این بار پیامی که امام خمینی(س) صادر کردند با تغییر لحن اساسی همراه بود. سخن از سرنگونی رژیم و نزدیک بودن پیروزی سر دادند. شاید بتوان گفت که از این تاریخ به بعد دیگر در سخنان امام ادبیات گفت وگو و نصیحت وجود نداشت. بلکه امام مستقیما به شاه حمله می کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، با رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی جهان تشیع یگانه مرجع تقلید خود را از دست داد. این امر ممکن بود اقتدار نهاد روحانیت را که به واسطه‌ی داشتن مرجعیت یگانه ،عامل بازدارنده‌ای در برابر هیات حاکمه ایران محسوب می‌شد،تضعیف کند. شاه با این برداشت که از درون روحانیت صدایی به بلندای آیت‌الله بروجردی برنخواهد خاست، دست به سلسله اقداماتی زد که طی آن برخی احکام اسلام از قوانین زدوده می‌شد.
از جمله این کارها، سعی در تصویب لایحه‌ای با عنوان لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی بود. این لایحه به چگونگی تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی می‌پرداخت. اما عجیب این که در این لایحه بحث قسم به قرآن در دادگاه‌ها که ربطی به این قانون نداشت، به قسم به هر کتاب آسمانی مبدل شده بود.
همچنین با توجه به جامعه‌ی آن زمان که زنان از روند امور کشور کنار نگه داشته شده بودند، رژیم، بحث اخذ رای از زنان را مطرح کرد که ماهیت هر دو نشان دهنده‌ی آن بود که شاه قصد ضعیف کردن موضع دین و استفاده ابزاری از قشری از جامعه یعنی زنان با استفاده از ناآگاهی‌های آنها داشت.
حضرت امام خمینی(س) در نامه‌ای به شاه در 17 مهر 41، موارد خلاف اسلام این لایحه را متذکر و اصلاح آنها را خواستار شد. ولی بی‌توجهی شاه و تداوم اعتراضات علما که حالا به اقشار مذهبی جامعه هم کشیده شده بود، باعث شد امام اعتراض خود را شدیدتر کند و با سخنرانی‌هایی در تهران و قم در این زمینه آگاهی جامعه را بالا ببرد.
پس از این اتفاق، شاه برای این که علما از دخالت در این امور پرهیز کنند، شروع به برخورد با برخی علما کرد. از جمله حمله به برخی اماکن مذهبی و مضروب کردن برخی چهره‌های شناخته شده مدافع روحانیت در میان مردم و محاصره بیت آیات عظام بهبهانی و خوانساری در بهمن 41 که حضرت امام(س) و سایر روحانیون به شدت واکنش نشان دادند.
عمال شاه در سوم بهمن ماه به مردم و طلاب در مدرسه فیضیه و خیابان‌های قم حمله کردند. این کار شاه برای ایجاد رعب و وحشت و خفقان بود. اما امام واکنش شدیدی نشان داد و تلگراف‌های قبلی شاه مبنی بر طرفداری از دیانت را به انتقاد گرفت و در اطلاعیه بعد، عزل اسدالله علم از سمت نخست وزیری را خواستار شد.
امام خمینی(س) در اسفند 41 به همراه برخی از علما خطاب به ملت ایران اعلام کردند که امسال عید نخواهند داشت و عزای عمومی است. عمال شاه در حرکتی وحشیانه در دوم فروردین 42 به حوزه علمیه قم یورش بردند و این مکان علمی را به خاک و خون کشیدند.
این بار پیامی که امام خمینی(س) صادر کردند با تغییر لحن اساسی همراه بود. سخن از سرنگونی رژیم و نزدیک بودن پیروزی سر دادند. شاید بتوان گفت که از این تاریخ به بعد دیگر در سخنان امام ادبیات گفت‌وگو و نصیحت وجود نداشت. بلکه امام مستقیما به شاه حمله می‌کرد.
متن پیام امام به مناسبت حمله عمال شاه به حوزه علمیه قم به این شرح است:
...ناراحت و نگران نشوید. مضطرب نگردید. ترس و هراس را از خود دور کنید. شما پیرو پیشوایانی هستید که در برابر مصایب و فجایع صبر و استقامت کردند که آنچه ما امروز می‌بینیم نسبت به آن چیزی نیست. پیشوایان بزرگوار ما، حوادثی چون روز عاشورا و شب یازدهم محرم را پشت سر گذاشته‌اند و در راه دین خدا یک چنان مصایبی را تحمل کرده‌اند. شما امروز چه می گویید؟ از چه می ترسید؟ برای چه مضطربید؟ عیب است برای کسانی که ادعای پیروی از حضرت امیر - علیه السلام - و امام حسین - علیه السلام - را دارند، در برابر این نوع اعمال رسوا و فضاحت آمیز دستگاه حاکمه خود را ببازند . دستگاه حاکمه با ارتکاب این جنایت، خود را رسوا و مفتضح ساخت و ماهیت چنگیزی خود را به خوبی نشان داد. دستگاه جبار با دست زدن به این فاجعه، شکست و نابودی خود را حتمی ساخت. ما پیروز شدیم. ما از خدا می‌خواستیم که این دستگاه ماهیت خود را بروز دهد و خود را رسوا کند.
بزرگان اسلام ما، در راه حفظ اسلام و احکام قرآن کریم کشته شدند.زندان رفتند. فداکاری‌ها کردند تا توانستند اسلام را تا به امروز حفظ کنند و به دست ما برسانند. امروز وظیفه ماست که در برابر خطراتی که متوجه اسلام و مسلمین می‌باشد، برای تحمل هر گونه ناملایمات آماده باشیم، تا بتوانیم دست خائنین به اسلام را قطع نماییم و جلوی اغراض و مطامع آنها را بگیریم... (صحیفه‌ی امام، ج1، ص166)

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.