پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

نگاهی به دوستی امام خمینی و حضرت آیت الله سیداحمد شبیری زنجانی؛

محمد رجائی نژاد

توفیقی شد بر دوستان هفته نامه حریم تا در سلسله دیدار با مراجع عظام، خدمت حضرت آیت الله شبیری زنجانی نیز برسیم و از حضرت امام بگویند و ما بهره مند شویم؛ به ویژه از خاطرات دوستی حضرت امام و والد مرحومشان، لذا این شماره که مزین است به نام و یاد عالمان نامدار و آیات؛ شبیری زنجانیها، ما هم فرصت را غنیمت دانسته و گفتیم: هم استفاده از بیانات ارزشمند حضرت آیت الله زنجانی بهره ای برده باشیم و هم یادی از والد بزرگوارشان، دوست و قرین دیرین امام، مرحوم حضرت آیت الله سید احمد شبیری زنجانی شده باشد، هم دیدار یار است و هم زیارت... لذا این نوشته را اختصاص دادیم به رابطه دوستی امام خمینی و مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی(ره).

انتخاب عنوان «باغ خضرا» نیز مربوط به یکی از خاطرات دوران دوستی امام خمینی و این عالم و فقیه عالی قدر است که توضیح آن در متن یادداشت آمده است.

مختصری از زندگی آیت الله سید احمد زنجانی

آیت الله سید احمد شبیری زنجانی معروف به آقا سید احمد زنجانی که طبق فرموده خود در تاریخ چهارم صفر سال 1308 ق، برابر با اواخر شهریور سال 1269ش، در شهر زنجان چشم به جهان گشود. با ذوق شعری و ادبی که داشتند، ماده تاریخ ولادتی نیز برای خود ساخته اند که معروف است به: «هنگام زوال رابع شهر صفر.» ایشان در 5 آبان سال 1352 ش (29 رمضان 1393 ق)، در قم چشم از جهان فرو بست و در جوار حرم مطهر حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شدند.

تحصیلات

فراگیری علوم دینی را از کودکی آغاز کرد. دوره مقدماتی و سطوح را در زادگاهش زنجان به پایان برد. بعد از سال ها مدیریت و تدریس علوم دینی در مدرسه سید زنجان، برای ادامه تحصیل و تکمیل مبانی علمی و استفاده از محضر آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در سال 1346 ق (1307 ش) به قم مهاجرت کرد و تا آخر عمر در همانجا ماندگار شد. ایشان در این باره می فرماید:

«حقیر در بدو تشرفم به قم که در سنه 1346 ق بود، قصد اقامت دائمی نداشتم... ولی به حکم استخاره ای که آیه شریفه «اقیموالدین و لاتتفرقوا» آمد، اطمینان بر استقرار در این حوزه پیدا کرده و قریب ده سال زمان حیات مرحوم حائری [مؤسس حوزه قم] را درک کرده و از مجالس بحث وی استفاده نمودم.»
از دیگر اساتید وی می توان به آقایان؛ شیخ زین العابدین زنجانی و میرزا عبدالرحیم فقاهتی در زنجان، و بعد از رحلت آیت الله حائری، به آیت الله حجت تبریزی در قم اشاره کرد.

آثار و برکات علمی و اجتماعی

تألیفات با ارزشی که از ایشان باقی است به 26 عنوان می رسد: اربعین، افواه الرجال، ایضاح الاحوال فی احکام الحالات الطاریة علی الاموال، ایمان و رجعت، بین السیدین، تعلیقه کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، الرد علی القصیمی، غیث الربیع فی وجه البدیع، فروق الاحکام، فروق اللغة، فهرست جامع الشتات، رساله قبله، مستثنیات الاحکام، شرح استدلالی کتاب مستثنیات الاحکام به نام مستنبتات الاعلام، مقدمه تفسیر تبیان، مناسک حج، نصاب سه زبانه، الهدی الی الفرق بین الرجال و النساء، ملحقات کتاب تقویم الصلاة، جنگل مولی، فهرست اعلام، تذبیل مفتاح التفاسیر، شرایط الاحکام، الکلامُ یَجُرّالکلام، رساله خیرالامور و سرگذشت یک رساله.

آیت الله سید احمد زنجانی علاوه بر تحصیل و تدریس و تألیف، چه در زنجان و چه در قم، در مسائل و فعالیت های اجتماعی نیز فعال بود، از جمله تشکیل مدارس علمی و مدیریت آنها، تشکیل جلسات علمی و پژوهشی با دیگر علما و فقها و... با اینکه کمتر در مسائل سیاسی و مبارزاتی دخیل بود، ولی همان رفاقت و دوستی نزدیک و صمیمی با حضرت امام نشان از علاقه و دغدغه ایشان به حوادث و مسائل روز و سیاست دارد.

ایشان به همراه امام خمینی از جمله اعضاء گروه مصلحین حوزه علمیه قم بودند که توسط آیت الله بروجردی تشکیل شده بود. آیت الله بروجردی به پیشنهاد و هم فکری بعضی شاگردان دلسوز و روشن در راستای سر و سامان و نظم دادن به امور حوزه و طلاب یک گروهی را تشکیل داد تا در این راستا تحقیق کرده و پیشنهاد و طرح ارائه نمایند. این هیأت متشکل از تعدادی از علما و فضلای مورد تأیید آقای بروجردی بودند که حضرت امام در نوشته ای به آنها اشاره کرده و شرح وظایف آنان را هم بیان کرده اند:

«بسم الله الرحمن الرحیم‏، در لیله پنجشنبه ششم شهر ذى الحجه الحرام 68، آقایان علماى حوزه علمیه قم، حسب امر حضرت آیت اللَّه العظمى [بروجردی] - مد ظله- و تصویب سایر حجج اعلام مجتمع شده و مقرر داشتند که در هفته، سه هیأت تشکیل شود که هر هیأتى وظیفه خاصه اى انجام دهند، چنانچه در ذیل بیان خواهد شد:

1- هیأتى براى رسیدگى به امر طلاب و مدارس، که اسامى آنها از قرار ذیل است:

آقاى آقا سید زین العابدین- آقاى حاج سید احمد خوانسارى- آقاى حاج سید محمد رضاى گلپایگانى- آقاى آقا سید ابو طالب مدرسى- آقاى حاج میرزا محمود قمى- آقاى حاج میرزا مصطفى- آقاى حاج سید احمد زنجانى- آقاى حاج شیخ ابو القاسم اصفهانى- آقاى آقا مرتضى حائرى- آقاى حاج میر سید حسن- آقاى آقا ریحان اللَّه- آقاى حاج فقیهى- آقاى آقا مرتضى قمى‏

توضیح آنکه آقایان فوق در مواقع عادى مجتمع مى شوند، و در مواقع غیر عادى اطلاع مى دهند که تمام سه حوزه مجتمع شوند براى حل قضیه غیر عادیه.

2- هیأتى براى امتحان خارج تازه واردین به قرار ذیل:

آقاى آقا مرتضى حائرى- آقاى آقا سید محمد یزدى- آقاى حاج آقا روح اللَّه خمینى.

3- هیأتى براى امتحان تازه واردین غیر خارجى از این قرار:

آقاى آقا سید زین العابدین- آقاى فاضل- آقاى قاضى- آقاى حاج فقیهى- آقاى حاج میر سید حسن- آقاى آقا شیخ ابو القاسم نحوى- آقاى حائرى- آقاى صاحب الدارى- آقاى آقا مرتضى قمى‏.

مطالب فوق را حضرات آقایان به اکثریت قریب اتفاق تصویب نمودند:

الاحقر محمود الحسینى- زین العابدین الحسینى الکاشانى- احمد الحسینى الزنجانى- العبد مصطفى القمی- سید محمد یزدى- روح اللَّه الموسوی- فاضل موحدى لنکرانى- حائرى- الاحقر صاحب الدارى- الاحقر ابو القاسم اصفهانى- عبد الحسین فقیهى- حسین القاضى الطباطبایى- مرتضى مبرقعى- الاحقر ریحان اللَّه گلپایگانى- مرتضى حائرى. (صحیفه امام، ج 1، ص 27)

همچنین مدتی جلسات مهم علمی بین حضرت امام و آقا سید احمد زنجانی و آیت الله سید محمد محقق در منزل آقا سید احمد صورت می گرفت که بعد از شروع مبارزات و قیام روحانیت به رهبری امام، بعضی جلسات مراجع و علمای حوزه نیز در همین منزل آیت الله سید احمد انجام می گرفت، از جمله جلسه مهم و تاریخی علماء و مراجع قم پس از حادثه 15 خرداد و دستگیری امام خمینی در همین منزل برگزار شده و پیگیر آزادی حضرت امام شدند.

امام خمینی و آیت الله سید احمد شبیری زنجانی

آقا سید احمد از همان بدو ورود به قم توسط مرحوم آیت الله حاج مبرزا عبدالله مجتهدی تبریزی با حضرت امام آشنا شده و بعدها دوستی و رفاقت صمیمی و کم نظیری با هم پیدا کرده و تا رحلتشان در سال 52 ادامه داشت.

حجت الاسلام والمسلمین سید جعفر شبیری زنجانی، یکی از فرزندان آقا سید احمد در رابطه با نحوه آشنایی والدشان با حضرت امام می گویند: ابتدای این آشنایی درست یادم نیست، ولی بچه که بودم، رفت و آمدهای امام را به منزلمان و پدرم به منزل ایشان را به یاد می آورم. با هم مباحثه داشتند، ‌ولی پیش از آن رفاقت داشتند. مرحوم آقای حاج آقا مرتضی حائری قضیه ای را نقل می کردند که صحبتی شده بود که هفته ای یک شب دور هم جلسه دوستانه ای داشته باشیم. یک جلسه شرعی- تفریحی بود. آقایان اهل غیبت که نبودند، لذا برای استراحت چنین جلساتی برگزار می کردند. آن شب می خواستند تصمیم بگیرند که در این جلسه چه کسانی باشند. در باره افراد صحبت شد و فکر می کنم آقای حاج میرزا عبدالله مجتهدی اسمی از پدر من می برند و می گویند: «خوب است آقای آسید احمد زنجانی هم باشند.» امام می فرمایند: «به نظر من مصلحت نیست، چون ایشان سنشان از ما بیشتر است و ما نمی توانیم در محضر ایشان راحت باشیم.» آقایان می گویند: «اتفاقاً این‌ طور نیست و ایشان خودشان هم اهل معاشرت هستند.» امام وقتی دیگران این حرف را زدند، پذیرفتند و از همان جلسات، رفاقتشان شروع شد. برای مباحثه هم معمولاً صبح ها قدم زنان به خارج شهر می رفتند و بعد از پل صفاییه [پل صفائیه به بلوار امین که الآن از مراکز شهر قم به حساب می آید.] کنار نهری می نشستند و بحث می کردند.

ایشان ادامه می دهند که: آن زمان این قسمت شهر بیابان بود و کشاورزی و باغات قم قرار داشت. حتی یک روز در راه که می رفته اند، می بینند یک خوشه گندم روی زمین افتاده که ممکن است زیر دست و پا له شود و از بین رود. ان برداشته و کنار نهر که می روند و گندم ها را همان‌ جا می پاشند و از جوی، آب می ریزند. هر روز هم که به آنجا می آمدند، به دانه ها آب می دادند، تدریجا گندم ها سبز می شوند و به شوخی اسم آنجا را «باغ خضرا» می گذارند.

و هر وقت صحبتی می شد یا می خواستند به مباحثه بروند، می گفتند فردا قرارمان باغ خضرا! اطرافیان هم تصور می کردند باغ مفصّلی است! و... صمیمیت آن دو بزرگورار در حدی بود که به صورت جمع دوستانه سفرهای زیارتی می رفتند.

معروف است که بهترین راه شناخت انسان، به خصوص دوستان، همسفری با آنان است. آیت الله زنجانی هم خاطرات جالبی از همسفر زیارتی خود، حضرت امام نقل کرده اند که ما از زبان فرزند آن مرحوم مرور می کنیم.

سفر زیارتی مشهد

حاج آقا سید جعفر شبیری زنجانی می گوید: پدرم نقل می کرد: وقتی همراه جمعی از دوستان به سفر زیارتی مشهد رفته بودیم، امام زیارت را مختصر می کردند و به خانه ای که اجاره کرده بودیم، برمی گشتند و آب و جارو می کردند و سماور را روشن و چای را آماده می کردند. دیگران که از حرم برمی گشتند می پرسیدند: «شما چطور زیارت را مختصر می کنید و برمی گردید که برای ما چای درست کنید؟» امام می فرمودند: «خدمت به زوار حضرت رضا«ع» کم از زیارت حضرت نیست.»

این روحیه، یعنی عمل به ارزش ها و توصیه های دینی و مذهبی و خدمت به هم نوع و خدمت به خلق، از دوران جوانی در امام بود که توانست در سنین کهن‌سالی بخاطر دفاع از دین و مذهب و رفع ظلم و ستم از مردم قیام نماید و انقلابی را به این عظمت رهبری کند و تشکیل حکومت مردمی دهد.

ایشان در ادامه نقل خاطره آن سفر می فرماید: عکس هم از آن سفر الآن موجود است. در آن سفر مرحوم آقای حاجی فقیهی دوربین عکاسی داشتند و خودشان ظاهر می کردند. در آن عکس حضرت امام هستند، آسید محمد صادق لواسانی، آسید احمد لواسانی و ابوی. این عکس را اخوی [آیت الله سید موسی] دارند و فکر می کنم آقای آمیرزا محمد حسین بروجردی هم در آن عکس باشد.

این طور در خاطرات یاران و شاگردان حضرت امام نقل شده است که آن وقت ها که آیت الله سید احمد در مدرسه فیضیه قم نماز جماعت اقامه می کردند، نماز با شکوهی برپا می شد و حضرت امام در صف اول جماعت پشت سر آن مرحوم به نماز جماعت می ایستاد و اگر موقعی آن مرحوم حضور نداشتند و یا دیر می آمدند حضرت امام به نماز می ایستادند و آن مرحوم اگر می آمدند به ایشان اقتداء می کردند، با اینکه حدود ده، دوازده سال از حضرت امام بزرگتر بودند.

این ارتباط و صمیمیت بین آقاسید احمد و حاج آقا روح الله به گونه ای بود که در آغاز مبارزات، از چشم عمال رژیم شاه و ساواک هم به دور نمانده بود. در اردیبهشت سال 1343 ش، خواهر محترمه آقا سید احمد از دنیا می روند. شب 14 اردیبهشت، حضرت امام در مجلس ختم آن مرحومه شرکت کرده و حضور پیدا می کنند. این حضور امام را مأمور ساواک به مرکز گزارش می دهند.

تبعید حضرت امام، دوری از دوستان، ولی دل در گرو آنان!

اعتماد، احترام و دلبستگی که حضرت امام به دوست قدیمی خود آقا سید احمد زنجانی داشت، با گذشت زمان و سختی مبارزات و مشکلات تبعید نجف و دوری از وطن نیز نتوانست خدشه ای بر آن وارد سازد و این از نامه هایی که بین آن دو رد و بدل می شد، مشخص است. آیت الله سید موسی زنجانی در این باره به نکته جالبی اشاره دارند. ایشان می فرمایند:

حضرت امام نامه ای به حاج آقای ما نوشته بود. بخشی از آن که فی الجمله عبارتش در ذهنم است، این است؛

«حضرت آیت الله زنجانی! اشتغال و گرفتاری به دنیا، دوستان را مانند قحط سالی دمشق از یاد یکدیگر برده. اکنون که شنیدم کسالت جناب عالی شدت پیدا کرده، خواستم چند خطی انجام وظیفه کرده باشم...

اینجانب نیز با حوادث دوران پیری دست به گریبانم و نفس های آخر عمر را با گرفتاری داخل و خارج می کشم. از جناب عالی درخواست دعا برای حسن عاقبت دارم...»

ایشان در توضیح بعضی از عبارات نامه می گویند: منظور حضرت امام از عبارت «قحط سالی دمشق» در نامه ارسالی، اشاره به این شعر است:

چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق

والد ما هم پاسخی به حضرت امام نوشتند که: اخیراً شعری را شنیده ام، می خواهم آن را به شما هدیه کنم:
در سینه دلم گم شد و تهمت به که گویم غیر از تو در این خانه کسی راه ندارد

حضرت امام ارادت و وفاداری به دوست قدیمی خود را به گونه ی دیگر نیز ثابت کرده است، نمونه های زیادی از اجازات حضرت امام موجود است که معرفش آیت الله سید احمد زنجانی بوده است.

در خاطره دیگر حضرت آیت الله سید موسی زنجانی نقل می کنند: در سال 52 که والد دارفانی را وداع کردند، حضرت امام در نجف بودند. وقتی از فوت دوستشان مطلع می شوند نامه ای به عنوان عرض تسلیت به ما فرستادند. مقداری از آن به یادم هست که نوشته بود: «هیچ میل نداشتم که اول مکتوب من به جناب عالی در باره این مصیبت بزرگ باشد. از مرحوم مبرور معظم له خاطرات زیادی دارم که فراموش شدنی نیست و ایامی که با ایشان گذرانیدم، از بهترین سنین عمرم بود. اکنون ایشان به ثواب الله شتافتند و انّا ان شاءالله به لاحقون...»

این مختصری بود از رابطه و دوستی عمیق بین امام خمینی و آیت الله سید احمد زنجانی که امید است درس هایی از اخلاق و رفتار معاشرتی آن دو عالم و فقیه روزگار گرفته باشیم.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.