهوریت و اسلامیت نظام، توامان اعلام جنگ داده اند.

التقاط در تفکر، دوستی با کفار، فتنه انگیزی و مکتوم نهادن ماهیت واقعی خود، از ویژگی های منافقین جدید است.

ما نباید تردید بکنیم که امروز آمریکا با آرایشی در برابر انقلاب قرار گرفته است که با همه سال های پس از انقلاب به طور کلی متفاوت است.

آمریکایی ها موفق شده اند همه گروه های ضد دین، عناصر

ضد انقلاب و کسانی را که به اسلام کینه توزی دارند با کسانی که به هر دلیل با انقلاب زاویه پیدا کرده اند در یک صف در برابر ملت قرار دهند.

امروز مردم ما گرفتار فرقه ای هستند که از طیف های گوناگون تشکیل شده و در آخور مجموعه شبکه رسانه ای غرب، آمریکا برای هر کدام علف مناسب تدارک دیده است.

امروز ما با جنگی خانمانسوزتر، پیچیده تر و گسترده تر از جنگ 8 ساله درگیر هستیم. اگر غفلت کنیم، اسلام و ایران چنان سیلی خواهد خورد که قرن ها نمی توانیم سر برآوریم!تردید نباید کرد که فرماندهی این جنگ به عهده آمریکاست و در این لشکرکشی اروپا و برخی کشورهای عربی، وحشت زده از ظهور هلال شیعی در جهان اسلام، واشنگتن را همراهی می کنند. رژیم اشغالگر قدس و استعمار پیر انگلیس میمنه و میسره این نبرد را مدیریت می کنند و در قلب لشکر، آمریکا خود عمل می کند. شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی اعتراف دارد که منافقین جدید در ایران به نیابت از اسرائیل می جنگند. اینکه آمریکایی ها در این آرایش جدید به توفیق خود امیدوار شده اند، استعدادی است که برخی انقلابیون فرسوده و پشیمان در اطاعت از اتاق فرمان آشوب از خود نشان داده اند. باید اندازه این استعداد را که در روزهای قدس،16 آذر،13 آبان و روز عاشورا در ستیز با آرمان های امام(ره) و شعائر الهی انقلاب خودنمایی کرده است محاسبه کرد و الا در مناسبت ها، مراسم و برنامه هایی که انقلاب در پیش رو دارد دچار اشتباه خواهیم شد.

نباید نشست و به طور اتفاقی جزوه براندازی را از خانه کسانی که حتی فکرش را نمی کردیم بیرون بیاورند و باز نسبت به فرقه موسوی خوشبین باشیم و فکر کنیم تئوری آشتی ملی جواب می دهد. آمریکا سال هاست که روی شبکه های به اصطلاح اجتماعی کار کرده است که در وقت مبادا با یک سوت آنها را به خیابان بریزد و دیدیم که ریخت. آمریکا فرمان ریختن به خیابان ها را از زبان کسانی درآورد که اصلا فکرش را نمی کردیم.

آمریکا غنی سازی شبکه را از زبان کسانی در آورد که هنوز هم فکر نمی کنیم این آقا عامل مستقیم آمریکاست. او در جای جای17 بیانیه خود به آمریکایی ها پیام داد که ما داخل شبکه هستیم و از آن بیرون نخواهیم رفت! روز9 دی ماه ملت ایران شبکه انقلابی و گسترده و پر قدرت خود را به رخ شبکه به اصطلاح اجتماعی منافقین جدید کشید و به آمریکا صریحا اعلام کرد که عناصر و عوامل شما لو رفته و مورد لعن و نفرین ما است.

متاسفانه آمریکایی ها و ته مانده منافقین جدید بنا ندارند پیام مردم در رفراندوم9 دی را دریافت شده، حساب کنند. ظهور جدید میرحسین موسوی پس از صدور بیانیه17 در شکل پاسخ به ده سوال که مفصل در رسانه های دشمن و بویژه در تلویزیون بی بی سی پخش شد نشانه ادامه فتنه انگیزی فرقه سبز است. مردم در روز22 بهمن پاسخ تداوم پروژه آشوب و فتنه را با فریادهای دشمن شکن خواهند داد. این نگاهی است که ملت ما و بویژه نسل سوم رو به فردا دارند. بدون شک صدای ملت ایران در ظهر روز22 بهمن در سراسر جهان شنیده خواهد شد.

روزنامه جام جم هم با ذکر خاطراتی از انقلاب در ستون روزانه ها ذیل عنوان « تهران انقلابی‌تر شد» آورده است: 31 سال پیش در چنین روزی چهره تهران بیش از پیش عوض شده بود، مردم آماده می‌شدند تا زندگی در دوران ستمشاهی را به فراموشی بسپارند و حیات سیاسی - اجتماعی جدیدی را آغاز کنند.

در این روز‌ها از یک طرف تعداد صندلی‌های خالی در جلسات کابینه بختیار روز به روز زیادتر می‌شد و از سوی دیگر مردم و نهاد‌های مختلف با ارسال پیام‌های تبریک، دولت موقتی را که به‌فرمان امام (ره) شکل گرفته بود به رسمیت می‌شناختند.

در روز 17 بهمن امام(ره) طی سخنانی اعلام کردند: «کار عاقلانه و مفید به حال کشور این است که بختیار و ارتش در مقابل انقلاب اسلامی، عکس‌العملی مثبت داشته باشند.»

در این روز همچنین امام در پاسخ به پیام‌های تشکری که از سوی مردم، شخصیت‌ها و گروه‌های مختلف به مناسبت ورود ایشان به کشور صادر می‌شد، پیام تشکری را خطاب به عموم ملت منتشر کردند. جامعه روحانیت تهران هم در همین روز با صدور فراخوانی از مردم خواست تا در تأیید دولت موقت راهپیمایی کنند. به دنبال این فراخوان، موج راهپیمایی شهرهای ایران را فرا گرفت. در این روز بازرگان از رهبری نهضت آزادی کناره‌گیری کرد و به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت اولین مصاحبه‌اش را انجام داد. او در این مصاحبه برنامه‌ها و وظایف دولت خود را تشریح کرد. روز 17 بهمن آسمان تهران شاهد مانور هوایی جنگنده‌های ارتش و هلیکوپتر‌ها بود. طبق اطلاعات سایت مرکز اسناد ایران، بختیار در این روز در مجلس شورا حاضر شد و گفت: «دولت موقت تا شوخی و حرف است، تحمل می‌کنم... من در مقام نخست وزیری قانونی مملکت می‌مانم تا انتخابات آزاد آینده را انجام دهم.»

او ضمن اظهاراتش به یکی از فرماندهان ارشد ارتش گفت: «این محل‌های خالی را که در هیأت دولت می‌بینید، من مخصوصا خالی نگاه داشته‌ام تا آنها را با افرادی که آقای مهندس بازرگان معرفی می‌کند، پر نمایم. من با آقایان مشغول مذاکره هستم.»

از سوی دیگر در این روز لوایح محاکمه وزرای سابق و انحلال ساواک، در جلسه مجلس شورا به‌تصویب رسید. حجت‌الاسلام والمسلمین صادق خلخالی نیز از سوی امام اعلام کرد که اجازه نمی‌دهیم حتی یک نفر از همافران آسیب ببینند. این در حالی بود که عده‌ای از همافران پادگان شاهرخی در همدان، در بازداشت به سر می‌بردند.

از سوی آیت‌الله مرعشی نجفی، به مناسبت انتصاب بازرگان به نخست وزیری، پیام تبریکی ارسال شد. مردم زاهدان اعم از شیعه و سنی که به پشتیبانی دولت مهندس بازرگان دست به راهپیمایی زده بودند، از سوی چماق به دستان مورد هجوم قرار گرفتند. در این حادثه، 62 نفر کشته یا زخمی شدند. حجت‌الاسلام فلسفی نیز پس از 8 سال ممنوعیت از سخنرانی، در حضور امام و مردم دیدارکننده از ایشان، سخنرانی کرد.

در ستونی با عنوان جایگاه وکیل در محاکمات به قلم علیزاده طباطبایی در روزنامه بهار هم می خوانیم: در احکام قضایی اصل بر این است که متهم حق انتخاب وکیل داشته باشد.او می تواند وکیل تعینی داشته باشد یا به طورکل بگوید وکیل نمی خواهد و میتواند از خود دفاع کند و یا حتی وکیل تسخیری خود را از میان وکلای تسخیری معرفی شده به وی انتخاب کند.

در صورتی که از حضور وکیل انتخابی متهم در دادگاه جلوگیری شود او می تواند از روند دادرسی شکایت کرده و حکم صادرشده برای او قطعا در دیوان عالی نقض خواهد شد زیرا اصل بر بی طرفی قاضی در دادگاه و حق دفاع متهم است و اگر دلیلی بر بی طرف نبودن قاضی وجود داشته باشد دیوان رای را نقض می کند.

بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری،دادگاه نمی تواند وکیل را در جریان دادرسی به دادگاه راه ندهد.در قوانین کشور اصلی به نام «وحدت رویه»وجود دارد که اعتبار قانون را دارد.این اصل موجب می شود تا اگر دادگاه بدون حضور وکیل تشکیل شد،طبق«وحدت رویه»دستور نقض رای صادر شود.

حضور وکیل در دادگاه ها جزء اختیارات متهم است و حتی در برخی دادگاه ها حضور او الزامی است.وکیل به انتخاب موکل است به حز در موارد خاص و تنها زمانی که موکل اعلام کند توانایی مالی ندارد و نمی تواند حق الوکاله را پرداخت کند.وکیل تسخیری را نیز خود دادگاه انتخاب نمی کند بلکه نامه ای به کانون وکلا می نویسد و از آنان می خواهد تا وکیلی را برای دفاع از متهم انتخاب کنند،در صورتی که خلاف این امر وکیل از سوی مقامات قضایی انتخاب شود این امر اصل بی طرفی قضاوت را زیر سئوال می برد.

البته به عنوان یک وکیل در مواردی مشاهده کرده ام که برخی از کارکنان قضایی به متهم پیشنهاد کرده اکه گرفته وکیل انتخابی به مصلحت وی نیست و بهتر است وکیل تسخیری انتخاب کند یا بگوید نیازی به وکیل ندارد و پرونده هایی داشتهام که به عنوان وکیل انتخابی در دادگاه حضور یافتم اما دقایقی پیش از شروع جلسه به من صورتجلسه ای نشان داده اند که موکلم من را عزل کرده است.

مثلا در مورد یکی از موکلانم من پرونده شان را خوانده بودم و در دادگاه برای دفاع حضار شدم اما پیش از شورع جلسه ایشان به من گفتند نیازی به وکیل ندارم و می توانم از خود دفاع کنم.بعد از جلسه نیز تنها به من گفتند،مصلحت دیدم خودم دفاع کنیم و توضیح بیشتری ندادند. یا در مورد موکل دیگری نیز پیش از شروع جلسه صورتجلسه ای به من نشان دادن که وی،من را از وکالت عزل کرده و درخواست وکیل تسخیری داده بود.وکیل یک عنصر قانونی است که سوگند خورده است از قانون دفاع کند. وکیل قائم مقام موکل است و حتی قاضی نیز نمی تواند وکیل را عزل کند یا به متهم بگوید حق گرفتن وکیل را ندارد.

روزنامه آفتاب یزد هم در گزارش ویژه خود از موج جدید بیکاری خبر داده و آورده است: در حالی که آخرین نرخ بیکاری اعلام شده، عدد 1/11 درصد در پائیز 88 را نشان ‌می دهد، پیش بینی‌ها از افزایش این نرخ به 15 درصد تا سال 92 و با ورود متولدین ‌دهه 60 به بازار کار حکایت دارد.‌برسی روند بیکاری در کشور، طی دوره زمانی سالهای 75 تا 85 نشان می دهد، که با توجه به وجود 1 میلیون و 184 هزار نفر مرد بیکار، معادل 5/8 درصد از ‌افراد جامعه در سال 75، 271 هزار نفر نیز زن بیکار با نرخ بیکاری معادل ‌3/13‌ درصد بوده اند که در مقایسه با سال 85، تعداد مردان بیکار به 2 میلیون و ‌145‌ هزار نفر با نرخ بیکاری 8/10 درصد رسیده است و زنان نیز در سال 85 با ‌847‌ هزار نفر بیکار، 3/23 درصد نرخ بیکاری داشته اند.‌بررسی روند نرخ بیکاری در سالهای گذشته نیز نشان می دهد که نرخ بیکاری ‌سال 85 از 1/11 به 5/10 درصد در سال 86 کاهش یافت. در سال 87 نیز نرخ ‌بیکاری فقط با 1 دهم درصد نسبت به 86 به 4/10 درصد رسید. در سالجاری نیز ‌روند نرخ بیکاری سیر صعودی به خود گرفت و از 1/11 درصد در بهار 88 به 3/11 ‌درصد در تابستان و پائیز 88 رسیده است.‌بر اساس این گزارش، در سال 75 جمعیت شاغل مرد کشور 12 میلیون و 806 ‌هزار نفر در مقابل 1 میلیون و 765 هزار نفر زن بوده است که نسبت اشتغال ‌مردان به زنان در سال مورد بررسی، 6/55 به 9/7 درصد بوده است. در سال ‌85‌، 17 میلیون و 695 هزار نفر مرد در مقابل 2 میلیون و 781 هزار نفر زن ‌شاغل بوده اند که نسبت اشتغال دو گروه در این سال 5/58 به 5/9 درصد بوده است.‌اظهار نگرانی مرکز آمار از ورود متولدین دهه 60 به بازار کار و جمعیت 9 ‌میلیون نفری آنـان بـاعـث شـده اسـت کـه پیـش بینـی شود کشور در سالهای آینده باید ‌پذیرای 1 میلیون و 900 هزار نفر بیکار جدید باشد که این تعداد در سالهای اخیر ‌بی سابقه است. با افزایش تعداد شاغلین از 25 میلیون نفر فعلی به 27 میلیون و ‌700‌ هزار نفر در سال 92، پیش بینی شده که نرخ بیکاری نیز به 15 درصد ‌افزایش یابد.‌همچنین بررسی روند تغییرات سهم اشتغال در بخش های مختلف اقتصادی نیز ‌نشان می دهد در سال 75 معادل 92/23 درصد مردان در بخش کشاورزی فعال ‌بوده اند که زنان در این بخش 68/16 درصد سهم داشته اند. 17/30 درصد ‌مردان و 5/34 درصد زنان نیز در سال 75 در بخش صنعت اشتغال داشتند. سهم ‌مردان در سال 75 از اشتغال در خدمات 31/44 درصد و سهم زنان 86/45 درصد ‌بوده است.‌مقایسه سال 85 با سال 75 نیز نشان می‌دهد که 56/18 درصد مردان و 46/14 ‌درصد زنان در سال 85 شاغل بخش کشاورزی بوده اند. به همین ترتیب 75/32 ‌درصد مردان در سال مورد بررسی به همراه 11/25 درصد زنان نیز در صنعت ‌فعال بودند. مردان در سال 85، 58/46 درصد خدمات و زنــان نـیــز 26/56 درصـد ‌ایـن بخـش را در اختیـار داشتند.‌‌4/78‌‌ درصد مردان و 9/79 درصد زنان شاغل در سال 75 باسواد بودند که این ‌نسبت در سال 85، 8/87 درصد مردان و 7/87 درصد زنان شده است. 2/78 ‌درصد مردان شاغل در سال 75 متاهل بوده اند که در سال 85 به 8/75 درصد ‌کاهش یافته است. همچنین 1/61 درصد زنان شاغل در سال 75 متاهل بـوده اند ‌که در سال 85 این درصد به 7/61 درصد افـزایـش یـافـت.‌در سال 75 رشد مشاغل مشمول دستمزد زنانه نسبت به سال ماقبل از آن، 2/6 ‌درصد رشد کرد که این نسبت برای مردان 4/2 درصد بوده است. در سال 85، ‌5/5‌ درصد مشاغل جدیدی که مشمول دستمزد شده است برای زنان نسبت به سال ‌ماقبل از آن افزایش یافت که این نسبت برای مردان 2/3 درصد رشد را نسبت به ‌سال قبل از آن نشان می‌دهد. روند کیفیت اشتغال بین زنان و مردان در سال 75 نیز نشان می ‌‌دهد که دراین ‌سال 5/27 درصد زنان شاغل دارای تحصیلات عالیه بوده اند که این درصد در ‌سال 85 به 7/36 رسید. 1/10 درصد مردان در سال 75 تحصیلات عالیه داشته ‌اند که این درصد در سال 85 برای جمعیت مردان شاغل به عدد 13 رسیده است.‌

دست آخر هم به ستون دیدگاه روزنامه فرهیختگان و نشانه های دگرگونی در مواضع هسته ایران می پردازیم: به نظر می رسد که اگر قرار باشد تحولی در دیپلماسی یا مواضع ایران رخ دهد،به بیان یا زبان دیگری ظهور خواهد یافت؛نشانه های این دگرگونی وجود دارد.مقام های ایرانی اعلام می کنند تبادل سوخت را به طور اساسی پذیرفته اند و قصد دارند در مورد مکانیسم و شیوه های اجرایی این کار بحث و گفت و گو کنند که خود نشانه ای برای این موضوع است. اما در این بحث که یک موضع مبهم که در جریان مذاکرات بالا و پایین می شود این بار بتواند مانع برخی اقدامات علیه ایران شود،مورد تردید است چرا که در بیانات کشورهای غربی(1+5 )دیده می شود مواضع مبهم و حرت سینوسی سیاست های ایران برای خرید زمان است.لذابه نظر می رسد که این بار موضع مبهم نتواند مانع گسترش فشارها علیه ایران باشد مگر اینکه تهران و غرب به توافقی جدی در این زمینه دست یابند.

این طور که از اظهارات مقام های غربی بر می آید همانطور که در استراتژی جدید ایالات متحده آمریکا نیز مطرح بود به نظر می رسد اگر مسیر مذاکره به انجام نرسد غرب دو کار را به طور همزامن پیگری خواهد کرد،اول ایجاد سپر دفاع موشکی در اطراف ایران به گونه ای که سامانه های دفاع موشکی برای مهار قدرت موشکی ایران در کشورهای مختلف تقویت شود و دوم مطرح و تصویب تحریم های جدید کهبسیاری از آنها ممکن است متوجه اشخاص،نهادها و موسسات مشخص درایران باشد.

در واقع از بیان غرب مشهود است که آنها به دنبال تحریم های عمومی که بخواهد شرایط کلی اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار داده و مردم ایران را متضرر کند،نیستند و آنها بیشتر مایلند موسسات خاصی که دست اند کار فرآیندها و پروژه های هسته ای و موشکی ایران هستند را تحت فشار قرار دهند.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.