آمریکا به مرحله ای رسیده است که از حمایت گروه های مسلح سوری و تعهداتش به مثلث عربستان،قطر و ترکیه دست کشیده و حاضر به همکاری مشترک با روسیه برای جنگ با داعش و یافتن راه حل سیاسی برای بحران سوریه شده است.

ناتوانی آمریکا در شکست داعش و سیل پناهندگان سوری به اروپا و عوامل دیگر باعث شده است ک واشنگتن از مواضع خود درباره بحران سوریه به ویژه مخالفت با روس ها عقب نشینی کند.

به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران،«عبدالباری عطوان» نویسنده و تحلیلگر معروف عرب در یادداشتی در روزنامه رای الیوم نوشت:«جان کری» وزیر خارجه آمریکا بمبی از نوع سنگین وزن آن را منفجر کرد هنگامی که برای نخستین و در یک کنفرانس مطبوعاتی با شیخ«عبدالله بن زاید »همتای اماراتی خود اعلام کرد که «باراک اوباما»رئیس جمهوری آمریکا از انجام رایزنی و مذاکرات نظامی با روسیه درباره سوریه به منظور جنگ با داعش استقبال می کند و نیز گفت:«تمرکز ما همچنان بر داعش و راه حل سیاسی در سوریه است که باور داریم که ممکن نیست این راه حل با وجود اسد برای مدتی طولانی محقق شود.»

این سخنان«دیپلماتیک»به معنای آن است که واشنگتن دیگر به اسد به عنوان رئیس جمهوری غیرقانونی نگاه نمی کند و کناره گیری وی را نیز در هر گونه راه حلی از جمله دوره انتقالی که در کنفرانس ژنو یک و ژنو دو پیشنهاد شده ، شرط نمی داند.

پذیرش انجام مذاکرات نظامی با روسیه درباره بحران سوریه تن دادن به واقعیت امری است که روسیه از طریق ارسال ادوات و تجهیزات نظامی مدرن و هزاران کارشناس نظامی به سوریه و اصرارش بر اینکه اسد خط قرمز است و دست از حمایتش نمی کشد و حاضر است که برای بقایش در رأس قدرت بجنگد،آن را تحمیل کرد.

چگونه آمریکا به این نتیجه رسید که از همه یا بخش عمده ای از مواضع سابق خود نزدیک به 180 درجه عقب نشینی کند؟چندین دلیل وجود دارد که در پایین خلاصه وار می آوریم:

نخست:پس از شش هزار حمله هوایی به مواضع داعش این گروه تروریستی نه فقط تضعیف نشد بلکه توانست دو شهر«الرمادی»در عراق و «تدمر»در سوریه را به اشغال خود دربیاورد و نیز واشنگتن دریافت که نمی تواند در جنگ با داعش طی چند ماه یا چند سال به پیروزی برسد.

دوم:هم پیمانان عرب واشنگتن و به طور مشخص مثلث سعودی،قطر و ترکیه حاضر به اعزام نیروی زمینی برای جنگ با داعش نشدند، فروپاشی ارتش عراق در الرمادی و موصل در برابر داعش، غرق شدن عربستان در باتلاق مرگبار یمن،گرفتار شدن اردوغان رئیس جمهوری ترکیه در جنگ فرسایشی با حزب کارگران کردستان(پ ک ک )و رسیدن به این نتیجه که ارتش عراق اراده ای برای جنگیدن ندارد و با وجود هزینه 17 میلیارد دلاری برای تسلیح و آموزش آن در میدان جنگ نمی توان به آن تکیه کرد.

سوم:شکست همه برنامه های آموزش مخالفان به اصطلاح میانه رو سوریه و فرار بیشتر افراد مسلحی که در ترکیه و اردن آموزش دیدند پیش از آنکه یک تیر به سمت داعش شلیک کنند.

چهارم:اعلام مسکو بر عزمش درباه پاسخ مثبت به هر گونه درخواست رسمی از دولت سوریه برای اعزام نیرو به سوریه و این به معنای آن است که مسکو خود را ملزم به دفاع از اسد و نظام سوریه می داند حتی اگر این امر به قیمت تبدیل به جنگ جهانی سوم شود.

پنجم:پس از امضای توافقنامه هسته ای غرب و ایران و تایید آن توسط کنگره،واشنگتن راه را برای آغاز عقب نشینی تدریجی از منطقه خاورمیانه به سمت جنوب شرق آسیا به ویژه پس از بی نیازی اش از نفت خارومیانه به طور کامل ،هموار دیده است.

ششم:بازتاب بحران سوریه بر اروپا از طریق ورود صدها هزار پناهنده سوری امری که بحران دیموگرافی به وجود می آورد و اروپا را به دو اردوگاه تقسیم کرد،اردوگاه نخست شامل آلمان،فرانسه،انگلیس و بلژیک و اردوگاه دوم شامل اروپای جدید یعنی لهستان،مجارستان،رومانی و بلغارستان.این تقسیم بندی اتحادیه اروپا را تهدید به فروپاشی می کند.

درسایه تمام چیزی که ارائه شد می توان گفت که دولت آمریکا پرونده سوریه را به طور کامل به روسیه تحویل داد و به تدریج از همه تعهدهای خود به مخالفان سوری و کشورهای عربی حامی مخالفان سوری مانند عربستان سعودی و ترکیه و قطر دست کشید.

هیچ چیز در اروپا و آمریکا و به طور کلی غرب اتفاقی رخ نمی دهد.از همان لحظه نخست که که وزیر خارجه اسپانیا اعلام کرد که ضرورت دارد با بشار اسد رئیس جمهوری سوریه برای رسیدن به راه حل سیاسی و پیوستنش به جنگ با داعش وارد مذاکره شد و همین را «آنگلا مرکل»صدر اعظم آلمان و «فیلیپ هاموند»وزیر خارجه انگلیس تکرار کردند،مشخص بود که همه این سخنان راه را برای عقب نشینی آمریکا در پرونده سوریه باز می کند.

مذاکرات نظامی که احتمالا میان وزرای دفاع روسیه و آمریکا برگزار شود ائتلاف نظامی آمریکایی- روسی ایجاد می کند که اولویت آن جنگ با داعش است و چه بسا این برای نخستین بار در تاریخ است که این دو قدرت بزرگ علیه یک دشمن مشترک متحد شوند و با این شمن با هم بجنگند.

«ولادیمیر پوتین» رئیس جمهوری روسیه در تحمیل دیدگاهش بر آمریکایی ها و اروپایی ها در ایجاد این ائتلاف نظامی ناگهانی و پیوستن بشار اسد به آن و چه بسا پیوستن ایران نیز،موفق شد.

آیا این ائتلاف میان دو قدرت بزرگ داعش را از بین می برد و ریشه های آن را در شهرهایی که در عراق و سوریه به اشغال خود درآورد،می خشکاند؟

پاسخ قطعی به این پرسش دشوار است زیرا داعش قوی شده و به لحاظ مالی و تسلیحاتی خودکفا شده است و در اراضی ای می جنگند که آنها را به خوبی می شناسد و سلاح بسیار خطرناکی در اختیار دادر که دیگر نیروهای دشمنش در اختیار ندارند و آن «عملیات انتحاری»است،علاوه بر که جنگلی از سیمان در شهرهایی که در اشغال خود دارد در اختیار دارد،امری که شکستش را مشکل می کند.جنگ علیه داعش زمان زیادی می برد و همچنین به لحاظ مادی و انسانی هزینه های آن زیاد است.

بی تردید مثلت عربستان،قطر و ترکیه وآقای «عادل الجبیر»وزیر خارجه عربستان و سخنگوی این ائتلاف پس از این دگرکونی در موضع آمریکا شوکه می شوند و نمی دانیم که آقای الجبیر در کنفرانس مطبوعاتی که در آینده برگزار می کند باز هم مقوله جنجالی« اسد باید کنار برود چه از طریق راه حل سیاسی چه با زور»را تکرار می کند.

ما منتظر برگزاری کنفرانس مطبوعاتی آینده آقای الجبیر هستیم به امید آن که پاسخ شفافی به این پرسش بدهد و بر این باور نیستیم که انتظارمان طول بکشد.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.