پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، ‌صدها مهاجر بر روی لنجی به سوی ساحلی در لیبی که به بنیاد نجات خصوصی «موآس» بپیوندند.
قایق مهاجران با ۵۶۱ مسافر در میان آب‌های مدیدترانه به سوی لیبی شناور بود. ابتدا انبوهی از آدم ها را مشاهده می کنید، وقتی جلوتر می آیند متوجه ملیت‌های مختلف، زنان و کودکان که در هم فشرده شده اند می شوید. اکثر آنها اریتره ای و اتیوپیایی بودند.
هر یک از آنان داستان هولناکی از اینکه مورد تجاوز و یا سرقت در این سفر قرار گرفته اند دارند. با وجود سال ها کار در آفریقا این سرزمین را به خوبی می شناسم. دو هفته ای را با پایگاه کمک رسانی ساحلی مهاجران «موآس» سر کرده بودم که با خدمه این مرکز به وسیله قایق باری می رفتم تا از مهاجرانی که به کشتی «فونیکس موآی» منتقل می شدند، عکاسی کنم.
قرار بود ۱۴۰۰ مهاجر را نجات دهیم به همین منظور من شروع به گرفتن عکس‌ها کردم. سپس «کریستوفر کاترامبون» بنیانگذار موآس گفت: می خواهم تو را به قایق مهاجران بفرستم.
لباس محافظ سفید رنگی بر داشتم و و دوربین هایم را با خودم حمل می کردم. شبیه فضانوردان شده بودم. با آنان دست دادم و سعی کردم رابطه چشمی پیدا کنم. سپس بر روی موتور رفتم. این جمعیت شاید یک چهارم افراد بودند، تا زمانی که درگیری رخ داد و متوجه شدم افرادی زیرعرشه هستند.
از سوراخی سیاه رنگ و تاریک نگاه کردم . فقط آدم ها را می دیدید که روی پای هم نشسته بودند. آنان التماس می کردند: لطفا ما را بیرون بیاورید. خیلی گرم است داریم خفه می شویم.
درست شبیه نگاه کردن به عکسهای قدیمی بود که در آن کشتی های بردگان را می بینیم. آنان برای ۱۴ ساعت در همان وضعیت بوده اند.
هیچ فضایی روی عرشه وجود نداشت که آنان بتوانند بالا بیایند. به همین منظور دعوا و درگیری بالا گرفت.
با فونیکس مخابره کردم که من را برگردانند. اوضاع واقعا داشت غیر قابل پیش بینی می شد. وضعیت خطرناک بود. افرادی که در زیر عرشه بودند سعی می کردند راهی به سوی دریچه پیدا کنند. واقعا نگران و عصبی بودم که چه روی خواهد داد اگر قایق چپه شود.
به من گفته شد که باید بمانم و وضعیت را کنترل کنم. 10 ساعتی را آنجا بودم. فکر نمی کردم بتوانم به آن ‌بلندی داد بزنم، من اشرف مخلوقات نیستم. فردی به سویم کلاه گاو چرانی پرتاب کرد و من آن را بر روی لباس مخصوصم بر سر کردم تا بتوانم اذهان آنهارا منحرف کنم.
در مناطق جنگی از جمله افغانستان و اردوگاه پناهندگان سومالی کار کرده بودم، اما این ماموریت واقعا چالشی جدی بود. واقعا شوکه شده بودم. در اولین عملیات نجات باید جلوی سرازیر شدن اشکم را نگه می‌داشتم. نمی‌خواهم مهاجران احساس کنند، من در مقایسه با آنها اولویت دارم. در تلاش هستم تا نشان دهم مردم از شرایط وحشتناک نجات می‌یابند و اهمینی ندارد که آنان چقدر ترسیده اند. اگر به زیر عرشه نگاه و با هر یک از آنان شخصا صحبت می کردید، متوجه می شدید که آنها می خواستند شانسی برای تغییر دادن زندگیشان داشته باشند.
جیسون فلوریو Jason Florio عکاس و نویسنده است. وی در 15 سال گذشته به عنوان یک عکاس خبری مستقل در سراسر جهان برای نشریاتی از جمله نیویورکر، نیویورک تایمز، نیوزویک و ویرجینیا کار کرده است.

جیسون هم اکنون (جون 2015) با پایگاه کمک رسانی ساحلی مهاجران(‌موآس) MOAS_EU همکاری می کند.
عکس: گاردین/جیسون فلوریو
مترجم: گلناز سادات غفاری

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.