به گزارش جماران، دکتر فاطمه راکعی، دبیر کل جمعیت زنان مسلمان نواندیش، شاعر و پژوهشگر ایرانی که علاوه بر استادی دانشگاه الزهرا، در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از جمله نمایندگی مجلس شورای اسلامی ایران، حضوری فعال داشته است، در گفت‌وگو با شفقنا، با اعتقاد بر مغفول ماندن لزوم ارتباط ارگانیک و معنی دار زنان جهان اسلام، بر نقش زنان فرهیخته ایران در آغاز و پی گیری این موضوع تاکید می کند و می گوید «اولین کاری که باید صورت بگیرد، ایجاد نهادی با عنوان مجمع زنان مسلمان یا عنوان مشابه دیگر، متشکل از نمایندگان NGOهای فعال زنان در جهان اسلام و برخی اشخاص حقیقی فعال در این حوزه به ابتکار ایران است که مقر ثابت آن نیز با توجه به وضعیت ناامن برخی کشورهای مسلمان، می‌تواند کشور ما باشد.»

متن گفت و گو با دکتر فاطمه راکعی را در ادامه می‌خوانید:

در اغلب کشورهای جهان اسلام، چه در کشورهای انقلاب دیده مانند مصر و چه در کشورهایی که در جنگ هستند مانند سوریه، زنان و کودکان، بیش از هر گروه دیگر مورد خشونت،آسیب، قتل و تجاوز قرار گرفته و می گیرند. آیا در جهان اسلام و در همین کشورها، زنان فعال توانمند می توانند ابتکار عمل را به دست گرفته و در راستای کاهش خشونت علیه زنان یا کمک به زنان آسیب دیده اقدام کنند؟ چه راهکار و پیشنهادی برای کمک به این زنان دارید؟

یکی از مسایلی که متاسفانه علی رغم تاکیدات فراوان زنان فعال و اندیشمند ایرانی در طول سی سال و اندی که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد، همواره مغفول ماند، ارتباط ارگانیک و معنی دار زنان جهان اسلام است. دنبال کردن این موضوع، امروز که بسیاری از کشورهای اسلامی درگیر جنگ و برادرکشی اند، ضرورتی است که باید توسط زنان فرهیخته ایران انجام شود. هنگامی که در مجلس ششم، پیوستن ایران به «کنوانسیون رفع هر گونه خشونت از زنان»مطرح بود، با کمال تعجب شاهد بودیم که کشورهای اسلامی بدون ارائه دلایلی مشخص، با تحفظ های کاملا متفاوت و گاه بدون تحفظ به این کنوانسیون پیوسته اند. همین مساله کافی بود که دوباره به طور جدی برای ایجاد نوعی هم اندیشی و اتخاذ دو موضع هماهنگ در این گونه موارد به فکر برقراری ارتباط بین زنان فعال و فرهیخته کشورهای اسلامی بیفتیم و تصمیم گرفتیم از طریق جمعیت ها و NGO های فعال زنان، این نوع ارتباط ها را دنبال کنیم که با تغییر دولت و مجلس و نوع برخوردی که در 8سال اخیر با احزاب و جمعیت ها و نهادهای غیر دولتی زنان صورت گرفت، این مهم تا امروز به تعویق افتاده است.

آیا تشکل‌های غیردولتی کافی که به امور زنان بپردازند در خاورمیانه وجود دارد که چنین شکایت ها یا مراجعاتی را پیگیری کنند؟

قطعا تشکل هایی وجود دارد، اما گمان می کنم اولین کاری که باید صورت بگیرد، ایجاد نهادی با عنوان مجمع زنان مسلمان یا با عنوان مشابه دیگر، متشکل از نمایندگان NGOهای فعال زنان در جهان اسلام و برخی اشخاص حقیقی فعال در این حوزه به ابتکار ایران است که مقر ثابت آن نیز با توجه به وضعیت ناامن برخی کشورهای مسلمان، می تواند کشور ما باشد. امیدوارم دولت آقای روحانی در این زمینه لااقل فعلا از نظر اختصاص مکانی مناسب به این امر و مساعدت در مورد هزینه های مربوط به آمد و رفت و اسکان کسانی که برای هم اندیشی دعوت می شوند، NGOهای زنان را یاری کنند. زنان فرهیخته و فعال حقوق زنان در کشورهای اسلامی عمدتا برای ما شناخته شده اند. می‌توان با دعوتی از آنها به تهران سریعا مجمع را تشکیل داد و به تدوین اساسنامه و مرامنامه پرداخت. قطعا حقوقدانان در شکل گیری این نهاد و تعریف حقوقی جایگاه و وظایف آن ما را یاری خواهند کرد. در این صورت می توان با هم اندیشی، تدابیر لازم برای کاهش خشونت علیه زنان و کمک به زنان آسیب دیده و احقاق حقوق آنها را از طریق مراجع ذیزبط در جهان اسلام و نیز از طریق نهادهای غیردولتی بین المللی فعال در امور زنان در سطح بین المللی پیگیری کرد.

در کشورهایی مثل مصر با اینکه زنان در کنار مردان علیه استبداد قیام کردند اما نه تنها به سهم قابل قبولی از مدیریت اجتماعی نرسیدند بلکه میراث انقلاب برای جمع زیادی از زنان مصری تحمل خشونت و تجاوز بوده است. دلیل این عقب ماندگی جوامع مسلمان چیست که توان تحمل حضور زن در اجتماع را ندارند و چرا علاوه بر عدم تحمل حضور زنان، با آنها با خشونت نیز برخورد می شود؟

تاریخ صدراسلام را که مطالعه می کنیم، از خدیجه کبری‌(س) تا زهرای اطهر و زینب کبری(س) همگی شخصیت هایی اجتماعی، سیاسی و در این حوزه ها نقش آفرین بوده اند. خدیجه کبری در بعد اقتصادی نیز شخصیتی برجسته و تاثیرگذار در زندگی رسول خدا(ص) و سرنوشت نهضت اسلامی به شمار می رود. زینب(س) در تاریخ اسلام به پرچمدار قیام کربلا معروف است. اینکه بعد از چندین قرن و پیشرفت های غیر قابل انکار جوامع انسانی به لحاظ فکری، علمی و فرهنگی چه طور برخی جوامع اسلامی، امروز تحمل حضور زنان در اجتماع را ندارند و مانند عصر جاهلیت با آنان خشونت می ورزند، مساله ای غریب و پیچیده است که باید پژوهش های لازم در مورد موجبات و علل آن صورت گیرد. به نظر می رسد سنت دیرین مردسالارانه که در واقع یک معضل جهانی است، در جوامع اسلامی نیز ریشه دارد. برتری جویی ها، خودخواهی ها، انحصارطلبی های مردانه و زن را چون شیئی برای خود و در تملک خود خواستن، او را جنس دوم و ضعیفه تلقی کردن، برخوردهای قیم مآبانه و از موضع امر و نهی و بالاخره خانه نشین و در خدمت خود خواستن زنان از پی آمدهای چنین نگرشی است که متاسفانه در کشورهای اسلامی، برخی افراد رنگ و لعاب دینی نیز به آن داده اند. یعنی مردان برای توجیه رفتارهای غیرانسانی خود در این جوامع، عملا به توجیهات دینی با استناد به برخی آیات و عبارات قرآنی و پاره ای منابع اسلامی و احادیث و روایات که اتفاقا بارها و بارها در همین جهان اسلام، توسط علما و اندیشمندان دینی، مورد بررسی و تبیین قرار گرفته و از آنها سوءتفاهم زدایی شده است، توسل می جویند. یک دلیل دیگر برای چنین وضعیتی رفتارهای برخی زنان در جوامع اسلامی است که به دلیل عدم اعتقاد به باورهای دینی و گرایش به فرهنگ غرب و آزادی هایی از نوع غربی، با پوشش و رفتارهای خارج از هنجارهای فرهنگی جوامع اسلامی در جامعه ظاهر می شوند. البته این گونه رفتارها از سوی زنان، گاه نیز به صورت واکنش در مقابل رفتارهای قیم مآبانه و تحقیرآمیز مردان صورت می گیرد که در نهایت عمدتا به زیان جامعه زنان تمام شده، فشارها و امر و نهی ها را در مورد آنان افزایش می دهد. گرچه اعتقادها و باورهای دینی مساله ای شخصی است که به خود افراد بستگی دارد و اگر کسانی با وجود داشتن شناسنامه مسلمان، اعتقادی به دین یا اصولا فراماده ندارند، این امر مربوط به خودشان است، چنانکه بسیاری از مردان مسلمان نیز باورهای دینی ندارند اما نوع رفتار و حضور در جوامع اسلامی که اکثریت آنها را مسلمانان تشکیل می دهند باید تابع هنجارها و فرهنگ رایج در این جوامع باشد که با رای و نظر اکثریت اداره می شود. این نیز مساله ای است که گمان نمی کنم از میان فرهیختگان کسی آن را نپذیرد. مساله این است که متاسفانه در بسیاری از کشورهای اسلامی، به گونه ای با قضیه برخورد می شود که گویی رعایت این ضوابط در هنجارها یک طرفه و از سوی زنان باید انجام پذیرد و مردان در این زمینه مسئولیتی ندارند. انگار رعایت عفاف، نوع پوشش و نوع رفتار اجتماعی تنها برای زنان است. وفاداری، حفظ کیان خانواده و نگرانی برای آینده کودکان نیز گویی فقط به عهده زنان باید باشد. چنان که در صورت عدم رعایت این مسایل از سوی مردان، نه تنها برخورد قانونی و واکنش لازم نسبت به آنها صورت نمی‌گیرد بلکه همواره تلاش ها و اقداماتی برای تدوین و تصویب قوانین موید چندهمسری و ازدواج موقت و از این قبیل، از سوی مسئولان و دولتمردان وجود دارد که رفتارهای واکنشی را از سوی زنان بر می انگیزد. در هر حال همان طور که گفته شد، علت برنتافتن حضور اجتماعی زنان در جوامع اسلامی دلایل عدیده و پیچیده دارد، که پژوهشگران مسایل اجتماعی با علت یابی دقیق برای این مسئله باید چاره‌ای بیندیشند.

چگونه می‌توان این فرهنگ را ارتقا داد و زنان جهان اسلام چه نقشی می توانند در ارتقای فرهنگ جامعه خود داشته باشند؟ پیامبر(ص)، 1400 سال پیش، رسالتش را با گفت وگو و صلح به کشورهای اطراف و افراد مختلف عرضه می کرد، چه اتفاقی در جامعه اسلامی رخ داده که پس از قرن‌ها به دوره جاهلی بازگشت کرده و به جنگ به جای گفت وگو و به برادر کشی متوسل شده است؟

علت این که پیامبر اکرم(ص) در صدراسلام علی رغم دشواری های اطلاع رسانی می توانستند پیام اسلام را به اقصی نقاط جهان برسانند، این بود که در آن زمان دوگانگی و چندگانگی های فکری، اختلافات مذهبی و فرقه ای و تفسیرها و تعبیرهای گوناگون از قرآن و دیگر منابع اسلامی و شیوه ابلاغ دین وجود نداشت؛ هر چه بود پیام های الهی بود و انسانی و اخلاقی: به دیگران ظلم نکنید، انسان ها را دوست بدارید، عدالت بورزید، خشونت نکنید، به زنان احترام بگذارید، از زنده به گور کردن آنها دست بردارید، خدای یگانه را بپرستید، بنده کسی جز خدا نباشید، به پیام پیامبران گوش جان بسپارید و بدانید که با مرگ، هیچ چیز تمام نمی شود. جهان پس از مرگ را دریابید، نماز را به پا دارید، روزه بگیرید، به حج بروید، خمس و زکات مالتان را بپردازید (در مورد متمولین و ثروتمندان)، همدیگر را به خوبی ها امر و از بدی ها نهی کنید. به پدر و مادر و بزرگتر ها احترام بگذراید. از فقرا و یتیمان دستگیری و به آنها محبت کنید. در دین خدا هیچ گونه تبعیض قومی، قبیله ای، طبقاتی (مبتنی بر ثروت) و جنسیتی (فرق بین زن و مرد) وجود ندارد، غیبت نکنید، دروغ نگویید و تهمت نزنید و ... و .... می بینیم که این پیام ها در حد اصول و فروع دین که در واقع پیام سلسله پیامبران الهی برای بشریت است، به قدری صریح، روشن و منطبق با فطرت بشری است که علی رغم همه مشکلات مربوط به طی مسافت و اطلاع رسانی، پیامبر(ص) توانست به آسانی پیام خود را به جهان ابلاغ کند و جهان در چه وسعتی آن را به جان پذیرفت. هنوز در اقصی نقاط جهان، انسان ها به این دین می‌گروند و نهضت پیامبر و اسلام گرایی همچنان ادامه دارد اما وقتی در تفسیر و تاویل همین دین روشن و موافق فطرت های انسانی و شیوه های ابلاغ آن اختلاف نظر ایجاد می شود، هر کس نوع نگاه و گرایش و سلیقه خود را در آن دخالت می دهد و حقیقت به صورتی در می آید که امروزه شاهد آن هستیم. اختلاف نظر بین فقها تا اندازه‌ای شدت گرفته است که یکی دیگری را خارج از اسلام قلمداد می کند و انگ نامسلمانی می زند. مذاهب و فرق متفاوت اسلامی، بعضا با دیدگاه‌های متصلب، هر گونه تطبیق احکام و قوانین اسلامی با مقتضیات زمان و مکان را نفی می کنند و بعضا برای ابلاغ دین به هر شیوه ای حتی غیراخلاقی و غیر انسانی متوسل می شوند و در نتیجه متاسفانه جنگ ها و خونریزی هایی را که امروزه در جوامع اسلامی شاهد آن هستیم، دامن می زنند. در این میان، بهتر می دانید که در تشیع، انسان دوستی، اعتقاد به حقوق و کرامت انسان ها، عدم تبعیض، تساهل و تسامح، احترام به آرا و افکار دیگران و فرهنگ گفت وگو، اخلاق در تمام معانی عالی آن، مهر و محبت و عواطف رقیق انسانی، جاری و ساری است. مهرورزی شدید و عمیق شیعیان نسبت به پیامبر(ص) و ائمه(ع) تا حد ستایش و بوسیدن مرقد آنها و آیین هایی که با یاد و خاطرات این بزرگان در سراسر جهان شیعه به ویژه در ماه های رمضان و محرم برگزار می شود، اشک ها و شیون های شیعیان بعد از گذشت این همه سال در سوگ امام علی(ع)، امام حسین(ع) و یارانش در واقع حاکی از نفی هر گونه خشونت و داشتن گرایش قوی و جدی به روابط توام با ملاطفت و مهربانی و حتی ایثار و از خودگذشتگی در ارتباط با دیگران است.

اگر بتوان بی آنکه به وحدت اسلامی خدشه ای وارد شود، مکتب و فرهنگ تشیع را آن گونه که هست و در آیین سیره و زندگی پیامبر، امام علی(ع)، خدیجه(س)، زهرا(س)، زینب(س) و دیگر ائمه(ع) و بزرگان دین به روشنی هویداست، به جهانیان معرفی کرد، بی شبهه چهره خشونت ستیز، مهربان و انسان دوست اسلام را به جهان نمایانده ایم ، که با شناخت و گرایش به آن جهان به سوی آینده ای روشن که برای شیعیان ترسیم شده گام هایی بلند برخواهد داشت. زنان جهان اسلام می توانند در صورت ایجاد ارتباط ارگانیک و هدفمند، پیشگامان این حرکت بزرگ باشند

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.