بنیامین نتانیاهو و راستگرایان اسراییل، درست به قابل پیش بینی ترین کار ممکن دست زدند، ‏آن‌قدر «ابتکار» و «خلاقیت» به خرج ندادند که دست کم کاری مهم‌تر و برجسته‌تر از تحلیل یک ‏ماه پیش رسانه‌های بین‌المللی انجام دهند: یک راست رفتند سراغ پیش پاافتاده‌ترین گزینه ممکن ‏برای «پیروزی در انتخابات» که چیزی جز یک «دشمن خارجی وحشت‌آفرین» نیست. اگر به ‏دورنمای ذهنی نتانیاهو و کابینه دست راستی او بنگریم، درمی‌یابیم که «پیروزی در انتخابات» ‏آتی اسراییل به تنهایی هم آن‌قدر برای آنها انگیزه ایجاد می‌کند که آزمون قدرت موشک‌های حماس ‏را به جان بخرند، اما بی‌شک این تمام دلیل اسراییل برای آغاز ستیز با غزه نیست. پس از چهار ‏سال آتش بس نانوشته و توافق شکننده درباره خاموشی آتش بارها، اسراییل درست در زمانی دست ‏به این ماجراجویی زد و حماس را شوراند که به نظر می‌آمد، فلسطین دارد به جای خوب داستان ‏می‌رسد.

انگیزه «سیاسی» نخست وزیر اسراییل را برآیندی از ده‌ها توجیه و دلیل همراهی ‏می‌کند. آسان است، دریافتن این‌که در شرایط جنگی و امنیتی و در زمانی که تل آویو نیز هدف ‏موشک‌های حماس قرار گرفته، انتخاب اسراییلی‌ها می‌تواند به شکل‌گیری کابینه‌ای حتی تندتر و ‏رادیکال‌تر از کابینه دست راستی کنونی نتانیاهو بینجامد و به این ترتیب نخست وزیر اسراییل ‏را که از سوی فعالان ضدجنگ، گروه‌های ناراضی، جامعه بین‌المللی و در راس آن کاخ سفید ‏با اتهام «آتش افروزی» روبه رو است در جایگاهی «معتبرتر» قرار دهد و دست او را برای ‏هرگونه کاری پس از انتخاب دوباره اش باز بگذارد. در کنار این انگیزه جدی، نتانیاهو از ‏ماجراجویی تازه خود هدف‌های مهم دیگری را در دو فاز سیاسی، بین‌المللی و امنیتی، نظامی دنبال ‏می‌کند. نخستین هدف، می‌تواند انزوای حماس باشد. پس از گذر سال‌ها که به نظر می‌رسید جهان تمایلی ‏به پذیرفتن این گروه در معادله‌های سیاسی منطقه ندارد، رویدادهای خاورمیانه، به قدرت رسیدن ‏اخوان المسلمین در تونس و مصر و هم پیمانی حماس با دیگر قدرت‌های عرب منطقه در بحران ‏سوریه شرایطی را فراهم آورد که جایگاه این گروه فلسطینی در منطقه ارتقا یابد و حماس به سوی ‏ایفای یک نقش سازنده و تاثیرگذار سوق داده شود.

دیدار بی‌سابقه چند هفته پیش امیر ‏قطر از غزه، در حقیقت زنجیره پایانی یک سلسله رایزنی و گفت وگو و تفاهم بود که از سال 2010برای مجاب ساختن حماس به فرآیند سیاسی آغاز شد و به نظر می‌آمد که با تفاهم دوحه به ‏نتیجه رسیده است. می‌توان گفت حماس در مرزهای یک اعتبار سیاسی منطقه‌ای قرار داشت که ‏تجربه‌ای تازه و نو برای این گروه به شمار می‌رفت و می‌توانست براساس این اعتبار، دست به ‏نوسازی جدی ساختار خود زند که آینده سیاسی آن را تضمین می‌کرد.

حمله ناگهانی به غزه ‏که با مرگ احمد جعبری، فرمانده گردان‌های «عزالدین قسام» از چهارشنبه گذشته آغاز شد، ‏حماس را بار دیگر در موقعیتی دشوار قرار می‌دهد. این گروه که گام به گام به سوی پذیرفتن ‏نقش سیاسی پیش می‌رفت، اکنون ناچار به پاسخ‌گویی نظامی به اسراییل است و این می‌تواند روند ‏ورود حماس به فرآیند سیاسی را متوقف سازد. بی‌تردید برای اسراییل یک حماس وابسته به ‏شاخه‌های نظامی، خطر بسیار کمتری دارد تا یک حماس پذیرفته شده در فرآیند سیاسی دموکراتیک ‏که با حضور در این فرآیند، مجال گسترش اندیشه و ایده‌های خود و صدور آن به تمامی فلسطین ‏یکپارچه را می‌یابد. اسراییل حماس را در جایگاه «دشمن خارجی ناآرام» می‌خواهد نه «شریک ‏فلسطینی حاضر در بخشی از قدرت» و به همین سبب بی‌تردید مهم ترین دشمن پیمان دوحه میان ‏حماس و فتح، اسراییل است. حمله اخیر، به دنبال تحریک حماس برای خروج از فاز سیاسی و ‏بازگشت به فاز نظامی است. ‏

این جنگ البته تنها حماس را در موقعیت دشوار قرار نمی‌دهد. دشواری دو چندانی این روزها ‏برای محمود عباس رقم خورده است. او از یک سو نمی‌تواند در قبال بمباران بخشی از سرزمین ‏و مردم خود سکوت کند، از سوی دیگر، سکوت نکردن او نیز کار چندانی از پیش نخواهد برد. ‏تجربه نشان داده که هرگاه غزه زیر فشار قرار گرفته، نخستین گلایه مندی‌ها و اتهام پراکنی‌ها سهم ‏کرانه باختری بوده است. بی‌شک حماس در این روزها، انتظار همراهی همه جانبه فتح و ‏دولت خودگردان را دارد و میزان این همراهی در فرآیند سیاسی آینده فلسطین هم تاثیرگذار ‏خواهد بود. اسراییل درست در زمانی وارد نبرد با بخشی از فلسطین ‏شده که بخش دیگر فلسطین بی توجه به تهدیدهای اسراییل و مخالفت امریکا، تلاش ادامه دار خود ‏برای تشکیل کشور فلسطینی را به سر منزل مقصود رسانده و کشور عضو سازمان ملل ‏متحد، در انتظار درخواست رسمی دولت خودگردان بودند. محمود عباس پس از نطق شورانگیز ‏سال گذشته خود در سازمان ملل متحد و درخواست وتو شده «عضویت دایم در سازمان ملل»، ‏تصمیم داشت تا پایان نوامبر، درخواست ثبت «کشور غیر عضو فلسطین» را به سازمان ملل متحد ‏ارائه کند و انتظار می‌رفت که درخواست او مناقشه‌ای جدی در سازمان ملل را درباره وضعیت ‏فلسطین برانگیزد.

اکنون با آغاز جنگ، همزمان با پروپاگاندای گسترده اسراییلی‌ها، روشن ‏نیست که محمود عباس با درخواست ثبت «کشور غیر عضو فلسطین» چه خواهد کرد و اگر ‏هم چنان بر این درخواست پافشاری کند، واکنش اکثریت کشورهای عضو مجمع عمومی سازمان ‏ملل متحد چه خواهد بود. اسراییل با توجه به تجربه سال گذشته در این باره می‌دانست محمود عباس بی‌توجه به تهدید اسراییل و مخالفت امریکا، فرآیند تشکیل کشور خود را دنبال ‏می‌کند، بنابراین با تنش زایی در غزه هم اینک محمود عباس را در موقعیتی متزلزل قرار می‌دهد ‏و هم بار دیگر دوپار‌گی فلسطین را یادآوری می‌کند، مسئله‌ای که پیش از این از سوی سازمان ‏ملل متحد به عنوان مهم ترین «دلیل رد درخواست فلسطینیان» برشمرده شده بود. ‏

این هدف‌های سیاسی، بین‌المللی اسراییل، در کنار هدف مهم امنیتی و نظامی از آغاز این ‏جنگ قرار گرفته است. شهرهای جنوبی اسراییل در تیررس موشک گروه‌های ‏فلسطینی قرار دارند. اسراییل در چهار سال آتش بس نانوشته، بر قدرت اطلاعاتی خود افزوده ‏و هدف مهم خود در این جنگ را «نابودساختن تمامی زیرساخت‌های نظامی» در غزه قرار داده ‏است. حجم بمباران منطقه‌های مختلف غزه در قیاس با آمار قربانیان آن و نقشه راه ‏هدف گیری‌های ماشین نظامی اسراییل نشان می‌دهد که آنها دارای یک مکان یابی به نسبت دقیق از ‏تجهیزات نظامی و سامانه های موشکی حماس هستند، هم چنان که تلاش دارند تا در همین بمباران ‏چند روزه، برخی از مهره‌های کلیدی شاخه نظامی حماس را نیز از سر راه خود بردارند. هدف ‏نظامی اسراییل را می‌توان در کنار بحث رایج این روزهای رسانه‌های جهانی درباره «آزمایش ‏قدرت نظامی» و «پیش نیاز جنگ با ایران» نیز قرار داد که بی‌شک به ما در نیت‌خوانی نتانیاهو ‏کمک می‌کند.

اگر اسراییل به دنبال ماجراجویی‌های بزرگ‌تری در منطقه باشد، بدیهی است که یک ‏ماجراجویی کوچک تر و کم هزینه تر را به انجام رساند تا در زمان لازم، از جنوب خود خیالی ‏آسوده تر داشته باشد. ‏ می‌بینید که اسراییل بی‌جهت این جنگ را آغاز نکرده است. نتانیاهو به دنبال آن بود که تمام هدف‌های خود را در «کوتاه مدت» برآورده سازد اما بی‌تردید فرسایشی شدن جنگ و تداوم شلیک‌های حماس، کابینه اسراییل را زیر فشار داخلی و منطقه‌ای و جهانی خواهد برد. حماس و پشتیبانان منطقه‌ای فلسطین، باید از این فشار برای توقف هرچه زودتر جنگ بهره گیرند و این راهی است که حامیان منطقه‌ای فلسطین از آغاز هفته با قدرت در پی آن بوده‌اند. کوشش آنها برای «آتش بس» بی‌دلیل است، موجودیت فلسطین بر هر چیز دیگری اولویت دارد.

منبع: اعتماد

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.