کتاب منشور روحانیت توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی تجدید چاپ شد.این کتاب حاوی پیام تاریخی و مهم حضرت امام خمینی (س)خطاب به روحانیون سراسر کشور و مراجع بزرگوار اسلام و مدرسین و طلاب حوزه های علمیه و ائمه جمعه و جماعات درسوم اسفند 1367است.ناشر این کتاب موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) است وچاپ این کتاب توسط موسسه چاپ و نشر عروج انجام شده است.این کتاب درطول سالیان گذشته سی بار چاپ شده و درسال جاری برای سی و یکمین بار تجدید چاپ شده است.کتاب منشور روحانیت شامل متن پیام تاریخی حضرت امام خمینی و همچنین دست خط ایشان است.

کتاب منشور روحانیت توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی تجدید چاپ شد.این کتاب حاوی پیام تاریخی و مهم حضرت امام خمینی (س)خطاب به روحانیون سراسر کشور و مراجع بزرگوار اسلام و مدرسین و طلاب حوزه های علمیه و ائمه جمعه و جماعات درسوم اسفند 1367است.ناشر این کتاب موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) است وچاپ این کتاب توسط موسسه چاپ و نشر عروج انجام شده است.

این کتاب درطول سالیان گذشته سی بار تجدید چاپ شده و درسال جاری برای سی و یکمین بار تجدید چاپ شده است.کتاب منشور روحانیت شامل متن پیام تاریخی حضرت امام خمینی و همچنین دست خط ایشان است.

منشور روحانیت یکی از مهم ترین پیام های حضرت امام خمینی (س) است که حاوی نکات مهم، هشدارهای اساسی و تحلیلهای ظریفی است که نگاه امام راحل(ره) را نسبت به گذشته، امروز و فردای حوزه‌های علمیه و روحانیت، به اجمال و اختصار ترسیم می کند.حضرت امام در این پیام توصیه‌ها و هشدارها ی ارزنده ای را به نسل های آینده حوزه‌ها و روحانیت ابلاغ می‌کند و حاصل تجربیات طولانی و دشوار خود را در اختیار آنان قرار می‌دهد.

کتاب منشور روحانیت در54 صفحه منتشر شده وعناوین مطالب مندرج درهر یک از صفحات این کتاب قید شده است.احساس مسئولیت دربرابر توده ها،خطر تحجر گرایان و مقدس نمایان،القای شعار جدایی دین از سیاست،روحانیت اصیل درتنهایی و اسارت و لزوم حفظ الفت و وحدت طلاب و علماء از جمله محورهای ذکر شده درکتاب منشور روحانیت است.

شکست خوردگان دیروز، سیاست بازان امروز،جنگ برای ادای تکلیف،هشدار به طلاب،عملکرد لیبرالها دراوایل انقلاب،لزوم پرهیز ازاختلاف بین جامعه مدرسین و طلاب انقلابی،وظیفه متقابل مدرسین و طلاب،زمان و مکان دراجتهاد،ترس استکبار از فقه و اجتهاد،لزوم تحقق فقه عملی اسلام و اهمیت حضور روحانیون و علماء در کارهای حکومتی از دیگر محورهای پیام تاریخی حضرت امام خمینی است.

روحانیت اصیل درتنهایی و اسارت از جمله بخشهای منشور روحانیت است.

دراین بخش از پیام حضرت امام خمینی آمده است:اولین و مهمترین فصل خونین مبارزه در عاشوراى 15 خرداد رقم خورد. در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان‏مى‏نمود. بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودى گلوله حیله و مقدس مآبى و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورویى بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را مى‏سوخت و مى‏درید. در آن زمان روزى نبود که حادثه‏اى نباشد، ایادى پنهان و آشکار امریکا و شاه به شایعات و تهمتها متوسل شدند حتى نسبت تارک الصلوة و کمونیست و عامل انگلیس به افرادى که هدایت مبارزه را به عهده داشتند مى‏دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایى و اسارت خون مى‏گریست که چگونه امریکا و نوکرش پهلوى مى‏خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‏اى روحانى مقدس نماى ناآگاه یا بازى خورده و عده‏اى وابسته که چهره‏شان بعد از پیروزى روشن گشت، مسیر این خیانت بزرگ را هموار مى‏نمودند .


آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانى نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین- علیه السلام- که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‏ها را بیش از این تلخ نکنم. ولى طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مآبى و دین فروشى عوض شده است. شکست خوردگان دیروز، سیاست بازان امروز شده‏اند. آنها که به خود اجازه ورود در امور سیاست را نمى‏دادند، پشتیبان کسانى شدند که تا براندازى نظام و کودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبریز با هماهنگى چپیها و سلطنت طلبان و تجزیه طلبان کردستان تنها یک نمونه است که مى‏توانیم ابراز کنیم که در آن حادثه ناکام شدند ولى دست برنداشتند و از کودتاى نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوایشان‏ساخت. دسته‏اى دیگر از روحانى نماهایى که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا مى‏دانستند و سر به آستانه دربار مى‏ساییدند، یکمرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفى که براى اسلام آنهمه زجر و آوارگى و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس نماهاى بیشعور مى‏گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مى‏گویند مسئولین نظام کمونیست شده‏اند! تا دیروز مشروب فروشى و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان براى ظهور امام زمان- ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا مى‏دانستند، امروز از اینکه در گوشه‏اى خلاف شرعى که هرگز خواست مسئولین نیست رخ مى‏دهد، فریاد «وا اسلاما» سر مى‏دهند! دیروز «حجتیه‏اى» ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شده‏اند! «ولایتى» هاى دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروى اسلام و مسلمین را ریخته‏اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‏اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانى و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را مى‏خورند! راستى اتهام امریکایى و روسى و التقاطى، اتهام حلال کردن حرامها و حرام کردن حلالها، اتهام کشتن زنان آبستن و حِلیّت قمار و موسیقى از چه کسانى صادر مى‏شود؟ از آدمهاى لامذهب یا از مقدس نماهاى متحجر و بیشعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایه‏ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهى؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه‏هاست، و برخورد واقعى هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است.


از یک طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیات و اجراى حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژه‏اى به دست دشمنان کار آسانى نیست .


با اینکه در کشور ما در اجراى عدالت بین روحانى و غیر آن امتیازى نیست، ولى وقتى با متخلفى از روحانیت خوش سابقه یا بدسابقه برخورد شرعى و قانونى و جدى مى‏شود، فوراً باندها فریاد مى‏زنند که چه نشسته‏اید، جمهورى اسلامى مى‏خواهد آبروى روحانیت را ببرد. اگر احیاناً کسى مستحق عفو بوده و بخشیده شود، تبلیغ مى‏کنند که نظام به روحانیت امتیاز بیجا مى‏دهد ..


مردم عزیز ایران باید مواظب باشند که دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفین از به اصطلاح روحانیون سوء استفاده نکنند و با موج آفرینى و تبلیغات اذهان را نسبت به روحانیون متعهد بدبین ننمایند و این را دلیل عدالت نظام بدانند که امتیازى براى هیچ کس قائل نیست و خدا مى‏داند که شخصاً براى خود ذره‏اى مصونیت و حق و امتیاز قائل نیستم. اگر تخلفى از من هم سر زند مهیاى مؤاخذه‏ام. حال بحث این است که براى جلوگیرى از تکرار آن حوادث تلخ و رسیدن به اطمینان از قطع نفوذ بیگانگان در حوزه‏ها چه باید کرد؟ گر چه کار مشکل است ولى چاره چیست باید فکرى کرد. اولین وظیفه شرعى و الهى آن است که اتحاد و یکپارچگى طلاب و روحانیت انقلابى حفظ شود وگرنه شب تاریک در پیش است و بیم موج و گردابى چنین هایل .


نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.