امروز بیش از هر زمان دیگری در تاریخ نبردها، عامل اقتصاد، تعیین کننده و حتی تحمیل کننده شرایط است. در حقیقت از قرن 17 به بعد شرایط جنگ‌های غرب آسیا و اروپا اقتضا می‌کرد که ارتش‌های بزرگ مجهز به سلاح‌های جدید باشند، زیرا تنها کشور‌‌هایی توانستند رقابت های نظامی را ادامه دهند که از پشتوانه اقتصادی بالایی برخوردار باشند. در قرن بیستم این شرایط به مراتب سخت‌تر شد. تنها قدرت‌های صنعتی قادر به اداره جنگ‌ها به مدت طولانی بودند. در جنگ دوم جهانی، آلمان، روسیه، ژاپن، امریکا و انگلیس قادر بودند برای دهه‌‌ها بجنگند چرا که اقتصادهای قدرتمندی داشتند. اما یک عامل سبب برهم خوردن توازن به زیان ژاپن و آلمان شد. اگرچه در ابتدا این آلمان بود که با نیروی دریایی و هوایی سعی کرد انگلیس را محاصره دریایی کرده و اقتصاد آن کشور را از کار بیندازد اما در نهایت این امریکا بود که با گسیل ده‌ها هزار بمب‌افکن، کارخانه‌‌های تانک‌سازی، هواپیماسازی و بنادر و لنگرگاه‌های آلمان را از بین برد و بلایی بر سر کارخانه‌‌های ژاپن آورد که هزاران خلبان انتحاری آن کشور بدون هواپیما روی زمین تنها شاهد نابودی کشورشان به دست پرنده‌‌های مرگ (بمب‌افکن‌های عظیم بی 17 و بی 22) بودند. اقتصاد، علمی خشک و تابع قوانین خاص است و امروزه بیشتر افسران ارتش تا حدودی از اصول آن مطلع هستند و در رده‌‌های ژنرالی، حتی دانش برخی افسران ستادی در حد دانش آموخته‌‌های دانشکده‌‌های اقتصادی است.

پس از گذشت سال ها از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بارها در مباحثات سیاسی شاهد گلایه از دولتمردان وقت درباره عدم پشتیبانی کامل اقتصادی از رزمندگان هستیم اما آیا اقتصاد کشور قادر به اداره جنگ عظیمی در ابعاد گسترده دریایی، هوایی و زمینی برای سال‌های طولانی بود؟
صدام با مشاوره کارشناسان غربی و معدود خود از سال 1361 دریافت که روی زمین از پس نفرات باانگیزه ارتش و سپاه برنمی‌آید، پس تنها راه را در حمله به تأسیسات نفتی، بندری و اقتصادی ایران دید.

بزرگ‌ترین نبرد دریایی نیمه دوم قرن بیستم
شاید کمتر کسی بداند که دنیا در نیمه دوم قرن بیستم تنها یک نبرد عظیم دریایی دیده است. البته جنگ آرژانتین و انگلیس موسوم به فالکلند در ژوئن 1982 (تابستان 1361 و در اوج نبرد ایران و عراق) نیز نبردی بزرگ بود اما تنها دو ماه به طول انجامید. این در حالی است که نبرد علیه تأسیسات دریایی ایران از 31 شهریور 1359 آغاز و تا آخرین روز جنگ در تیر 1367 ادامه یافت و نیروی هوایی ایران، نیروی هوایی عراق، نیروی دریایی ایران و نیروی دریایی عراق (این نیرو تقریباً از 7 آذر 59 از گردونه خارج شد) نبردی را ادامه دادند که در آن صدها هواپیما، ده‌ها کشتی جنگی و صدها نفتکش، کشتی تجاری بزرگ و متوسط از بین رفتند. کشتی‌‌های امریکایی نظیر ناو استارک، کشتی‌‌های کویتی، سعودی، قبرسی، هندی، ایتالیایی، اماراتی و کشتی‌هایی از ملیت‌های دیگر در این نبرد نابود شدند تا دنیا پی ببرد جنگ ایران و عراق در منطقه‌ای از دنیا رخ داده که به نوعی قلب اقتصاد یا هارتلند است. به روایت برخی خلبانان دفاع مقدس، در طول این نبرد 600 کشتی از طرفین مورد اصابت قرار گرفت اگرچه همه آنها غرق نشدند اما بیشتر آنها برای ماه‌ها از رده عملیاتی خارج شدند.
ابعاد نبردهای دریایی (که البته بازیگران اصلی آن نیروی هوایی ایران و عراق بودند) هنوز آن‌گونه که باید بررسی نشده و لازم است همپای عملیات زمینی به آن پرداخته شود.

اقتصاد نفتی ایران در سال‌های جنگ
ایران تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی سالی بیش از 5/5 میلیون بشکه نفت تولید می‌کرد که دولت‌های پس از انقلاب این رقم را به 1/3 تا 1/4 میلیون بشکه کاهش دادند. با شروع جنگ در سال 1359 وضعیت مناسب مالی دولت و حجم عظیم تسلیحات موجود در انبارهای ارتش، کشور را در شرایطی قرار داد که حتی به دنبال افزایش درآمدهای نفتی نرفت. آمارها نشان می‌دهد که ایران در سال 1359، 1/4 میلیون بشکه نفت در روز تولید می‌کرده که این رقم در سال 60 در همان حدود باقی مانده است. البته نباید از یاد برد که عراق در همان ماه‌های اول جنگ تلاش زیادی برای از کار انداختن اقتصاد ایران بویژه اسکله‌‌های نفتی کرد اما به جز بنادر آبادان و خرمشهر و پالایشگاه آبادان که در تیررس توپخانه عراق بود، سایر مناطق حیاتی به مدد گشت‌های دائمی هوایی که توسط اف 14، اف 4 و اف 5 و پدافندهای موشکی ‌‌هاوک و توپ‌های ضدهوایی نیروهای دریایی و هوایی انجام می‌شد، در امان ماند.
ده‌ها هواپیمای عراقی در همان ماه‌ها برفراز خارک و بندر امام(ره) سرنگون شدند اما تقریباً صدمه‌ای به تجهیزات نفتی ایران وارد نیامد. بالعکس ایران با کمک نیروی هوایی افسانه‌ای خود کلیه بنادر، اسکله‌‌های نفتی، پالایشگاه‌ها، تلمبه‌خانه‌‌ها، نیروگاه‌ها و حتی پل‌های مهم تدارکاتی عراق را نابود کرد و صدام را مجبور ساخت نه تنها از ذخیره ارزی 35 میلیارد دلاری خود برای ادامه جنگ استفاده کند بلکه از سال دوم جنگ به کمک‌های عربستان و کویت متکی شود. تولید نفت عراق تحت تأثیر حملات هوایی ایران از روزانه 2/6 میلیون بشکه در 1359 به 897 هزار بشکه در سال 1360 و درآمد ارزی آن از 26/2 میلیارد دلار به 10/4 میلیارد دلار رسید.
از 1361 که ایران در موضع آفندی در جنگ قرار گرفت، نیاز به درآمدهای ارزی افزایش یافت. اکنون نیروهای کلاسیک ارتش نیاز به قطعات و تجهیزات جدید داشتند و تأمین نیازهای میلیون‌ها داوطلب بسیج و سپاه هزاران میلیارد تومان بودجه می‌خواست. نیروی هوایی که نفس نیروی هوایی عراق را گرفته بود، خود اکنون نیاز به قطعات مصرفی و امکان جایگزینی هواپیماهای از دست رفته را داشت. نباید از یاد برد که نیروهای هوایی اگرچه مؤثرترین نیروی هجومی هر کشوری هستند اما گران‌ترین نیز محسوب می‌شوند. بنابراین ایران در سایه مراقبت‌های هوایی (گشت‌های مسلحانه هوایی) تولید خود را از 1/4 میلیون بشکه در روز به 2/4 میلیون بشکه در سال بعد رساند و این روند را درسال 1362 نیز ادامه داد. در آن سال‌ها درآمد نفتی ایران به رقم کم‌سابقه 19/2 میلیارد دلار رسید. طی 70 سال قبل از آن تنها در سال‌های 55 و 56 ایران درآمد 20 میلیارد دلاری داشت.
نفت بشکه‌ای 31 دلار مقامات سیاسی و اقتصادی ایران را مطمئن کرده بود که ایران از نظر اقتصادی مشکلی با ادامه جنگ نخواهد داشت. عراق نیز سال‌های 61 و 62 را با تولید اندک یک میلیون بشکه در روز و درآمد سالانه کمتر از 10 میلیارد دلار سر کرد. باید گفت که اگر کمک متحدان صدام نبود، این کشور زودتر از شکست نظامی، دچار فروپاشی اقتصادی می‌شد اما متأسفانه ایران وارد جنگی شده بود که در طرف مقابل ده‌ها کشور ثروتمند و قدرتمند در پشت متجاوز ایستاده بودند.
متأسفانه سال‌های 63 به بعد اوضاع به زیان ایران پیش رفت. اقتصاد ایران تحت تأثیر جنگ از بسیاری فعالیت‌های صنعتی نظیر تولید خودرو، پتروشیمی، لوازم خانگی و نظایر آن باز ماند و نیروی هوایی عراق با بازسازی‌های مکرر (این نیرو از 1360 تا 1363، سه بار خود را با کمک فرانسه و روسیه بازسازی کرد) اکنون توان نفوذ به خاک ایران را البته با قبول تلفات یافته بود. ایران در آن سال‌ها از پنیر و روغن گرفته تا لوازم یدکی و اکثر کالاهای صنعتی را از خارج وارد می‌کرد و هرگونه اثر روی درآمد نفتی، بلافاصله روی بازار ارز اثر می‌گذاشت.
ضربات جنگ نفتکش‌ها تنها 400 هزار بشکه در روز از تولید ایران کاست و نیروهای هوایی و دریایی به قیمت جان پرسنل خود، غرب خلیج فارس را نسبتاً آرام نگاه می‌داشتند اما کمبود هواپیمای آماده، سبب نفوذهای پیاپی از مرزهای غربی و شمال غربی می‌شد. میراژهای ای‌اف‌کیو، میگ‌های 25 و میگ‌های 23 با ورود به خاک ایران نیروگاه‌های یک میلیارد دلاری، کارخانه‌‌های صنایع سنگین، کارخانه‌‌های فولاد و حتی خودروسازی‌‌های ایران را بمباران می‌کردند. مسئولان اکنون درمی‌یافتند که به نیروی هوایی به اندازه سایر نیروها توجه نشده است.
اما بحران اصلی از سال 64 آغاز شد؛ جایی که درآمد نفتی ایران به حدود 13 میلیارد دلار کاهش پیدا کرد. در آن سال درآمد نفتی ایران جوابگوی اداره توأمان جنگ و کشور نبود. در حقیقت مردم و مسئولان با ازخودگذشتگی و قبول کمبود‌‌ها، تدارکات مورد نیاز عملیات کم سابقه والفجر 8 را سامان دادند.
این عملیات 70 روزه بجز اثر جبران‌ناپذیر شهادت هزاران سردار و سرباز و سپاهی و بسیجی و ارتشی، بخش بزرگی از بودجه جنگ را بلعید چرا که شلیک صدها هزار گلوله توپ، صدها موشک ضد هوایی (نیروی هوایی عراق بین 50 تا 70 هواپیمای خود را در این عملیات از دست داد) لجستیک 140 گردان خودی، تحمل حملات تلافی‌جویانه هوایی دشمن و نابودی تجهیزات بسادگی قابل جایگزینی نبود.
اما سقوط قیمت نفت در سال 1986 (1365) همه را در تهران و جبهه‌‌ها غافلگیر کرد. قیمت نفت به زیر 10 دلار در هر بشکه رسید و با کاهش صادرات نفت ایران به زیر 5/1 میلیون بشکه در روز، سبب شد ایران آن سال را با درآمدی کمتر از 7 میلیارد دلار به پایان رساند. این در حالی بود که نیروی هوایی عراق تحت تأثیر کمک‌های بی‌سابقه شرق و غرب نه تنها از تأسیسات نفتی خود به خوبی مراقبت می‌کرد بلکه با به‌کارگیری گسترده اگزوست (بهترین موشک ضد کشتی آن زمان که قاتل بیش از 10 کشتی نیروی دریایی انگلیس شد) عبور و مرور کشتی‌‌های به مقصد ایران را مرتب سخت‌تر می‌کرد.
مطابق آمارها، تولید و صادرات نفت عراق مدام در حال افزایش بود و همه چیز حکایت از تغییر موازنه اقتصادی به سود عراق داشت. کمبود منابع سبب شد تا پایان جنگ، ایران تنها یک عملیات گسترده دیگر در سطح بالای 100 گردان انجام دهد. کربلای 4 که چند روز بعد منتهی به کربلای 5 شد، اگرچه عظیم‌ترین صف‌آرایی نیروهای دو کشور بود اما به بخش بزرگی از اهداف اولیه خود دست نیافت. ضعف اقتصادی کشور، رزمندگان را از پشتیبانی هوایی، زرهی، بالگردی و تجهیزات پیشرفته و البته گران محروم کرده بود.
نیروی هوایی ایران در آن سال‌ها یکه و تنها، تمام سعی خود را معطوف به دفاع از خارک و شهرهای کلیدی کشور کرده بود. این نیرو یک تنه مانع حملات هوایی دشمن به تأسیسات نفتی غرب خلیج فارس شد. اما کمبود قطعات، سقوط بخش بزرگی از هواگردهای شکاری و بمب‌افکن، توان این نیرو را برای جلوگیری از نفوذ دشمن کاهش داده بود.

نیروی هوایی و دشمنی که مدام قوی‌تر می‌شد
در حالی که نیروی هوایی ایران در ابتدای جنگ با استفاده از تجهیزات مناسب و خلبانان استثنایی خود توانست روزی 300 تا 350 سورتی پرواز علیه دشمن انجام دهد و همتای عراقی آن زیر ضربات خرد کننده تنها از پس 100 سورتی پرواز روزانه برمی‌آمد، در سال‌های آخر جنگ زمینگیری بخش بزرگی از هواپیماهای شکاری سبب شد تا توان این نیرو به یک سوم اول جنگ کاهش یابد و بالعکس نیروی هوایی عراق 500 تا 600 سورتی پرواز روزانه را به ثبت برساند.
البته خوشبختانه تا آخرین روز جنگ بیشتر خلبانان عراقی از اف 14 و موشک فونیکس هراس داشتند و نکته جالب اینکه در 3 سال آخر جنگ عراق در برابر از دست دادن ده‌ها شکاری و بمب‌افکن خود، حداکثر دو اف  14 را ساقط کرد. می‌توان گفت، 100 خلبان (یا شاید کمتر) به همراه 20 یا 30 اف 14 (که آمادگی پرواز داشتند) سقوط اقتصادی ایران در جنگ را 3 سال عقب انداختند. آمارها نشان می‌دهد که با وجود ده‌ها هزار حمله هوایی عراق به تأسیسات نفتی ایران، صادرات نفت ایران حدود تنها 10 درصد کاهش یافت.
عراق حداقل در بخش نفت نتوانست ایران را شکست دهد. در سال 1367 ایران 3 برابر سال 59 یعنی 28 سوپر نفتکش داشت و با 7/5 میلیون تن ظرفیت، قدرت یازدهم نفتکش دنیا بود. اما اوضاع برای سایر کشورها چندان خوب نبود. حملات مؤثر به نفتکش‌ها از 2 مورد در سال 1362 به 23 مورد در سال 1364 و 75 مورد در سال 1366 رسید.
عراق با کمک بالگردهای سوپر فریلیون، میراژ، انواع سوخو و میگ 25 و البته کمک‌های بسیار مؤثر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و امریکا، دفاع هوایی و دریایی ایران را بسیار دچار مشکل کرد. نیروی دریایی ایران با اسکورت دائم کشتی‌ها و ایجاد اهداف مجازی، صدها موشک اگزوست عراق را منحرف کرد تا جایی که این نیرو نخستین محموله موشک‌هایش را در 1362 تمام کرد، اما کاهش ذخایر موشک‌های فونیکس ایران و افزایش تعدادخلبانان با تجربه عراقی (آنها به دلیل برخورداری از هواپیماهای آماده، مرتب پرواز داشتند حال آنکه کمبود قطعات سبب کاهش پروازهای هواپیماهای ایران و در نتیجه کاهش درجه آمادگی برخی خلبانان شده بود) سبب شد تا جنگنده‌های دشمن دل به دریا زده و تا نزدیکی خارک پیش بیایند.
موشک‌های ضد رادار در 2 سال آخر جنگ بارها سبب نابینایی موقت نگاهبانان این مرز و بوم می‌شد. نیروی هوایی عراق در آخرین ماه‌های جنگ به درجه‌ای از قدرت رسید که ناو پیشرفته استارک امریکا را تنها با یک موشک منهدم کرد.
میراژها، پالایشگاه تهران، نیروگاه نکا، اهداف اقتصادی در اصفهان و اراک را منهدم کرده و پشتیبانی جنگ را هر روز سخت‌تر می‌کردند.

نتیجه‌گیری
شاید بتوان گفت ایران تنها کشور جهان بود که در قرن بیستم می‌خواست یک نبرد را بدون کمک حتی یک قدرت جهانی به پایان ببرد. البته نگاه ایدئولوژیک ما به جنگ، مانع از یک همکاری راهبردی با قدرتی مانند شوروی می‌شد اما در صورت تغییر در این روش، ما حتی قادر به تحمیل شرایط به عراق بودیم. ایران برخلاف اکثر کشورهای منطقه، پایه نظامی قدرتمندی داشت که در صورت رسیدن تجهیزات می‌توانست تا سال‌ها به جنگ ادامه دهد. نیروی هوایی، هوانیروز، نیروی دریایی، واحدهای توپخانه و صنایع اسلحه‌سازی (در آسیا تعداد کشورهایی که مانند ایران قادر به تعمیر هواپیما، بالگرد، تانک و کشتی جنگی بودند، کمتر از انگشتان یک دست بود) در صورت برخورداری از بودجه مناسب می‌توانستند پشتیبان خوبی برای یگا‌ن‌های سریع‌السیر بسیج و سپاه باشند. روشی که اثر بسیار شگرفی در عملیات‌ شکست حصر آبادان و فتح خرمشهر داشت.
منبع: ایران

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.