با ورود مستقیم روسیه به سوریه و بمباران مواضع همه گروه های تروریستی و مسلح در سوریه و نیز ناتوانی حامیان غربی و عربی این گروه ها در حمایت مالی یا تسلیحاتی از آنها، گروه های تروریستی و مسلح سوری به پایان کار خود رسیده اند.

مخالفان مسلح سوری که به غرب و کشورهای عربی تکیه دارند بزرگترین بازندگان تحولات جدیدی هستند که پس از ورود مستقیم روسیه به جنگ سوریه برای حمایت از دولت دمشق رخ داده است.

به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران،روزنامه الاخبار لبنان در مقاله ای نوشت:گروه های مسلح سوری موسوم به گروه های میانه رو و گروه های وابسته به تشکیلات موسوم به «جیش الفتح»بزرگترین بازنده تحولات جدید سوریه هستند و نخستین کسانی هستند که غرب و دیگران حامیان این گروه ها آنها را فروختند آن هنگام که به واقعیت جدید تن دادند.بمباران های روسیه رسما و به یک بارگی ایده«پرواز ممنوع»و طرح «منطقه امن»در شمال سوریه را از بین برد:جنگنده های روسیه به عمد مراکزی که ترکیه در نزدیکی مرزهایش مد نظر داشت و گروه های مسلح آنها را مصون از بمباران می دانستند بمباران کردند،مناطقی که داخل مستطیلی میان «جرابلس» و «مارع» قرار دارند و چنین تبلیغ می شد که تحت «الحمایه»ترکیه قرار می گیرند.

اکنون باید منتظر عملیات زمینی تکمیلی باشیم تا تاثیرهای واقعی این تحولات را ببینیم اما در بهترین حالت این گروه ها از اکنون به بعد در فضای جدید دشواری فعالیت خواهند کرد.اگر تبلیغات لفظی و رسانه ای گسترده ای که عرب های حوزه خلیج فارس به راه انداختند را به کناری بنهیم بمباران جنگنده های روسی وضعیت جدیدی میان افراد مسلح و حامیان آنها به وجود می آورد:به طور مثال سازمان اطلاعات آمریکا(سیا)در رساندن سلاح و موشک به گروه های مسلح تردید می کند زیرا روز بعد از رساندن این سلاح ها و موشک ها به سادگی هر چه تمامتر توسط جنگنده های روسی منهدم می شوند (شایان ذکر است که مسکو هیچ روزی اعلام نکرده است که فقط داعش را مورد حمله قرار می دهد،بلکه به طرف های مربوطه اطلاع داد که «دشمنان دولت سوریه»و مسئولان نظامی شان را هدف قرار می دهد در هر صورت به هر گروهی که مورد حمله قرار می دهند نام داعش می گذارند.)

چه مساله مربوط به تصادف باشد یا در نتیجه برنامه ریزی،باید گفت که زمان مهمترین خدمت را به «ائتلاف جدید»در سوریه ارائه کرد.معمولا در چنین حالت هایی واکنش دشمنان -تا زمانی که رویارویی مستقیم مطرح نشده است-حول و حوش تقویت گروه های مسلح وابسته به آنها و تجهیز آنها به سلاح های تاثیرگذارتر و حمایت مالی بیشتر است اما بمباران های روسیه در زمانی آغاز شد که اعتماد مردم غرب و (دولت ها و رسانه های غربی)به مخالفان مسلح سوریه به پایین ترین حد خود رسیده است و موضوع حمایت از گروه های مسلح سوری تبدیل به موضوع کمرنگ در رسانه ها شده است،به این معنا که این سلاح ها یا به القاعده می رود یا به افرادی که ذوب می شوند و در همان نخستین لحظات دیدن نشانه های خطر پا به فرار می گذارند.

از طرفی دیگر،کشورهای حوزه خلیج فارس در اوضاع مالی خوبی نیستند که به آنها اجازه دهد میلیاردها دلار بدون حساب و کتاب ریخت و پاش کنند و این نه فقط این وضعیت درباره عربستان سعودی صدق می کند که اوضاعش را همه می دانند بلکه درباره قطر نیز صدق می کند(بسیار دشوار است که یک نفر تصور کند کشوری با این حجم کوچک،و با این درآمدهای کلان دچار کسری بودجه شود،اما وضعیت کنونی همین است.)قطر از ذخایر ارزی زیادی برخوردار نیست، و این کشور-برعکس عربستان سعودی-بدهی دولتی زیادی دارد و تعهدات سنگینی در سال های آینده در زمینه پروژه های زیرساختی و میزبانی جام جهانی فوتبال دارد و بودجه اش اگر به رقم های رسمی سال جاری تکیه کنیم،که بر اساس بهای 65 دلار در هر بشکه محاسبه شده،گرفتار کسری زیادی در بودجه اش خواهد شد(چه بسا اگر«انقلابیون»به امارات تکیه می کردند برایشان بهتر بود!).به معنای گسترده تر آن چه امروز در منطقه رخ می دهد در نتیجه چیزی است که همه برگ برنده های کشورهای حوزه خلیج فارس و غرب را از آنها سلب کرد.کشورهای حوزه خلیج فارس همه برگه برنده های خود را بازی کرد و به معنای بد کلمه :هیچ هم پیمان احتمالی نماند که جذب نشود،هر روستا و هر شهری که در آن نفوذ دارند تبدیل به میدان جنگ و ویرانی شد،هر کسی که بتوان خرید را خریدند و هر گونه شعار طایفه ای و تحریک آمیز را به کار گرفتند.دیگر هیچ امکاناتی برای افزایش تنش ندارند.کشورهای حوزه خلیج فارس و آمریکایی ها روسیه را در رسانه هایشان تهدید می کنند و هشدار می دهند که پس از دخالتش تبدیل به دشمن مسلمانان می شود و اینترنت پر از بیانیه های شیوخ و علمای دینی سعودی و شامی شده است که اشاره به جهاد علیه«روس های کافر»می کنند! اما این سخنان دیگر معنی و فایده ای ندارند.تهدید روسیه و اعلام جهاد علیه این کشور از سال ها پیش انجام شد.بسیج عمومی در عمل چندین بار اعلام شد و هرکسی که آماده ورود به این طرح سعودی بود داوطلبانه وارد شد و اکنون در اراضی سوریه می جنگد،پس دیگر چه چیزی مانده که تهدید به آن می کنند؟در حالی که سوریه را به معنای مثبت آن به افغانستان تشبیه می کنند،ایا آنها معنای پیامی که برای سوری ها می فرستند را می فهمند؟آیا می فهمند به چه آینده و سرنوشتی سوری ها را وعده می دهند؟

از عراق تا سوریه و یمن،غرب و کشورهای حوزه خلیج فارس به دیوار واقعیت برخورد کرده و تمام تیرهای ترکش شان تمام شد.بلندپروازی هایشان در عراق در به دست گرفتن همه حاکمیت و فرایند سیاسی از طریق شخصیت هایی مانند «ایاد علاوی» سپس حمایت از به اصطلاح«انقلاب عشایر»و پروژه های آمریکایی شکست خورده در الانبار کاهش یافت،وضع در یمن نیز بدتر است.هر کسی با همپیمانان خود به عنوان مواد سوختی برای سوختن به جای استفاده از آنها و حفظ شان استنفاده می کند در نهایت خود را تنها می بیند.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.