وقتی خدمت حضرت امام رسیدم، حاج احمد آقا همه کاره بودند و پس از سخنرانی حضرت امام(س) در حسینیه، همه کارها بر عهده حاج احمد آقا بود و ایشان صحبتهای امام را پیاده می کردند و دستی می نوشتند و چندین بار هم به امام نشان می دادند تا به هیچ وجه صحبتهای حضرت امام کم و زیاد نشود.

به بهانه سالگرد ارتحال مرحوم حاج احمد خمینی راهی کوچه پس کوچه های جماران می شوم تا ساعتی را پای درد و دل خدمتگزاری سپری کنم که سالها همنشینی امام و یادگارش را در صندوقچه خاطرات خود دارد و هنوز هم به یاد امام، دفتر و بیت را همراهی می کند.

نزدیک وقت نماز است، سجاده و جانمازی با عبایی روی آن، پهن شده و گویا در حال آماده شدن برای ادای نماز است. چهره اش را هنوز ندیده ایم... اصرار می کنم که فقط تا اذان طول می دهم، قبول می کند، از چهارچوب در که وارد می شود، چهره پیرمردی با ریش سفید و انگشتران متبرک زیادی که انگشتانش را همراهی می کند، جلب توجه می کند... تا می گویم به مناسبت سالگرد ارتحال حاج احمد آقا آمده ایم...بغض می کند و از روزهای ارتحال حضرت امام و دل نگرانی های مرحوم حاج احمدآقا، و عروج یادگار امام می گوید...هر از گاهی اشکش را همراه خاطراتش می کند تا یادمان نرود خدمتگزاری صادقانه اش را در این سالها.

حاج عیسی جعفرى خدمتگزار بیت امام (س) در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با بیان اینکه وقتی خدمت حضرت امام رسیدم، حاج احمد آقا همه کاره بودند، می گوید: پس از اینکه حضرت امام (س) در حسینیه سخنرانی می کردند، همه کارها بر عهده حاج احمد آقا بود، آن روزها کامپیوتر نبود و ایشان صحبتهای امام را پیاده می کردند و دستی می نوشتند و چندین بار هم به امام نشان می دادند تا به هیچ وجه صحبتهای حضرت امام کم و زیاد نشود.

وی با بیان اینکه مرحوم حاج احمد آقا برای حضرت امام خمینی(س)، فقط یک فرزند نبود بلکه مثل یک غلام همیشه در خدمت امام بود، ادامه می دهد: ایشان همیشه از تمام حرفها، گفته ها و کردار و رفتار امام استفاده می کرد.

به یاد خاطره ای از مرحوم حاج احمد آقا می افتد و می گوید: یک بار به ایشان گفتم من که کسی نیستم ولی مجتهدین شما را مجتهد می دانند ولی شما قبول نمی کنید که مجتهد هستید.

وی با اشاره به زمان ارتحال حضرت امام خمینی (س)، عنوان می کند: آن شب حاج احمد آقا و بقیه فرزندان و فامیل و شخصیتها برای آخرین بار با حضرت امام (س) دیدار کردند و شب هنگام در حیاط منزلی که امام زندگی می کردند، تختی گذاشتیم و پیکر مطهر حضرت امام را غسل دادیم

او بغض می کند و به یاد حال و هوای حاج احمد آقا در آن روزها می افتد و می گوید: حاج احمد آقا واقعا برای انقلاب زحمت کشیده است.

جعفری به یاد حاج احمد آقا و تصمیم ایشان درمحل خاکسپاری حضرت امام می افتد و می گوید: ظاهرا عده ای حرم علی ابن موسی الرضا(ع) و عده ایی دیگر حرم حضرت معصومه(س) را پیشنهاد می کردند و سرانجام پیکر حضرت امام در بهشت زهرا و کنار شهدایی که عاشق امام بودند و امام هم عاشق آنها بود، به خاک سپرده شد.

وی می افزاید: حاج احمد آقا اصرار داشتند که حتما تا ساعت سه - چهار بعد از ظهر، پیکر امام به خاک سپرده شود که اینگونه هم شد.

جعفری به یاد دلسوزی و پیگیری های حاج احمد آقا از حال مستضفین و فقرا، می گوید: خیلی به فکر محرومین و مستضعین بود ولی تاکید داشت که مشکلات باید اساسی حل شود و تاکید داشتند که مراجعین به بنیاد مستضعفین و کمیته امام خمینی(س) معرفی شوند.

به گفته وی، اگر کسی معرفی می شد و کارش راه نمی افتاد خیلی ناراحت می شدند و می گفتند دیگر نمی توانم با آنها روبرو شوم.

جعفرى در ادامه با اشاره به سالگرد ارتحال حاج احمد خمینی، عنوان می کند: بعد از ناهار حدود ساعت 3 به حرم رفتند و گویا شب هم به منزل برادر خانم شان رفته بودند، صبح فردا که به سراغ ایشان می روند تا بیدارشان کنند دیگر خیلی دیر شده بود.

وی با بیان اینکه مرحوم حاج احمد آقا یک هفته‌ای در حالت کما بودند، ادامه می دهد: آن زمان من و آقا یاسر راهی مکه شدیم تا برای سلامتی ایشان دعا کنیم.

به یاد حال و هوای آقا یاسر در آن روزها می افتد و می گوید: پای سنگ حجر الاسود برای سلامتی پدرش دعا می کرد ولی...

خدمتگزار بیت امام (س) در خاتمه خاطرنشان می کند: وقتی به ایران برگشتیم ابتدا همه خوشحال بودند که حال حاج احمد آقا کمی بهتر شده، ولی سر انجام ایشان هم به لقا الله پیوستند.

با بغضی که در تمام طول مصاحبه همراهیش می کند، می خواهد که برای ادای نماز ما را ترک کند، خداحافظی می کنیم... هنوز از اتاق خاج نشده ایم که حاج عیسی به نماز ایستاده است...

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.