نظام های عربی که حتی به شکل روحی در پوشش دادن و مشروعیت به نظام سعودی برای انجام این ماجراجویی در یمن سهیم بودند، نمی توانند برای مدتی طولانی این پوشش را تامین کنند، زیرا آن وقت در برابر واقعیت جدیدی قرار می گیرند و آن این است که عربستان سعودی آنها را به ماجراجویی های جدیدی در منطقه می کشاند و بهای این ماجراجویی ها در آینده بزرگتر خواهد بود.

روزنامه لبنانی «البنا» نوشت: با گذشت بیش از 150 روز تجاوز علیه یمن و ماجراجویی عربستان به نام«توفان قاطعیت -بازگرداندن امید» بنابر دلایلی که در اینجا ذکر می شود، هرگز نمی توان درباره پیروزی واقعی در این جنگ سخن گفت. زیرا پس از ارزیابی واقعی از خسارت ها و شکست ها و تلفات که بر همه شرکت کنندگان یا کسانی که هدف این جنگ هستند، به این نتیجه می رسیم که همه از نتایج و پیامدهای این ماجراجویی خسارت دیدند.

به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران، اگر به وضوح تعامل همه نظام های عربی رسمی و برخی از نظام های منطقه ای با این حادثه و این جنگ کینه توزانه و ماجراجویی عربستان در یمن را تحلیل کنیم ملاحظه می کنیم که برخی از این نظام ها در مراحل مختلف این ماجراجویی شریک بودند، برخی بی طرف و برخی نیز شیوه رویارویی شبه مستقیم سیاسی و از پشت پرده با طرف های متجاوز به یمن را انتخاب کردند. خاک یمن بیش از 150 روز است که عرصه نزاع بین المللی-منطقه ای و داخلی در همه سطح ها شده است. نزاع واضح تر نزاع محورهای منطقه ای و اقلیمی است. همه محورها از پشت پرده تلاش می کنند که طرح محور دیگر را در خاک یمن خنثی کنند.

خلاصه می توان با تشدید درگیری های میدانی و فعالیت هر کدام از این محورها و نزاع های قدرت در خاک یمن چندین واقعیت را برجسته کرد. اینها واقعیت های پنجگانه ای هستند که هیچ کدام از محورها نمی توانند آنها را نادیده بگیرند:

یک: نظام آل سعود نسبت به بی فایده بودن بازگرداندن یمن به زیر نفوذ سعودی ها همزمان با مخالفت بیشتر یمنی ها در این روزها با تن دادن به خواست نظام سعودی، یقین پیدا کرد. این مساله بر این واقعیت صحه گذاشته است که یمن از زیر چتر عربستان خارج شده است. همین امر نظام سعودی را به سمت خودکشی و سقوط در باتلاق یمن کشاند تا شاید بتواند آن را به زیر چتر خود بازگردند یا شوک خروج یمن از زیر جتر سعودی ها را بپذیرد و تلاش کند که به برخی دستاوردهای میدانی به عنوان برگ برنده قوی بر سر میز مذاکرات و راه حل های سیاسی مربوط به یمن را در آینده به دست آورد.

دوم: نظام های عربی که حتی به شکل روحی در پوشش دادن و مشروعیت به نظام سعودی برای انجام این ماجراجویی در یمن سهیم بودند، نمی توانند برای مدتی طولانی این پوشش را تامین کنند، زیرا آن وقت در برابر واقعیت جدیدی قرار می گیرند و آن این است که عربستان سعودی آنها را به ماجراجویی های جدیدی در منطقه می کشاند و بهای این ماجراجویی ها در آینده بزرگتر خواهد بود.

سوم: نمی توان نقش مصر را به عنوان شریک و ناظر در هر گونه راه حلی در آینده یمن بنابر چند دلیل نادیده گرفت. که اول و آخر آن عوامل و نقش جغرافیایی و جمعیت شناسی که مصر و یمن را جمع می کند، نیست. آغاز راه حل در نهایت در دست مصر است و این را بیشتر نیروهای یمنی مورد تاکید قرار داده اند، با وجود آنکه مصر به شکل محدود در عملیات تجاوز به یمن مشارکت کرده است.

چهارم: نمی توان نقش نیروهای میهنی یمن مانند انصار الله، کنگره مردمی و هم پیمانان آن ها را به عنوان شریک در راه حل نادیده گرفت یا آنها را مستثنی کرد. اجماع شبه کاملی در منطقه درباره نقش این نیروهای میهنی و مجموعه جنبش هایی که وابسته به آنها هستند زیر این چتر وجود دارد تا همه آنها شریک و رکن اساسی برای راه حل شوند.

پنجم: نمی توان نقش ایران-الجزایر-سوریه را انکار کرد. همچنین نقش نهادهای عربی، نخبگان و افراد صاحب رأی عرب و منطقه ای که همه آنها از رویکر راه حل های سیاسی برای توقف تجاوز عربستان به خاک یمن حمایت کردند، انکار کرد.

در پایان باید گفت که صد و پنجاه روز تجاوز عربستان عیله یمن برای تبدیل یمن به کشوری درهم کوبیده و ویران کافی است. اکنون این پرسش مشروع در این مرحله مطرح می شود که: چه کسی زندگی دوباره را به یمن می دهد؟ در این جا نباید نتایج و آثار این تجاوز به یمن را به لحاظ اقتصادی، سیاسی، امنیتی و از همه مهمتر اجتماعی دست کم گرفت. یمن اکنون نیازمند ترمیم اجتماعی داخلی دارد به ویژه پس از تناقض ها و شکاف هایی که ماجراجویی عربستان در میان یمنی های متحد به وجود آورد.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.