در میان آشفتگی های خاورمیانه، دیپلماسی اعراب به طرز عجیبی با غیبت روبرو است. این در حالی است که کشورهای عربی باید خود را با تغییرات کنونی وفق دهند.

جهان عرب از موضوعی تحت عنوان «فقدان قابلیت امنیت ملی و فقدان تغییر مدیریتی» رنج می برد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، «نبیل فهمی» وزیر خارجه پیشین مصر در یادداشتی در پایگاه اینترنتی «قاهره ریویو» نوشت: جهان عرب مملو از درگیری های منطقه ای، دو جانبه، و داخلی از سواحل اقیانوس اطلس گرفته تا خلیج فارس است. تنش های مراکش - الجزایر بر سر صحرای غربی و نقش جبهه پولیساریو حل نشده باقی مانده است. لیبی یک کشور شکست خورده و زمینی حاصلخیز برای افراط گرایان و تروریسم باقی مانده است. سوریه به رغم تلاش های دیپلماتیک فشرده با حمایت مالی سازمان ملل متحد همچنان یک میدان جنگ خونین است. عراق هنوز هم به امنیت کامل نرسیده و تروریست ها در مرز بین عراق و سوریه تحرکاتی دارند. جنگ داخلی همچنان یمن را درگیر خود کرده است همانطور که جنگ در سوریه، تنش بین قدرت های منطقه ای عربستان سعودی و ایران را تشدید کرده است. درگیری فلسطینیان و اسرائیل هم همچنان ادامه دارد. مصر و تونس به عنوان کشورهایی که بهار عربی را آغاز کردند، در مسیر انتقالی پیش می روند.

در میان همه این آشفتگی، دیپلماسی عرب به طرز عجیبی غایب است. برخی از کشورهای عربی از برخی مهره ها در درگیری های مختلف به ویژه در لیبی، یمن و در جنگ علیه تروریسم در سوریه و عراق حمایت های نظامی به عمل آورده اند. با این حال، دیپلماسی عربی کجاست؟ تلاش های دیپلماتیک در این کشورهای عربی توسط غیر اعراب و یا سازمان های غیر عرب مدیریت شده است.

در طول نیمه دوم قرن گذشته، رهبران عرب مانند «جمال عبدالناصر» و «انور سادات» از مصر، «فیصل» و «فهد» از عربستان سعودی و «هواری بومدین» از الجزایر منازعات بسیاری را در بین کشورهای عربی و منطقه حل و فصل کرده اند. امروز رهبران عرب یا با تحولات داخلی خود دست و پنجه نرم می کنند و یا خود را به طور مستقیم مشغول یک سری درگیری های نظامی کرده اند. درست است، اما دلایل دیگری هم وجود دارد که نبود دیپلماسی ضروری اعراب را توضیح می دهد: جهان عرب از آنچه که من آن را «فقدان قابلیت امنیت ملی و فقدان تغییر مدیریتی» نامیده ام، رنج می برند. این فقدان ها قابلیت های کشورهای عربی را که به دنبال دیپلماسی هستند، به شدت محدود می کند. احیای دیپلماسی فعال عرب برای ثبات آینده خاورمیانه حیاتی است.

پنج سال از آغاز بهار عربی می گذرد. اکنون ضروری است از خودمان بپرسیم: چرا این تحولات اتفاق افتاد؟ نتایج آنها چیست؟ ما از اینجا به کجا می رویم؟ آیا چند سال آینده هرج و مرج بیشتری در خاورمیانه رخ خواهد داد و شاهد نظم جدیدی خواهیم بود؟

رویاها و نا امیدی ها

بهار عربی در واقع اجتناب ناپذیر بود. این موضوع برای همه حتی در یک منطقه با نرخ بی سوادی بسیار بالا واضح بود. دلیل اساسی وقوع بهار عربی، شکست قرارداد اجتماعی بین دولت های عربی و حوزه های حاکمیت آنها بود.

«آزادی» و «عدالت اجتماعی» در میان برجسته ترین خواسته های کسانی بود که موج بهار عربی را به راه انداختند. دو عامل مهم دیگر به عنوان کاتالیزور برای راه اندازی این موج عمل کردند: یکی شمار زیاد جوانان عرب، بیش از 30 درصد از جمعیت، است که در گروه سنی قرار دارند که خواستار تغییر هستند. یکی دیگر از عوامل مهم، تکامل سریع تکنولوژی ارتباطات در تلویزیون به طور خاص ماهواره ای، اینترنت، و رسانه های اجتماعی بود.

با این حال، در حالی که تغییر اجتناب ناپذیر بود، من استدلال می کنم که بحران اجتناب پذیر بود. این تحولات مرگبار نتیجه سوء مدیریت تغییرات در جهان عرب بود.

عوامل خارجی نیز به آشفتگی ها کمک کرده است. در تحولات مربوط به بهار عربی تعداد قابل توجهی از بازیگران منطقه از جمله ترکیه و اسرائیل تلاش می کنند از بی ثباتی ها به نفع خود بهره ببرند. در نتیجه، این کشورها به واسطه این تحولات وزن سیاسی خود را در منطقه و همچنین نفوذ دیپلماتیک خود را افزایش می دهند.

یکی دیگر از عوامل مهم و هشدار دهنده، ظهور بازیگران خطرناک غیر دولتی، به ویژه گروه های تروریستی مانند داعش و جبهه النصره است. این گروه ها در اصل بومی هستند. تروریسم در خاورمیانه نتیجه مستقیم شکست قراردادهای اجتماعی و فقدان نهادهای دولتی موثر است. اما این بازیگران غیر دولتی، در اشکال مختلف و با هویت های مختلف، موفق شده اند عملیات تروریستی در قاره های مختلف را برنامه ریزی و اجرا کنند.

در سراسر جهان عرب نتایج حاصل از بهار عربی به ناامیدی های بزرگی منتهی شده است. برخی گذشته را مرور می کنند و برخی دیگر به رویاهای ناکام شان افسوس می خورند. نه اصلاحاتی صورت گرفت و نه قرار است صورت بگیرد.

حصول اطمینان از ثبات واقعی در خاورمیانه نیازمند اصلاحات سیاسی داخلی در کشورهای عربی است. اما به یک دیپلماسی قوی تر عربی نیز نیاز است. خاورمیانه همچون دیگر مناطق جهان از لحاظ ژئوپلیتیکی در حال تغییر است و به این موضوع باید پرداخته شود. چالش های پیش رو برای داشتن آینده ای بهتر و ثبات منطقه دلهره آور است. دیپلماسی فعال عربی تعیین خواهد کرد که بهار عربی موفق شده و با شکست خورده است.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.