life

می‌گویند سوادآموزی یکی از چند بنای توسعه کشورهاست. البته این کشف امروز و دیروز نیست، اما باز هم سابقه تلاش برای سوادآموزی به بزرگسالان در ایران بیشتر از این حرف‌هاست. به گزارش جی پلاس، سابقه رفتن بزرگسالان به مدارسی که برای بچه‌مدرسه‌ای‌ها تدارک دیده‌اند، به سال ۱۳۱۵ برمی‌گردد؛ زمانی که «سازمان تعلیم اکابر ایران» تأسیس شد تا از فاصله سواد بین نسل‌ها کم کند. تلاش‌ها البته همزمان با شهریور ۲۰ و اشغال ایران، نیمه‌تمام باقی ماند تا مرحله دوم سوادآموزی به بزرگسالان در سال ۴۱ آغاز شود و هدف خودش را تلاش برای تحقق اهداف توسعه و عمران کشور قرار دهد. می‌گویند «سپاه دانش» هم بخشی از این طرح بود و تلاش‌ها تا سال ۴۳ ادامه پیدا کرد. مبارزه با بی‌سوادی اما هنوز تلاش‌های بزرگتری را می‌طلبد. همزمان با تشکیل سازمان جهانی به نام «کمیته بین‌المللی پیکار جهانی با بی‌سوادی»، بر فایده‌های اقتصادی سوادآموزی تاکید شد. کمیته ملی مبارزه با بی‌سوادی در همین چارچوب تشکیل شد و فعالیتی که سال ۴۹ ادامه داشت بیشتر بر اجرای برنامه‌های آموزشی در کنار سوادآموزی تمرکز داشت. در مجموع، قبل از انقلاب ۵۷، پنج نهاد مختلف در دوره‌های زمانی متفاوت، سوادآموزی به بازمانندگان از تحصیل را پیگیری می‌کردند: سازمان تعلیمات اکابر بین سال‌های ۱۳۱۵ تا ۲۰، سازمان آموزش سالمندان بین سال‌های ۳۲ تا ۳۵، سازمان آموزش بزرگسالان بین سال‌های ۳۵ تا ۴۳، کمیته پیکار جهانی با بی‌سوادی بین سال‌های ۴۳ تا ۵۵ و سازمان جهاد سوادآموزی در فاصله سال‌های سال ۵۵ تا ۵۷٫

کل کشور شهر روستا
مرد ۴۱٫۱ ۲۵٫۶ ۵۶٫۴
زن ۶۴٫۵ ۴۴٫۴ ۸۲٫۷
جمع ۵۲٫۲ ۳۴٫۵ ۶۹٫۵
بعد از انقلاب، شعار «ایران را سراسر مدرسه کنیم» روی دیوارها و سر زبان‌ها افتاد و شور انقلابی برای باسوادکردن سریع آن‌هایی که از درس و مدرسه باز مانده بودند، به تشکیل نهضت سوادآموزی منجر شد. سازمان اسناد انقلاب اسلامی می‌گوید: «در هفتم دی‌ماه سال ۱۳۵۸ هجری شمسی فرمان حضرت امام خمینی (ره) برای تشکیل نهضت سوادآموزی صادر شد. «ملتی که در همه ابعاد از حوایج اولیه محروم بود وانمود می‌شد که در اوج ترقی است. از جمله حوایج اولیه برای هر ملت در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهمتر از آنها، آموزش برای همگان است. مع‌الاسف کشور ما وارث ملتی است که از این نعمت بزرگ در رژیم سابق محروم و اکثر افراد کشور ما از نوشتن و خواندن برخوردار نیستند، چه رسد به آموزش عالی. مایه بس خجلت است که در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می‌کند که طلب علم را فریضه دانسته است، از نوشتن و خواندن محروم باشد. ما باید در برنامه درازمدت فرهنگ وابسته کشورمان را به فرهنگ مستقل و خودکفا تبدیل کنیم و اکنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشریفات خسته‌کننده برای مبارزه با بی‌سوادی بطور ضربتی و بسیج عمومی قیام کنیم تا ان‌شاءالله در آینده نزدیک هر کس نوشتن و خواندن ابتدایی را آموخته باشد. برای این امر لازم است تمام بی‌سوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران باسواد برای یاددادن بپاخیزند و وزارت آموزش و پرورش با تمام امکانات بپا خیزد و از قرطاس‌بازی و تشریفات اداری بپرهیزد. برادران و خواهران ایمانی ! برای رفع این نقیصه دردآور بسیج شوید و ریشه این نقص را از بن بر کنید. تعلیم و تعلم عبادتی است که خداوند تبارک و تعالی ما را بر آن دعوت فرموده است. ائمه جماعات شهرستان‌ها و روستاها مردم را دعوت نمایند و در مساجد و تکایا باسوادان نوشتن و خواندند را به خواهران و برادران خود یاد دهند و منتظر اقدامات دولت نباشند و در منازل شخصی اعضای بی‌سواد را تعلیم کنند و بی‌سوادان از این امر سرپیچی نکنند. من از ملت عزیز امید دارم که با همت والای خود بدون فوت وقت ایران را به صورت مدرسه‌ای درآورند.» با این فرمان بود که قبل از جشن گرفتن سالگرد ۲۲ بهمن، «نهضت سوادآموزی» برای «ریشه‌کن‌کردن بی‌سوادی در تمام ایران» کار خودش را شروع کرد. از این جا به بعد یک پرده جدید در آموزش بازماندگان از تحصیل شروع شد، روی سردر مدرسه‌ها تابلوی سبز نهضت سوادآموزی نشان می‌داد که بعد از خالی شدن مدرسه از بچه‌های شیفت دوم، تازه ماجرای تازه‌ای شروع می‌شد، اغلب مادرها، زن‌هایی با چادر و کتاب‌هایی در کیسه پلاستیکی، یکی یکی از حیاط مدرسه می‌گذشتند و به زحمت توی نیمکت‌هایی که برایشان ساخته نشده جا می‌گرفتند تا معلم از راه برسد. به غیر از این که صبح روز بعد، کاغذهای مشق و امتحان‌ها را می‌شد در «جامیز» دید، این دانش‌آموزان شیفت سوم، آزار دیگری برای مدرسه نداشتند. با این‌که میانگین نمره‌هایشان به اندازه دانش‌آموزان جوان نبود و درس‌ها را کندتر می‌آموختند، احترام معلم‌ها را بیشتر از دیگران نگه می‌داشتند و یاد گرفتن برایشان مهم بود.
بعد از سرشماری سال ۸۵ و آماری که نشان می‌داد عملکرد سازمان نهضت سوادآموزی در فاصله ۱۰ سال بین دو سرشماری ۸۵ تا ۷۵ تنها باعث کاهش ۵/۱ درصد از جمعیت بی‌سوادان شده است، پیشنهاد انحلال سازمان نهضت سوادآموزی مطرح شد، اما در نهایت این سازمان به یکی از معاونت‌های سازمان آموزش و پرورش تبدیل و واحدهای استانی آن در وزارت آموزش و پرورش ادغام شدند. آمارهای یونسکو می‌گوید ایران در میان ۱۶۴ کشور جهان در رتبه هشتاد و ششم سوادآموزی قرار دارد. با این حال رئیس سازمان نهضت سوادآموزی که معاون وزیر آموزش و پروش هم هست، می‌گوید عملکرد این سازمان قابل دفاع است: «در طول ۳۰ سال ۳۵ درصد نرخ باسوادی را افزایش دادیم. در سال ۵۸، ۵۰ درصد جمعیت بالای ۶۰ سال بی‌سواد بودند. در سال ۹۳، ۸۵ درصد باسوادند. سرشماری سال ۹۰ هم نشان داد نزدیک به ۱۰ میلیون از جمعیت کشور و چیزی حدود ۱۵ درصد بی‌سواد هستند. این تعداد جدا از افرادی است که سواد خواندن و نوشتن دارند اما کم‌سواد محسوب می‌شوند. با احتساب ۱۰ میلیون جمعیت دارای تحصیلات ابتدایی و کم‌سواد و همچنین ۱۰ میلیون جمعیتی که تا مقطع راهنمایی بیشتر تحصیل نکرده‌اند، ۵۲ درصد جمعیت کشور بی‌سواد یا دارای تحصیلات ابتدایی و سیکل هستند که بر اساس نظر کارشناسان در خطر بازگشت به بی‌سوادی قرار دارند». گزارش مرکز آمار از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال‌های ۸۵ و ۹۰ نشان می‌دهد میزان باسوادی مردان در جمعیت ۶ ساله و بیشتر، به ترتیب ۸۸٫۷ و ۸۸٫۴ درصد و در زنان به ترتیب ۸۰٫۳ و ۸۱٫۵ درصد بوده است. به نظر می‌رسد ایران هنوز سراسر مدرسه نشده و نرخ بی‌سوادی هرچند به نسبت کشورهای همسایه شرقی، امیدوارکننده است اما هنوز چندان تعریفی ندارد؛ به خصوص این‌که طبق آمارهای بانک مرکزی، میزان بی‌سوادی در مناطق مرزی، از بی‌سوادی در مناطق مرکزی بیشتر است. هنوز بی‌سوادی در بین کودکان کار رایج است و آن طور که «حجت‌الله درویش‌پور» عضو کمیسیون آموزش می‌گوید نهضت سوادآموزی هم دیگر کارساز نیست: «مشکلات اقتصادی افراد جامعه هم تأثیرگذار است. بی‌سوادها اکثراً از طبقه پایین جامعه هستند که یا وقت نداشته‌اند یا در محیط هایی مثل روستاهای دوردست زندگی می‌کردند که نهضت سوادآموزی به آنها دسترسی کمتری دارد. بالابودن سن بعضی از بی‌سوادان که دیگر توانایی خوبی در یادگیری نداشتند. اینها مجموعه عواملی است که باعث عدم موفقیت نهضت سوادآموزی می‌شود». عدالت آموزشی هنوز برقرار نشده است! منبع: ایسنا
کدخبر: 335331
ارسال نظر

موضوعات داغ