از شنیدن خبر بمب گذاری آثار تاریخی «تدمر» که یکی از قدیمی ترین شهرهای تاریخی در جهان به شمار می رود که خبرگزاری های جهانی آن را منتشر کردند،وحشت زده شدم،زیرا این شهر بقایای یکی از مهمترین ممالک سوریه قدیم که در دوران «زنوبیا»ملکه مشهورش شکوفا شد،را در خود جای داده است و رقیب قدرتمند تمدن روم قدیم به شمار می رفت.

به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران،روزنامه «الشروق»مصر نوشت:چه این بمب گذاری مقدمه ای برای انهدام این مملکت (مسجمه ها،ستون ها و محل نمایش و طاق های پیروزی)است و چه هشداری برای تلاش جهت بیرون کردن شان از شهر تدمر ، فرقی نمی کند مهم این است که این مکان تاریخی بمب گذاری شده است و انهدام این آثار باستانی عظیم در هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد زیرا ما با مردمی طرف هستیم که جهل و تعصب آنها با جنون آمیخته شده است و هر کاری از دست اینها بی می آید.آنها کسانی هستند که پیش از این کشتار انسان را تبلیغ کرده بنا بر این نابودی آثار تاریخی به نظر برای شان ساده تر و راحت تر است.

سوابق آنها به گونه ای است که هیچ نمی توان به آنها گمان خوب برد.آنها پس از اشغال موصل در عراق به عمد موزه موصل و محتویات آن که شامل مجسمه ها و کتیبه های متعلق به تمدن های آشوری و هلنستی که در منطقه در شش هزار سال قبل به سر بردند،را نابود کردند.همقطاران آنها در افغانستان همین کار را کردند و مجسمه بودا را در بامیان منهدم کردند.دردناک اینکه جنگ علیه یمن به 26 مکان تاریخی و باستانی از جمله سد مأرب که تاریخ آن به قرن هشتم قبل از میلاد بر می گردد و اکنون یکی از قدیمی ترین سدهای معروف جهان به شمار می رود،آسیب وارد آورده است.نابودی و ویرانی به قلعه«القاهره»و شهر«ربید»رسید که سازمان یونسکو آنها را در فهرست میراث انسانی جهانی درج کرده است.این جدای از آسیب وارد آوردن به بخش قدیمی صنعا و عمارت های زیبا و بی نظیر آن است.

بی تردید این هجمه بربری به آثار و تاریخ امری فجیع است اما فجیع تر از آن قتل و آوارگی انسان است،انسانی که از تهدید آثار تدمر یا عراق یا یمن غمگین می شود.احساس حزن و اندوه زمانی بیشتر می شود که فهرست کسانی که هر روز در جشواره جنون در سراسر جهان عرب کشته می شوند را ببینیم.پنهان نمی کنم که وقتی از بمب گذاری آثار باستانی تدمر متاثر شدم و نزدیک بود به آن مشغول شده و از مشکلات و رنج های مردم این کشور طی چهار سال اخیر غافل شوم،احساس گناه و شرم به من دست داد.

بسنده کردن به خشمگین شدنش درباره نابودی آثار باستانی موضع گیری غیراخلاقی است که می توان گردشگران را درباره آن بخشید گردشگرانی که از آثار و آفتاب کشورهای ما خوششان می آید و به انسان های موجود در آنها توجهی نمی کنند،گردشگرانی که برخی از آنها انسان را بخشی از دکور و فولکور زنده ای می دانند که منظره های آن آنها را به هیجان می آورد.زیرا هنگامی که عناصر طالبان در سال 2001 مجسمه بودا در افغانستان را نابود کردند جهان به دلیل این اقدام وحشیانه زیر و رو شد.حتی در آن زمان بحث هایی در باره دخالت مشروع نظامی در چنین وضعیتی برای دفاع از میراث با این ادعا که چنین میراثی متعلق به بشریت است و نه متعلق افغانستانی ها یا بودایی ها به تنهایی است،مطرح شد.این حادثه زمانی رخ داد که همه کشور و نه فقط مجسمه های آن در حال نابودی بود.

چیزی مشابه همین در پی اشغال تدمر توسط داعش رخ داد آن هنگام که روزنامه فرانسوی «اکسپرس»(در تاریخ 28/5/2015)مقاله ای تحت عنوان«سوریه ننگ جهان است»از یکی از نویسندگان روزنامه به نام «کریستین مکاریان»منتشر کرد که در آن از سکوت جهان در قبال خطراتی که این گنجیه ای ارزشمند را تهدید می کند،انتقاد کرد.مکاریان تاکید کرد که این حادثه وجدان جهانی را در باره فاجعه ای به درد آورده و باید همه برای توقف پیامدهای آن به پا خیزند.

مساله برای ما باید به گونه ای دیگر باشد زیرا نباید از فاجعه بزرگی که ملت های ما را فرا گرفت و قربانی نظام های مستبد خشن یا جماعت های جاهلی وحشی کرد، غافل بمانیم.این دغدغه بزرگ ماست که در صدر دغدغه های مان باید قرار گیرد.همچنین ما نباید بین گزینه دفاع از کرامت ملت های مان و دفاع از کرامت آثار تاریخی مان یکی را انتخاب کنیم.اگر بتوانیم باید هر دو را در صدر دغدغه های خود قرار دهیم زیرا دادن اولویت به ملت های مان نباید باعث شود که دفاع از تاریخ و تمدن را نادیده بگیریم.اگر بگوییم که دغدغه ما مظلومیت ملت های ماست این بدان معنی نیست که تنها دغدغه است بلکه باید جامعه به گونه ای کرامت و آزادی خود را بازیابد که بتواند از آثار و میراث تمدنی و همه میهن های مان دفاع کند.

نویسنده:فهمی هویدی

منبع :الشروق

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.