اگر درایت امام و حمایت های ایشان نبود، زنان ایرانی هم اکنون در پستو مانده بودند و به هویت امروزی دست نمی یافتند.

به گزارش جماران دکتر معصومه ابتکار، همان زن ایرانی است که قهرمان زمین شد در سال 85. زنی که تجربه حضور در هیات دولت ایران را دارد و در سطوح مختلف مدیریتی حضور داشته است. او امروز دغدغه زنان مسلمان و حضورشان در جامعه را دارد. نگران خشونت های خاورمیانه و قربانی شدن زنان و کودکان بی گناهی است که اسیر جنگ و مناقشات فرقه یی و مذهبی شده اند. او اگرچه زنان را آسیب پذیرترین قشر در وضعیت کنونی می داند اما نقش آنها را در پایان این خشونت و خونریزی هم پررنگ تر از هر دیپلماتی می داند و پیشنهاد می دهد، مادران صلح جهان اسلام پیشگام دعوت به آرامش شوند و زنان همه مذاهب گردهم آیند و به این خونریزی و مناقشه بی انتها، پایان دهند.

ابتکار در گفت وگو با شفقنا، از شفقنا می‌خواهد تا جور کم کاری برخی سازمان‌های منطقه‌ای را به دوش بکشد و پیشگام تشکیل کمپین پایان خشونت در خاورمیانه شود.

نگاه جهان به زنان در کشورهای مسلمان یک نگاه عقب افتاده است و تصور آن‌ها این است که این زنان، پوشیه و برقع پوشانی هستند که نقشی در سرنوشت خود ندارند و تا حدودی نیازمند ترحم هستند؛ نه تولید فکر می کنند و خدمات ارائه می‌دهند و نه در تصمیمات کلان و استراتژیک کشورهای‌شان نقش دارند. این چیزی است که غرب از جهان اسلام تصویر می‌کند اما همه ما می‌دانیم که این واقعیت زنان مسلمان نیست. با توجه به وقایع سال‌های گذشته خاورمیانه، چه آینده‌ای برای زنان مسلمان با حجاب متصورید؟ در اینجا کاری به طیف سکولار و ... ندارم بلکه منظورم زنانی است که اعتقادات اسلامی و حجاب کامل دارند و می‌خواهند در دنیای مدرن نقش داشته باشند. آیا این‌ها به اقتضای شرایط از پروسه تصمیم گیری و اجرا حذف می شوند یا نه نقش پررنگ تری از آنها خواهیم دید؟

سوال چند بعدی و پیچیده و در عین حال کلیدی مطرح کردید. جنبه اول نوع نگاه رسانه‌های جهانی به زن خاورمیانه‌ای است که البته این نگاه در بین نخبگان و تحصیل‌کردگان غربی تغییر کرده است. دانمارک کنفراسی در 1374 برگزار کرده بود که من بدون هیچ مسئولیت دولتی در آن شرکت داشتم و این بحث بسیار در آنجا مطرح شد. در آنجا کشورهای غربی خواستار برقراری ارتباط با زنان جهان اسلام بودند و نوعی خود انتقادی داشتند نسبت به نگاه کلیشه‌ای موجود و این بحث‌ها از آن زمان مطرح بوده است. عده‌ای معتقدند که یک لابی قوی صهیونیستی تلاش دارد که این نوع نگاه و کلیشه‌ها و چندگانگی بین فرهنگ‌های مختلف را ایجاد کند اما واقعیت این است که بعد از انقلاب اسلامی ایران، الگوی زن مسلمان در جوامع مختلف جهان مطرح شد.

دقیقا چگونه مطرح شد؟ تصویر جهان از زن انقلابی فقط در تظاهرات ها بوده است...

این مطرح شد که زن مسلمان از یک الگویی از تجدد پیروی می‌کند که با الگوی غربی تجدد همخوانی ندارد و این الگو در عین حال که فضا برای استقلال فکری زن را فراهم می کند اما نسبت به رعایت شئونات انسانی و اخلاقی حساس است که مانع از شکسته شدن حرمت زن و انسان می شود. این الگو در جوامع اسلامی هم مورد استقبال گرفت چون پشتوانه فکری داشت و مباحث دکتر شریعتی، آیت‌الله مطهری و حضرت امام‌(س) بسیار مورد استقبال قرار گرفت. بعد از انقلاب ما گرایش به حجاب در زنان خاورمیانه را در کشورهایی مثل مصر، ترکیه و سوریه می‌بینیم.

این گرایش‌ها سلبی است یا ایجابی؟

این گرایش‌ها ایجابی است به دلیل اینکه انتخابی آزادانه است. در این جوامع هیچ اجباری برای رعایت حجاب نبوده است و فضایی که ایجاد شده در شرایط و حکومت غیردینی ایجاد شده است و اتفاقا در فضایی که حجاب دختران مانع از ورود آنها به دانشگاه می‌شد، رشد یافته است. زمانی که آقای شیراک، حجاب را منع کرد، نامه‌ای به ایشان نوشتم و توضیح دادم که زنان و دختران مسلمان فرانسوی بر اساس یک انتخاب آزادانه این حجاب را انتخاب می‌کنند و شما نمی‌توانید مانع آنها شوید و این حرکت مخل آزادی فردی است و به عنوان رییس جمهور نباید از کلیشه‌های ذهنی تبعیت کنید. چرا که آنها می‌گفتند نباید از نماد دینی استفاده کرد و ما توضیح دادیم که حجاب نماد نیست بلکه این یک سبک زندگی است که بخشی از آن رفتار و حجاب و پایبندی به اخلاق است. در مجموع هم این رفتارها در غرب دیده می شود و هم اینکه این نوع نگاه در نخبگان غربی تغییر کرده و پذیرش نسبت به زن مسلمان و نقش های فعال زن مسلمان در بسیاری از جوامع دنیا طی سال های گذشته تغییر کرده است و زن مسلمان توانسته خود را با وجود همه محدودیت‌ها به اثبات برساند.

مانع رشد زن مسلمان فقط این نگاه کلیشه‌ای نبوده بلکه مانع جدی، نگاه به شدت متحجرانه و واپس‌گرایانه در جامعه خودش بوده است. با توجه به دیدگاه‌های امام‌(س)، دو جبهه به مسایل زنان آسیب وارد می‌کنند. یکی نگاه غربی و دیگری نگاه متحجرانه است که برای زن هویت و ارزش قایل نیست. این نگاه در جوامع اسلامی کاملا بازدارنده و مخدوش کننده است و این ندایی نیست که فکر کنید قطع می‌شود. یعنی فقط طالبان نیست، بلکه طالبان یک نحله است که انتهای طیف و نگاه افراط گرایانه به شمار می‌رود، اما این نگاه در بسیاری از جوامع وجود دارد.

همه این نگاه‌ها وجود دارند اما زنان با وجود آن نگاه کلیشه‌ای و این نگاه‌های متحجرانه و حتی افراطی، از آشپزخانه‌ها به دانشگاه‌ها و خیابان‌ها و مناصب آمده‌اند. این زنان در آینده برای تولید فکر و تصمیم سازی‌ها و تصمیم گیری‌ها حذف می‌شوند؟ حذف به معنای این‌که متناسب با پیشرفت‌شان حضور نداشته باشند. آیا پیشرفت آن‌ها قطره چکانی خواهد بود و تعداد آنها کاهش می‌یابد یا آنکه حضور فعال خواهند داشت؟

نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای همه کشورهای اسلامی در نظر گرفت. کل برآیند بردارها برای حضور زنان، تحصیل آنها و تجربه اجرایی زنان مثبت است و فضا بازتر شده است. تحولات منطقه در راستای ارتقای حضور اجتماعی زنان و بهبود وضعیت آنان رقم خورده است. اما نمی‌توان یک نسخه واحد پیچید. در مورد ایران متاسفانه فضای دوقطبی ایجاد شده موجب محدودیت فعالیت زنان فعال در عرصه اجتماعی شد. اگرچه در دولت وزیر زن حضور داشت اما در مجموع فضا مناسب نبود.

شما حضور زن در کابینه را یک افتخار می دانید یا یک امر عادی است؟

یک امر عادی است. مخصوصا در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی حضور زنان می‌تواند موجب افزایش تعادل شود. بحث افتخار نیست و اگر شایستگی باشد نباید محدودیت و موانع کلیشه و ذهنی موجب عدم حضور زنان در عرصه شود. حضور زنان نمادی از تعادل، عدالت و نگاه وسیعی است که قرآن کریم به دنبال ترویج آن است. در بین مثال‌های قرآن کریم مثال ملکه صبا هم بیان می شود. می بینید که ملکه صبا یک زن است و تدبیر هم می کند و جلوی جنگ را می گیرد و نظر شورایی را دنبال می کند. قرآن، الگوی خوبی را از حکمرانی یک زن بیان می کند پس چرا ما باید فکر کنیم این یک الگوی غربی است؟ حضور زن در مسند امور، غربی نیست و می تواند یک الگوی اسلامی باشد. ضمن آنکه ما می توانیم به زنان فعال و برجسته اسلام نگاه کنیم که موثر و تصمیم گیر بودند مثل حضرت خدیجه‌(س) که سرآمد تجار جزیره العرب بودند و تاثیرگذاری، درایت و تدبیر ایشان در دوران بعثت مشهود است و نقش راهبری اقتصادی داشتند.

پس چرا این‌قدر برخی رهبران مذهبی نسبت به حضور زنان حساس هستند؟

برمی‌گردد به برداشت‌ها و تفاسیری که وجود دارد. در بحث زنان نیازمند یک اجتهاد جدی و بازنگری بودیم که امام‌(س) بسیاری از آنها را مطرح کرد و یکی از پروژه ها و محورهای راهبردی امام‌(س)، اصلاح نگاه به بحث زنان و بهبود وضعیت زنان بوده است. ما این مساله را در رهبران کشورهای دیگر بسیار کمتر می بینیم و زنان یک رهبر جدی نداشتندکه هوادار آنها باشد و فعالیت آنها را جهت دهی کند؛ در حالی که حضرت امام‌(س) حامی حضور و فعالیت زنان بودند کما اینکه گروهی که معتقد بودند زنان نباید در مجلس حضور داشته باشند،این موضوع را با ایشان مطرح کردند و امام‌(س) در پاسخ گفتند این گفته شما درست نیست. اگر این درایت امام و حمایت‌های ایشان نبود، زنان ایرانی هم اکنون در پستو مانده بودند و به هویت امروزی دست نمی‌یافتند.

یکی از انتقاداتی که درباره دیدگاه امام مطرح می شود انتقاد ایشان از حق رای به زنان در سال 1342 است...

تحلیل امام‌(س) در آن شرایط این است که با این حق، دموکراسی واقعی محقق نمی‌شود و مردم اختیاری ندارند و مقصود استفاده تبلیغاتی از رای زنان است. در حالی که امام، شرایط را می سنجد و ظرفیت زنان را می بیند و وقتی موضوع تغییر می کند، حکم نیز تغییر می کند و تغییر رای امام حاکی از اجتهاد پویای ایشان است. امام یک حامی بزرگ برای زنان مسلمان بودند، نه فقط حامی زن ایرانی. امام‌(س) به عنوان یک مجتهد و رهبر سیاسی کاری بزرگ کرد، در برابر بسیاری از هم قطارانش ایستاد و مسایل زنان را مطرح و به جهان اسلام الگو دهی کرد.

این دیدگاه و نگاهی که امام‌(س) به جایگاه زنان داشتند مثل موضوع حق رای را نمی شد در طول سال های گذشته توسعه داد و مرزهای آن را بازتر کرد...

زنان در همه جاهایی هستند که باید باشند و فداکاری کنند و در جایی با محدودیت مواجه می شوند که تقسیم قدرت مطرح است. تقسیم قدرت که در بخش های مختلف اتفاق افتاد زنان با محدودیت مواجه شدند...

چرا زنان را در قدرت راه نمی‌دهند؟

برای اینکه رقابت بین مردان هم شدید است و وقتی مناسبات این‌گونه جدی و رقابت شدید می شود، اگرچه زنان نقش پررنگی دارند اما نادیده گرفته می شوند. در وقایع اخیر خاورمیانه و در کشورهای مختلف مثل مصر و تونس و... می بینید که زنان چه نقش و حضور پررنگی دارند. در کشورهای مسلمان زنان در ردیف اول مبارزه قرار گرفته اند و این بسیار جالب است. در این شرایط ما ایران را به عنوان الگوی جهان اسلام معرفی می کنیم و طبیعتا یک الگو به دلیل غلبه جنبه های مثبت، الگو می‌شود. ایران هم اگر در همه موارد ناموفق بود، الگو نمی شد. البته این الگو شدن مطلق نیست و بخشی از تجربه ایران، تجربه شکست‌ها و عدم موفقیت‌هاست. همان طور که باید موفقیت ها را به عنوان یک الگو برای زنان مسلمان مطرح کنیم باید خطاها و اشتباهات را هم بیان کنیم که درس بگیرند و آن خطاها را تکرار نکنند. این خیلی مهم است که اشتباهات و نقاط ضعف را هم بیان کنیم، اما از آن طرف هم خانم ها راهبری صحیحی نداشتند و زمان تقسیم قدرت سهم آنان را ندیدند. در برخی کشورها مثل لیبی حتی در مبارزات هم خانم ها را ندیدند. البته گفته می شود موضوع لیبی بسیار برنامه ریزی شده بوده است. در اتفاقاتی که در کشورهای عربی رخ داد، سقوط دیکتاتوری، آزادی و جنبش مدنی مطرح بود. خانم ها هم سهم خواهی نکردند اما بعد که دولت ها شکل گرفتند دیدند در بسیاری از زمینه ها کنار گذاشته و نادیده گرفته شدند.

وضعیت زنان چه در دولت، چه در تصمیم گیری‌ها یا تصمیم سازی ها، در کدام کشور مسلمان مطلوب تر است؟

وضعیت مطلوب تر برای زنان به دلیل پیشینه‌ای که داشتند، وضعیت زنان مصر بود اما به نظر نمی‌رسد که اخوان المسلمین سهمی برای آن‌ها قایل باشد.

زنان افغانستان چطور؟

در افغانستان هم وزیر زن داشته‌ایم اما طالبان فضای دوقطبی شدیدی ایجاد کرده و هجمه و فشار موجود علیه زنان کماکان شرایط را برای خانم‌ها دشوار کرده و خشونت علیه زنان بالاست.

اشاره کردید که برای زنان خاورمیانه نمی توان نسخه واحد ارائه داد و از سوی دیگر ایران باید تجربه های خود را با زنان در میان بگذارد. همچنین اشاره به نحله های مختلف و برداشت های مختلف فقهی از نقش زنان داشتید. سوالم از شما که تجربه کارگزاری دولتی دارید این است که زنان شیعه کشورهای اسلامی به ویژه لبنان، عراق و ایران چه جایگاهی دارند؟

در مجموع پیشبرد وضعیت زنان در این کشورهای شیعه بهتر بوده است و نگاه به جنبه‌های نظری، میزان محدودیت‌ها در جوامع و حوزه‌های علمیه شیعه در برابر دیدگاه‌های سلفی بسیار متعادل تر است. البته امام خمینی‌(س) سرآمد همه اینها بوده‌اند و نقشه راهی که ایشان برای زنان شیعه ترسیم کردند جاری است و زنان بر اساس این نقشه راه پیش می‌روند ولی در مواردی با وجود ایده پردازان روشن بینی مثل امام موسی صدر یا شیخ فضل الله در لبنان، در عمل می‌بینیم زنان در این کشور چندان در عرصه سیاسی وارد نمی‌شوند، حالا به این دلیل که غلبه با شاخه نظامی است یا نه، نمی‌دانم. اما زنان تحصیلکرده بسیاری در لبنان هستند که ورود نکرده‌اند. در عراق وضعیت به گونه‌ای دیگر است و می‌بینیم طی ده سال گذشته حضور زنان شیعه پررنگ است و حضرت آیت‌الله سیستانی نیز نگاه بسیار روشنی نسبت به موضوع داشتند و برخی سختگیری‌هایی که در ایران مثلا در بحث حجاب وجود دارد، در عراق برای زنان فعال در اجتماع رخ نداد و علما در این موضوع ورود نکردند. به نظر می رسد از تجربه ایران در این زمینه بهره برده‌اند. در عراق نیز اختلاف نظر درباره فعالیت زنان وجود دارد اما در عرصه سیاسی مشهود است که با وجود ضریب بالای خشونت در عراق، زنان حضور قابل قبولی در عرصه داشته اند و این حضور و صبر و تحمل بسیار ارزشمند است.

اگر زنان مسلمان از شما بخواهند که تجربیات خود را پس از انقلاب اسلامی و مسوولیت هایی که داشتید بیان و بایدها و نبایدها را گوشزد کنید، چه پیشنهادهایی به آنها می دهید؟

آموزش و تحصیلات برای دختران و اجازه ادامه تحصیل در حد استعداد و توانمندی دختران. باید امکان رشد این سرمایه اجتماعی را فراهم کنیم و زمینه تشکیل خانواده به گونه‌ای فراهم شود که مانع نقش های اجتماعی زنان نشود و زنان بتوانند تعادل را برقرار کنند. نباید ارزش مادر بودن و نقش محوری در خانواده را نادیده گرفت اما این نقش نباید تبدیل به حصاری برای زنان شود. از نگاه زنانه و نگاه معنوی و عاطفی زنان باید برای برخی سیاست گذاری ها بهره برد زیرا زن و مرد در جامعه، در کنار هم تعادل بخش هستند و اگر نگاه‌ها یکسویه و مردانه شود ممکن است بسیاری از ظرایف دیده نشود، در حالی که حضور زنان فضاها را تلطیف می‌کند.

ما در ایران تجربیات موفق بسیار داشتیم و اگر آسیب‌‌های اجتماعی کنونی جامعه ایرانی را در نظر بگیریم، یک بخش مهمی از این آسیب‌ها ناشی از سیاست‌های نادرست و ناپایدار ما درباره زنان بوده که مثلا پوشش یکی از این موضوعات است.

نتوانسته‌ایم توجه به هویت جوانان، حق اختیار آن‌ها و ایجاد فضایی مناسب که به طور مستقل تصمیم بگیرند را فراهم کنیم. در ارتباط با مسئله حقوق زن در خانواده و بیرون از آن، پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم اما کماکان چالش هایی هم داریم که حوزه‌های ما باید در این زمینه فعال باشند. در زمینه حقوق زنان و مسایل فقهی همه کشورهای اسلامی باید تلاش فراوان کنند تا برخی معضلات حل شود.

در بین کشورهای مسلمان، سوریه وضعیت تراژیکی به خود گرفته و این وضعیت برای زنان و کودکان در حال تبدیل به یک سوگواری بشری است؛ مجموعه زنان جهان اسلام با همه داشته ها و نداشته هایشان چه کاری می‌توانند برای زنان سوریه انجام دهند؟

این وضعیت متاسفانه در افغانستان، عراق و سوریه طی دهه اخیر در حال تکرار است. به نظرم باید حکومت سوریه گروه‌های مختلف را کنار هم جمع کند و کنار گذاشتن خشونت را در اولویت قرار دهد. دخالت بیگانگان باید متوقف شود و فقط مردم سوریه درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند. شما سوریه را مطرح کردید اما من کل جهان اسلام را در نظر می گیرم. به نظر می رسد یک سیاست کاملا حساب شده‌ای برای تشدید مناقشات فرقه ای به ویژه شیعه و سنی در حال وقوع است. این مساله را قبلا در هند و پاکستان می‌دیدم اما الان در عراق و سوریه و بحرین می‌بینیم و متاسفانه برادرکشی و اشاعه نفرت پدیده خطرناک رایجی شده است. تریبون‌ها را ببینید، کسانی که جوامع انتظار دارند با عقلانیت و خردمندانه سخن بگویند با کینه و نفرت پیام می‌دهند و در اینجا زنان مسلمان وظیفه و مسئولیتی دارند که در برابر افرادی که عامدا اختلافات را تشدید می‌کنند و عامدا شکاف بین شیعه و سنی را محملی برای ایجاد ناپایداری در جوامع اسلامی و بعد حضور بیگانگان و اضمحلال این جوامع پیش می‌برند، بایستند. زیرا زنان و کودکانی که در این مسئله بسیار آسیب می بینند خودشان می توانند ابتکار عمل را به دست گیرند و در نزدیک کردن قلوب نقش داشته باشند. نمی دانم گروه های تقریب ادیان الان کجا هستند.

دکتر مهاتیر محمد و آقای خاتمی اقدام جالبی انجام دادند و پیام مشترک علیه فرقه گرایی در جهان اسلام منتشر کردند. زنان جهان اسلام می‌توانند از این شیوه استفاده کنند، کار مشترک و پیام مشترکی داشته باشند تا در برابر این گونه مناقشات فرقه‌‌ای بایستند و اقدامات خشونت بار و تروریستی را متوقف کنند. این امر نیازمند حرکتی اجتماعی از سوی زنان است و فکر می‌کنم شفقنا می‌تواند در این زمینه کمک کند. پیشنهاد می کنم شفقنا کمپینی را آغاز کند با محوریت زنان برای دفع خشونت های فرقه ای و خشونت میان شیعیان و سنی ها.

دعوتی از مادران صلح شیعه و سنی صورت گیرد، در این زمینه می‌توان کارهای زیادی کرد و من هم حاضرم کمک کنم و می‌شود به این موضوع پرداخت که چقدر شیعه و سنی به هم نزدیک هستند و می توان پیام هایی از افراد موثر گرفت. باید افشا شود که برنامه ریزی انجام شده برای خاورمیانه بخشی از زنان و دختران جهان اسلام را هدف قرار داده است. می توان یک جنبش مدنی ایجاد کرد.

می‌توان جنبش را به نتیجه رساند؟

اپیام را که می‌توان بیان کرد. می‌توان گفت ما زنده هستیم، مخالف خشونت‌های فرقه‌ای هستیم و می‌دانیم دست‌هایی پنهان این خشونت‌ها را هدایت و تشدید می‌کند و برخی سخنان که به نام رهبران دینی صورت می‌گیرد، ریشه در اعتقادات دینی مسلمانان ندارد. باید گفت خشونت‌های فجیعی که رخ می‌دهد هیچ نسبتی با دین ما ندارد. به نظر من شفقنا یکی از جاهای مهمی است که می‌تواند در این زمینه اقدام کند، چون به نظر می‌رسد مجموعه‌های فعال در حوزه تقریب مذاهب فعلا گرفتار فعالیت‌های رسمی هستند و در حال حاضر می‌توان از طریق شفقنا و با فعال کردن رسانه‌ها و تشکل های غیردولتی منطقه اقدام کرد.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.