حکومت عربستان سعودی در برابر اقدامات شاهزاده «ترکی الفیصل»و ژنرال عشقی برای عادی سازی روابط با اسرائیل سکوت محض کرده و به این بسنده کرده است که اعلام کند آنها نماینده هیچ کس به جز خودشان نیستند و هیچ گونه مقام یا صفت رسمی ندارند، اما این اقدامات عواقب وخیمی خواهد داشت به ویژه آن که بیشتر جنگ های عربستان و دخالت های سیاسی و نظامی منطقه ای اش با شکست مواجه شده و در حال دادن نتایج برعکس است.

حکومت عربستان اگر معتقد است که عادی سازی روابطش با اسرائیل به عنوان گامی برای ائتلاف امنیتی و سیاسی و نظامی با این رژیم است و چه بسا حمایت لازم را برایش تامین می کند، سخت در اشتباه است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران،«عبدالباری عطوان»در یادداشتی در روزنامه رأی الیوم به سفر ژنرال«انور عشقی»به فلسطین اشغالی و دیدار با مسئولان بلندپایه اسرائیلی پرداخت و نوشت:اگر دولت عربستان سعودی قصد ندارد که ژنرال «انور عشقی»را به دلیل سفرش به سرزمین های اشغالی و دیدار با مسئولان دولت اشغالگر در قلب «قدس»اشغالی مورد محاسبه قرار دهد، بهتر است وی را به دلیل سخنانش در توجیه این سفر و خطراتی که این سخنان در خود دارد و نیز فاش کردن سیاست های عربستان برای عادی سازی روابط با این رژیم که نشان دهنده سرشکستگی آن است، محاکمه کند،لیکن به خوبی می دانیم که دکتر عشقی مورد محاسبه قرار نمی گیرد و به هیچ دادگاهی کشیده نمی شود و کسانی را پیدا می کند روی شانه اش برای نشن دادن تقدیر و تمجید از وی می زنند زیرا وی ماموریت را به بهترین شکل ممکن و بر اساس دستوراتی که به وی داده شده انجام داد و چیزی که گفت نیز هرگز از چارچوب متن رسمی خارج نبود که هیچ بلکه کلمه به کلمه انطباق داشت.

ژنرال عشقی برای دفاع از خود و سفرش در برابر عربستانی ها در وهله اول و در برابر مسلمان در وهله دوم،شبکه العالم عرب زبان «ایران»را انتخاب کرد.این انتخابی عجیب بود زیرا مسئولان و حتی خود شهروندان سعودی در شبکه های تلویزیونی که آنها را «کافر»،«رافضی» و «مجوس»می دانند، ظاهر نمی شوند و آنها را از ماهواره«عرب‌ست»که دولت عربستان بر آن و بر مشتریانش کنترل دارد، حذف می کنند و همه پایگاه های اینترنتی وابسته به ایران یا سازمان ها و جمعیت های شیعه ، علاوه بر هر کسی که با سیاست هایش مخالفت کند را فیلتر می کنند.بنابر این، این اقدام انور عشقی بازتاب دهنده تناقض یا به عبارتی بهتر سردرگمی است که تبدیل به ویژگی قابل توجه سیاست ها و مواضع عربستان سعودی در چند ماه اخیر شده است.

چند نکته در گفت و گوی دکتر ژنرال عشقی آمده است که چه بسا «شوک آور»برای بسیاری به شمار می رود که ما در این روزنامه رأی الیوم از میان آنها نیستیم.این نکته ها را به منظور مستند کردن و رد آنها این چنین خلاصه می کنیم:

نخست:ژنرال عشقی گفت که وی توسط تشکیلات خودگردان فلسطین و به طور مشخص ژنرال«جبریل الرجوب» برای سفر به اراضی اشغالی دعوت شده است و وی پس از اصرار چهار ساله به اراضی اشغالی سفر کرد.این سخنش دارای مغالطه بزرگ است.ژنرال عشقی چند سال پیش در رأس هیأتی از مرکزش به قدس سفر کرد و با مسئولان اسرائیلی از جمله «دوری گولد»مشاور «نتانیاهو »نخست وزیر اسرائیل و چند مسئول دیگر این رژیم دیدار کرد و در مسجد الاقصی نماز خواند.ژنرال الرجوب تا جایی که ما می دانیم رئیس فدراسیون فوتبال فلسطین است و حق دارد و در حدود اختیاراتش این است که افرادی مانند «جوزف پلاتر» یا «پلاتینی» یا «رونالدو»و رقیبش«مسی»یا هر کدام از ستاره های فوتبال که دلش بخواهد را باید دعوت کند اما دعوت از ژنرال عشقی مساله ای است که باید خود ژنرال الرجوب و تشکیلات خودگردان فلسطین به آن پاسخ بدهند،به ویژه آن که وی چند ماه پیش توجیه های فدراسیون فوتبال عربستان سعودی برای برگزاری مسابقه فوتبال میان تیم اش با تیم ملی عربستان سعودی را در قدس اشغالی به بهانه مخالفتش با عادی سازی روابط رد کرد و این بازی در اردن برگزار شد.

دوم:ژنرال عشقی تاکید کرد که مقاومت در برابر اشغالگری که به لحاظ نظامی بر ما برتری دارد و سلاح های پیشرفته در اختیار دارد و «معنایش این است که ما خودمان را نابود می کنیم» و افزود که «مقاومت حتی یک مگس را هم نکشته است.»این سخنش توهین بزرگ به مقاومت و همه شهدای عرب و مسلمانان در سراسر مناطق عربی و اسلامی است و حتی فراتر از آن توهین به ژنرال«شارل دوگل»،«جورج واشنگتن»،«نلسون ماندلا»،«حاج امین الحسینی»،«عبدالقادر الجزایری»،«محمد پنجم»،«عمر مختار» و همه شخصیت های برجسته مقاومت در برابر اشغالگران در طول و عرض تاریخ است.فهرست این افراد شریف بسیار طولانی تر از آن است که در این مکان شمرده شود.

سوم:ژنرال عشقی تأکید کرد که زمان«ماجراجویی ها»به پایان رسید،«ما عقل بزرگ و فرهنگ عالی داریم و باید با این فرهنگ با اسرائیل رویارویی کنیم».این یعنی که مقاومت برای آزادی اراضی فقط یک «ماجراجویی»است و باید با اسرائیل و اشغالگری اش مقابله فرهنگی کرد.اگر وضعیت بدین گونه است پس چرا عربستان ائتلاف هایی نظامی و اسلامی و دیگری عربی تشکیل می دهد و از یک سال و نیم پیش هواپیماهای (توفان قاطعیت)خود را و نیروهایش را(بازگرداندن امید)به یمن می فرستد؟و چرا میلیاردها دلار هزینه می کند و هزاران تن سلاح به گروه های مسلح سوری و پیش از آن به گروه های لیبیایی می فرستد؟

چهارم:ژنرال عشقی تاکید کرد که سفرش«شخصی»بود و برای انجام آن از دولتش اجازه نگرفت زیرا دولتش هیچ ممنوعیتی برای هیچ شهروند عربستانی برای سفر به بیت المقدس قائل نشده است و اگر سخنش درست باشد برای چه در گذرنامه عربستانی اش متنی وجود دارد که هر گونه سفر به چندین کشور و در رأس آنها سرزمین های اشغالی را منع و تحریم کرده است؟

پنجم: دکتر عشقی تاکید کرد که «ما به رسول کریم صلی الله علیه و سلم اقتدا می کنیم که با مشرکان دیدار و گفت و گو کرد همان کسانی که وی را از مکه مکرمه بیرون راندند و صحابه را کشتند ولی بالاخره پیامبر بر آنها پیروز شد.»حرفش درست اما آیا نمی داند که سیدمان محمد صلی الله علیه و سلم جنگ علیه کفار را اعلام کرد و سپاهیانی از مومنان را برای این جنگ گرد آورد و صحابه و سربازانش هزاران شهید تقدیم کردند پس چرا در اینجا گزینشی عمل می شود و به این شیوه ساده لوحانه عادی سازی روابط با اسرائیل و تسلیم شدن توجیه می شود؟

آن چه تاسف و خشم ما را بر می انگیزد،حالت سکوت محض حکومت عربستان سعودی و نه مردمی در قبال این عادی سازی رسوا کننده است که توسط شاهزاده «ترکی الفیصل»و ژنرال عشقی با اسرائیل در حال انجام است و بسنده کردن ریاض به این که آنها نماینده هیچ کس به جز خودشان نیستند و هیچ گونه مقام یا صفت رسمی ندارند.این سکوت دردناک تر است و حکایت از تبانی با خود عادی سازی است و بعدا عواقب وخیمی خواهد داشت به ویژه آن که بیشتر جنگ های عربستان و دخالت های سیاسی و نظامی منطقه ای اش با شکست مواجه شده و در حال دادن نتایج برعکس است.و یکی از مدارک و شواهد آن تلفات سنگین انسانی در رویارویی با یمنی ها در مرزهای این کشور با یمن است.

همچنین از استقبال تشکیلات خودگردان فلسطین و رئیس آن از ژنرال عشقی متاسفیم،البته این تشکیلات خودگردان خودش نقش «آسان کننده»عادی سازی را بازی می کند و پوشش لازم را برای آن تامین می کند و این کار را چه بسا در مقابل حفظ حمایت مالی عربستان سعودی و پرداخت حقوق کارمندانش انجام می دهد و این اوج بیچارگی و انحطاط است.

حکومت عربستان اگر معتقد است که عادی سازی روابطش با اسرائیل به عنوان گامی برای ائتلاف امنیتی و سیاسی و نظامی با این رژیم است و چه بسا حمایت لازم در مواجهه با ایران که درباره خطرش مبالغه می کند را برایش تامین می کند،سخت در اشتباه است.آن چه از عربستان و امنیت و ثباتش حمایت می کند اصرار بر اصول و اهدف اسلامی و عربی است و چه بد حمایتی است که توسط اشغالگر مسجد الاقصی و قاتلان و محاصره کنندگان از محافظان مسجد الاقصی، صورت گیرد.

حکومت عربستان هواپیماهای مدرن و پیشرفته اش که به مانند همان هایی هستند که ژنرال عشقی داشتن شبیه آنها توسط اسرائیل را مورد تمجید قرار می دهد و از ما می خواهد که تسلیم شویم و پرچم های سفید را در برابرش بالا ببریم، به یمن برای قتل هزاران نفر از مردمش می فرستد این در حالی است که بندهای طرح صلحی که خودش در سال 2002 ارائه کرد و به موجب آن عادی سازی کامل در برابر عقب نشینی کامل صورت می گیرد را نقض می کند.اگر خود عربستان به بندهای طرحش احترام نمی گذارد؛طرحی که «متعفن شد»و چیزی جز تحقیر توسط هم پیمانان جدیدش دریافت نمی کند پس چگونه می تواند اسرائیل را ملزم به احترام به آن کند.این یک عادی سازی مجانی توهین آمیز با تمام معیارهاست.

همه امید ما این است که ملت عربستان با این عادی سازی مخالفت کند و از ژنرال عشقی و همه کسانی که تسلیم عادی سازی شده اند تبری جوید.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.