در پی حملات تروریستی پاریس توسط گروه تروریستی داعش، در وابستگی و ادغام و نیز هویت مسلمانان در اروپا تشکیک به وجود آمده و به آنها در هر مکانی تعدی می شود.

با وجود آن که عاملان حملات تروریستی پاریس اقلیت اقلیت مسلمان در اروپا به شمار می روند و بیشتر مسلمانان این قاره این حملات را محکوم کرده اند اما دولت های غربی اقدامات انتقامجویانه علیه اکثریت مسلمان را در پیش گرفته اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران،«عبدالباری عطوان» نویسنده و تحلیلگر معروف عرب در یادداشتی در روزنامه رای الیوم نوشت:همین الان از بروکسل پایتخت بلژیک برگشتم همان جایی که بیشتر کسانی که حملات جمعه شب گذشته در پاریس انجام دادند، از آن جا عملیات خود را آغاز کردند.شهر در حالتی اندوهناک از شدت شوک به سر می برد و نیروهای ویژه مبارزه با تروریسم با لباس های نظامی متمایزشان حضور گسترده ای در ایستگاه اصلی قطارهای پایتخت و خیابان ها و مناطقی که اکثریت ساکنان آنها مسلمان هستند حضور دارند و تمام کسانی که داخل یا خارج می شوند را به شدت زیر نظر دارند و کنترل می کنند البته با ادب شدید و حرفه ای گری بالا.

اقلیت مسلمانان بلژیک به توفان امنیتی تند تن داده و افراد این اقلیت که اکثریت آنها از اتحادیه مراکشی ها هستند و نسبت بزرگی از آنها رانندگان تاکسی هستند سکوت اختیار کرده اند چیزی که بر اساس تجربه های گذشته ای که دارم جزء عادت های آنها نبوده است به ویژه وقتی شخصی مانند من را می دیدند که از طریق صفحه های تلویزیونی برای آنها شناخته شده و معروف هستم.اصرار می کردند که از صحبت به زبان عربی اجتناب کرده و به فرانسه صحبت کنیم چه بسا شاید برای احتیاط و دور کردن شک و شبهه ها.

دو نام بر سر زبان کسانی بود که می خواستند درباره حملات تروریستی پاریس صحبت کنند البته پس از آن که مطمئن می شدند که «چشمان جاسوس ها»آنها را نمی پاید اولی «عبدالحمید ابا عود» که مغز متفکر این حملات به شمار می رود و در حمله نیروهای امنیتی فرانسه به منطقه «سان دونی»در پاریس کشته شد و دومی «آیه بلحسن»دختری که جلیقه انفجاری به تن کرده بود و برای آن که به دست نیروهای فرانسوی که به خانه حمله کرده بودند، تسلیم نشود خود را منفجر کرد.

بسیار اندکند کسانی که با باند شهرک«مولنبیک»در منطقه بروکسل که«ابو عمر البلجیکی»و بیشتر کسانی که حملات پاریس را انجام دادند متعلق به آن هستند و در آن جا نشو و نما یافته اند ،همبستگی می کنند.نسبت کسانی که از رویکرد و حملاتشان تبری جستند بیشتر است به ویژه نسل نخست مهاجران ،افراد مسن،اما فرزندان نسل های دوم و سوم غالبا پس از محکومیت این حملات کلمه«و اما»را به کار می برند و برخی از آنها سخنان زیادی درباره ستم هایی که به آنها یا به کشورهای جهان اسلام می شود بیان می کنند.

یکی از جوانان به من گفت:آیا برخی از روزنامه های بلژیک و فرانسه را خوانده ای؟آیا عملیات«تخریب»اخلاقی اعضای باند را مشاهده کرده ای؟آیا در عکس های منتشر شده و توصیف های مورد استفاده دقت کرده ای؟

از او خواستم توضیح دهد در حالی که منظورش را به خوبی می دانستم.روزنامه های«باوقار»انگلیسی همان عکس ها و همان توصیف ها را درباره اعضای باند از جمله درباره دختری که خود را منفجر کرد منتشر کردند در حالی که در میان کف صابون در حال گرفتن حمام گرم است،این جوان با عصبانیت گفت که منظورم پرداختن به زندگی جوانان و کند و کاو در گذشته آنهاست و گفتن اینکه آنها منحرف و معتاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی و زندانیان آزاد شده هستند و بیشتر منظورم بی آبرو کردن دختر انتحاری (بانوی نخست انتحاری همانطور که روزنامه های فرانسه توصیف کردند)و سخن گفتن درباره انحراف های اخلاقی اش پیش از آن که نقاب بپوشد و به افراط روی بیاورد.

این جوان با حالتی اندوه بار و پردرد افزود که آقای من اینها هدایت شدند و «توابین بهترین اشتباه کنندگان هستند»و اکنون حساب شان نزد خدای شان است.وی همچنین تاکید کرد که خودش مسلمانی افراطگرا نیست و این حملات و کشتن بی گناهان را تایید نمی کند اما این رسانه های بی قید و بند و تحریک کننده، مسلمانان را در اروپا در معرض خطر قرار می دهد و جان آنها را نیز در معرض خطر قرار می دهد و به پدیده «اسلاموفوبیا» (اسلام هراسی)دامن می زنند.

ما و دولت های غربی باید به این نسل جدید از فرزندان اقلیت های اسلامی در اروپا که شهروندان آن شدند گوش بدهیم تا بتوانیم راه حل های ریشه ای برای کشیده شدن برخی از آنها به افراطگرایی و اقدام به انجام حملات تروریستی پیدا کنیم. به ویژه راه حلی برای بحران مه آلود هویت که از آن رنج می برند راه حلی بیابیم اما متاسفانه کسانی که به حرف های این افراد یا برخی از آنها به شدت گوش می دهند همان«شیوخ توییتر»و «ائمه جماعت فیس بوک»و«اسناپ چت»و دیگران هستند کسانی که اکنون بر عرش شبکه های اجتماعی تکیه زده اند.

مفهوم اشتباهی نزد این دولتها ،دستگاه های اطلاعاتی و بانک های عقل های«خالی»در آنها وجود دارد که مضمونش این است عملیات تحریک به سمت افراطگرایی در مساجد غرب و توسط ائمه جماعت آنها صورت می گیرد به همین دلیل سیستم های کنترل و نظارت و تجسس و خبرچین ها را در آنها می کارند و فراموش می کنند که نمازگزاران بزرگ و کوچک این را به خوبی می دانند و به بیشتر ائمه جماعت اعتماد نمی کنند و برخی از آنها را یعنی ائمه جماعت را کارمندان دولت و مزدوران آن می دانند به همین دلیل به مساجد و مجالس وعظ شبکه های اجتماعی باز به شکل 24 ساعته و فعال بدون وقفه روی می آوردند و چیزهای زیادی پیدا می کنند که جلب توجه شان می کند و افکارشان را تغییر داده و آنها را جذب صفوف جماعت های تندرو می کند.

همچنین این مهم است که دولت های غربی بفهمند که سیاست های خارجی آنها و آن بخش مربوط به دخالت نظامی، و حمله به پایتخت ها و شهرهایشان را «اعلان جنگ»دانستن و باید به آن با ارسال جنگنده ها و ناوهای هواپیمابر برای انجام واکنش های فوری گسترده(بمباران)پاسخ دادن، این گونه سیاست ها و این اقدامات انتقامجویانه نتایج کاملا برعکسی خواهد داد و همین بس که اشاره کنیم این گونه سیاست ها منجر به بی ثباتی منطقه شده است و پنج کشور اسلامی را از هم فروپاشید و خلأی به وجود آورد که گروه های تندرو آن را پر کردند بهترین مثال آن لیبی،عراق،سوریه،سومالی و افغانستان و اخیرا مالی هستند.

این جوانانی که به پاریس حملات تروریستی کردند اقلیت اقلیت هستند و این اشتباه است که اکثریت به شیوه انتقامجویانه به دلیل اقدام های این اقلیت اقلیت معامله شود زیرا ممکن است تبدیل به اکثریت شوند.این سخن را به این مناسبت گفتیم که حملات تحریک آمیز این روزها توسط احزاب راستگرای نژادپرست اروپایی علیه مسلمانان بدون استثناء رایج شده است و این تحریک علیه پناهندگان سوری نیز صورت گرفته است.

مسلمانان در پایتخت های غربی این روزها در وضعیت دشواری به سر می برند.به دید تردید و تشکیک به آنها نگاه می شود و هر جا که می روند به آنها تعدی می شود و به در وابستگی ،در ادغام آنها و هویت شان تشکیک می شود اما با وجود این اوضاع آنها از اوضاع همتاهای خود در کشورهای عربی یا در باقی مانده کشورهایی که شایسته نام کشور هستند، بسیار بهتر است.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.