این «ترافیک»ائتلاف ها و محورهاست که پادشاه جدید عربستان در سال نخست از به قدرت رسیدنش، ایجاد کرد به طوری که برای بسیاری دشوار شده است که نام آنها را حفظ کنند و پشت سر تصمیم ها و زمان های نشست ها و اهداف مورد نظرشان نفس شان به شماره افتاده است.لابد خطر بزرگی وجود دارد که نیاز به این همه ائتلاف را ضروری کرده است که بسیاری نه می توانند آن را رصد کرده یا ببینند،این خطر قطعا و در همه احوال اسرائیل نیست.

عربستان سعودی ائتلاف اسلامی و پیش از آن ائتلاف عربی(جنگ علیه یمن)ایجاد کرد و ویژگی «سنی»به سازمان همکاری اسلامی طی نشست اخیرش در استانبول داد،اکنون این خود عربستان است که به «مجموعه خودش»تجمع عربی بسته و مختصری از نظام های پادشاهی اضافه می کند و این اقدامش طلاق تقریبا«واضح» همه جمهوری های عربی کنونی است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، روزنامه رأی الیوم در سرمقاله خود نوشت:ریاض پایتخت عربستان سعودی این روزها شاهد ترافیک چندین نشست سران است.نشست سران سعودی آمریکایی و نشست سران سعودی مراکشی و نشست سران دیگری میان سران کشورهای حاشیه خلیج فارس با حضور «باراک اوباما»رئیس جمهوری آمریکا و در نهایت نشست سران دیگری با حضور سران کشورهای حاشیه خلیج فارس و پادشاه مراکش برگزار شده است.

محور اصلی هر کدام از این نشست سران«امنیت خلیج فارس»و قرار دادن مراکش به عنوان بخش اصلی آن پس از تضمین حمایت مصر است.این طرح، احیای طرح ملک«عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه سابق عربستان سعودی است که در ابتدای«بهار عربی»از آن سخن گفت و هدف از آن تاسیس شورای همکاری«عربی سنی پادشاهی»با مشارکت اردن،مراکش و شش کشور حاشیه خلیج فارس است.

بیانیه ای که ملک سلمان بن عبدالعزیز به نام خود و به نام رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس طی استقبالش از پادشاه مراکش صادر کرد تاکید کرد که این کشورها تصمیم خود را قطعی کرده و تصمیم گرفته اند که در مساله صحرا و اختلاف مراکش با «بان کی مون»دبیر کل سازمان ملل در این زمینه از مراکش حمایت کنند؛امری که چه بسا منجر به «قطع روابط»با الجزایر شود آن هم به منظور مجازات این کشور به دل عدم تایید موضع عربستان سعودی برای براندازی نظام حاکم بر سوریه و نیز مخالفتش با تجریم«حزب الله»و «تروریست»خواندنش و نیز اتخاذ موضع مخالف و محکوم کننده«دخالتش در امور عربی».

نکته جالب توجه این است که بیانیه پادشاه عربستان سعودی در این زمینه کاملا صریح و روشن بود و از زمان آغاز نزاع در صحرا از سال 1975 برای نخستین بار با این قدرت صادر می شود به طوری که گفت حرف به حرف در اینجا می گوییم:«بر این مساله اصرار داریم که روابط کشورهای حاشیه خلیج فارس با مراکش در بالاترین سطح خود در همه جوانب سیاسی و اقتصادی و امنیتی باشد.»در ادامه این بیانیه آمده است:«همه ما بر همبستگی و کمک به همه مسائل سیاسی و امنیتی که برای شما کشور برادر(مراکش)مهم است از جمله مساله صحرای مغرب تاکید می کنیم و با هر گونه خدشه ای به منافع عالی مراکش مخالفیم.»

در بیانیه پادشاه عربستان از اصطلاح«صحرای مغرب»(مراکش) و نه «صحرای غربی»استفاده شده است و این یعنی تایید کامل طرح مراکش درباره «وحدت ارضی مراکش»و حمایت از شعار مراکشی ها که می گویند«مراکش در صحرایش و صحرا در مراکش اش»است.امری که بحرانی دیپلماتیک و سیاسی با الجزایر به وجود می آورد که دولتش مسائل را کاملا عکس این می بیند و همه نوع حمایتی از جنبش«پولیساریو»و موضعش برای جدایی از مراکش ارائه می کند.

«محمد ششم» پادشاه مراکش که با استقبال بی سابقه مواجه بود که البته این استقبال توسط رهبران شورای همکاری کشورهای حاشیه خلیج فارس و خود پادشاه عربستان قابل پیش بینی بود، در سخنرانی اش در نشست سران کشورهای حاشیه خلیج فارس تشریح کرد که هدف اصلی از این نشست تاسیس سازمان پادشاهی عربی است و نسبت به طرح های برنامه ریزی شده برای هدف قرار دادن ممالک عربی و توطئه هایی که امنیت جمعی کشورهای خلیج فارس ،مراکش و اردن را هدف قرار می دهد، هشدار داد به همین دلیل وی بر این باور است که امنیت خلیج فارس و ثبات آن بخشی از امنیت و ثبات مراکش است.محمد ششم درباره «مشارکت استراتژیک برای رویارویی با تلاش ها برای تقسیم کشورهای مغرب عربی پس از موفقیت این تلاش ها برای تقسیم و چند تکه کردن مشرق عربی»هشدار داد.

عربستان سعودی ائتلاف اسلامی و پیش از آن ائتلاف عربی(جنگ علیه یمن)ایجاد کرد و ویژگی «سنی»به سازمان همکاری اسلامی طی نشست اخیرش در استانبول داد،اکنون این خود عربستان است که به «مجموعه خودش»تجمع عربی بسته و مختصری از نظام های پادشاهی اضافه می کند و این اقدامش طلاق تقریبا«واضح» همه جمهوری های عربی کنونی است.

مساله عجیب در سایه این رویکرد، این است که ملک«عبدالله دوم»پادشاه اردن از دعوت برای حضور در نشست های سران کشورهای حاشیه خلیج فارس مستثنی شد به رغم آن که اردن به لحاظ جغرافیایی و سیاسی در مقایسه با مراکش دور، به کشورهای حاشیه خلیج فارس نزدیک تر است و دارای مرزهای مشترک با عربستان سعودی است.

برای ما بسیار دشوار است که تفسیری برای این عملیات غایب کردن اردن از نشست سران کشورهای حاشیه خلیج فارس موسس باشگاه پادشاهی جدید پیدا کنیم به ویژه آن که آقای«ناصر جوده»وزیر خارجه اردن برای مشارکت در نشست های سابق وزرای خارجه کشورهای حاشیه خلیج فارس دعوت شد و کشورش نیز سفیر خود را از تهران در اقدامی غیرمنتظره و غیرقابل توجیه برای رایزنی به امان فراخواند؛اقدامی که این گونه تفسیر شد که تلاشی برای قرار گرفتن در اردوگاه ضد ایرانی عربستان است.

پادشاه مراکش زمانی که از توطئه هایی که به دنبال بی ثبات کردن کشورهای عربی «پادشاهی» که توانستند امنیت و ثبات و نظام های سیاسی خود را حفظ کردند،سخن گفت،هرگز هویت این طرف ها را مشخص نکرد و چه بسا به ایران اشاره می کرد که کشورش از سال ها پیش روابط دیپلماتیکش را با این کشور قطع کرده است.

این «ترافیک»ائتلاف ها و محورهاست که پادشاه جدید عربستان در سال نخست از به قدرت رسیدنش ایجاد کرد به طوری که برای بسیاری دشوار شده است که نام آنها را حفظ کنند و پشت سر تصمیم ها و زمان های نشست ها و اهداف مورد نظرشان نفس شان به شماره افتاده است.لابد خطر بزرگی وجود دارد که نیاز به این همه ائتلاف را ضروری کرده است که بسیاری نه می توانند آن را رصد کرده یا ببینند،این خطر قطعا و در همه احوال اسرائیل نیست.

چاقوی تقسیم طایفه ای مشرق عربی را دو تکه کرد و اکنون نوبت مغرب عربی اسلامی است و چه بسا عنوان آن جغرافیاست و محور آن بحران صحراست و فتیله جنگ ها بر همین اساس شعله ور می شود.هیچ چیز بعید نیست و از خدا می خواهیم که اشتباه کرده باشیم.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.