او ولی حق تعالی در زمین
دشمن کفر است و دائم در کمین
این خروش اوست در کل جهان
این ندای اوست در نای زمان
نام و افکار خمینی زنده است
راه و رسمش در جهان پاینده است
حضرت امام خمینی در سال‌های دور، مردم جوامع غربی به ویژه ملت آمریکا و مخصوصاً دستگاه مدعی حمایت از حضرت مسیح(ع) را مخاطب قرار داد و به مخالفت و مبارزه علیه نظام سرمایه‌داری جهانی که محور و مرکز آن آمریکا و سران جنایتکار آن می‌باشند دعوت کرد.
به دیگر سخن، حضرت امام خمینی "جهان مسیحیت" را که متشکل از روحانیون کلیساها و مردم مسیحی جوامع غربی می‌باشند به ضرورت توجه به اهداف والای پیامبر الهی حضرت عیسی(ع) و پیروی از او در نشر تعالیم و ارزش‌های متعالی و مخالفت با ظلم و ستم قدرت‌های سیطره‌جو فرا خواندند و بارها به اعتراض علیه نظام جور آمریکا و سرمایه‌داری خون‌آشام که نبض اقتصاد جوامع بشری را در دست دارد ترغیب کردند.
در نگام امام خمینی سرمایه‌داری آمریکا که محور و مرکز اصلی نظام سرمایه‌داری غربی می‌باشد، دارای ابعاد "فرهنگی" و "سیاسی" نیز می‌‌باشد و برای تحقق اهداف اقتصادی کلان و گسترده و جهانی، فرهنگ و سیاست را به استخدام خویش در می‌آورد.
از دیدگاه امام خمینی تا آمریکا از سویی فرهنگ ملل جهان سوم و سرزمین‌های اسلامی و از سوی دیگر فرهنگ جوامع غربی را نشانه نرود و با برنامه‌های مرموز و پیچیده هدف "استحاله فرهنگی" را محقق نکند، نمی‌تواند اهداف اقتصادی بزرگ خویش را جامه‌عمل بپوشاند. همچنین تا آمریکا "سیاست" را در جهان سوم و به ویژه کشورهای اسلامی به نفع خود مهار نکند و به مهره ‌چینی نپردازد و حاکمان وابسته را روی کار نیاورد، نمی‌تواند سرمایه‌داری لجام‌گسیخته را بیشتر گسترش دهد. در جوامع غربی نیز با ایجاد پیوند و رابطه نزدیک بین خود و سران کشورهای غربی، در سیاست آنان نیز تأثیر می‌گذارد و با نشان دادن چشم‌انداز غارت ثروت‌ها، آنان را به نرمش و تسلیم وادار می‌سازد تا کلید درهای سیاست را به دست آمریکا ‌دهند و همین جاست که آمریکا به سران غرب برای غارت ثروت‌های ملت‌هایشان حربه‌ها و ترفندهای شیطانی را می‌آموزد و تاکتیک‌ها و روش‌های لازم در استراتژی اقتصاد حاکم بر جهان از نوع آمریکایی را به زمامداران جوامع غربی منتقل می‌سازد.
اندیشه‌ها و دیدگاه‌های امام خمینی به صورت تهاجم همه جانبه او علیه نظام سرمایه‌‌داری آمریکایی در ابعاد فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به ظهور و بروز درآمد و آن پیشوای الهی هیچ‌گاه آمریکا را در خیانت‌ها و جنایت‌ها و عملکردهای تباه اقتصادی محدود نکرد، بلکه او را عامل تحقق استعمار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در جهان دانست و نظام سرمایه‌داری آمریکایی را فرآیند این سه گونه سیطره و حاکمیت وحشتناک معرفی کرد.
امام خمینی در آگاه‌سازی جهان مسیحیت و زمینه‌سازی برای قیام و مبارزه آنان علیه نظام سرمایه‌داری آمریکایی، سخنان بیدارگر و حرکت‌زایی دارند که هر کدام از آنها از جنبه‌های مختلف به بیدارگری مسیحیان جهان و ترغیب آنان به مخالفت علیه نظام استکباری آمریکا در ابعاد سیاسی و اقتصادی می‌پردازد.
الف - بخشی از سخنان حضرت امام خمینی در روشنگری‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نسبت به عملکردهای خیانت بار آمریکا مربوط می‌شود.
در این سخنان حضرت امام خمینی ماهیت رهبران و زمامداران آمریکا را می‌نمایاند و به مسیحیان جهان هشدار می‌دهد که حاکمان ممالک بزرگ غربی از جمله کشور آمریکا به اسم حضرت مسیح(ع) و به طرفداری از مسیحیت، دنیا را به زیر زنجیرهای اسارت برده و انواع ظلم و ستم‌ها در ابعاد گوناگون را در حق مسیحیان روا می‌دارند. امام خمینی اعلام می‌کنند:
"این‌ها به اسم اینکه ما مسیحی هستیم، بر خلاف مسیر مسیح رفتار می‌کنند."
امام خمینی ملت‌های مسیحی جهان را به این واقعیت توجه می‌دهند که عملکردهای جنایت‌آمیز و رفتارهایی که با نام و عنوان مسیحیت توسط قدرت‌های استکباری واستثماری غرب به ویژه آمریکا صورت می‌گیرد، در نهایت چهره مسیحیان را مشوه جلوه می‌دهد:
این اشخاصی که درممالک بزرگ به اسم مسیح و به اسم مسیحیت این جنایات را می‌کنند،...مسیحیین مشوه می‌شود چهره‌اشان.
از این بالاتر و اسف‌انگیز‌تر این که امام خمینی عملکردهای تباه و خیانت‌ها و جنایت‌های نظام سرمایه‌داری آمریکا و غرب را که با نام مسیحیت انجام می‌دهند، باعث بد نمایانده شدن چهره حضرت مسیح(ع) در جهان می‌دانند و به راستی این ظلم و جفایی بزرگ بر پیامبری است که فکر و رفتار و تعالیمش علیه این اعمال ننگین مستکبران رقم خورد.
ب - دومین موضوع در سخنان امام خمینی برای بیداری جهانی و آگاه کردن مسیحیان دنیا از آنچه که در نظام سرمایه‌داری و جنایت پیشه آمریکایی و غربی می‌گذرد، عبارت است از خروج "پاپ" و دستگاه کلیسا و کشیشان از هرگونه اعتراض علیه جنایتکارانی که خود را مسیحی می‌دانند و در عین حال بشریت را در زنجیرهای اسارت‌های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به بردگی می‌کشانند.
امام خمینی معتقد است که اگر پاپ که نقش رهبری جهان مسیحیت را به عهده دارد، به وظیفه و مسئولیت سنگین خویش عمل کند، جنبش مسیحی ضد استکباری شکل می‌گیرد و نظام سرمایه‌‌داری غرب به محاصره فریادهای اعتراض‌آمیز مردم در می‌آید.
امام خمینی با مخاطب قراردادن پاپ و دستگاه کلیسا، از آنان چنین می‌خواهد:
دولت آمریکا را از عواقب ستمگری‌ها و زورگویی‌ها و چپاولگری‌ها بترسانید و آقای کارتر را ... نصیحت کنید که با موازین انسانی... رفتار کند و از تعلیمات حضرت مسیح _سلام‌الله علیه _ پیروی نماید و خود و دولت آمریکا را بیش از این در معرض رسوایی قرار ندهد.
امام خمینی خطاب به پاپ، او را به تغییر روش دعوت می‌کند، زیرا پاپ و دستگاه کلیسا همواره در مسیر حمایت از ظالم و جانبداری از نظام سرمایه‌داری و دولت‌های سرکوبگر و ستمگر آمریکا و کشورهای غربی حرکت کرده‌اند و این بر خلاف سیره و روش روحانیت تابع حضرت مسیح(ع) است.
امام خمینی صریح و قاطع پاپ را این گونه مخاطب قرار می‌دهد:
"رویه خودتان را که یک روحانی هستید عوض کنید... شما طرفدار مظلوم باشید. شما طرفدار باشید از اشخاصی که چپاول شده‌اند، مظلومند... زیر چکمه دژخیمان آمریکا هستند"
این کلام امام خمینی و کلامی که پیش از این از نظر گذشت، علاوه بر تذکر به پاپ و روحانیت مسیحی برای باز داشتن آمریکا از ظلم و ستم سیاسی، به چپاولگری‌های اقتصادی آمریکا نیز اشاره دارد، یعنی همین مشکلی که امروز باعث مخالفت و جنبش مردم آمریکا و سایر کشورهای غربی علیه نظام سرمایه‌داری جهان شده است.
امام خمینی در کلام قبلی از پاپ می‌خواهد که "دولت آمریکا را از عواقب چپاولگری‌هایش بترساند"، و در کلام اخیر از پاپ می‌خواهد که "طرفداری از مردمی ‌کند که چپاول شده‌اند"، و این دو سخن، هشداری بود برای دستگاه کلیسا و مقدمه‌ای شد برای بیداری جهانی علیه نظام سرمایه‌داری.
حضرت امام خمینی در سخنانی دیگر، بسیار صریح و جدی و در حالتی افشاگرانه علیه پاپ و دستگاه مسیحیت اعتراض می‌کند و رهبران مسیحیت را حامی ستمگران به ویژه آمریکا می‌داند همچنین امام خمینی حضرت مسیح(ع) را حامی و نجاتگر مظلومان می‌نامد و به همین دلیل روحانیت مسیح را به تبعیت از آن حضرت دعوت می‌کند
ج - حضرت امام خمینی پس از نمایاندن ماهیت نظام سرمایه‌‌داری که علاوه بر چپاول ثروت‌های مردم جوامع غربی، ستم‌های فرهنگی و سیاسی نیز در حق آنان روا می‌دارد. و نیز پس از خطاب و عتاب‌های مکرر به روحانیت مسیحی که بر خلاف تعالیم و دستورالعمل‌های حضرت عیسی(ع)، به حمایت از ظالمان و رها کردن وظیفه دفاع از حقوق مظلومان جهان می‌پردازد، راه حل ارائه می‌دهد. در یکی از پیام‌های امام خمینی، راه عبور از این مانع به جوامع بشری معرفی شده است. بخشی از این پیام را که به موضوع مورد نظر می‌پردازد مرور می‌کنیم و در آن می‌اندیشیم . امام خمینی این گونه دردمندانه و مسئولانه، برای رهایی از این شرایط تلخ و آزار دهنده راه می‌نمایند:
"ما و دنیای مسیحیت در عصری هستیم که پاپ، رهبر کاتولیک‌‌ها به جای آنکه آمریکا رادر جنایاتی که به بشریت می‌کند محکوم کند و پیروان خود را به مقابله با ظالمان برانگیزد، از آمریکا پشتیبانی می‌کند و به ستمگران دیگر توصیه همکاری با آن را می‌کند.اکنون در این دنیای مسموم که نفس کشیدن در آن مرگ تدریجی است، تکلیف ملت‌های در بند این ابرقدرت‌ها و انگل‌های آنان چیست؟ باید بنشینند و این صحنه‌های جنایت‌بار را تماشا کنند و با سکوت مجال دهند که دنیا در آتش بسوزد؟ آیا روحانیون،نویسندگان، گویندگان، روشنفکران، متفکران از هر ملت و مذهب که هستنددر این زمان تکلیفی انسانی، مذهبی، ملی و اخلاقی ندارند و باید نقش تماشاگر را در کشورهای خود ایفا کنند؟‌و یا آنکه باید این سران و سردمداران با گفتار و نوشتار خود، ملت‌های مظلوم در بند را بسیج کنند تا ستمگران را از صحنه خارج نمایند و حکومت را به دست مستضعفان بسپارند، چونان که در ایران با همت ملت بزرگوار شد.
آیا در منطقه قدرتی به پایه قدرت رژیم ظالمانة شاهنشاهی و ستمشاهی بود و ملتی همچون این ملت مظلوم در بند بود؟ و دیدید که بادست خالی و ایثار جان و توان در مدت کوتاهی از بندها رها و ستمگران و دزدان را یا در بند کشیدند و یا بیرون راندند.
محرومان و ستمدیدگان تاریخ باید خود برخیزند و انتظار نکشند که ستمکاران آنان را از بند نجات دهند."
1- امام خمینی در این سخنان، مهم‌ترین علت و مساعدترین زمینه برای حاکمیت نظام سرمایه‌داری جهانی بر جوامع غربی را، خیانت پاپ رهبر مسیحیان جهان اعلام می‌کند که به جای محکوم کردن آمریکا و جنایات ضد بشری‌اش ، به پشتیبانی از این قدرت استکباری می‌پردازد و حتی از سایر ستمگران، حمایت از آمریکا را درخواست می‌کند!
2- امام خمینی اوضاع جهان تحت سیطره ستمگرانه آمریکا و اقمارش را که انواع خیانت‌ها و جنایت‌ها را علیه جوامع بشری روا می‌دارند، به گونه‌ای خفقان‌آور می‌داند که تنفس در چنین فضایی را "مرگ تدریجی" نام می‌‌نهد.
3- در تعبیر "ابرقدرت‌ها و انگل‌های آنان"، مقصود امام خمینی از انگل‌ها،حاکمان وابسته در کشورهای جهان سوم به ویژه سرزمین‌های اسلامی می‌باشند که برده‌وار به اطاعت آمریکا درآمده‌اند و ملت‌هایشان را به بند می‌کشند و ثروت‌های سرشار آنان را به گلوی سرمایه‌‌داران می‌ریزند. امروز به برکت "بیداری اسلامی" که ارمغان امام خمینی است مهره‌های دست‌نشانده آمریکا پی در پی در حال سقوط می‌باشند.
4- امام خمینی برای رهایی از این بن‌بست مرگبار، از جوامع غربی و جهان مسیحیت می‌خواهد که سکوت را بشکنند و بیش از این تماشاگر صحنه‌های خیانت و جنایت و غارتگری‌های نظام سرمایه‌داری نباشند، که اگر بخواهند همواره "شاهد ساکت" باقی بمانند، جهان در آتش برافروخته شده توسط قدرت‌های "زر و سرمایه" که مؤسسات وسیع اقتصادی و نظام‌های بانکی و مراکز بورس که یکی از بزرگترین آنها در "وال‌استریت" شهر نیویورک آمریکا قرار دارد ، و نیز جهان توسط قدرت‌های "زور و سلاح" که آمریکا و اقمار و حامیانش به آن وسیله هم جوامع غربی و هم جهان سوم و سرزمین‌های اسلامی راتحت محاصره و تهدید قرار داده‌اند مضمحل می‌گردد. و همچنین سکوت ملل غربی باعث خواهد شد که رهبران "تزویر و نیرنگ" یعنی رهبران دینی جهان مسیحیت که درون دستگاه کلیسا جمع آمده‌اند و در خدمت به آمریکا و سایر قدرت‌های استکباری شتاب گرفته‌‌اند، شیوه‌های مردم فریبانه خود را تداوم دهند و بیداری و جنبش جهانی را به تأخیر اندازند.
5- توصیه دیگر امام خمینی این است که در سراسر جهان، همه روحانیون، نویسندگان، متفکران و روشنفکران احساس مسئولیت کنند و از حالت تماشاگری و دست‌روی دست گذاشتن و حسرت خوردن اجتناب ورزند و تمام افکار و انرژی و نیروهای خود را برای به حرکت درآوردن جوامع غربی به کار گیرند و دیانت و انسانیت واژگون شده در غرب را نجات دهندو صحنه را از وجود جهانخواران تهی سازند و محرومان جوامع را بر سرنوشت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی خود حاکم گردانند.
6- امام خمینی برای آغاز این حرکت، نیاز به "الگو" را ضروری می‌دانند و به همین دلیل مبارزه "ملت مسلمان ایران" را علیه نظام شاهنشاهی که وابسته به غرب و آمریکا بود و سرنوشت امروز جوامع غربی را برای آنان رقم زده بود و در تمام تار و پود دین و جامعه و کشور نفوذ داشت و همه چیز را در سیطره مرگبار خود درآورده بود، برای مردم جهان به صورت الگو وسرمشق معرفی می‌کنند. همین الگو و حرکت در بر همین محور و خط‌ مشی بود که باعث شد "بیداری اسلامی" در جهان اسلام به وقوع بپیوندد. و بدیهی است همین الگو و سرمشق که بنیان و اساس آن اندیشه‌ها و راهبردهای امام خمینی می‌باشد، عامل‌"بیداری جهانی" شده است که امام خمینی سال‌های گذشته جهان مسیحیت را به‌ آن فراخواندند و امروز شاهد وقوع تدریجی آن می‌‌باشیم.
منبع : روزنامه جمهوری اسلامی
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.