حضرت امام خمینی 16بهمن 1357 در جمع روحانیون، جمعى ازپرسنل نظامى و یازده تن از نمایندگان مستعفى مجلس شوراى ملى ضمن هشدار به ارتش و دولت بختیار بر لزوم تبعیت از دولت موقت تاکید کرد .

متن این سخنان بدین شرح است :
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم.
بسم اللَّه الرحمن الرحیم.
من با اینکه حال ندارم مع ذلک چند جمله را باید عرض بکنم. ما همیشه [خواهانیم‏] که ملت سعادتمند باشد و با آرامش زندگى خودش را بگذراند. و این انقلاباتى که تا حالا پیش آورده‏اند، این انقلاباتى که براى ما مصیبت بار آورد و براى آنها نکبت، ما هرگز میل نداشتیم که بشود؛ لکن بى‏عقلى کردند و شد. اگر نصیحتهاى اولى ما را پذیرفته بودند، مطلب به اینجاها نمى‏رسید. حالا هم ما باز نصیحت مى‏کنیم آنهایى را که غاصب هستند. نصیحت مى‏کنیم دولت غیر قانونى را، نصیحت مى‏کنیم ارتش را، به اینکه اگر شما مایلید که این مملکت آرام بشود و ثابت باشد، دست بردارید. آن کسى که غیرقانونى است برود سراغ کارش برود سراغ کسب و کارش! ارتش هم برگردد به دامن ملت؛ ملت او را مى‏پذیرد. اگر به این نصیحت عمل بکنند، مسائل حل است؛ آرامش در مملکت پیدا خواهد شد و اوضاع فرهنگى و اقتصادى و سایر چیزها- با تدریج البته- یک وضع خاصى، یک وضع صحیحى پیدا مى‏کند ..
گرچه این مرد، که محمدرضا پهلوى اسمش است، این رفت و همه اوضاع مملکت را خراب کرد؛ یک مملکت خرابى براى ما گذاشت. هرجایش را دست بگذارید خرابى است: اقتصاد از هم ریخته است؛ زراعت ما را بکلى از بین بردند؛ به اسم «اصلاحات‏ ارضى» فاسد کردند کشاورزى ما را، و بازار درست کردند براى اربابهاى خودشان. به اسم «تمدن» و «ترقى» ما را به عقب بردند؛ فرهنگ ما را عقب راندند. تمام اوضاع ایران را خراب کردند، جز قبرستانها را که آباد شد! یعنى قبرستانهاى ما که عددش چند بود، عدد زیادتر پیدا کرد، آباد شد؛ اما اوضاع مملکتمان همه خراب شد. اینها اگر به نصیحت روحانیون گوش بدهند و آنچه که صلاح ملت است ما به آنها مى‏گوییم آنها هم انقیاد کنند، دیگر این اوضاع پیش نمى‏آید. نه دیگر قبرستانهاى ما دوباره آبادتر مى‏شود و نه مملکت خرابتر؛ نه خون عزیزهاى ما مى‏ریزد نه مادرهاى جوان مرده به عزا مى‏نشینند. من نصیحت مى‏کنم این دولت و ارتش را به اینکه شما دست بردارید از این لجاجت. شما خاضع بشوید به رأى ملت. رأى ملت این است که مى‏بینید. ملت عبارت از مرکز تا آخر- هر جا که اسمش ایران است. شما در یک دهِ بروید و ببینید که دهى دارید که این صداها در آن نباشد؟ یک شهرى پیدا مى‏کنید که فریادشان بلند نباشد که ما استقلال و آزادى و حکومت اسلامى مى‏خواهیم و ما این رژیم را نمى‏خواهیم؟.
دولت شرعى و واجب الاتّباع.
احترام به رأى ملت بگذارید. احترام به آراى علماى اسلام بگذارید. احترام به آراى اقشار مختلفه ملت بگذارید. زیادتر از این مردم را به خاک و خون نکشید. ما دولت را تعیین کردیم؛ هم به حَسَب قانون ما حق داریم و هم به حسب شرع حق داریم. ما به حَسَب ولایت شرعى که داریم و به حسب آراى ملت که ما را قبول کرده است، آقاى مهندس بازرگان را مأمور کردیم که دولت تشکیل بدهد، دولت موقت؛ براى اینکه آراى ملت را با رفراندم راجع به رژیم استفسار کند؛ ولو اینکه من احتیاج به این نمى‏دیدم براى اینکه آراى ملت این همه گفته شده است و فریاد کرده‏اند؛ اینقدر فریاد اینکه ما حکومت اسلامى مى‏خواهیم و ما رژیم شاهنشاهى را نمى‏خواهیم. دیگر احتیاج نیست لکن براى اینکه بهانه‏ها تمام بشود و ثابت بشود به اینکه مطلب اینطور است؛ ملت ایران مُسلم است، ملت ایران یک رژیمى که برخلاف اسلام است نمى‏خواهد، ملت اسلام حکم اسلام رامى‏خواهد، حکومت اسلامى را مى‏خواهد، حکومت عدل را مى‏خواهد. براى اثبات این، ایشان را مأمور کردیم به اینکه رفراندم بکند و مقدماتش را فراهم کند که آراى عمومى را- عرض بکنم- ما استفسار کنیم. و مردم هم حالا من عرض مى‏کنم به آنها که مردم هم اگر نظرى راجع به این حکومت دارند اعلام کنند. فردا مردم همه جا در ایران، در همه شهرهاى ایران، در تهران، در همه محلات تهران، نظر خودشان را راجع به این دولتى که ما ... تعیین کردیم، اعلام کنند. تظاهرات کنند نظر خودشان را بگویند. یا نظرشان این است که ما دولت اسلامى نمى‏خواهیم، خوب داد کنند که نمى‏خواهیم؛ یا نظرشان این است که این دولتى که تعیین شده است و به ولایت شرعى تعیین شده است و یک حکومت شرعى است، نه فقط حکومت قانونى باشد، یعنى حکومت شرعى لازم الاتّباع، همه کس واجب است بر او که از این حکومت اتّباع کند. نظیر اینکه مالک اشتر را که حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- مى‏فرستاد یک جایى و منصوبش مى‏کرد، حاکم واجب الاتّباع بود یعنى حاکم الهى بود، حاکم شرعى بود. ما هم ایشان را حکومت شرعیه دادیم و حکومت قانونى هم که هست، بنابراین واجب الاتّباع است.
قیام برخلاف حکومت اسلامى قیام برخلاف حق است و مجازات دارد. اما مخالفت با این رژیم یا هر رژیمى، مخالفتش معصیت الهى است لکن مجازات به آن معنا که یک جزاى عُرفى هم داشته باشد ندارد، به خلاف قیام بر ضد حکومت. قیام بر ضد حکومت جزاى عرفى دارد در شرع ما، و خیلى هم سخت است آن جزا. از این جهت ما سفارش مى‏کنیم به حکومتها، به حکومتهاى جائر، به استاندارهاى همه جا، به ژاندارمریهاى همه جا، به ارتش، هر جا که هست، به اجزاى ادارات، به نخست وزیرى، به کذا، به همه اینها ما اعلام مى‏کنیم که آقاى مهندس بازرگان حکومت شرعیه دارد از قِبَل من؛ و بر همه واجب است که اطاعتش را بکنند. و شما آقایان هم که از اهل علم و از علما هستید مردم را ارشاد کنید. و اگر بناست که به جاهاى دیگر هم بروید، بروید به همه جا و مردم را ارشاد کنید و به آنها بفهمانید که مسئله مسئله حکومت عدل است، مسئله مسئله حکومت اسلامى است. و ما امیدواریم که بعد اختیار به دست خود شما بیفتد و مجلس را خود شما تعیین‏کنید. ما پنجاه سال است که مجلسمان مجلس شاهنشاهى بوده، نه مجلس ملى بوده، و حالا ما مى‏خواهیم مجلس ملى درست کنیم؛ اختیار دست خود مردم، وکلا را خود مردم تعیین بکنند؛ سرنوشت خودشان به دست خودشان باشد. ان شاء اللَّه خداوند به همه شما سلامت بدهد، به همه شما نصرت بدهد، و همه‏تان ان شاء اللَّه سالم و شریف باشید.
منبع : صحیفه امام، ج‏6، ص :68ص: 70

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.