life

با نگاهی به فهرست رتبه‌بندی کشورها بر اساس میزان کارآفرینی، ایران در بین ۱۱۸ کشور جهان رتبه ۸۶ را داراست. جالب است که بدانید در بین کشورهای منطقه هم ایران، مصر و پاکستان بدترین نمره را از نظر شاخص‌های مربوط به فضای کارآفرینی کسب کرده‌اند. شاید بتوان گفت که یکی از بزرگترین مشکلات ایران در زمینه کارآفرینی این است که آموزش‌های کارآفرینی را بدون هیچ برنامه مشخصی انجام می‌دهیم. کودکی و نوجوانی بهترین فرصت برای آموزش مهارت‌های زندگی است و مهارت‌های کارآفرینی هم از این موضوع مستثنی نیستند. شاید بتوان با برنامه‌ای مناسب کودکان امروز را به کارآفرینان موفق فردا تبدیل کرد. طرح کاشف یکی از این دست تلاش‌هاست. گفت‌وگوی جی پلاس با دکتر رضا زعفریان، استاد دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران و مجری طرح کاشف را در ادامه بخوانید. چه شد که به سمت راه‌اندازی طرح کاشف رفتید؟ کارآفرینی در ایران دغدغه خیلی مهمی برای من بوده است. ما در ایران استعدادها و منابع طبیعی زیادی داریم اما متاسفانه از آنها به خوبی استفاده نکردیم. این نوع نگاه به کارآفرینی و از بین رفتن سرمایه‌های کشور، من را به این فکر واداشت که در خارج از دانشگاه فعالیت خود را آغاز کنم. اما امروز در کشور کارآفرینان موفقی داریم. کارآفرینانی که در کشور فعالیت می‌کنند محصول فرآیندی هدایت شده و با تفکر نبوده‌اند. اینان تک درختانی هستند که با اتکا به توانمندی‌های فردی و ذاتی خود رشد کرده‌اند. وقتی شاخص‌های اقتصادی ایران را با دیگر کشورها مقایسه می‌کنیم و جایگاه ایران را در بین دیگر کشورها می‌بینیم به این موضوع پی می‌بریم. مثلاً جزیره قشم به تنهایی سه برابر کشور سنگاپور است. کشور سنگاپور از نظر اقتصادی درآمد بالایی دارد اما جزیره قشم نتوانسته است از ظرفیت‌های خود استفاده کند. تمام این موارد ریشه در ضعف ما در زمینه آموزش کارآفرینی در کشور دارد. در چند سال اخیر فعالیت‌هایی در این زمینه انجام شده است. این را باید بدانید که در دنیا کارآفرینی را از سن ۲۵ سالگی آموزش نمی‌دهند. کارآفرینی در کشورهای پیشرفته از سن پنج سالگی آموزش داده می‌شود. البته اگر با مسئولین این حوزه صحبت کنید می‌گویند که نزدیک به ۲۰ سال است که آموزش این رشته را آغاز کرده‌ایم ولی این رشته‌ها فقط در زمینه کار و دانش یا در حد یک درس دو واحدی بوده‌اند. من این آموزش‌ها را نفی نمی‌کنم اما می‌گویم که نیاز داریم از سنین پایین‌تر این آموزش‌ها را آغاز کنیم. در مرحله بعدی هم باید بدانیم که فقط در رشته‌های کار و دانش خلاصه نشویم و باید کارآفرینی را در تمام رشته‌ها آموزش بدهیم. همین نوع نگاه بود که شما را به این سمت کشاند؟ بله! این موضوع دغدغه من بود. این گونه بود که با کمک چند تن از دوستان توانستیم که طرح کاشف را راه‌اندازی کنیم. برای اینکه بتوانیم به موفقیت برسیم ابتدا سعی کردیم که زندگی‌نامه کارآفرینان موفق ایرانی را مورد مطالعه قرار دهیم. دوران کودکی آنان را مورد بررسی قرار دادیم تا ببینیم که چه عاملی باعث شده است که در دوران بزرگسالی به موفقیت برسند. وقتی صحبت از کارآفرینی به میان می‌آید اولین چیزی که به ذهن می‌رسد خلاقیت است. آیا خلاقیت در این زمینه نقش مهمی دارد؟ در پژوهش‌هایی که انجام دادیم به ۱۵ عامل مهم و تاثیرگذار در بخش کارآفرینی رسیدیم که خلاقیت در رده آخر عوامل جای داشت. خلاقیت در بحث کارآفرینی بسیار مهم است اما باید بدانیم که همه چیز نیست. پس خلاقیت داشتن به تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده موفقیت باشد. این موضع گاهی باعث می‌شود که افراد به دلیل اینکه خود را فرد خلاقی نمی‌دانند وارد این عرصه نشوند. اولین و مهمترین عامل در این بخش مثبت‌اندیشی است. این بدان معنا نیست که افراد متوهم باشند بلکه باید منطقی باشند و در عین حال به تمام جوانب کار با دید مثبت نگاه کنند. وقتی کسی از این موضع فکر کند که چون من انسان خلاقی نیستم پس انسان موفقی هم نیستم یک نگاه منفی‌بینانه است. منفی‌اندیشی در جامعه ما بروز پیدا نکرده است؟ متاسفانه نگاه منفی در جامعه ما راه پیدا کرده است و دقیقاً از همین جاست که مشکل جامعه ما شروع می‌شود. بر اساس پژوهش‌هایتان در زمینه موفقیت افراد در حوزه کارآفرینی به چه نتایجی رسیدید؟ به این موضوع رسیدیم که عوامل ۱۵گانه موفقیت در کارآفرینی وجود دارد که در سه رده دسته‌بندی می‌شوند. اولین دسته به شخصیت افراد برمی‌گردد. دسته دوم، مباحث انگیزشی و تشویق‌کننده افراد است. دسته سوم هم ویژگی‌های رفتاری افراد است. ویژگی شخصیتی به چه معناست؟ برای مثال، منبع کنترل شخص یک ویژگی درونی است. وقتی اتفاقی برای فرد می‌افتد شخص باید خودش را مسئول آن اتفاق بداند. آن اتفاق می‌تواند مثبت یا منفی باشد. این یک ویژگی شخصیتی است. این موضوعات را باید در افراد تقویت کنیم. فردی که منبع کنترل بیرونی دارد نمی‌تواند کارآفرین موفقی باشد و این ویژگی‌ها را نمی‌توانیم در ۲۵ سالگی در افراد نهادینه کنیم. بهترین زمانی که می‌توانیم این ویژگی‌ها را به افراد آموزش دهیم سن پنج تا ۹ سالگی است. ویژگی‌های انگیزشی و رفتاری را چگونه می‌توانیم به افراد آموزش بدهیم؟ این ویژگی‌ها مانند اشتیاق داشتن به کارآفرینی یک ویژگی انگیزشی است. ویژگی‌های انگیزشی را باید از سن ۹ تا ۱۱ سال به افراد آموزش داد. متقاعدسازی در مذاکره و فنون مذاکره یک ویژگی رفتاری است و آن را از سن ۱۱ تا ۱۴ سالگی باید در افراد نهادینه کرد. پدرها و مادرها در این زمینه چه نقشی دارند؟ متاسفانه برخی از پدر و مادرها با این مباحث آشنایی ندارند و بیشترین ضربه‌ها را به بچه‌های خود وارد می‌کنند و استعداد فرزندان خود را از بین می‌برند. برای مثال، وقتی کودکی زمین می‌خورد و والدین عامل این زمین خوردن را زمین می‌دانند و شروع به مواخذه زمین می‌کنند به نوعی دارند منبع کنترل درونی کودک را از بین می‌برند.

کدخبر: 303533
ارسال نظر

موضوعات داغ