جماران: جهان معاصر تحولات گسترده و وقایع متنوع ومتضاد تاثیر‌گذاری را شاهد بوده است از جنگ‌های جهانی تا انقلاب‌ها، تعارضات ودرگیری میان جوامع که بخش قابل ملاحظه از تحولات سیاسی را به خود اختصاص داده است. در این میان طی 50 سال گذشته وقوع انقلاب اسلامی در کنار فرو‌پاشی اتحاد جماهیر شوروی از جمله حوادثی است که تاثیر فوق‌العاده وشگفت‌آوری در ورای مرزها ونظام‌های بین‌المللی برجای گذاشته است.

امروزه بعد از گذشت سی و شش سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران یکی از مسائلی که به تبین دقیق نیازمند است تاثیرگذاری این رویداد برای غرب و حتی جهان اسلام است که احیای تفکر و اندیشه‌های اسلامی و القای تفکر اسلام سیاسی در سراسر جهان را شده است. در این میان نقش امام خمینی به عنوان نظریه‌پرداز واحیاگر تفکر دینی در قرن بیستم بسیار مهم بوده وبه اعتقاد واعتراف بسیاری از اندیشمندان، شرق شناسان، اسلام شناسان وجامعه شناسان غربی ایشان بزرگترین احیاگر تفکر و ارزش‌های اسلامی می‌باشند که آن چه اصلاح گرایان، تجدیدگرایان، متجددها و بیدارگرایان اسلامی از قرن 19 میلادی تا زمان آغاز نهضت در ایران صرفا به عنوان یک آرمان تبلیغ می‌کردند امام خمینی (ره) در صحنه‌عمل پیاده کردند.

امام خمینی براساس نگرش خود نسبت به جهان هستی و جایگاه انسان در آن به انواع سیاست پرداخته است و بهترین سیاست یعنی سیاست الهی یا مطلوب ارائه می‌دهد که همان راه صراط مستقیم و راه به سوی سعادت و کمال است. دین اسلام در نظر امام خمینی برای تحقق عدالت و قسط و رساندن انسان به سعادت آمده است. لذا به حوزه سیاسی و نحوه اداره امور جامعه به صورت خاص می‌پردازد و حکام اسلامی را ابزاری برای اجرای حکومت و گسترش عدالت می‌دانند. امام (ره) دین و سیاست را در واقع یک واقعیت و عین یکدیگر دانسته و مسئله جدایی دین از سیاست را نوعی بدعت می‌شمارند که در اسلام ناب محمدی (ص) جایگاهی ندارد.همانگونه که مشاهده می‌کنیم انسان برای رسیدن به سعادت نیازمند حکومتی است که در آن دین و سیاست جدایی ناپذیر باشند بنابراین امام به عوامل پیدایش انقلاب اسلامی اشاره می‌کنند و بر خلاف اندیشمندان تحلیلگرا که به یک عامل مانند اقتصاد، مذهب، مدرنیزه شدن یا استبداد و توطئه اشاره می‌نمایند. امام (ره) مهم‌ترین عوامل را استبداد و سلب آزادی، ماهیت طاغوتی رژیم شاهنشاهی، ترویج فساد، وابستگی رژیم به بیگانه و جدایی از ملت معرفی می‌کنند. از نظر ایشان بیگانگان نقشی در پیدایش انقلاب نداشته و می‌فرمایند: اینها ملت را چیزی نمی‌دانستند اما مردم با هم شدند زیرا همه ناراضی بودند.

امام خمینی معرفی نادرست اسلام را علت عقب ماندگی مسلمانان و تسلط استعمار‌گران غربی در جوامع اسلامی دانسته واسلام نابی که امام از آن سخن می‌گویند را فقط یک راه می‌داند و مشخصه این راه اعتدال و مستقیم بودن آن است. سپس به معرفی اسلام ناب پرداخته و مولفه‌های مهم آن را مطرح می‌نمایند و می‌گویند هر چه خارج از این مولفه‌ها باشد اسلام رفاه و تجمل - اسلام التقاط - اسلام سازش و فرومایگی - اسلام مرفهین بی درد، اسلام تساهل و تسامح و در یک کلمه اسلام آمریکایی است که این اسلام در برگیرنده هر مکتب و نقابی است که پشت آن چهره‌ای ضد اسلام قرار دارد و چنین اسلامی با اسلام ناب در تقابل یکدیگرند.

امام خمینی (ره) معرفی نادرست اسلام را علت اصلی عقب ماندگی مسلمانان و تسلط استعمارگران غربی در جوامع اسلامی می‌دانستند. در نظرایشان اسلام، دینی جامع است که برای انسان پیش از آنکه نطفه‌اش منعقد شود تا پس از آن که به گور می‌رود قانون وضع کرده است و همانگونه که برای وظایف عبادی قانون دارد برای امور اجتماعی و حکومتی نیز قانون دارد. برای اجرای احکام اسلام به حکومت نیاز است واعتقاد به ضرورت تشکیل حکومت و مبارزه در راه آن جزئی از اعتقاد به ولایت است. از نگاه ایشان از آن جایی که اسلام برای حکومت قانون و برنامه دارد جدایی دین از سیاست توطئه استعمار برای غارت مسلمانان و جلوگیری از مقاومت علما و روحانیون است. گفتمان اسلام ناب که به پشتوانه امام خمینی (ره) در ایران حکومت تشکیل داد و شکل عینی گرفت خصلت ضداستعماری داشته و هدف آن بازسازی جامعه اسلامی براساس بازگشت به اصول اسلامی است و هرگونه وابستگی به غرب و تقلید از آن را طرد می‌کند.

گفتمان اسلام ناب در برابر اومانیسم، سکولاریسم، ملی گرایی، سرمایه‌سالاری و... برخدامحوری، سیطره دین برجامعه و سیاست، امت‌گرایی و مقاومت در برابر ظلم و برقراری عدالت همه جانبه تاکید دارد. مولفه‌های اسلام ناب در اندیشه سیاسی امام عبارت از پنج رکن ولایتمداری، امت گرایی، مرد‌‌م‌محوری، خود‌کفایی و دفاع از محرومان و مستضعفان است.

از نظر ایشان ولایت فقیه برای امت یک هدیه الهی، حافظ انسانیت وکرامت وحرمت انسانی وجوامع انسانی است و این در حقیقت بزرگترین ومترقی‌ترین اثری است که بر ولایت فقیه مترتب است. ولایت محوری در اندیشه امام بدین معنا است که کلیه برنامه‌ها سیستم ومجریان ومردم جامعه اسلامی تحت اشرافیت ودستورات یا سیره معصومان باشند وسیاست‌گذاری‌ها‌ی با هدف‌گذاری آنان هماهنگ شود و مام فعالیت‌های خود را با اساس دین یعنی پیامبر ومعصومان علیهم‌السلام پیوند زنند.

امت اسلامی مبتنی برکرامت، برادری وبرابری است. به منزله جامعه‌ای توحیدی با مفهوم برادری اسلام و جهانی بودن اسلام رابطه مستقیم دارد و این امر بیانگر آن است که امت اسلامی بر پایه حاکمیت الله‌و وحدت بشری استوار است و به سرزمین خاص توجه ندارد. امت مقوله‌ای محوری دراندیشه سیاسی امام خمینی (ره) می‌باشد تعابیری که ایشان در باره امت دارند برخاسته از نوع نگرش ایشان به اسلام ونقشی که اسلام درجهان امروز دارد می‌باشد. البته ایشان برای تحقیق امت اسلامی به دو موضوع مهم توجه دارند یکی خاستگاه امت اسلامی ودیگری زمینه‌های ایجاد امت اسلامی از جمله بستر وخاستگاه امت اسلامی از نگاه امام(ره) هویت اسلامی، وحدت اسلامی، ظلم ستیزی وحق‌گرا بودن است.

ایشان برای احیای هویت مذهبی ودینی علاوه بر تمسک براندیشه‌های اصیل اسلامی، بر نفی غرب وشرق‌زدگی تاکید می‌نماید و از طریق تمسک جستن به اسلام واحیای ارزش‌های دینی خواستار احیای مجددهویت اسلامی ومذهبی است. ایشان خود‌باختگی، مصرف‌گراشدن وگرایش به غرب را مانع اساسی در احیا وتداوم هویت اسلامی دانسته واز سوی دیگر پناه آوردن به اسلام، توجه به قرآن ،خود باوری وبیداری را حلال مشکل امت اسلامی می‌داند.

امام خمینی‌(ره) مردم را همراه، یار وپشتیبان جمهوری اسلامی ومسئولین را خدمتگزار آنها می‌دانست و می‌فرمود: همه خدمتگزار مردم هستند. همه اجیر این مردم هستند. اجرت از اینها دارند می‌گیرند برای خدمت وباید با مردم رفتارشان رفتار انسانی - اسلامی باشد. عمده این است که ما به اسلام خدمت کنیم. خدمت به ملت، خدمت به اسلام است. خدمت به دولت، خدمت به اسلام است.

در مکتب اسلام، به مسئله حفظ هویت واستقلال اقتصادی، ارزش بسیار داده شده است. مسلمانان از هر گونه سکون و وابستگی به ظالمین، که قطب‌های اقتصادی امروز، مصداق بارز آنند به شدت نهی شده‌اند {ولا ترکنوا الی‌الذین ظلموافتمسکم النار}( سوره هود آیه 113) بدون تردید وابستگی اقتصادی می‌تواند راهی باشد برای رکون وتکیه مالی به دشمنان اسلام .

که فرجامی جز شکست وآتش در بر نخواهد داشت. در روایات اسلامی به کار وفعالیت در جهت بی نیازی از دیگران ارزش بسیار داده شده تحمل زحمت و رنج برای رسیدن به غنا و بی‌نیازی عبادت به شمارمی‌آید.

در اسلام آمریکایی اما اصل اقتصاد و مادیات است و معنویت و اصول ممکن است به نفع رفاه و توسعه اقتصادی، قربانی یا کنار زده شود؛ لذا محرومین و مستضعفین استثمار شوند یا نادیده گرفته شوند. در اسلام ناب مستضعفین و پابرهنگان ولی نعمتان دین وانقلاب بوده و مورد توجه ویژه قرار می‌گیرند. برخلاف ادعا‌های لیبرالیزم و سوسیالیزم مبنی بر آزادی و اومانیسم، انسان مستضعف در این مکاتب سربار و انگل جامعه بوده و از همه طرق برای مورد بیگاری و استثمار قرار می‌گیرند. در مقابل آن در حرکت‌های الهی، محرومین همچون سایر افراد جامعه بوده و کرامت آنان باید حفظ شود بنابراین در جامعه اسلامی محرومیت زدایی همیشه سرلوحه کارشان است و بیشتر پیروان پیامبران الهی و مصلحان از طبقه محروم و زجر کشیده بودند. امام نیز امور مهمی را در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی و سیاسی کشور قرار داده‌اند و به دفاع همه جانبه از محرومان و مستضعفان جامعه اسلامی بلکه همه محرومان جهان تاکید کرده‌اند.

امام خمینی (ره) برداشتهای مختلف از اسلام را به انواع اسلام تعبیر کرده که تنها یک نوع از آن صحیح، سعادت بخش و منطبق با اسلام پیامبر وائمه علیه السلام است و مابقی، اسلام‌های غیراصیل و فاصله‌دار از حقیقت دین را تشکیل می‌دهند. ایشان این نوع از اسلام را اسلام آمریکایی می‌نامند که مجموعه ای از اسلام‌های غیراصیل و مورد پسند آمریکا و متحدانش بوده این اسلام‌ها به شکلی از اسلام اصیل فاصله پیدا کرده‌اند که مهم‌ترین ویژگی آن تلفیق دینداری و معنویت اسلامی با دستاوردهای سیاسی واجتماعی تمدن غرب بوده و ضمن تاکید بر اصولی همچون آزادی، دموکراسی، حقوق سیاسی مردم، مدارا با مخالفان، اجرای همه احکام فقهی به ویژه مجازات‌های اسلامی را ضروری ندانسته و دموکراسی و شورا را جایگزین مناسب ولایت فقیه و نظارت فقیهان می‌دانند. حامیان اسلام غیر، طرفدار مصالحه با غرب پذیرش هژمونی غرب و تسلیم شدن در برابر آن وداشتن روابط نیکو با همه کشورهای غربی هستند و بر ملیت‌گرایی به جای دین‌گرایی پافشاری می‌کنند.

ویژگی‌های اسلام آمریکایی از نظر امام راحل التقاط تساهل و تسامح نگرش سکولاریستی نگرش ناسیونالیستی بود.

التقاط از ریشه ( ل - ق - ط ) بر وزن افتعال و به معنای برچیدن، اززمین برگرفتن، بخشی از گفتار یا سخن کسی را گرفتن ومانند آن است از مولفه‌های اسلامی آمریکایی است. تلفیق بخشی از اسلام و بخشی از مکاتب مادی وارئه تفسیر جدیدی از اسلام است. طرفداران این نگرش ضمن برخورداری اندک از معارف بلنداسلامی و تسلیم شدن در مقابل تمدن و تکنولوژی غرب تلاش می‌کنند با تلفیق اسلام با مارکسیسم،لیبرالیزم، اومانیسم و.... اندیشه جدیدی را مطرح و ترویج کنند. آنها می‌کوشند تا اسلام را مدرنیزه کنند و بر اثر آشنا نبودن با منابع و اصول اسلامی در آموزش‌های خود از شعر و شعار و تهییج احساسات بهره گیرند. این جریان فکری، قرآن را با حفظ پوشش ظاهری الفاظ آن تحریف کرده و تفسیر مادی که خود نوعی تفسیر به رای است از آن ارائه می‌دهند. چنانکه مارکس نیز براین باور بود که برای مبارزه با مذهب در میان توده‌های معتقد باید از خود مذهب استفاده کرد، بدین صورت که مفاهیم مذهبی از محتوای معنوی و اصلی خود تخلیه واز محتوای مادی پر شود تا توده مذهب را به صورت مکتبی مادی دریابند. پس از این مرحله دور افکندن پوسته ظاهری دین ساده است در دیدگاه آنان، از نظر قرآن و اسلام هر مبارزی به هر منظوری و در راه هر ایده ای کشته شود «شهید» ودر مقام و مرتبه انبیاست واساسا انبیا جز انقلابیون و مصلحان اجتماعی بزرگ نبودند.

قرآن هم کتابی است که به مشاهده و تجربه اصالت داد از تفکرات فلسفی مبرا بود و روح حاکم برآن

«پوز‌یتویسم » است. خوبی و بدی و مفاهیم اخلاقی فقط در شرایط خاص خود معنا داشته وهیچ اصل ثابتی براخلاق و رفتار انسان حاکم نیست (و عمل صالح ) هر عملی است که با توجه به شرایط و اوضاع اجتماعی آن عمل، مورد ارزیابی قرار گیرد و بر این اساس در جهت رسیدن به پیروزی‌های سیاسی واجتماعی هر خیانتی رنگ اخلاق به خود می‌گیرد.

دراثر جنگ‌های دینی قرن 16، 17 مساله امکان همزیستی مسالمت‌آمیز بین معتقدات ادیان مختلف مطرح و بر مفهوم تساهل و تسامح تاکید شد و بینش‌های دینی سنتی ناظر به اومانیسم شدیدا تحت تاثیر روحیه تساهل و تسامح قرار گرفتند. در این دیدگاه تسامح به این معنا بود که ادیان با حفظ تفاوت‌های هریک با دیگری می‌توانند در کنار یکدیگر همزیستی مسالمت‌آمیز داشته باشند. در جوامع اسلامی عده‌ای از اندیشمندان مسلمان،متاثر از اندیشمندان غربی و فریفتگی در مقابل فلاسفه غرب، مبانی نظری اندیشه تساهل و تسامح غربی را پسندیده و سعی می‌کنند آموزه‌های دینی را به گونه ای تعریف و تفسیر نمایند که مخالف تساهل وتسامح غربی نباشند. (اسلامی، محمدتقی،، تساهل وتسامح، مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن) به عنوان نمونه گاهی بر مبنای نسبیت و شکاکیت معرف شناختی، هرگونه یقین باوری و جزم اندیشی ومطلق‌انگاری را خلاف تساهل می‌دانند. قانون اساسی دموکراتیک، مبتنی بر به رسمیت شناختن حقوق بشر و متکثر دیدن حقیقت است، یعنی اعتقاد به این که انسان می‌تواند فلسفه‌های مختلفی داشته باشد و از جهان، انسان و ایمان تفسیرهای متفاوتی عرضه کند. اگر کسانی معتقد باشند که در عرصه سیاست، انسان شناسی و جهان شناسی، مجموعه‌ای از حقایق ابدی وجود دارد چنین کسانی نمی‌توانند برای انسان‌ها حقوق انسانی قایل باشند و معتقد به نوعی جزمیت و مطلق انگاری هستند. دگماتیزم ویژگی اصلی معرفت شناسی تفکر خشنونت‌گراست.

اینان انسانیت وآدمیت را بالاتر از دین دانسته و معتقدند بی‌دینی آن قدر عیب نیست که ترک آدمیت و دوری از انسانیت عیب است. مبانی تساهل وتسامح (بشری بودن ونسبیت ارزش‌ها و معرفت) با بینش‌های دینی سازگار نیست و در بینش دینی خاستگاه ارزش‌ها خداوند است نه انسان واین ارزش‌ها از اطلاق و پشتوانه معرفتی یقینی برخوردار است واز سوی دیگر اسلام تساهل و تسامح در مورد هردینی و پیروان آنها را نمی‌پذیرد و در مقابل کفر و الحاد موضعی آشتی ناپذیر دارد.

مارکس وبر، سکولاریسم را به معنای «جدا بودن جامعه دینی از جامعه سیاسی» می‌داند به گونه‌ای که دولت حق اعمال قدرت در امور دینی نداشته باشد و جامعه دینی در امور سیاسی مداخله نکند. طرفداران اسلام آمریکایی با تاکید بر جدایی دین از سیاست، حکومت مذهبی را در هر شکل آن طرد می‌کنند و معتقدند که روحانیت نباید در قدرت سیاسی مداخله کند زیرا نمی‌توان جامعه را براساس احکام اسلام در دنیای مدرن بازسازی کرد، حکومت مبتنی بر اجتهاد وتقلید بدلیل جزمیت و مطلق‌گرایی به استبداد می‌انجامد و هر گونه مخالفت با آن به عنوان مخالفت با دین سرکوب می‌شود. یکی از مولفه‌های دیگر اسلام آمریکایی بها دادن به حس ناسیونالیستی (ملی گرایی) است که این دیدگاه در برابرنگرش امت واحده اسلام اصیل قراردارد. ملی‌گرایی مرامی وضعی است که الگوهای خود را از ضروریات محیطی می‌گیرد واز این رو باتفکر مادی هماهنگی کامل دارد و حامل ویژگی‌های آن در عرصه‌های سیاسی اجتماعی و فرهنگی است و از نشانه‌های مادی بودن آن تناقضش بااخلاق وارائه تفسیری عرفی از زندگی اجتماعی است.

والتر لاکورمی‌گوید «از ویژگی اصلی ملی گرایی‌ها خودخواهی و کم انگاری شان دیگران و فقدان روحیه انتقاد پذیری و عدم احساس مسئولیت وعدم رعایت جانب انصاف است از این رو ملی گرایی به تدریج واقع بینی را از دست می‌دهد و پندار خیالی را بر جامعه حاکم می‌کند. یکی از نتایج ملی گرایی در زندگی مسلمانان این بوده است که ملی‌گرایان افکار خویش را به اسلام تحمیل کرده و سبب تحریف اندیشه اسلامی شده‌اند.

امام خمینی (ره) می فرمایند:

این که من مکرر عرض می‌کنم که این ملی گرایی اساس بدبختی مسلمین است برای این است که این ملی گرایی، ملت ایران را در مقابل سایر ملت‌های مسلمین قرار می‌دهد وملت عراق را در مقابل دیگران و ملت کذا را در مقابل کذا اینها نقشه‌هایی است که مستعمرین کشیده‌اند که مسلمین باهم مجتمع نباشند.

این ملی‌گرایی اساس بدبختی مسلمین است. اینهایی که به اسم ملیت - گروه گرایی وملی‌گرایی بین مسلمین تفرقه می‌اندازند. اینها لشکرهای شیطان وکمک کارهای به ابر قدرت‌های بزرگ ومخالفین با قرآن کریم هستند.

من به صراحت می‌گویم ملی گراها اگر بودند به راحتی در مشکلات وسختی‌ها وتنگناها دست ذلت وسازش به طرف دشمنان دراز می‌کنند وبرای اینکه خود را از فشارهای روزمره سیاسی بر‌هانند همه کاسه‌های صبر و مقاومت را یکجا می‌شکستند و به میثاق‌ها وتعهدات ملی ومیهنی ادعایی خود پشت پا می‌زنند (پیام تاریخی امام (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 5 ذیحجه 408. 29/4/67) مولفه‌های قدرت آمریکا فرو ریخته است.

منبع: مردمسالاری

نویسنده : مینا ابراهیمی بسابی

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.