jamee

پایش را توی یک کفش کرده بود و می گفت من زن می خواهم و هر چه می گفتیم فایده ای نداشت.

جی پلاس ـ منصوره جاسبی: برای خواندن درس طلبگی از فرانسه به مدرسه حجتیه آمده بود[۱] تا اینکه یک روز از مدرسه تماس گرفتند و گفتند: ژوان پایش را در یک کفش کرده و می گوید من زن می خواهم و هر چه می گوییم حالا زود است بگذار چند سالی از درس خواندنت بگذرد، فایده ای ندارد. مسعود[۲] که قضیه را به این شکل دید، گفت حالا مشخصات بده ببینیم چه زنی می خواهی که او گفت: من نمی دانم ولی اینطور باشد بهتر است: طلبه باشد، خوشگل باشد، سیده باشد، پدرش هم روحانی باشد. مسعود خنده ای کرد و گفت با این مشخصاتی که تو می دهی باید منتظر حوریان بهشتی باشی. خلاصه هر چه گفت نتیجه ای نداشت تا اینکه یاد توصیه امام به طلبه ها افتاد که می گفت سعی کنید چند سال اول تحصیل را اگر می توانید وارد فضای خانوادگی نشوید. کتاب را آورد و داد دست او و گفت: به من هیچ ربطی ندارد بیین امام چه توصیه ای کرده است. جمله را خواند و سرش را به زیر انداخت و به فکر فرو رفت. بعد از چند دقیقه سکوت، قبول کرد که فعلاً چیزی نگوید.

  1. شهید کمال کورسل که از بعد از شیعه شدن برای تحصیل به ایران آمد و در عملیات مرصاد به شهادت رسید، نام او ژوان بود که نامگذاری اش هم خود قصه ای دارد.
  2. از دوستان وی.
کدخبر: 339827
ارسال نظر

موضوعات داغ