سید محمدصادق خرازی، سفیر سابق ایران در سازمان ملل متحد و کشور فرانسه و همچنین مشاور ارشد سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور اسبق ایران معتقد است، مصر به سادگی روی آرامش و ثبات را نخواهد دید. او احتمال داد که اخوان و طرفداران آن‌ها، فعالیت زیر زمینی خود را آغاز کنند و حتی دست به سلاح برده یا با سلفی‌ها ائتلاف کنند.

به گزارش جماران، دکتر سید محمدصادق خرازی در گفت‌وگو با شفقنا به بررسی و تحلیل تحولات اخیر مصر پرداخت و آینده این کشور را چنین ترسیم کرد: از این به بعد بسیاری از جریان‌ها در مصر تلاش بیشتری خواهند کرد حمایت ارتش را به سمت خود جلب کنند تا قدرت خود را تثبیت کنند، ارتش نیز نمی‌تواند خود را بی‌طرف کامل بنامد. احتمالا اخوان المسلمین و طرفداران آن‌ها، فعالیت زیر زمینی خود را آغاز خواهند کرد و چه بسا در آینده دست به سلاح برده یا با سلفی‌ها ائتلاف کنند و به جریان‌های تندرو و خشونت، روی بیاورند. دولت آینده مجبور خواهد شد برای تمرکز بر مشکلات داخلی از سیاست خارجی فاصله بگیرد و جایگاه منطقه ای و بین المللی مصر باز هم ضعیف‌تر خواهد شد. بعید است مصر به این سادگی ها بتواند روی آرامش و ثبات را ببیند. متن گفت وگو به شرح زیر است:

با توجه به اتفاقات اخیر در مصر وضعیت کنونی این کشور را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

به نظر می‌رسد که مصر در یک وضعیت خاصی به سر می‌برد. از یک طرف مردم از قدرت اخوان راضی نبودند و اخوان المسلمین نتوانسته بود بخش عمده ای از مخالفان را راضی نگاه دارد و مسئله دوم روانشناسی شخصیتی از مدیریت ایدئولوژیک مرسی و بی توجهی به برنامه‌ها و تعهدات انتخاباتی، موج ناراحتی را رقم می زد. همان‌گونه که می‌دانید میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری سال قبل مصر قریب پنجاه درصد بود و از این پنجاه درصد، مرسی قریب پنجاه درصد رای آورد یعنی به صورت واقع بینانه بیش از هفتاد وپنج درصد مردم مصر با دولت و حاکمیت اخوان مشکل دارند. اپوزیسیون قوی و صاحب اعتبار بین‌المللی توسط عمرو موسی و محمد البرادعی حضور دارد که بستر سقوط دولت اخوان و مقدمات کودتای ارتش و بازگشت قدرت در دست نظامیان فراهم آمده است و من ارزیابی مبتنی بر مخالفت مردم از این که مرسی و اخوان المسلمین سقوط کرده اند، ندارم. تقریباً بخش عمده از جامعه مدنی، احزاب و مطبوعات از روح حرکت نظامیان بصورت یک حرکت موردی و موقت در جهت ثبات و امنیت، یا سکوت کرده اند یا دفاع نموده اند، اما می‌شود گفت که آحاد جامعه در شوک به سر می‌برند و از طرف دیگر یک فضای شبه کودتایی بر کشور حاکم است.

چرا شبه کودتا؟

چرا که همه از این حرکت ارتش و سقوط مرسی راضی هستند. در فضای کودتایی بسیاری از فعالیت های اجتماعی و رسانه ها تعطیل می شوند، اما در حال حاضر چنین اتفاقی نیفتاده است. رسانه ها با جدیت به کار خود ادامه می دهند و یک فضای باز سیاسی در مصر جریان دارد؛ هم اخوان بیانیه های خود را می دهد و هم شبکه های مستقل فعالیت خود را دنبال می کنند و هم سیاستمداران آزادانه حرف خود را می زنند. حتی سلفی ها نیز آزادانه به فعالیت خود ادامه می دهند .تنها وضعیت اخوان بغرنج است و شبکه های آنها همگی تعطیل شده است. شبکه تلویزیونی 25 اخوان قطع شده و 300 تن از اعضای اخوان المسلمین دستگیر شده اند. همچنین مرسی در حصر در وزارت دفاع به سر می برد. اما عدم مخالفت عمومی از این وضعیت بالاست. یعنی مردم در خیابان ها در دفاع از حرکت ارتش به ابراز شادمانی پرداخته اند. برای همین در حال حاضر یک وضعیت خاص حاکم است.

اخوان مسلمین در وضعیت مناسبی به سر نمی‌برند، ممکن است تنش جدیدی در مصر رخ دهد؟

پیش بینی نمی‌شود که تنش شدیدی رخ دهد برای این که جریان های خشونت طلب که سلفی‌ها باشند به نوعی به حاکمیت محمد مرسی خیانت کردند و پیمان خود را با او روز سه شنبه شکستند و در صف مخالفان آمدند. الازهر، جامعه قبطی ها و صوفی‌ها که نهادهای دینی مصر به حساب می آیند نیز همگی در مقابل اخوان المسلمین قرار گرفتند. برای همین جریان مخالف وضعیت موجود تنها اخوانی‌ها ماندند که آنها نیز مورد قلع و قمع قرار گرفته اند. به همین دلیل آنها نیز به دلیل این که اکنون در وضعیت اقلیت سیاسی قرار گرفته اند و اقبال عمومی ندارند، نمی‌توانند کاری از پیش ببرند. اگر هم بخواهند خشونت به خرج دهند، با واکنش ارتش مواجه خواهند شد، اما ممکن است به تدریج به یک قدرت زیرزمینی فعال تبدیل شوند و بخواهند در آینده فعالیت های تازه ای را علیه دولت جدید انجام دهند که باید منتظر ماند و دید.

تحولات رخ داده در مصر را می‌توان کودتا نامید یا ادامه پیگیری مطالبات انقلاب 25 ژانویه؟

در ظاهر می‌توان گفت کودتاست، اما در حقیقت نمی توان آن را کودتا دانست. چون عناصر و نشانه های کودتایی خیلی مشهود نیست. نهادهای مدنی که صاحب ابزارهای اعمال قدرت نیستند از ارتش و نظامیان خواسته اند که به پشتوانه حضور میلیونی ملت در خیابان‌ها دخالت کرده و رییس جمهور و حکومت او را سرنگون کند. علاوه بر آن این اتفاق بعد از رایزنی های طولانی میان جریان های سیاسی مخالف و موافق حکومت و ارتش با مرسی رخ داده است. ثالثاً عملکرد نه چندان موفق اخوان المسلمین و محمد مرسی باعث به وجود آمدن وضعیت کنونی شده است. اخوانی‌ها در طول این یک سال کارهایی که هیچ کس جرات انجام آن را نداشت، انجام دادند. مثلاً علیه قضات که عموماً در مصر همانند پاکستان مستقل و صاحب قدرت هستند، وارد عمل شده و اقدام به عزل، نصب و نفوذ در آن کردند که با واکنش شدید قضات مواجه شدند یا اینکه در برابر دادگاه عالی قانون اساسی تجمع کرده با برخی از افراد آنان درگیر شدند و به طرف ساختمان قانون اساسی سنگ و مواد آتش زا پرتاب کردند که با واکنش شدید اجتماعی و سیاسی مواجه شد. چرا که دادگاه قانون اساسی مصر و نهاد قضایی از احترام بسیار بالایی در این کشور برخوردار است. مبارک هیچ گاه نتوانست با آنها برخورد کند و حتی انور سادات نیز تلاش می کرد همواره رضایت قضات و دستگاه قضایی را جلب کند، اما اخوان تلاش کرد که این هیبت را بشکند که در این راه شکست خورد. علاوه بر آن قطب بندی ای که مرسی و اخوانی ها در جامعه ایجاد کردند را بسیاری مسبب اصلی این جریان می دانند. مثلاً سخنرانی ضد شیعی مرسی یا کنفرانسی که با حضور علمای سلفی توسط اخوان المسلمین ترتیب داده شد و در آن علیه شیعیان و حزب الله و ایران و سوریه نطق‌های آتشین ایراد شد. همه این موارد به ضرر مرسی و اخوان تمام شد. به خصوص بعد از شیعه کشی‌ای که به فاصله یک هفته از سخنرانی مرسی انجام شد و طی آن شیخ حسن شحاته کشته شد؛ اتفاقی که در تاریخ مصر سابقه نداشته است. مردم حتی سنی‌‌‌ها و سکولارها، اخوان و مرسی را متهم کردند که جانب طایفه گری را گرفته و با نزدیک شدن به سلفی ها جنگ شیعه و سنی در کشور به راه انداخته است. مضافاً بر آن این فکر القا شد که اخوان حاضر است برای حفظ قدرت حتی با خشن ترین افراد جامعه یعنی سلفی ها ائتلاف کند و فقط قدرت را نگه دارد. این مسایل باعث نفرت عمومی شد که اگر چیزی شبیه کودتا هم رخ دهد با حمایت عمومی مواجه شود.

دخالت ارتش و متزلزل شدن دموکراسی نیم بند موجود در مصر چه تبعاتی را به دنبال خواهد داشت؟

بی شک دخالت ارتش در روند سیاسی تبعاتی خواهد داشت. از این به بعد بسیاری از جریان ها تلاش بیشتری خواهند کرد تا حمایت ارتش را به سمت خود جلب کنند تا قدرت خود را تثبیت کنند. از سوی دیگر ارتش دیگر نمی تواند خود را بی طرف کامل بنامد چرا که به هر حال به نفع جریانی علیه جریان دیگری که با رای مستقیم مردم طی یک انتخابات آزاد به قدرت رسید، وارد عمل شده است. اسلام گرایان و اخوانی ها در ادامه فعالیت های خود خواهند گفت که ارتش دیگر بی طرف نیست و نظامیان را افراد قابل اعتمادی نخواهند دانست. اگر در زمان انقلاب فوریه دو سال و نیم پیش نظامیان توانسته بودند اعتماد اخوان را به خود جلب کنند الآن این اعتماد از بین رفته است. به هر صورت همانند ترکیه دهه های هشتاد و نود هر حرکت سیاسی بانگرانی از عکس العمل ارتش دنبال خواهد شد، اما به این معنا هم نیست که دموکراسی از این کشور رخت بر بسته است. چرا که قدرت به نهادهای مدنی تحویل داده شده و ارتش تلاش دارد حداقل در عمل خود را پاسدار و مدافع دموکراسی و حق طلبی مردم و نهادهای سیاسی و مدنی نشان دهد، اما در عین حال نمی توان منکر قدرت گرفتن ارتش شد. وضعیت بیشتر شبیه ترکیه قبل از اردوغان در دهه های هفتاد، هشتاد و نود میلادی است که ارتش قدرت بسیاری در کشور داشت. آینده سیر تحولات را بیشتر نشان خواهد داد.

مصر دوباره روی ثبات را خواهد دید؟

بعید است مصر به این سادگی ها بتواند روی آرامش و ثبات را ببیند. بزرگترین مشکل این کشور مشکل اقتصادی است که نقش عمده ای در سرنگونی حکومت مرسی نیز داشت. قیمت سوخت در این کشور رو به افزایش است و فرار سرمایه از آن شدت گرفته است که سقوط شدید بازار بورس قاهره دلیلی بر این ادعاست. از لحاظ امنیتی نیز کشور در وضعیت بسیار سختی به سر می برد. در زمان مرسی جریانی به مخالفت از جریان حاکم فعالیت زیر زمینی یا عملیات مسلحانه دنبال نمی کرد اما اکنون جریانی جدید یعنی اخوان و طرفداران آنها، فعالیت زیر زمینی خود را آغاز خواهند کرد و چه بسا بعداً بخواهند دست به سلاح ببرند. همچنین بعید نیست که به ائتلاف با سلفی ها و جریان های تندرو روی بیاورند که آنها نیز عموماً طرفدار خشونت هستند. آن گاه وضعیت امنیتی مصر باز هم بدتر خواهد شد. از نظر اجتماعی نیز وضعیت خوبی ندارد؛ شکاف اجتماعی بالاست و فقر در کشور بیداد می کند. بنابراین قطعاً با فروکش کردن هیجانات فعلی واقعیت ها به خوبی خود را نشان خواهند داد و مشکلات تازه ای بروز خواهد کرد که برای دولت آینده قطعاً مشکلات فراوانی را به وجود خواهد آورد، اما بی شک دولت آینده مجبور خواهد شد که برای تمرکز برمشکلات داخلی از سیاست خارجی فاصله بگیرد. به همین دلیل دیگر شاهد فعالیت دولت مصر در تحولات سوریه نخواهیم بود یا این که جایگاه منطقه ای و بین المللی مصر باز هم ضعیف خواهد شد

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.