sport

امروز بیست و دومین سالروز درگذشت زنده یاد 'پرویز دهداری' است، فردی که از او به عنوان اسطوره فوتبال و استاد اخلاق یاد می شود.

به گزارش جی پلاس، 'پرویز دهداری' در قامت یک اسطوره و الگوی پایان ناپذیر ظاهر شد و حافظه تاریخی را با وجود افت و خیزهای تشخیصی به سوی خود جلب کرد، او متعلق به یک دوره خاص نبود و نیست. آن مرحوم، سال ۱۳۱۲ در شهرستان مرودشت متولد شد ولی بعدا به آبادان آمد و فوتبال را از زمین خاکی های بوارده جنوبی این شهر آغاز کرد. 'جم آبادان، شاهین آبادان وشاهین تهران' تیم هایی بود که دهداری درآن بازی کرد و همراه شاهین آبادان قهرمانی نخستین دوره لیگ ایران را کسب کرد. دهداری تا زمان انحلال باشگاه شاهین درسال ۱۳۴۶ با تیم شاهین تهران همکاری کرد و پس از آن به پرسپولیس پیوست و مربیگری آن تیم را بر عهده گرفت، دهداری اولین مربی باشگاه پرسپولیس تهران بود. چندی پس از آن او به تیم بی ستاره' گارد تهران' رفت و نتایج درخشانی را با این تیم در لیگ تخت جمشید کسب کرد. این اسطوره در کسوت مربیگری بازیکنان زیادی از جمله احمد عابدزاده، جواد زرینچه، صمد مرفاوی و سیروس قایقران را در فوتبال ایران تربیت کرد. درسال ۱۳۵۰ در سن ۳۸ سالگی سرمربی تیم ملی شد و در بازیهای مقدماتی المپیک مونیخ توانست تیم ملی را به المپیک برساند، اما پیش از مسابقات از سمت خود کناره گیری کرد، علت این استعفا اختلاف وی با محمد رنجبر دستیارش عنوان شد. مرحوم دهداری پس از ۱۴ سال، در بازی های آسیایی ۱۹۸۶ سئول و نیز جام ملت های آسیا ۱۹۸۸ هدایت تیم ملی را بر عهده داشت، در رقابت های اخیر ایران درنهایت با پیروزی برابر چین به مقام سومی رسید که شبهاتی نیز درمورد تبانی برخی کشورها برای نرسیدن ایران به فینال آن بازی ها وجود دارد. پیش از رقابت های مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۰نیزاین مرحوم ازسمت خود استعفا کرد، او همچنین مدتی سرپرست باشگاه فوتبال صنعت نفت آبادان بود. الگوها زاده نمی شوند که پس از یک دوره شکوفایی، آرام آرام و در گذر زمان محو شوند یا به یک استحاله غم انگیز تدریحی دچار و در نهایت به دیار فراموشی سپرده شوند. الگوها همواره الهام بخش انسان هابوده وبه تعالی دیگرنسل هاکمک کرده اند، اما در فوتبال ما روایت دیگری درحافظه ملی جا خوش کرده است، روایتی فرصت طلبانه و ضد اجتماعی با مفهوم قهرمان زنده را عشق است! انگار نه انگار که در تاریخ ۹۰ ساله فوتبال انسان هایی با اندیشه و عمل استاد پرویز دهداری وجود داشته است، این غفلت و بی اعتنایی به میراث ارزشمند و چهره های اثرگذار، نشان دهنده نوعی انقطاع فرهنگی وفراموشی انسان های اخلاق مدار، الگو و معیار است. واما فوتبال و حاشیه های آن و به تبع آن جامعه، چقدر به اندیشه ها و کردار افرادی همچون 'پرویز دهداری' نیازمند است؟ وقتی از دریچه آن روزهای عاطفه و معیار و اخلاق به میدان های امروز فوتبال می نگریم، به گمگشته این روزهای فوتبال که همان اخلاق و معیارهای اخلاقی و انسانی است پی می بریم. کجاست آن مردی که هیچ گاه جذب و جلب ویژگی ها و امکانات پر زرق و برق و جذابیت های مد روز نشد و با رفتار و گفتار سنجیده و اثرگذار حریم ها و حرمت ها را پاس داشت. دهداری اگر چه در رسیدن به آن آرمانشهر و حداقل های اخلاقی، سختی ها و سرزنش ها دید و شنید اما هیچ گاه از جاده جوانمردی و مردم دوستی و دیگر خواهی قدمی به انحراف نگذاشت. زنده یاد استاد دهداری هر جا مصالح ملی و اجتماعی و ورزشی حکم می کرد با تشخیصی صحیح بدون کمترین تعلل همچون یک انسان فداکار حاضر می شد. او از فوتبال و اثر بخشی آن در جامعه درک نوین و عمیقی داشت و آن را وسیله ای برای وحدت ملی ونشاط اجتماعی وعزت نفس پایدار می دید به همین دلیل با منفعت طلبی و خود خواهی و رفتارهای شخصیت شکن بیگانه بود. دهداری متعلق به یک نسل یا یک دوره و زمانه نبود و نیست، او در قامت یک اسطوره و الگویی پایان ناپذیر ظاهر شد وحافظه تاریخی را با وجود افت و خیزهای تشخیصی به سوی خود جلب کرد. در زمانه ای که عده ای ماندن به هرقیمت را با هر ترفند و زد و بندی خریدار شده اند تا به نام و نان و شهرت و حضور دائمی برسند و با فراموشی رفتار و منش چهره هایی نظیر زنده یاد دهداری قصد دارند در عرصه باشند، قیام آگاهانه علیه فراموشی و فراخواندن الگوهای ماندگار هم چون استاد دهداری جهان پهلوان تختی یک ضرورت انکار ناپذیر است. بازگشت به اندیشه ها وشیوه عمل استاد دهداری همراه با یک بازخوانی عمیق و گسترده آن قطعات دلنواز و شخصیت ساز را می توان با توجه به نیازهای امروز و فردای جامعه ورزشی به ویژه فوتبال دوباره خواند و به آن عمل کرد تا کمی یا قسمتی از این روحیه تهاجمی و پرخاشگر و خودخواه و منفعت پرست و ضد اجتماعی تعدیل شود. اینک منش، اخلاق و رفتار جوانمردانه زنده یاد دهداری پیش روی ماست و جهان پهلوان تختی با آن نگاه مهربانانه و متواضعانه اش دست در دست پوریای ولی روح و وجدانمان را به نظاره نشسته اند، برای پاسخ به وجدان فردی اجتماعی و تاریخی و ملی تا چه اندازه به این بزرگواران و الگوهای پایان ناپذیر نزدیک شده و اقتدا می کنیم؟ 'جواد زرینچه' کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران نیز از مرحوم دهداری به عنوان مرد تاریخ ساز فوتبال ایران یاد کرد و گفت: صحبت از پرویز دهداری وظیفه سنگینی را روی دوش انسان می گذارد، هیچ وقت نمی توانم پشت نام پرویز دهداری کلمه مرحوم را بگذارم. وی اظهار داشت: دهداری استاد من بود و باید گفت که جوانمرد بود و اخلاق را در ورزش سرلوحه قرار داده بود. زرینچه افزود: در مورد دهداری حق مطلب ادا نشد، تختی به جایگاه اصلی خود رسید اما دهداری نه، چرا که او را خوب تبلیغ نکردیم. 'علی فیروزی' سرمربی پیشین تیم فوتبال صنعت نفت نیز در خصوص اخلاق و منش زنده یاد دهداری گفت: پرویز دهداری پدری دلسوز و مهربان برای بازیکنان بود و بیش از مسائل فنی به اخلاق در ورزش تاکید داشت. وی اظهار داشت: دهداری از حق طبیعی خود می گذشت و همیشه به بازیکنان تیم اهمیت می داد، او فقط به نتیجه فکر نمی کرد و برایش اصول اخلاقی از همه چیز مهم تر بود. منبع: ایرنا

کدخبر: 185178
ارسال نظر

موضوعات داغ