در طول 8 سال گذشته در وزارت خارجه به لحاظ ساختار درونی لطمه خورده و رئیس جمهور (به طور کلی مجموعه دولت) با کار کارشناسی و کارشناسان مسئله داشتند و طبیعتا نقش کارشتاسان در تصمیم گیری‌های دولتی خیلی کم بود. با شناختی که از وظایف و ظرفیت‌های وزارت خارجه داریم یکی از فوری‌ترین کارهایی که دکتر ظریف انجام خواهد داد بازسازی ساختاری سیستم تصمیم سازی وزارت خارجه است. باید جایگاه و منزلت به وزارت خارجه باز گردد.

کارشناسان وزارت امور خارجه با مفاهیم روابط بین الملل و سیاست خارجی آشنایی دارند و لذا زبان مشترک دیپلماسی جهان را بهتر متوجه می‌شوند و این فهم مشترک فرصت‌های فراوان ایجاد می‌کند. ما در کشورمان نیاز به برداشت مشترک از مفاهیم و منافع ملی داریم. امروز ضرورتی به نام «فهم مشترک از منافع ملی» وجود دارد که بدنه کارشناسی کشور می‌تواند در تحقق این ضرورت به مسئولان کمک کند.

نکته دیگر در خصوص جایگاه وزارت خارجه در تصمیم گیری است . بدیهی است که تصمیم‌سازی و تصمیم گیری به کل نظام جمهوری اسلامی برمی‌گردد، اما باید توجه داشت که اگر قرار است کارشناسان در بخش‌های مختلف به یک تصمیم واحد برسند باید در ابتدا در سطوح پایین یک‌دیگر را پیدا کنند و در مسایل خارجی با محوریت وزارت خارجه این کار انجام شود تا وقتی که تصمیم در سطوح بالا قرار است اتخاذ شود تمام کارهای کارشناسی انجام شده باشد. مثلا اگر کارشناسان برنامه و بودجه نگاه بخشی داشته باشند یا در بخش‌های نظامی امنیتی کارهایی مورد نظر است ومقام مربوطه تصمیم آنها را در هیات دولت مطرح کند و با مخالفت‌های گوناگون ناشی از نگاه بخشی مواجه نشود، فقدان کار کاشناسی در سطح لازم منافع ملی را به خطر می‌اندازد. در روابط خارجی این موضوع حساس‌تر است. لذا نقش وزارت خارجه به عنوان مسئول و محور سیاست خارجی باید به توجه به مسئولیت سایر دستگاه‌ها مورد توجه قرار گیرد.

در همین زمینه خبر انتقال مذاکرات هسته‌ای از شورایعالی امنیت ملی به وزارت خارجه یک خبر خوش و قابل قبول است؛ زیرا در عین حال که همه بخش‌ها نقش خود را ایفا می‌کنند اجرای کار در دست وزارت خارجه خواهد بود. مسئله مورد توجه این است که دکتر ظریف می‌گوید ما باید سیاست خارجی واحد داشته باشیم و دکتر روحانی هم بر توجه به منافع ملی تأکید کرده است و راه این مسئله، باز‌سازی جایگاه وزارت خارجه و هدفمند شدن تصمیمات در سیاست خارجی است.

باید بپذیریم که سیاست خارجی استمرار سیاست داخلی است و سیاست خارحی خوب، سیاستی است که بتواند منافع و اهداف ما را در حوزه اقتصاد، امنیت و رفاه کمک کند. مثلا ما در بخش اقتصاد با مشکلات فزاینده‌ای مواجهیم که ناشی از ضعف مدیریت و تحریم است، یک سیاست خارجی خوب باید در جهت حل این مشکل گام بردارد و توجه و جهت‌گیری سیاست خارجی باید حفظ منافع و امنیت ملی باشد و نیازهای ضروری کشور را پیگیری کند.

مسئله دیگر این است که شما وقتی می‌خواهید هدف بزرگی در سیاست خارجی پیگیری کنید «هر آنچه که بزرگتر باشد»، برای تحقق آن نیاز به یک حمایت واقعی همه جانبه در داخل دارد. مثلا پرونده هسته‌ای که به یک پرونده دشواری تبدیل شده و قطعنامه‌های دردسرساز و ظالمانه‌ای هم در این راستا علیه ما اعمال شده، در صورتی قابل حل است که دستگاه سیاست خارجی از حمایت تمام جناح‌ها برخوردار باشد و در این راستا باید از وحدت ملی که زمینه ساز افزایش قدرت ملی متحد و قوی است بهره مند باشیم تا مخالفان و دشمنان مجبور شوند خواست و حق ما را بپذیرند.

در این زمینه دکتر روحانی در مراسم تنفیذ و روز عید فطر تأکید کرد که باید به سمت آشتی برویم و این نشان می‌دهد که آشتی و تفاهم در داخل از لوازم جدی دولت در سیاست خارجی است. نیاز ضروری و نان شب سیاست خارجی این است که ابتکارات و کنش‌های آن، مستظهر و مبتنی بر حمایت همه جانبه ملی باشد و همه مردم در آن مشارکت کنند و مسئولان عالیرتبه نظام هم آن را تأیید کنند تا مذاکره کننده با اعتماد به نفس از حقوق کشور و دستور کار مذاکرات دفاع کرده و به اهداف خود دست پیدا کند.

من اخیرا کتاب خاطرات پطروس غالی مشاور وزیر امور خارجه مصر در زمان مذاکرات کمپ دیوید را مطالعه می‌کردم، کمپ دیوید مهم‌ترین مذاکرات در تاریخ مصر جدید است بسیار پر تنش و دردسر ساز که موجب تغییرات وسیع در مصر شد؛ وی در این کتاب در بخش مربوط به این مذاکرات می‌گوید:« وقتی شاهد بودم که رییس‌ جمهور با اسراییلی‌ها مذاکره می‌کرد بیش از آن‌که نگران قانع کردن طرف مقابل باشد، نگران تیم مذاکره کننده مصری بود. مقامات مصری که تا دیروز جور دیگری فکر می‌کردند امروز می‌خواستند از جنگ عبور و مصالحه کنند».

نمی خواهم شرایط ایران و مصر را عین هم ارزیابی کنم. اما چنان‌چه در یک مذاکره اختلافات خیلی زیاد باشد مسئله دیگر فقط خارجی نیست بلکه مذاکره کننده باید ملتی را پشت سر خود داشته باشد. هر مذاکره کننده‌ای در مقاطع سخت نیاز دارد که همه او را بفهمند و از او حمایت کنند. درست است که «ظریف» دیپلماتی برجسته و متخصص در مذاکرات است و عملکرد او را قبلا در مذاکرات قطعنامه 598، و... هم دیده‌ایم، اما باید بدانیم که تمام این نکات گفته شده پیش نیازی برای موفقیت در سیاست خارجی در شرایط کنونی جمهوری اسلامی ایران است. لذا همه کسانی که دستی به قلم، نوشتن و تحقیق دارند و در سطوح مدیریت کلان و خرد سیاست خارجی می‌توانند موثر باشند و نیز افکار عمومی که اصلی‌ترین سرمایه «روحانی» هستند و همه مسئولان کشور‌، باید در کنار هم فضایی را ایجاد کنند تا شاهد توفیقات بیشتری در این زمینه باشیم.

ما از یک طرف به عنوان شهروندان ایرانی می‌خواهیم حقوق ملت محقق شده و خواسته‌های کشور تأمین شود، اما از جهتی طرف‌های بین‌المللی مطالبی را مطرح می‌کنند که نمی‌‌توان پذیرفت.

دکتر ظریف باید به فرمولی برسد که هم اعتماد سازی جدی صورت گیرد و هم حقوق ملت تأمین شود و این کاری بسیار دشوار است؛ به خصوص آن‌که در 8 سال گذشته ما برخوردار از یک سیاست خارجی بودیم که به آن عنوان «تهاجمی» داده بودند، در حالی که این مفهوم اصلا قابل دفاع نیست و اساسا دیپلماسی در ذات خود تلاش برای تفاهم است، نه تهاجم! آن سیاست‌ها تأثیرات منفی خود را در سوء اعتماد میان ایران و سایر طرف‌ها ایجاد کرده است. البته غربی‌ها هم باید اعتماد ما را جلب کنند و بدانند که در ایران اتفاق مهمی افتاده است که یک ملت پشت آن است؛ اعتماد باید دو طرفه باشد.

این نکات زمینه‌هایی است که باعث می‌شود از وضع فعلی عبور کنیم. مشکل اصلی این 8 سال آن بود که تعادل در سیاست خارجی وجود نداشت و مثلا رابطه‌ ما با کشورهای امریکای لاتین که هزاران کیلومتر از ما دورتر هستند خوب بود، اما با همسایگان خیر! یا در همکاری‌های صنعتی به اروپا هیچ توجهی نداشتیم‌، در حالی که توجه به این کشورها می‌تواند امکانات زیادی را برای صنعت‌گران ما فراهم کند.

ما باید تعادل را به سیاست خارجی برگردانیم و با توجه به اولویت مسائل اقتصادی باید به سیاست خارجی به عنوان زمینه ساز رشد اقتصادی توجه کنیم. در عین حال روابط دو جانبه با کشورها نیز بسیار مهم است و در این رمینه باید سیاست تنش‌زدایی را جایگزین سیاست تهاجمی کنیم و رابطه مان با کشورها را بر اساس آن جمله حکیمانه که «هزار دوست کم است و یک دشمن زیاد» پیش ببریم.

امید است قطعنامه‌های تحریم در مدت کوتاهی متوقف شود؛ چرا که قطعنامه‌هایی که دوستان دولت قبلی آن‌ها را کاغذ پاره می‌خواندند و اصطلاحاتی چون «آب نبات و در غلتان» را به کار می‌بردند، سال‌ها طول می‌کشد تا رفع شوند. اما می‌توان با یک عزم ملی قطعنامه‌ها را بلااثر و متوقف کرد تا فشارها بر روی ملت کاهش یابد. البته باید توجه داشته باشیم که بازگشت به سال 84 که شرایط روابط خارجی در وضعیت نسبتاً مناسبی بود به زمان احتیاج دارد. سیاست خارجی خوب آن است که نیازهای داخلی، امنیت و منافع ملی را در بالاترین سطوح پیگیری و از آن دفاع کند.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.