حضرت امام(س) به مردم با همان چشمی نگاه می‌کردند که پیامبران نگاه کرده بودند. پیامبران دنبال آدم‌های برجسته و ممتاز نبودند، بلکه در پی انسان‌های مومن و توده مردم می‌گشتند. امام، دنبال خواص نمی‌گشت، به توده مردم دل می‌داد. با آنان حرف می‌زد و با آنان رابطه داشت.

این بخشی از نکته ای از حضرت امام خمینی(س) است که با عنوان "به خدا متکی باشید" در بخش "یاد دوست" شماره چهارصد و نود و دو هفته نامه دوست کودکان درج شده است.

شماره چهارصد و نود هفته نامه دوست کودکان روز شنبه 8 مردادماه منتشر شده است.

قصه های زندگی امام خمینی نیز بخش دیگری است که تحت عنوان " سفارشِ دیروز چه شد؟!" به قلم محمدعلی دهقانی داستانی را به نقل از آقای محمدعلی انصاری ، یکی از اعضای دفتر امام آورده است. در این خاطره می خوانیم: " امام، زمانی که در نجف اشرف زندگی می‌کرد، روزی به یکی از نزدیکانش گفت: «فردا صبح ساعت 9 باید به دیدن فلان عالِم روحانی بروی و از طرف من از ایشان عیادت و احوال‌پرسی کنی!» آن مرد هم در جواب امام گفت: «چشم!» و برای این که موضوع یادش نرود، آن را روی کاغذی یادداشت کرد.

صبح روز بعد، وقتی به خانه‌ی امام رسید، با تعجب دید که آن جا خیلی شلوغ است و افراد زیادی دور و بر خانه‌ی امام جمع شده‌اند. خیلی نگران شد و با خودش گفت: «خدایا، چه اتفاقی افتاده است؟» با ترس و لرز جلو رفت و از جمعیتِ حاضر پُرس‌وجو کرد. خیلی زود معلوم شد که چه اتفاقی افتاده است.

پسر بزرگ امام، حاج آقا مصطفی خمینی به شهادت رسیده بود و آن جمعیت زیاد، که بیشترشان روحانی و طلبه بودند، برای تسلیت گفتن به امام، آمده بودند. فضای بسیار غم‌انگیزی بود. بیشتر مردم گریه می‌کردند و چند نفر نوحه می‌خواندند.

دوستِ امام هم، وقتی از این مصیبت باخبر شد، به قدری ناراحت و اندوهگین شد که موضوعِ سفارش امام را به کلی فراموش کرد و همراه بقیه مشغول عزاداری شد.

کمی بعد به داخل خانه رفت تا امام را ببیند و به او تسلیت بگوید. همین که چهره‌ی امام را دید، گریه‌اش بیشتر شد. اما امام که ساکت و صبور نشسته بود و چهره‌اش مثل همیشه آرام بود، با دیدن او اشاره کرد که: «نزدیک بیا!» او با احترام به امام نزدیک شد. امام فوری پرسید: «بگو ببینم، آن موضوع چی شد؟ انجام دادی؟» مرد با گیجی گفت: «کدام موضوع، آقا؟» امام گفت: «همان که دیروز به تو سفارش کردم!» مرد، کمی به مغزش فشار آورد تا موضوع سفارش امام به یادش آمد. خیلی تعجب کرد که چه طور امام در آن شرایط بد و سخت که چنان داغ بزرگی دیده، باز هم به فکر دیگران است و سراغ سفارش خودش را می‌گیرد.

مرد با شرم سرش را پایین انداخت و ساکت ماند. امام گفت: «یاالله، برو! همین الآن برو و از طرف من هم عذرخواهی کن!»"

روی جلد هر شماره از دوست کودکان به یک بازی اختصاص می یابد که علاوه بر تزئین مجله حاوی نکته های فرهنگی و آموزشی است و "نادیا علاء" طراحی آنها را برعهده دارد. روی جلد این شماره از دوست کودکان بازی تفاوت ها نام دارد و در توضیح آن آمده است: این خانواده مشغول دعا بر سر سفره‌ی افطار هستند. هنوز اذان گفته نشده و روزه‌داران منتظرند. تمام جزئیات سفره را به خاطر بسپارید. حالا مجله را برگردانید. در تصویر پشت جلد، همان خانواده را مشغول افطار می‌بینید. اما مادر خانواده چیزهایی را به سفره‌ی افطار اضافه کرده است. آیا می‌توانید موارد اضافه شده به سفره را پیدا کنید؟ در این مورد، اول از حافظه‌تان کمک بگیرید.

مطلب آغازین این شماره لطیفه ها، شعر ها و داستان های کوتاهی است که کودکان مخاطب مجله انتخاب و ارسال کرده اند.

شعری از ناصر کشاورز با عنوان " آب و آسمان" و شعر " در همه جا هستی " از علیرضا آقابابایی از دیگر مطالب دوست کودکان است. قسمت ششم داستان "سهمِ غول" براساس یکی از افسانه‌های حوزه‌ی بالکان توسط محمدعلی دهقانی (دانا) بازآفرینی شده و در این شماره دوست کودکان درج شده است. امیر محمد لاجورد نیز گفتگویی با رسول اولیازاده، رئیس خانه عکاسان ایران با عنوان " زندگی متحرک- تصاویر ثابت" ترتیب داده و قسمت اول آن در این شماره درج شده است.

مطلب علمی " بیماری شیرین اما تلخ!" که به معرفی بیماری دیابت می پردازد و " تلفن‌های هوشمند" قسمت های دیگری از دوست کودکان است صفحه ورزشی نیز در مطلبی با عنوان " تکواندو: هنر جنگیدن با دست و پا" به معرفی این ورزش پرداخته است. داستان تصویری "غریبه ای در شهر" با تصویرگری و نویسندگی سهیل دانش اشراقی، جدول 48خانه ای و سرگرمی چنداشتباه سایر مطالب این شماره دوست کودکان است. بخشی از مجله نیز به آموزش نقاشی به کودکان اختصاص دارد که در این شماره نقاشی دایناسور را به مخاطبان خود آموزش می دهد.

در بخش معرفی کتاب این شماره نیز می خوانیم: «خواهش می‌کنم این نوشته‌ها را با حوصله و مثل یک قصه بخوانید و خواندن آن را به دوستان‌تان هم پیشنهاد کنید. من هم آن را برای پدر و مادرم می‌خوانم...»

پشت جلد کتاب «لاک‌پشت فیلی» نوشته‌ی «جمشید خانیان» چنین جملاتی نوشته شده است. از جمشید خانیان پیش از این کتاب «قلب زیبای بابور» را معرفی کرده بودیم. با هم قسمتی از ماجرای قصه لاک‌پشت فیلی را می‌خوانیم. این کتاب در 2200 نسخه توسط نشر افق به بهای 1000 تومان چاپ و منتشر شده است.

هر شماره از هفته نامه دوست کودکان قسمت زیرین صفحات خود را به مطالب علمی و دانستنی های عمومی اختصاص می دهد و این شماره نیز کتاب سبزیجات نام دارد و انواع سبزیجات و خواص آنها را به کودکان معرفی می کند. دوست کودکان دارای بخش های داستان، شعر، نقاشی، داستان تصویری، بازی، جدول و سرگرمی است و در قطع ۲4در5/17سانتی متر به شکل چهار رنگ، در45 صفحه به چاپ می رسد.

"افشین اعلاء" و "سیامک سرمدی" سردبیران این مجله و "احمد قائمی مهدوی" نیز مدیر هنری دوست کودکان هستند. "حامد کمالی" تصویرگری این هفته نامه را برعهده دارد و نادیا علاء نیز مدیر داخلی مجله دوست کودکان است.

مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) صاحب امتیازی دوست کودکان را که با هدف ایجاد رابطه معنوی میان کودکان و حضرت امام(س) و معرفی چهره ای جذاب و صمیمی از ایشان به کودکان منتشر می شود بر عهده دارد. بیش از ده سال از انتشار این مجله می گذرد.

دوست کودکان را می توان هر شنبه، از روزنامه فروشی ها تهیه کرد و علاقمندان برای اشتراک نیز می توانند با شماره تلفن 66706833-021 تماس بگیرند.

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.