‌پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، ساختمان‌های ویران در شهر «بیت حانون» در کناره شمال شرقی نوار غزه در تاریخ ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۴ ، همان مکان در تاریخ ۳ ژوئیه ۲۰۱۵.
زمانی که در تاریخ ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۴ وارد شهر غزه شدم، تجاوز ۵۰ روزه رژیم صهیونیستی شروع شده بود. پس از گذر یک سال مجداد خود را در پیش درب‌های آهنین برای عبور از مرز برای ورود به غزه می یابم. همه چیز تفاوت کرده است و همچنین همه چیز همانند گذشته همان گونه است.
امروزه آن سوی ترمینال دیگر صدای انفجار از توپخانه رژیم صهیونیستی و یا صدای هواپیماهای بدون سرنشین را نمی شنوید. دیگر شاهد رد سفید رنگ موشکهای حماس از غزه به سرزمین‌های اشغالی که در طول این جنگ دیده می شد، نیستید.
اما هنوز هم نگاه‌های مشکوک نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی زمانی که وارد ترمینال می شوید و زنی که گذرنامه شما را بارزسی می کند و از شما می پرسد: نام پدرتان چیست؟ چه مدت در غزه می مانید؟ و سپس مهری را بر روی برگه سفید رنگی از گذرنامه شما می زد و شما وارد می شوید، وجود دارد.
یک سال پیش در انتهای این راهرو هیچ جایی ‌برای هیچ انسانی وجود نداشت. همانند حال ماه رمضان بود. صدای انفجار به طور مداوم به گوش می رسید. در سراسر مرز شهرهای «بیت لاهیا» و «بیت حانون» انبوه دود به هوا می رفت.

فلسطین هاییکه از محله ویران شده شان در شهر بیت حانون در نوار غزه سوار بر گاری گریختند ۱۸ آگوست ۲۰۱۴. عکس پایین همان مکان در تاریخ ۱۴ آوریل ۲۰۱۵.
مسیر به غزه هنوز با راهی طولانی تحت برج های مراقبت ارتش رژیم صهیونیستی که باید آن را پیاده پیمود آغاز می شود. مرد فلسطینی پیشنهاد می دهد تا بارها و چمدان‌هایمان را با جعبه ای که بر روی موتور سیکلت قدیمی برای حمل بار قرار داشت، جا به جا کند.

این بار موفق می شوم بر خلاف گذشته که ساعت‌ها منتظر می ماندم تا ماشینی من را سوار کند، تاکسی زرد رنگی گیر بیاورم.
مقامات فتح مجددا بر سر کار آمده‌اند. در اطاقک پلاستیکی سفید رنگی که سیستم تهویه هوا دست هایتان را زمان ارائه مدارک خود منجمد می کند گذرنامه ها را کنترل می کنند. در مقابل آن ها ردیفی صندلی برای مسافران منتظر قرار دارد. شاید تعداد معدودی قادر به عبور از غزه باشند.
کنترل چمدان‌ها و گذرنامه‌ ۵۰۰ متر جلوتر است. یک سال پیش در همین جا زمانی که از غزه عبود کردم، موشکی فرود آمد که تلفاتی نداشت اما این مکان را ویران کرده بود. در آن زمان دو پلیس حماس که لباس غیر نظامی بر تن داشتند به سادگی به ساختمان قدیمی که در چند صد متری آنجا قرار داشت منتقل شدند. هیچ کامپیوتری در اختیار نداشتند، تنها نام من را بر روی تکه کاغذی ثبت کردند.

امروزه در اتاقک‌های پلاستیکی نشسته‌اند و گذرنامه شما را اسکن می کنند و سپس با جمله ی «به غزه خوش آمدید» به شما اجازه ورود می‌دهند.

پسر فلسطینی در حال جارو زدن زمین بیرون ساختمان‌های ویران در شهر رفح واقع در جنوب نوار غزه در تاریخ ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۴. در عکس زیر همان مکان در تاریخ ۶ ژوئیه ۲۰۱۵
یک سال پیش جاده بیت حانون به شهر غزه بیابان بود. دومین روز حملات هوایی بود. کرکره پنجره مغازه ها پایین بودند و خیابان ها مملو از آوار و ویرانی. زمانی که همه جا برای مدت کوتاهی آرام بود مردم می توانستند برای پیدا کردن غذا و هوای تازه اندک ساعتی بیرون بیایند.
اکنون زندگی روزمره مجددا جریان پیدا کرده است. فروشگاه ها دوباره باز شدند. زنان با پوشش‌های تیره رنگ که در خیابان های قدم می زنند دیده می شود. پلیس راهنمایی و رانندگی در خیابان ها حضور دارد.

مناره ی افتاده یک مسجد ویران شده در غزه ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۴. در عکس پایین همان مکان در تاریخ ۳ ژوئیه ۲۰۱۵
یک سالی می گذرد، اما هنوز خاطره تابستان گذشته زنده است. هر جا می روید و با هر کس که صحبت می کنید متوجه آن می شوید. جنگ هنوز در ذهن مردم وجود دارد.
به محله «شجاعیه» همان خیابانی که طی دو ساعت آتش بس سال گذشته رژیم صهیونیستی نیروهای زمینی خود را به غزه فرستاده وارد می شویم.
امروزه می توانید در خیابان های آن ‌رانندگی کنید. هنوز جاهایی را که اجساد کشته‌ها ‌را دیدم به خاطر می‌آورم. امروزه کودکان بسیاری در آنجا مشغول بازی کردن هستند.

دلقکی در مقابل خانه های ویران در محله شجاعیه شهر غزه برای کودکان نمایش اجرا می کند. ۸ ژوئیه ۲۰۱۵
در حالی که به سوی «بیت لاهیا» می راندم از دروازه کوچکی که به خیابان بیمارستان منتهی می‌شود می گذرم.

به وضوح پیکر قربانیان را بر روی شانه‌های مردم که به سوی گورستانی که در آن نزدیکی قرار داشت حمل می‌شد ، به یاد می آورم.
صد‌ها نفر از مردم عصبانی را که در خارج از آنجا برای ادای احترام به عزیز از دست رفته شان هر روزه ایستاده بودند را به خاطر می آورم. در آنجا بسته است، به نظر می رسید دیگر از آن قسنت بیمارستان استفاده نمی‌شود.
پاکسازی مناطق امتداد مرز جایی که موشک‌ها و حملات رژیم صیونیستی ویران کرده بودند، تقریبا کامل شده است. هنوز مردم آواره ناشی از این جنگ در حالی که چادرهای کنار خانه‌های ویرایشان زندگی می کنند، در آنجا حضور دارند. اما برای کسانی که شاهد آن روزهای جنگ بودند، شناسایی آن مکان دشوار است.

چرخ و فلک و ساختمان های ویران شده در شهر بیت حانون واقع در نوار غزه در ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۴ . عکس پایین همان مکان در تاریح ۳ ژوئیه ۲۰۱۵
یک سال پیش نا امیدی موج می زد. اما مردمانی که آنجا ملاقات کردم امیدشان را به طور کامل از دست نداده اند. برخی امیدوارند که آژانس پناهندگان سازمان ملل به آنان برای ساختن سقفی در بالای سرشان کمک مالی کند.
سال گذشته عکاسان و فیلم برداران برای ثبت تصویر حملات هوایی و موشک‌ها به غزه هجوم آورند. با گذر یک سال زندگی در فلسطین به حالت عادی ولی با ویرانی فراوان بازگشته است.

خانواده فلسطینی به دور سفره افطار در ویرانه های شهر بیت خانون ۶ ژوئیه ۲۰۱۵
از تراس هتل که به سوی ساحل دریا قرار دارد، می توان خلیج با قایق‌های ماهیگیری چوبی و مردانی که مشغول تمیز کردن تورهایشان هستند را تماشا کنم. این همان ساحلی است که گروهی از کودکان در تابستان گذشته، در پی حملات رژیم صهیونیستی کشته شدند. هنوز هم می توانم کودکانی که می دوند و در ابری از دود ناپدید می‌شوند را ببینم. یکی از هولناک‌ترین صحنه های زندگیم بود که دیده بودم.
حال می توانم غروب زیبای فلسطین و خانواده را که با صرف افطار روزه خود را باز می کنند و کودکانی که در موج های مدیدترانه تنی به آب می زنند را تماشاکنم.
عکس: خبرگزاری فرانسه
مترجم: گلناز سادات غفاری