نسبت روحانیت، دولت و مردم بارها در تاریخ تغییر کرده است. گاهی روحانیت کنار مردم قرار می‌گرفت و گاهی همراه دولت‌ها، اما مصطفی درایتی، مشاور امور روحانیون دولت اصلاحات، معتقد است نباید بعضی تصمیم‌گیری‌های بخشی از روحانیون را به‌حساب روحانیت گذاشت. هستند روحانیونی که بر وجه رحمانی دین تاکید دارند. این روحانیون در هر جایگاهی که قرار داشته باشند از اقبال عمومی برخوردار هستند؛ مانند سیدمحمد خاتمی یا حسن روحانی، اما درمقابل بعضی از روحانیون دین را به‌صورتی نشان می‌دهند که مورد قبول عامه مردم یا پاسخگوی نیاز‌های روز مردم نیست.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران به نقل از بهرا، درایتی می‌گوید گروه اول می‌توانند رابطه بین مردم و روحانیت و رابطه بین دولت و روحانیت را بهبود بخشد؛ اما درهرحال نباید شخصی به صفت «روحانی»بودن وارد عرصه سیاست شود؛ چون در این صورت هم به جایگاه روحانیت آسیب وارد می‌کند و هم به جایگاه سیاست.

ارتباط روحانیت با دولت در هشت‌سال گذشته آسیب‌های بسیاری دید؛ چرا دولت و روحانیت نتوانستند تنش‌های رابطه‌شان را با هم کنترل کنند و چرا این اختلاف‌ها را آشکار کردند؟
تشکیلات روحانیت در ایران خصوصیات و جایگاه ویژه‌ای دارد. اگر در ایجاد ارتباط بین دولت و روحانیت ملاحظات لازم انجام نشود، به دلایل متعدد به ایجاد تنش منجر خواهد شد. مهم‌ترین نکته این است که دولت‌ها باید بپذیرند، روحانیت خصوصا مرجعیت نماینده قشر متدین جامعه است. نحوه پاسخگویی دولت به شبهات و سوالات روحانیون از سوی دولت بسیار اهمیت دارد. بهتر است دولت‌ها به روحانیون پاسخ‌های درخور و مطابق شأن و جایگاه آن‌ها بدهند. همان‌طور که می‌دانید میزان تنش بین روحانیت و دولت‌هایی که به این موضوع توجه داشتند، به میزان قابل توجهی کمتر است.
شما مشاور امور روحانیون دوره اصلاحات بودید. میزان تنش‌های بین دولت در هشت‌سال اصلاحات چه تفاوت‌هایی با هشت‌سال گذشته داشت؟
با وجود آن‌که در دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی بسیاری تلاش می‌کردند تا بین دولت و روحانیت فاصله ایجاد کنند، به‌دلیل احترام ویژه‌ای که او برای روحانیون قائل بود، باعث تعامل بین دولت و روحانیت می‌شد. در دولت آقای خاتمی مشاوران کارکشته‌ای برای تامل با روحانیون در نظر گرفته شده بود؛ این موضوع هم به کاسته‌شدن از میزان تنش‌های بین دولت و روحانیت کمک می‌کرد. دولت آقای خاتمی برای مرجیعت احترام ویژه‌ای قائل بود. هیات دولت و شخص آقای خاتمی پذیرفته بود که برای اداره کشور باید به جایگاه اجتماعی و دینی مرجعیت شیعه و روحانیت احترام بگذارد. در سال‌های اصلاحات اگر برای روحانیون سوالی درباره عملکرد دولت پیش می‌آمد، به‌سرعت به آن سوال پاسخ داده می‌شد.
به‌نظر می‌رسید که حداقل بخشی از مردم به‌دلیل مجموعه اتفاقات چهارسال گذشته از روحانیون خسته‌اند. آیا انتخاب حسن روحانی به‌عنوان یک معمم با اقبال عمومی قابل توجه می‌تواند ارتباط آسیب‌دیده مردم و روحانیت را ترمیم کند؟
نمی‌پذیرم که ارتباط مجموعه‌ای به نام «روحانیت» با مردم آسیب دیده است، اما می‌توانم قبول کنم مردم از بخشی از روحانیون خسته شده‌اند و این خستگی با وجود انتخاب آقای روحانی، هنوز مرتفع نشده است. مردم از نوع القای مسائل فرهنگی، اجتماعی و مذهبی بخشی از روحانیون، خسته شده‌اند. البته اگر این نوع القائات از سوی یک مکلا هم مطرح شود، به‌همان میزان دلزدگی در جامعه ایجاد می‌کند. آن نوع از دین را که مردم در چهره آقای خاتمی یا آقای روحانی می‌بینند، روحانیتی نیست که از آن دلزده شده باشند؛ هرچند فکر می‌کنم روحانی مانند آقای خاتمی یا آقای روحانی که نزدیکی فرهنگی بیشتری با مردم دارند، از اقبال عمومی بیشتری نیز برخوردار می‌شوند. آن دلخستگی که شما از آن صحبت می‌کنید، بازمی‌گردد به آن روحانیونی که چهره‌ای غیرقابل پذیرش از دین به مردم ارائه می‌کنند. انتخاب آقای روحانی نیز تفاوتی در این دلخستگی ایجاد نکرد. در یک کلام می‌توانم بگویم فرقی نمی‌کند مکلا یا معمم، اگر فردی چهره‌ای رحمانی از دین نشان دهند، با اقبال عمومی مواجه می‌شود و اگرچهره‌ای غیررحمانی از دین ارائه دهند، از سوی مردم پس زده می‌شود.
با توجه به این‌که ورود به عرصه سیاست آسیب‌هایی دربر خواهد داشت، فکر نمی‌کنید بهتر است روحانیت از ورود مستقیم به عرصه سیاسی پرهیز کند؟
روحانیت باید بپذیرد که سیاست عرصه عمومی است و همه مردم و صنوف حق ورود به آن را دارند. عرصه سیاست نه حق خاص پزشکان است، نه دانشگاهیان و نه روحانیون. هرکسی که فکر می‌کند توانمندی‌های لازم را برای حضور در این عرصه دارد، می‌تواند و حق دارد که در این عرصه اندیشه‌اش را عرضه کند. البته عرصه سیاسی، عرصه ویژه‌ای است. هرکسی که به آن ورود می‌کند باید این ویژگی‌ها را بپذیرد و لباس یا عنوان علمی نمی‌تواند از آن ویژگی‌ها جلوگیری کند. عرصه سیاست جایگاه نقد است. مردم حق دارند همه گفتار، کردار و زندگی فردی را که وارد مسائل سیاسی می‌شود نقد کنند. اگر یک روحانی این حق را به‌عنوان یک حق عمومی مردم پذیرفته باشد، می‌تواند وارد عرصه سیاسی شود. در این صورت روحانیت چندان مورد آسیب قرار نمی‌گیرد، اما اگر یک روحانی در جایگاه سیاسی برای خود شائنیت ویژه‌ای قائل باشد و توقع ویژه‌ای داشته باشد، با عکس‌ العمل‌هایی از سوی مردم روبه‌رو می‌شود که با آن جایگاه خود ساخته هم‌خوانی ندارد. اگر روحانی در جایگاه سیاسی بپذیرد که مردم حق دارند او را حتی ناجوانمردانه نقد کنند، طبیعی است که هیچ تفاوتی با یک غیرروحانی ندارد که وارد این عرصه می‌شود. بعضی روحانیون مانند آقای خاتمی که حتی بیش از افراد غیرروحانی از خود سعه‌صدر نشان می‌دهند به وجاهت و جایگاه روحانیت کمک مثبت خواهند کرد.
این روحانیون که باعث خستگی مردم شدند، پافشاری می‌کنند که در عرصه سیاسی بمانند. این موضوع نیز به دلزدگی جامعه از روحانیت دامن می‌زند. مردم چطور می‌توانند بین این دو گروه از روحانیون تفاوت بگذراند؟
به‌علت تشابه ظاهری که بین روحانیون وجود دارد مردم به‌سختی می‌توانند بین این دو گروه از روحانیون تمایز قائل باشند.
اما واقعیت این است که روحانیت در ایران طیف وسیعی از سلایق را دربرمی‌گیرد؛ یعنی از صدر تا ذیل آن را می‌توانید در اکثر گرایش‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که در جامعه وجود دارد، ببینید. برای مثال در بین روحانیون مانند دانشگاهیان و دیگر اقشار جامعه کسانی هستند که به اقتصاد باز و لیبرال اعتقاد دارند؛ همان‌طور که روحانیونی هستند که هوادار اقتصاد بسته و حتی سوسیال هستند. این تفاوت نگاه بین روحانیون در تمام حوزه‌ها وجود دارد. البته نگاه روشنفکرانه به دین در طول این سال‌ها مخصوصا هشت‌سال گذشته در مضیقه بوده است؛ رسانه نداشته و کمتر فرصتی برای طرح نظر و نوع نگاهش داشته است. در حوزه‌ها هم نگاه روشنفکرانه به دین، تحت فشار است، اما فرصت‌هایی مانند انتخابات ریاست‌جمهوری یا مجلس فرصت خوبی است تا مردم روحانیون مختلف را ببینند و از سلایق و باور‌های آن‌ها آگاه شوند تا به‌مرور بتوانند بین روحانیون تفاوت قائل شوند. حضرت امام هم مخالف با روحانیونی بود که امروز به آن‌ها مرتجع گفته می‌شود. امام معتقد بود که این دست از روحانیون راه ورود دین رحمانی به کشور را بسته‌اند و روی قضاوت مردم از کل روحانیت هم تاثیر می‌گذارند. مردم با بررسی نظرات مختلف که به صورت گهگاه فرصت رسانه‌ای‌شدن پیدا می‌کنند، می‌توانند دریابند که همه روحانیون مانند هم نیستند و سلایق یک دست ندارند؛ البته قبول دارم که تمایزقائل‌شدن بین روحانیون برای مردم سخت است؛ زیرا وجهه غالبی که از روحانیت صداوسیما و رسانه‌ها به آن دامن می‌زنند، همان روحانیتی است که از مقبولیت اجتماعی کمی برخوردار است.
خوب و بد عملکرد دولت به‌پای روحانیت نوشته می‌شود. با توجه به این‌که بعضی از روحانیون تمایل فراوانی برای ورود به دولت‌ها یا حمایت از دولت‌ها دارند، روحانیت چگونه می‌تواند از آبروی خود دفاع کند؟
کسانی که وارد عرصه سیاست می‌شوند، اعم از مکلا و معمم، نباید رفتار سیاسی خود را دینی قلمداد کنند. سیاستمدار‌ها نباید رفتار‌ها یا تصمیم‌گیری‌های خود را عین صواب و عین حق یا عین دین بدانند. فعالان عرصه سیاست باید بپذیرند که عرصه سیاست، عرصه علم، تجربه و پژوهش است. اگر یک روحانی وارد این عرصه شود، نمی‌تواند به مجموعه کنش‌هایش وجهه دینی بدهد. یک سیاستمدار اگر توانمند است، شخصا توانمند است و اگر ناتوان است، شخصا ناتوان است. نباید توانایی یا ناتوانایی‌های سیاستمداران را به حساب دین یا روحانیت گذاشت. ما باید به این سطح از بلوغ برسیم که سیاست را به نام دین نگذاریم.
با توجه به این‌که بعضی روحانیون تلاش می‌کنند تا وارد دولت‌ها شوند، این خواسته که مردم بین سیاست و روحانیت تفاوت قائل شوند، کمی غیرواقع‌بینانه نیست؟
همیشه گفته‌ام که یک روحانی اگر به صفت روحانیت بخواهند شریک دولت شود، اشتباه می‌کند. زمان آقای خاتمی اصرار داشتیم جایگاه‌هایی مانند منبرها و پایگاه‌هایی که خاص روحانیت منهای قدرت باشد، نباید در مقام دفاع از دولت بر بیایند. این‌ها جایگاه‌های خاص و ویژه ترویج دین است. در تاریخ جمهوری‌اسلامی به دلایل مختلف این اشتباه رخ داد که افرادی حتی خارج از دولت، حتی از جایگاه‌هایی مانند مساجد، اصرار دارند تا از دولت‌ها دفاع کنند. این روش هم به جایگاه روحانیت آسیب وارد و هم اذهان مردم را نسبت به دین و روحانیون مشوش می‌کند. در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی سعی ما بر این بود که نباید کسی از جایگاه دینی-مذهبی از دولت حمایت کند. زیرا اگرچه این نوع حمایت‌ها می‌تواند در کوتاه‌مدت به نفع دولت باشد ولی در بلندمدت به ضرر جایگاه دینی تمام می‌شود. باید از روحانیون انتظار انتقاد داشته باشیم. انتقاد به این معنی که آن‌ها باید زبان مطالبات و کمبود‌های مردم باشند. باید به عنوان منتقد دلسوز به دولت نگاه کنند و نباید به دولت‌ها نزدیک شوند.
فکر می‌کنید حسن روحانی به‌عنوان منتخب روحانی مردم می‌تواند آسیب‌های واردشده به رابطه دولت و روحانیت را جبران کند؟
مهم‌ترین از این‌که رییس‌جمهوری معمم یا مکلا باشد، باید دید که چه افرادی را برای ارتباط با روحانیون تعیین می‌کنند. اگر دولت میزان اهمیت نقش روحانیون در جامعه را بپذیرد و جایگاه روحانیت را به‌رسمیت بشناسد، از میزان تنش‌ها کاسته خواهد شد. در غیر این‌صورت حتی در صورت قرارداشتن یک روحانی در مقام ریاست‌جمهوری از میزان تنش‌ها کاسته نخواهد شد. هرچند همان‌طور که پیش‌تر گفتم نگاه رحمانی افرادی مانند آقای خاتمی و آقای روحانی می‌تواند به ترمیم جایگاه روحانیت بین مردم کمک کند.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.