جماران-سرویس بین الملل: «تروریسم هیچ بخشی از ما نیست یکی از شعارهای کمپین ضدتروریسمی بود که دولت تونس چند ماه پیش به راه انداخت تا به اعمال خشونت‌بار رو به افزایش در کشور پایان دهد. پیام اصلی این کمپین تأکید بر مدارا و همزیستی مسالمت آمیز به عنوان بنیان های جامعه تونس بود.

چند ماه پس از حمله به موزه «باردو» در تونس که ۴۲ کشته بر جای گذاشت، جنازه های افتاده بر ساحل «پورت ال قنطاوی» یکی از پر رفت و آمد ترین محل ها در تونس باعث شدند تا بدترین کابوس تونسیان به واقعیت بپیوندد. پس از حمله به باردو هتل ها سطح امنیتی خود را بالاتر بردند و به نظر می‌رسید همه به حالت آماده باش در آمده اند. با این حال به نظر می‌رسید دولت هیچ تلاشی برای اطمینان دادن به گردشگران و بازدید کنندگان نگران که شروع به لغو رزرو های خود کرده بودند، نکرد. پس از این حمله کمپین اینترنتی «این تابستان به تونس خواهم آمد» توسط برخی از دلسوزان در جهان به راه افتاد و به نظر می‌رسید که توانسته است امید را تونسی ها و اعتماد را به گردشگران باز گرداند.

گروه تروریستی داعش مسئولیت حمله به سوسه را بر عهده گرفته است. به گواهی شاهدان عینی، عامل این حمله تروریستی قربانیانش را دستچین می کرد، خارجی ها را جدا می‌کرد و به روی آن‌ها با کلاشنیکف آتش می گشود. تونسیان بر این عقیده اند که آمار بالای کشته‌شدگان توریست یک تاکتیک برای ایجاد بی ثباتی اقتصادی در کشور بوده است.

پورت القنطاوی به نظر کمتر از نقاط دیگر آسیب‌پذیر می رسید. دولت انگلیس در وبسایت خود خطاب به گردشگران توصیه کرده است که گردشگران این کشور از بازدید از مناطقی که در جنوب تونس قرار دارند و همچنین مناطقی که تا ۳۰ کیلومتری مرز الجزایر قرار دارند اجتناب کنند. به گفته این وبسایت: «اکثر گردشگران انگلیسی در مناطق ساحلی می‌مانند و اکثر سیاحت ها بدون مشکل انجام می شود

این توصیه در‌ واقع یادآوری همان باور مهم در تونس است که هر قدر منطقه ای از مرزهای الجزایر و لیبی دورتر باشد امن تر است و اکثر گردشگران می‌توانند از سبک زندگی اروپایی خود لذت ببرند بدون اینکه کسی مزاحم آن‌ها شود.

اما این حمله به نظر می‌رسد که تمامی باور های قدیمی ما درباره تروریسم را زیر سؤال می‌برد. پیش از آنکه شبکه‌های ماهواره ای و اینترنت وارد خانه‌های تونسی شود آنچه تونسیان درباره تروریسم می‌دانستند بسیار محدود و مبتنی بر سرخط خلاصه خبرها بود. تنها کسانی که در مناطقی نزدیک به مرز الجزایر بودند می توانستند تلویزیون الجزایر را با استفاده از یک آنتن قدیمی ببینند و تصاویر تکان دهنده سرهای بریده شده و بدن های بی سر که ویژگی اصلی دوران سیاه الجزایر بود را مشاهده کنند. گویی الجزایر همزاد ما از یک جهان دیگر است. کشوری که بسیار به ما نزدیک است اما سرنوشت آن با ما متفاوت است.

سؤالی که مردم تونس این روز ها زیاد می‌شنوند این است که: «زندگی در کشوری که تروریسم آن را تهدید می‌کند چگونه است؟» رشد افراط گرایی در تونس، تبیین می‌کند که چرا فقر در این کشور افزایش یافته است و بر نظریاتی سایه تردید می افکند که تلاش می کنند توضیح دهند که چرا عده مردمانی با تحصیلات و زمینه اجتماعی مختلف که به گروه های تندرو می پیوندند روز به روز افزایش می یابد. این باور که حملات در تونس، کویت و فرانسه هماهنگ شده بودند این نطر را مطرح می‌کند که ما با تهدیدی پیچیده مواجهیم که به درمانی هزینه‌بر و طولانی مدت نیاز دارد.

بحث‌های رسانه‌‌ای اکنون حول این محور است که نفوذ ایدئولوژی وهابی و نقش حمایت‌های مالی مشکوک و مسائل مرزی چه نقشی در افزایش افراط گرایی داشته اند.

با وجود آنکه بعضی از این توضیحات ممکن است مربوط باشند اما این خط فکری بسیاری از وجه مسأله را نادیده می گیرد. از جمله اینکه چگونه تروریست ها در مدت زمانی به این کوتاهی ایدئولوژی و آموزش‌های نظامی خود را کسب می‌کنند بدون اینکه حتی لازم باشد از کشور خارج شوند. در زمانی که تکنولوژی دیجیتال تا این حد نشر اطلاعات و فرهنگ را تحت تأثیر قرار داده، چندان عملی نیست که بگوییم برخی رفتارها و وقایع صرفاً به این دلیل که منشأ خارجی دارند، خارجی محسوب می شوند.

تروریسم پس از القاعده شکل القاعده را پذیرفته اما درون آن را تغییر داده است. شاید «رشد سرطانی» استعاره مناسب تری از «حمله باکتریایی» باشد. [با این حال] این مسأله دیگر مسأله ای تماماً خارجی محسوب نمی‌شود و رویارویی مستقیم با آن دیگر کافی نیست.

منبع: گاردین

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.