توافق هسته ای ایران و غرب نه فقط بر کشورهای پیرامون ایران به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس تاثیر می گذارد بلکه بر همه خاورمیانه از جمله کشور بزرگ و تاثیرگذاری مانند مصر و جهان تاثیر می گذارد.

به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران،«ابراهیم عوض» استاد علوم سیاسی در دانشگاه آمریکایی قاهره نوشت:توافق هسته ای ایران و غرب که در اواسط ماه جولای گذشته امضا شد از جمله توافقنامه هایی است که می تواند آغازگر مرحله جدیدی در روابط بین المللی شود.موضع واضح مصر درباره توافق ایران و غرب و آمادگی برای پیامدهای آن کاملا ضروری است نه فقط به دلیل آنکه یکی از طرف های توافق ایران است که بازیگر تاثیرگذار و اصیل در منطقه ما است و با ما در ریشه های فرهنگی مشترک است اما همچنین به دلیل آنکه طرف های دیگر توافق کشورهای عضو دائمی در شورای امنیت به علاوه آلمان هستند؛کشورهایی که به لحاظ سیاسی و اقتصادی و نظامی کشورهای بزرگ در نظام بین المللی هستند.توافق این طرف ها قطعا تاثیرهای گسترده ای بر این اطراف و نظام بین المللی و نظام منطقه ای خاورمیانه که چیزی جز نظام فرعی از نظام بین المللی نیست،خواهد گذاشت.

برای آنکه موضعی درباره توافق اتخاذ شود باید انگیزه های طرف های مذاکره کننده درباره توافق و امضای آن شناخته شود:انگیزه نخست که توسط آمریکا و سه همپیمان آتلانیتکش یعنی فرانسه ،انگلیس و آلمان اعلام شد جلوگیری از ساخت سلاح هسته ای توسط ایران است.آمریکا و هم پیمانانش با این کار به دنبال آن بودند که منافع اسرائیل در داشتن توان هسته ای به تنهایی و نه فقط سلاح هسته ای در منطقه تامین شود تا کسی نتواند در مقابلش بایستد.اما به جز این انگیزه،کشورهای غربی به طور خاص از توافق هسته ای انگیزه های اقتصادی دارند.ایران کشوری است که 80 میلیون نفر جمعیت دارد و بازار خوبی برای شرکت های بزرگ به شمار می رود که این کشور را کانونی بزرگ برای رشد اقتصاد جهانی می دانند.حجم بازار فقط به جمعیت آن نیست بلکه به سطح معیشتی و قدرت خرید مردم بستگی دارد.شرکت های بزرگ که عامل تاثیرگذار در روابط بین المللی در کنار دولت های خود هستند رشد اقتصادی را از پیامدهای توافق می دانند که باعث رشد بازار ایران و توان جذب آن می شود.بهترین نشانه برای انگیزه های اقتصادی کشورهای غربی مسابقه شرکت ها از سه سال پیش تا کنون برای اقزایش دیدارها از ایران و رزرو جایی برای خود در این کشور است.دیدار معاون صدراعظم آلمان و وزیر اقتصاد این کشور از تهران روز بعد از امضای توافق و دیدار وزیر خارجه فرانسه از تهران در اواخر ماه جولای (کسی که در مذاکرات هسته ای ایران و غرب موضع سختگیرانه و تندی داشت)و اعلام دعوت از رئیس جمهوری ایران برای دیدار از فرانسه در ماه نوامبر آینده از نشانه های این انگیزه های اقتصادی است؛بقیه مسئولان غربی و اروپایی نیز در راهند.

ناآرامی در خاورمیانه و تردید در کارآیی سیاست های برخی کشورها در مبارزه با تروریسم می تواند دلیل مهمی در عزم آمریکا و دیگر کشورهای بزرک در رسیدن به توافق با ایران به شمار رود، با در نظر گرفتن دشمنی طرف هایی مثل داعش و القاعده با ایران،قدرتمند بودن جبهه داخلی و کارآمد بودن نظام سیاسی اش.

از همه اینها مهمتر پس از تجربه های عراق و افغانستان تغییر در نظام بین الملل کاملا آشکار شده است و دخالت در امور کشورها به منظور «تغییر نظام »ناکاآمدی کامل خود را نشان داده است.تحریم های تحمیلی علیه ایران که پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعمال شد و بین سال های 2006 تا 2010 به اوج خود رسید نه تنها نتوانست نظام حاکم بر ایران را تغییر دهد بلکه حتی نتوانست پیشرفت علمی در زمینه هسته ای را نیز متوقف کند،همچنین این تحریم ها نتوانست نقش منطقه ای ایران را تضعیف کند،پس بدین ترتیب آیا ممکن است بر منزوی کردن ایران و دور کردن آن از نظام بین المللی اصرار کرد؟نظیر این دور کردن از نظام بین الملل و منزوی کردن طولانی غیرطبیعی را پیش از این نیز دیده ایم.آمریکا در سال 1933 و 16 سال پس از انقلاب روسیه اتحاد جماهیر شوروی را به رسمیت شناخت و رئیس جمهوری همین آمریکا در سال 1971 و 22 سال فقط پس از پیروزی انقلاب کمونیستی، از چین دیدار کرد،بنا بر این آیا تحریم و منزوی کردن یکی از قدرت های بزرگ جهان توسط قدرت نخست جهان که نزدیک به چهل سال ادامه یافته،ادامه یابد؟

ایران نیز انگیزه های خاص خود را داشت.این کشور به طور کامل تولید سلاح هسته ای را که خروج از اسلام دانست،تکذیب کرده است.تحریم ها اگر چه نتوانست ایران را به زانو دربیاورد اما فشارهای را در زمینه اقتصادی به این کشور وارد آورد و از استفاده از پیشرفت تکنولوژیک در کشورهای سرمایه داری صنعتی محرومش کرد.همچنین بسیاری ازدارایی های ایران را به مدت چهار دهه مصادره کرد و منابع لازم برای سرمایه گذاری در این کشور را قطع کرد.به نظر دولتمردان ایران روابط اقتصادی طبیعی و سرمایه گذاری در این کشور،استفاده از نظام آموزشی خوب و بالا بردن ملموس در سطح توسعه بشری در این کشور را ممکن می کند به طوری که ایران تبدیل به یک قدرت اقتصادی تولید کننده نیز می شود که از پیرامون خود بهره لازم را می برد و در آن نیز تاثیر می گذارد.این پیرامونش خاورمیانه،آسیای میانه و قفقاز،شبه قاره هند و آن سوتر در قاره آسیا را شامل می شود.

و اما واکنش های کشورهای نزدیک به ایران یا کشورهای مربوطه درباره توافق هسته ای چیست؟اتحادیه اروپا از زبان نماینده اش در امور خارجی و امنیت که یکی دیگر از مسئولان اروپایی است که به تهران در اواخر ماه جولای سفر کرد،توافق هسته ای را تایید کرد.هند و پاکستان از توافق هتسه ای استقبال کردند و هند تاکید کرد که همیشه از حق ایران برای پیشرفت توان هسته ای اش حمایت کرده است.الجزایر از این توافق استقبال کرد و آن را گزینه سرنوشت سازی برای صلح و امنیت جهان دانست.مراکش همان هفته امضای توافق، روابط دیپلماتیک خود را با ایران از سر گرفت.حکایت عراق و سوریه که متفاوت است.اما دیپلماسی اردن نسبت به کشورهای منطقه و به ویژه کشورهای بزرگ توافقی است،و اما کشورهای حوزه خلیج فارس که به ایران نزدیک هستند چه؟

عمان نقش سازنده ای در سیر مذاکرات هسته ای بازی کرد و در نهایت نقشی در رسیدن ایران و غرب به توافق دارد.کویت و امارات و نیز قطر از این توافق استقبال کردند.به رغم بیانیه رسمی کم رنگ عربستان که یک روز پس از توافق صادر شد،اظهارات مسئولانش پس از آن کاملا محافظه کارانه بود و نشان دهنده نگرانی آنها بود.بحرین نیز همین موضع عربستان را داشت.نتیجه اینکه موضع کشورهای عربی و کشورهای حوزه خلیج فارس یکی نبود.نداشتن موضع یکسان در واقعیت امر فقط توافق را شامل نمی شود بلکه تحلیل و تفسیر اوضاع حاکم در خلیج فارس و خاورمیانه است که برخی آن را نزاع عربی ایرانی می دانند که رویارویی سنی شیعی آن را عمق می دهد.دیدار امیر کویت از ایران در سال گذشته و تسریع وی در اطمینان خاطر دادن به شیعیان کویت پس از انفجار تروریستی مسجد امام صادق(ع)در ماه ژوئن گذشته و جمع اهل سنت و شیعه در یک مسجد پس ازاین حادثه تروریستی نشان دهنده آن است که حاکمیت در کویت با روایت نزاع عربی ایرانی و سنی شیعی مخالف است و تلاش می کند که بر هویت ملی به دور از مذهب شهروندانش صحه بگذارد و این چیزی جز عقلانیت نیست.هر حاکمی که در برابر خشونت علیه شهروندانش سکوت اختیار کند حاکمیت خود را تضعیف می کند و خودش شهروندانش را تشویق می کند که به دنبال کسب حمایت کسی دیگری غیر از او بروند! تفرقه انداختن میان مردم بر اساس مذهبی یا طایفه ای یا دینی دعوت به تضعیف میهن دوستی است.در باره موضع امارات نیز باید بگوییم که روابط این کشور با ایران طبیعی است.امارات دومین شریک تجاری ایران پس از چین است،که این خود نشان می دهد که نزاع از همکاری جلوگیری نمی کند.آیا مراکش و اسپانیا با وجود اختلاف بر سر مساله سبته و ملیله با هم همکاری نمی کنند؟و آیا اسپانیا و انگلیس با وجود اختلاف بر سر مساله جبل الطارق با هم در قالب اتحادیه اروپا همکاری نمی کنند؟

به لحاظ اقتصادی تحلیلگران پیش بینی می کنند که عمان و امارات و نیز کویت و قطر از بازگشت ایران به عرصه اقتصاد بین المللی سودهای کلانی نصیب شان شود.

و اما مصر کجای این تحولاتی که ذکر شد، قرار دارد؟مصر بهتر است که با توجه به گذشته سیاسی،فرهنگی و ثقل جمعیتی اش با عقلانیت باید با این توافق تعامل کند.مصر حتی در صورتی که در اوضاع خوبی به سر نبرد بر تحولات در منطقه تاثیرگذار است.مجالی برای دشمنی با طرف های قوی در نظام بین المللی یا آنها که قدرت شان متوسط است و نه حتی کشورهای حوزه خلیج فارس که آغوششان را به روی ایران باز کرده اند و فواید را با این کشور مبادله می کنند،وجود ندارد. مهمتر از آن این است که مصر باید فرصت به دست آمده را برای ایجاد نظام امنیت منطقه ای در خاورمیانه خالی از سلاح هسته ای را باید غنیمت بشمارد.وزیر خارجه ایران کشورهای حوزه خلیج فارس را برای گفت و گو در ماه سپتامبر آینده دعوت به گفت و گو کرد مصر باید از این ایده استقبال کند.اسرائیل هر چه در توان دارد را برای ناکام گذاشتن این ایده به کار خواهد گرفت.بگذاریم رژیم اسرائیل خارج از این نظام امنیت منطقه ای بماند و شرط پذیرفتنش نیز به رسمیت شناختن حق ملت فلسطین در تعیین سرنوشتش و تشکل کشور مستقل به پایتختی قدس شریف باید تعیین شود، کشوری که قابلیت زندگی داشته باشد.

نویسنده:ابراهیم عوض،استاد علوم سیاسی در دانشگاه آمریکایی قاهره

منبع:بوابه الشروق

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.