آمریکا در سوریه نه می تواند به گروه های تروریستی نظیر جبهه النصره یا داعش تکیه کند و نه به افراد مسلح به اصطلاح میانه رو.اکنون با ورود جدی روسیه به بحران سوریه همه معادلات کاملا تغییر کرد.

آمریکا دیگر هیچ کاری نمی تواند انجام دهد و همه طرح هایش شکست خورده است حتی مخالفان به اصطلاح میانه رو که آنها را آموزش داده خود و سلاح هایشان به گروه های تروریستی نظیر جبهه الصنره ملحق شدند.

به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران،«جمال العفلق» در روزنامه لبنانی البناء نوشت:بالاخره طراح و محرک پروژه ایجاد هرج و مرج شکست خود را اعلام کرد و سخنگویان کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا تلاش کردند که از همه جملات ممکن برای حفظ آبرو استفاده کنند.آمریکا همه چیز را در سوریه از دست داد و هیچ چاره ای به جز پذیرش امر واقع ندارد.سوری ها پیروز شدند و همه جامعه سوریه با تمام تنوع و تکثرش به جنگ طایفه ای کشیده نشد و اقلیت ها که همه دشمنان ملت سوریه به آنها دل خوش کرده اند به سمت جنگ کشیده نشدند و صدای میهن بالاتر از صدای گلوله باقی ماند.

از حمایت رسانه ای تا مالی پنج ساله و اردوگاه تجاوز به سوریه به دنبال راهی برای نفوذ بودند،عملیات ترور،باز کردن درهای پناهندگی،تسهیل و ایجاد راه هایی برای رسیدن جدا شدگان از ارتش و انتشار اخبار ساختگی،اتهام زدن ها و اتهام استفاده از سلاح های شیمیایی و آموزش مخالفان به اصطلاح میانه رو و کنفرانسی تحت عنوان دوستان ملت سوریه،دل خوش کردن به مساله هسته ای و دل خوش کردن به اوکراین و گشودن جبهه یمن و تعطیل کردن حیات سیاسی در لبنان و بستن مرزهای اردن و دادن کلیدهای مرزی سوریه با ترکیه به مزدوران،محاصره اقتصادی و رسانه ای و سیاسی،همه اینها تحت نام«بهار عربی»و خواسته های به حقی که جهان آنها را فراموش کرد صورت گرفت و چیزی جز جنگ و ویرانی نماند.

امروز رسانه های جمعی برای انتقال سخنانی در اخبار فوری شان درباه تغییر موضع گیری هایی با هم مسابقه گذاشتند که پیش از این هر گونه تغییر تا تعدیلی را نمی پذیرفتند و صاحبان این موضع گیری ها روی یک جمله اصرار و طرح های توهمی درباره براندازی نظام،انحلال ارتش و تشکیل نیروی جدیدی که مناسب طرح شان باشد، اصرار می کردند.از جان کری وزیر خارجه آمریکا آغاز شد که پرچم سفید را بالا برد و پس از آن اروپایی ها و بازهایش مانند فرانسه و آلمان دبنالش رفتند.اردوغان که عزیز کرده اسرائیل است نیز گفتمانش درباره سوریه را تغییر داد.گفتمانی که با وعده صاحبش برای اقامه نماز در مسجد بزرگ اموی آغاز شد و امروز به پذیرش راه حل سیاسی آن هم اگر دمشق با مذاکرات موافقت کند،منتهی شد.در این ترافیک سیاسی عرب ها همچنان ساکت و در خوابند و ائتلاف موسوم به ائتلاف دوحه انتشار بیانیه های خود را متوقف کرد بیانیه هایی که بازتاب دهنده تصمیم های کشورهای عربی حامی مخالفان سوری بود.

سوری ها از همان روز نخست تردیدی در پیروزی شان نداشتند و هر کسی به حمایت آمریکا دل خوش کرده مزدور است و مزدوران هیچ گاه وطن نداشتند و هیچ تعلقی به جز به پول و نفوذ و شهوت ندارند.به همین دلیل آمریکا پس از گذشت پنج سال خودش را در باتلاقی بی پایان دید و نتوانست که مخالفانی متحد که دارای جایگاه مردمی نزد افکار عمومی سوریه دارند،ایجاد کند.آمریکایی ها نفهمدیند چگونه ارتش سوریه متحد ماند و میزان جدا شدن و تمرد از ارتش در واقعیت رقمی نیست.آمریکایی ها به جبهه النصره اعتماد کردند اما این گروه تروریستی آنها را تحقیر کرد،به داعش اعتماد کردند اما وضع بدتر شد و طرح های شان شکست خورد.آمریکایی ها به تعصب دینی تکیه کردند اما آن طور که می خواستند از آب درنیامد،ایده آموزش مخالفان به اصطلاح میانه رو را خلق کردند و برخی را آموزش دادند و به سوریه فرستادند اما با رسیدن دومین گروه از این مخالفان، آمریکایی ها با این مساله شوک زده شدند که این عناصر آموزش دیده سلاح های خود را به النصره فروختند و پولش را گرفتند.

بحران پناهجویان که اروپا را غرق در سوری ها و غیر سوری هایی کرد که از گذرنامه های سوری برای رسیدن به غرب استفاده کردند،عامل دیگری بود که بر شانه های کشورهای متجاوز به سوریه سنگینی کرد و موضع این کشورها را در برابر افکار عمومی رسوا کرد.

به ناگاه تصمیم روشن و صریح روسیه اعلام می شود:دمشق خط قرمز است و هیچ گونه مذاکره ای برای سقوط آن انجام نمی شود و پل هوایی روسیه را هیچ کس نمی تواند متوقف کند یا به هر دلیلی جلوی آن را بگیرد و نبرد سوریه نبردی در نزدیکی دیوارهای مسکو است و نمی توان آنها را از هم جدا کرد.آمریکایی ها منتظر هر گونه تغییر و تحولی در زمین و میدان بودند تا شاید درگیری ها به نفع مزدوران شود اما اخباری که از سوریه می رسید به نفع آنها و هم پیمانانشان نبود به همین دلیل ضرروی شد که پرچم سفید را بالا برده و شکست و پذیرش واقعیتی که قدرت ارتش و مقاومت و اصرار دمشق بر اصول و ندادن امتیاز به کشورهای متجاوز را اعلام کند.جنگ با تروریسم اولویت شد و توقف حمایت مالی از باندهای تروریستی نیز شرط پایان درگیری ها شد و توقف خبرسازی و دروغ پراکنی نیز راه را برای فرایند مذاکرات و یافتن راهی برای گفت و گو، تسهیل می کند؛فقط همین مانده که آمریکا فرستاده ای سوری برای خود پیدا کند تا او را برای مذاکره بفرستد. آن چه ائتلاف دوحه نامیده می شود برگ سوخته و بی فایده ای به شمار می رود و زمان آن فرا رسیده که اعضای این ائتلاف بازنشسته شوند و هر طرفی که به آنها وابسته هستند باید به آنها بازنشستگی بدهد.اما مخالفان «میهنی»داخل سوریه هرگز نمی پذیرند که نماینده آمریکا یا هیچ کدام یک از کشورهای متجاوز شوند به همین دلیل آمریکایی ها نمی توانند میان این مخالفان کسی را پیدا کنند که شرط های آنها را البته اگر شرطی مانده باشد را به یدک بکشد.

اقدامات آمریکایی ها و اروپایی ها و عرب هایی که به طرح آنها خدمت کردند،در حق ملت سوریه جنایت به شمار می رود و حمایت مالی از تروریسمی که آمریکا همیشه دم از مبارزه با آن می زند،جنایتی در حق بشریت است.این گروه های تروریستی هر جا پیدایشان شود مصیبت سنگینی برای بشریت می شوند و کسی که این گروه های تروریستی را به وجود آورد و از آنها به این شکل شنیع و زشت حمایت کرده و به آنها پول داد باعث کشته شدن هزاران نفر در جهان می شود.

آمریکا و رژیم موسوم به اسرائیل بدترین بهره برداری را از تروریسم کردند و خاورمیانه را تبدیل به گلوله ای از آتش کردند و آمریکا باید مسئولیت همه این جنایت ها را به عهده گیرد.

اما سوری هایی که جذب سازمان های اطلاعاتی مختلف شده تا از آنها چهره مخالف ساخته شود باید به همان کشورهایی برگردند که ملیت شان را دارند و هر کسی ملیت سوریه ای دارد باید محاکمه توسط ملت سوریه را بپذیرد.شمار قربانیان سوری کم نیست و خسارت های مادی نیز کم نیست و هر کسی در این تخریب سهیم بوده باید قبض جبران را بپردازد و آن این است که دست از سر سوریه بردارد.ملت سوریه نیاز به وکیل وصی ندارد.این ملت از هفت هزار سال پیش تا کنون سرزنده مانده و قادر به آبادانی است و در خط مقاومت باقی می ماند.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.