life

عزم و اراده رسوخ ناپذیر برای کارآموزی و کاریابی از بانوی مهندس جوان در شهر کرمان تعمیرکار ماهر لوازم خانگی ساخته است. 

به گزارش جی پلاس، لاله موذن نعمت اللهی با تحصیلات کارشناسی در رشته مهندسی برق و الکترونیک بدون ادعا با دست گرفتن آچار و پیچ گوشتی برای خود کارآفرینی کرده است.
وی که خود را مجرد و دارای پنج برادر و یک خواهر معرفی می کند می گوید: خانواده ام که از وضع مالی به نسبت خوبی برخوردار هستند در ماهان زندگی می کنند.
او مغازه ای در یکی از محلات شهر کرمان برای خود دایر کرده و نظم و ترتیب خاصی در محیط کارش به چشم می خورد و مصمم و مسلط به تعمیر انواع لوازم خانگی می پردازد.
وارد کارگاهش که شدم مشغول توضیح به یکی از مشتریان در زمینه استفاده از اتو بود، جواب سلامم را داد و خوش آمد گفت شاید روابط عمومی بالای این خانم مهندس یکی از دلایل موفقیت وی محسوب می شود.
بعد از احوال پرسی خودم را معرفی کردم و از او خواستم از خودش بگوید و دلیل انتخاب این شغل را که برایم جای سووال های زیادی را باقی گذشته بود.
پشت میز نشستن مرا راضی نمی کرد
لاله موذن نعمت الهی گفت: از کودکی تعمیر وسایل را دوست داشتم برای همین در دانشگاه رشته برق و الکترونیک را انتخاب کردم.
وی افزود: بعد از اتمام تحصیلاتم در دانشگاه نخواستم مانند سایر همکلاسی هایم به دنبال کار دولتی بروم راستش کار دولتی و پشت میز نشستن مرا راضی نمی کرد برای همین به فکر کار در زمینه تعمیر وسایل برقی خانگی افتادم که علاقه ام هم در آن بود برای همین به استاد افخمی که بیش از ۳۰ سال از عمرش را در این مسیر گذارنده بود و تجربه خوبی داشت مراجعه کردم و وی بعد از اینکه درخواست مرا در مورد شاگردی در کارگاهش شنید تعجب کرد و نخواست مرا بپذیرد.
لاله اظهارداشت: استاد افخمی بعد از اینکه تایید پدر و مادرم را در مورد کار در کارگاهش گرفت به کار کردن من در آنجا رضایت داد.
این بانوی موفق گفت: سه سال قبل زمانی که در کارگاه استاد افخمی مشغول به کار شدم بهترین روز زندگی ام را تجربه کردم آن روز آغازی زیبا برای یک راه پر فراز و نشیب بود.
وی افزود: پدرم با کار کردن من به عنوان یک دختر تحصیلکرده در کارگاه تعمیر وسایل خانگی مخالف بود و بیشتر می خواست مرا به عنوان کارمند دولت به دوست و آشنایمان معرفی کند.
خانم مهندس گفت: با مشقات زیاد از ماهان به کرمان می آمدم و در کارگاه استاد افخمی کار و درس آموزی می کردم.
خانم موذن نعمت الهی آموخته هایش را در دانشگاه کاربردی ندانست و گفت : آنچه در کنار استاد یاد گرفتم با آنچه که به صورت غیرکاربردی در دانشگاه آموختم قابل مقایسه نیست.
وی افزود: خودم را مدیون استاد افخمی می دانم او علاوه بر اینکه تجربیات خودش را در اختیار من گذاشت راه و رسم زندگی کردن را نیز به من آموخت.بعد از گذشت چهار سال از کار در کنار استاد افخمی و کارآموزی، وی به این نتیجه رسید که من می توانم روی پای خودم بایستم و به من اجازه داد به صورت مستقل به کارم ادامه دهم.
این بانوی کرمانی گفت: با مشقت های زیاد مغازه ای را با کرایه ای اندک پیدا کردم، صاحب مغازه اول راضی نمی شد آن را کرایه بدهد اما بعد از مدتی صحبت کردن رضایت داد و کلید مغازه اش را که چهار سال بلااستفاده بود به من داد.روز اولی که در مغازه را باز کردم با تل انباری از وسایل و خاک و بهم ریختگی روبرو شدم.
خانم موذن نعمت الهی گفت: نمی توانستم روی کمک اطرافیان حساب کنم برای همین به تنهایی آستین هایم را بالا زدم و شروع به تمیز کردن مغازه کردم گاهی خسته می شدم و گریه می کردم ولی باز اشک هایم را بی آنکه کسی بفهمد پاک می کردم و با جدیت بیشتری به کارم ادامه می دادم.
وی گفت: سرانجام اوضاع مغازه ام را سر و سامان دادم و درب کارگاه را باز کردم و آن روز خورشید با کار و تلاشم طور دیگری در چشم من طلوع کرد.
این بانوی کرمانی افزود: مشتری هایم اول مرا به عنوان یک تعمیرکار زن نمی پذرفتند و حتی همکاران و اطرافیانم به من خرده می گرفتند و می گفتند داری عمرت را هدر می دهی.
مهندس جوان گفت: پدرم برای اینکه به خودم ثابت شود که این کار به درد من نمی خورد یک سال به من فرصت داد و اکنون هشت ماه از این فرصت می گذرد و من هر روز بیش تر از روز گذشته خودم و کارم را باور می کنم.
وی افزود: پدرم همیشه به من می گفت دخترم تو تحصیلات مهندسی برق و الکترونیک داری و نباید خودت را دست کم بگیری باید بتوانی در یکی از ادارات دولتی جذب شوی.
خانم موذن نعمت اللهی گفت: هنوز هم پدرم می گوید باید دنبال کار دولتی باشی این در حالی است زمانی که من در حال تعمیر وسایل برقی هستم همه مشکلات و دردهایم را فراموش می کنم؛ من عاشق کارم هستم.اکنون مشتری هایم زیاد شده اند و آنها به کار و دانشم اعتماد دارند.
وی افزود: مردم کمتر باور می کنند یک زن بتواند در مشاغلی که بیشتر در آنها مردها مشغول به کار هستند کار کند، بسیاری از مشتری هایم از من سووال می کنند شما ایرانی هستید؟!
این مهندس جوان افزود: همیشه به خودم می گویم لاله اگر خوب کار نکنی و از روی عشق و علاقه به کار نچسبی همه خانم ها را زیر سووال می بری، باید تمام انرژی خودم را برای کار بگذارم.
لاله گفت: بعضی از مشتری هایم از من سووال می کنند از برق نمی ترسی؟ و من می گویم، نه! برق ترس ندارد، وقتی به کار احاطه داشته باشی و کار را بشناسی ترس ندارد البته باید مخاطرات کار را هم پذیرفت.
وی افزود: همکلاسی هایم گاهی به دیدنم می آیند اما چون کارم تخصصی است نمی توانند در این کار به من کمکی بدهند.بعضی از همکلاسی هایم در قسمت اداری مخابرات کار می کنند و برخی در کارخانه ها و شرکت ها هستند و تعدادی نیز در خانه و بیکارند.
خانم موذن نعمت اللهی گفت: درآمد ماهانه چندان برایم مهم نیست این آغاز کارم هست و من به همین اندازه که کرایه مغازه ام را می دهم و خرج و مخارج خودم را تامین می کنم و روی پای خودم ایستاده ام خوشحالم.
وی افزود: همیشه می گویم خدایا شکرت! استادم همیشه به من می گفت باید صبر کنی، افرادی که وارد این شغل می شوند باید یک تا دو سال صبر کنند و صبور باشند و شما که خانم هستی باید بیشتر تحمل کنی.
توسعه کار بزرگترین هدف پیش رویم است
این تعمیرکار لوازم خانگی گفت: می خواهم کارهای بزرگتری انجام دهم و توسعه کار بزرگترین هدف پیش رویم است در سرم آرزوهای زیادی دارم که با حمایت مسوولان محقق می شود.
لاله می گوید آرزو دارد یک روز آنقدر پیشرفت کند که پدرش را از کارش راضی کند و این کار به چشم پدر نیز خوب، قشنگ و قابل افتخار بیاید.
حین مصاحبه کتاب های تخصصی برق و الکترونیک و چند کتاب دیگر در قفسه ای پشت سر لاله نظرم را به خود جلب کرد از او پرسیدم این کتاب ها چه هستند؟ مهندس جوان گفت: گاهی از این کتاب ها در مسیر کارم کمک می گیرم.
نوشتن برای فرزند خیالی دلم را آرام می کند
این بانوی کرمانی گفت: گاهی که دلم می گیرد با نوشتن برای فرزند خیالی خودم در آینده دلم آرام می شود.گاهی که بیکار می شوم چیزهایی را که به سختی و در تنهایی به دست آورده ام، مشقات و آرزوهایم را می نویسم، تا شاید زمانی برای فرزندم چراغ راهی باشد.
خانم مهندس می گوید: گاهی در تنهایی‌ام شعر می خوانم و گریه می کنم، با وجود کار سخت و مردانه ای که انجام می دهم، فوق العاده احساساتی هستم.
وی گفت: بعضی ها می گویند تو وارد این کار شدی و پایت را جای پای مردها گذاشته ای اما من می گویم هدف من این نیست من نیامده ام به مردی ثابت کنم که من می توانم، این اثبات یعنی مبارزه در حالی که من نمی خواستم مبارزه کنم من مبارزه کردن را هیچ وقت دوست نداشتم من می خواستم به خودم ثابت کنم که خواستن توانستن است حتی اگر سخت و دشوار باشد.
این تعمیرکار لوازم خانگی معتقد است باید روح زنانگی را در خود حفظ کند و افزود: وقتی سر کار هستم دست ها و قدرتم مردانه است در حالی که حسم همان حس زنانه است زیرا اگر چنین نباشد نمی توانم به زندگی شخصی ام ادامه دهم.
نعمت اللهی گفت: تولید و مونتاژ قطعاتی مانند ماشین لباسشویی و سبزی خرد کن را انجام داده ام و منتظر نتیجه آن از تهران هستم.
وی افزود: هدف من از انتخاب این شغل گسترش آن در راستای تولید قطعات است و آموزش تولید قطعات را در تهران طی یک دوره فرا گرفته ام، راه زیاد و طولانی در پیش دارم با آنکه سختی های زیادی را تحمل می کنم اما همچنان ایستاده ام.
لاله اظهارداشت: مطالعه در برنامه های کاری ام قرار دارد هر روز ظهر بعد از اتمام کار به کتابخانه می روم و آنجا همزمان با مطالعه استراحت می کنم؛ شب ها نیز منزل خواهرم و عمویم می روم.
این مهندس جوان قصد دارد در آینده زنان و مردانی را که مانند خودش علاقه مند انجام این قبیل کارها هستند به طور گسترده آموزش دهد.
وی می گوید: از زمانی که در این مغازه مشغول به کار شده ام پسرهای جوانی که در بعضی از ساعات روز سر کوچه های این خیابان می ایستادند به قول مادرانشان دیگر خجالت می کشند که وقت خود را به بطالت بگذرانند.
بیشتر از یک ساعت را کنار لاله در محیط کارش گذارندم، مشتری ها در لابه لای صحبت های ما وارد مغازه می شدند، وسیله ای را برای تعمیر می آوردند یا سراغ وسیله برقی شان را می گرفتند.
یکی از مشتری های مهندس جوان می گفت : وصف کار خانم مهندس را از همسایه هایم در جیرفت شنیدیم از آن روز هر زمان که به کرمان می آیم وسایل برقی خود و همسایگانم را برای تعمیر نزد او می آورم.
او افزود: بدقولی بین تعمیرکاران اصناف مختلف مسئله ای رایج و غیر قابل انکار است در حالی که خانم مهندس طبق زمانی که وعده می دهد اجناس را تحویل می دهد.
وی از تعمیر وسایل خود توسط این تعمیرکار زن ابراز رضایت و برایش دعای خیر کرد.
یکی دیگر از مشتری های لاله گفت: وی از نظر کار، برخورد با مشتری و سلیقه در کار بسیار قابل قبول و پسندیده است و ما به وجود چنین زنی در جامعه افتخار می کنیم.در حالی که بسیاری از تعمیرکاران لوازم برقی خانگی برای تعمیر وسایل هزینه گزافی دریافت می کنند او هزینه متعارفی را برای تعمیر وسایل می گیرد.
وی گفت: برای دیدار با استاندار کرمان به استانداری مراجعه کردم که مرا به بخش امور بانوان هدایت و بعد از شنیدن صحبت هایم به بانک مهر امام رضا (ع) معرفی کردند؛ آن روز موفق نشدم استاندار را ببینم، بانک هم با اینکه کارشناسانش را برای بازید از مغازه ام فرستاد ولی به من گفتند برای دریافت تسهیلات باید بد سرپرست یا بی سرپرست باشی!
این تعمیرکار موفق افزود: برای ادامه مسیر کارم احتیاج به کمک مالی دارم.
مهندس جوان افزود: برخی فکر می کنند من خلاف مسیر آب حرکت می کنم در حالی که در مسیر آب قرار دارم و به درست بودن کارم یقین دارم!
وی گفت: بعضی وقت ها خانم هایی به کارگاه کوچک من مراجعه می کنند و از می خواهند اینجا در کنار من بمانند و کار آموزی کنند اما من با شرایط کنونی نمی توانم کاری انجام دهم.می توانم با گسترش کارم زنان زیادی را آموزش دهم و زیر پوشش و حمایت یک شرکت به کار مشغول شوند.
خانم نعمت اللهی گفت: از مسوولان انتظار دارم به عنوان یک زن، من و پشتکارم را ببینند ثروت من تلاش و پشتکارم است، خیلی ایده در ذهنم دارم و خیلی کارها می توانم انجام دهم.
وی گفت: اینکه بتوانم اندکی فکر افراد دور و برم را تغییر دهم یا بر روی فکر کسی تاثیر بگذارم برای خودم ارزشمند است.این دیدگاه که والدین فرزندانشان را با امید دست یافتن به کار دولتی به مدرسه و دانشگاه می فرستند بسیار اشتباه است.
لاله می گوید: باید به فرزندانمان بیاموزیم چگونه کار آفرین باشند و این به نفع آنهاست چون در این صورت فرزندانمان در ابعاد مختلف رشد و تعالی می یابند.
خانم نعمت اللهی کار دولتی را آب باریکه ای توصیف کرد که می توان با آن گذاران مخارج زندگی کرد و افزود: وقتی جامعه به سمت تولید و خصوصی سازی می رود والدین باید استعداد فرزندانشان را در زمینه تولید و اشتغالزایی پرورش دهند.
وی گفت: مدتی در پژوهشکده تعلیم و تربیت رباتیک تدریس می کردم و برخی از والدین فرزندانشان را بدون شناخت استعداد آنها به زور به این کلاس های می آوردند در حالی که ممکن بود همان فرد در زمینه نقاشی یا کار و فن دیگری استعداد داشته باشد و این برای جامعه یک خطر محسوب می شود. بسیاری از دوستانم در کار دولتی مشغول به کار هستند ولی شاد و پویا نیستند زیرا به کارشان علاقمند نیستند.
استاد نعمت الله افخمی با موهای سپید ۶۷ سال سن و بیش از۳۵ سال در زمینه تعمیر لوازم برقی خانگی سابقه کار دارد.
وی گفت: لاله چهار سال قبل به من مراجعه کرد و از من خواست به عنوان شاگرد در کنارم باشد. خیلی ها برای کار به من مراجعه می کردند با خودم گفتم لاله هم مانند سایرین می آید مدتی می ماند و بعد می رود.
افخمی افزود: از او خواستم برای مرحله نخست خانواده اش را ملاقات کنم، آنها آمدند و بر علاقه لاله مهر تایید گذاشتند و از آن روز لاله کار خود را آغاز کرد.دقت عمل لاله برایم جای خوشحالی داشت و مطمئن بودم که در کارش موفق می شود.
وی اظهارداشت: پنج ماه از کار لاله در کنار من می گذشت که کم کم کارگاه را به او سپردم و دورا دور او را زیر نظر می گرفتم؛ مشتری هایم اول او را نمی پذیرفتند و از سپردن کار به او راضی نبودند اما با حمایت های من و دیدن توانایی های لاله به او اعتماد کردند چنانچه بعد از هشت ماه کارگاه را بطور کامل به او واگذار کردم و برای انجام کاری به تهران رفتم.
استادکار لوازم خانگی گفت: برخی از مردانی که در این حرفه فعالیت می کنند به اندازه لاله پشتکار و مهارت ندارند.آینده لاله را سرشار از موفقیت می بینم و از مسوولان می خواهم از «لاله ها» حمایت کنند.
منبع: ایرنا
کدخبر: 340815
ارسال نظر

موضوعات داغ